مقاله رایگان درباره لایه های معنایی

مقاله رایگان درباره لایه های معنایی

دانلود پایان نامه

 

محققان در وجود این گونه از مشترک لفظی اختلاف نظر داشتند. برخی منکر شدند و برخی آن را ثابت کردند. ‌بقلب، ابن درستویه، جوالیقی از منکران بودند، و حجت آنان این که وجود اضداد نقص وکمبود در زبان شمرده می شود. اما کسانی که اضداد را ثابت می کردند، بسیارند و حد وحصری ندارند. ابن انباری یکی از آنان است، که در کتاب خود (الأضداد) می گوید: « إن کلام العرب یصحح بعضه بعضا و یرتبط أوله بآخره. فجاز وقوع اللفظه علی المعنیین المتضادین، لأنه یتقدمها و یأتی بعدها ما یدل علی خصوصیه أحد المعنیین دون الآخر»
از الفاظی که تضاد آن گفته شد: (‌عسعس) به معنای: أقبل وأدبر و (المقوی): الذی لازاد معه ولامال،وکثیر المال. و (أسررت الحدیث): کتمته، أظهرته.
شاید هم اصل اضداد اختلاف لهجه ها بوده، یکی از دو معنی برگرفته از یک منطقه ی عربی ومعنی دیگر از منطقه ی دیگری بوده، سپس زبان همدیگر را شنیدند، و تبادل معنی شد. انباری درین باره می‌گوید: « الجون : به معنای سفید رنگ در زبان یکی از مناطق عرب به کار گرفته می شود، و الجون: سیاه رنگ در منطقه ی دیگر».
ممکن است هم منشأ اضداد وام گیری زبان از زبانهای مجاور باشد، مانند (البسل)، در زبان عربی‌ (حلال) و در زبان عبری (حرام) معنی می‌دهد.
ممکن است هم تضاد علت های اجتماعی داشته باشد مانند: به فال نیک گرفتن و خوش یمن بودن مثلا عرب ها به صحرا (مفازه) می گفتند برای این که کسی که وارد صحرا می شود؛ امیدی به نجات داشته باشد. و (قافله) به گروه وجماعت اطلاق می شده تا بازگشت آنان به خیر وسلامتی بینجامد. علتهای دیگری نیز وجود دارد از قبیل فال بد زدن برای نمونه؛ عرب به سیاه پوست لقب (ابو البیضا) می دهد. ریشخند زدن نیز یکی از آن علتهای اجتماعی به شمار می رود، برای نمونه به کسی که لکنت زبان داشت (فصیح) می گفتند. و مراعات ادب مثل استفاده از لفظ (بصیر) برای نابینا و (مولی) برای برده.
اما در مورد (ترادف) سیبویه، ابن جنی‌ و فخر رازی‌ آن را بررسی کردند. رازی ترادف را تعریف می‌کند: «هو الألفاظ المفرده الداله علی شیء واحد باعتبار واحد». رمّانی نیز در کتاب خود (الألفاظ المترادفه و المتقاربه فی‌المعنی). و ابن فارس درکتاب خود (الصاحبی … به ترادف روی آوردند.
برخی از محققان ترادف را اثبات نمودند. و حجت آنان این بوده که همه اهل زبان اگر بخواهند ( اللب را تفسیر کنند، می‌ گویند (العقل) یا (الجرح) را (الکسب) می گویند. و روایت کردند، که پیامبر اکرم محمد صلی الله علیه وآله وسلم به ابوهریره فرمودند: « ناولنی السکین، فالتفت أبوهریره یمنه و یسره. ثم قال بعد أن کرر الرسول له ثانیه وثالثه‌: المدیه ترید؟ فقال له الرسول:‌ نعم »
از مثالهای ترادف: وصلته وأعطیته، ورفدته. و السرور، الحبور، الفرح، الجذل، الغبطه و زوج المرأه و حلیلها و عشیرتها، و بعلها و …است.
برخی دیگر از محققان ترادف را نپذیرفتند از قبیل: ثعلب، ابو‌ علی الفارسی، ابن فارس، ابو هلال العسکری. ابن فارس درین زمینه می گوید: «واحد هو السیف، و مابعده من الألقاب صفات … و کذلک الأفعال، نحو: مضی، و انطلق، و ذهب. و قعد، وجلس، و رقد، ونام، وهجع». ابو علی فارسی هم می‌گوی : « لا أحفظ للسیف إلا اسما واحدا، وهو السیف. وحین سئل: فأین المهند و الصارم و کذا وکذا. قال: هذه صفات»
ابو هلال عسکری‌ کتاب الفروق فی اللغه) را برای رد ترادف و اثبات فرق میان الفاظی که دیگران مدعی ترادف آنهایند، تألیف کرد. وی درین کتاب می گوید: «إن الاسم کلمه تدل علی معنی دلاله الإشاره. و إذا أشیر إلی الشیء مره واحده فعرف، فالإشاره إلیه ثانیه و ثالثه غیر مفیده. وواضع اللغه حکیم لا یأتی فیها بما لا یفید ..».
کتاب (الکلیات) هم از ابو البقاء کفوی مثال های زیادی از تفاوت میان الفاظی که مترادف می نماید، شامل می شود. از قبیل تفاوت میان (الاثم و الوزر) و میان (الذنب و المعصیه و الزله) و بین (الجرم والذنب والعصیان) و …است.
ب- کوشش های محققان معاصر عرب در بحث نشانه شناختی :‌
این کوشش های قدیم به کامل شدن بحث نشانه شناسی در مطالعات زبانی منجر نشده؛ بلکه برخی‌ از ابحاث آن بدون تمایز از دیگر شاخه های زبان ارائه شد. برای همین می‌گوییم بررسی مسائل دلالت به مفهوم علمی و به کارگیری متدلوژی خاص خود به دست زبانشناسان متخصص ثمره ای از ثمرات مطالعات زبانشناسی نوین است.
از زبانشناسان جدید عرب که نشانه شناسی را بررسی‌کردند ابراهیم انیس است. وی در کتاب خود؛ دلاله‌ الألفاظ (1948)، خاستگاه زبان، دلالت آوایی، صرفی، نحوی‌ و قاموسی، رابطه ی لفظ ومعنی و تطور دلالت و …. را بررسی کرد.
سپس تمام حسان کتاب خود را (مناهج البحث فی اللغه 1955) تألیف کرد. وی درآن کتاب؛ متد تحقیقات زبانشناسی را بازگو کرد: متد آواها (فونتیک و فونولوژی)، متد صرف، متد نحو، متد قاموس و متد دلالت. در متد دلالت از دو نظریه سخن گفت؛ دینامیک و استاتیک.
نظریه ی دینامیک نظزیه ای که تغیر معنی را در بستر تاریخ مطالعه می کند، و تغیر دلالت را از زمانی به زمان دیگر نیز بررسی می نماید، مثلا لفظ (العلق) معنی‌ چیز گرانبها و نفیس، و(الخول) معنی خدمتکاران را می داد. اما دلالتهای فصیح آن در زمانهای بعد تغییر کرد، که در لهجه ی عامیانه معنای شرم آور به حساب می آید. اما نظریه ی استاتیک صیغه زبان وکارکرد آن را در زبان بحث می کند. و بر مجموع عناصر پیرامون موضوع تحلیل که مشتمل بر ساختار شخصی و تاریخچه فرهنگی گوینده است، دلالت می کند.
در کتاب دوم خود نیز: اللغه العربیه، معناها و مبناها (1977) تمام حسان موضوعات کتاب اول خود را پیگیری کرد، اما با گستردگی بیشتر. وی در مورد زبان وگفتار، سیستم آوایی، سیستم صرفی‌(مبنا، صیغه، زیادت، تعدد معنای کارکردی برای یک مبنا، اشتقاق، تکیه)، نظام نحوی‌ (قرینه های تعلیق، زمان و جهت)،‌ قاموس و دلالت بحث می کند. وی در بخش دلالت بحث (مقام) را ارائه می دهد، بحثی که اکنون کانون مطالعات نشانه شناسی توصیفی است. نشانه شناسی اصلی است که لایه ی اجتماعی -یکی از سه لایه های معنایی- بر آن استوار می شود. همان لایه ای که روابط و رویدادهای اجتماعی که گستره ی (‌گفتمان) را پوشش می دهد، در آن دیده می شود. و روشن است که توضیح معنی در سطح کارکردی (آوایی، صرفی‌، نحوی) و در سطح قاموسی جز معنای‌ (مقال) یا (معنای حرفی- تحت الفظی)‌ یا (معنای ظاهری متن) معنای دیگری به ما نمی دهد، که یک معنایی فارغ از محتوای اجتماعی وتاریخی است، و از هر قرینه ای مفید در تشخیص معنی که پیرامون متن را احاطه می کند، دور می شود.
برای دستیابی به معنی در شکل شامل آن بایست روشهای تحلیلی را به کار ببریم همان روشهایی که شاخه های مطالعات زبانشناسی (نظامهای آوایی، صرفی، نحوی، قاموسی)‌ به ما عرضه می کند. روشهای یاد شده معانی واژه ها را به ما می‌ دهد اما معنای‌ متن یا معنای دلالتی‌ آن می ماند، نه معنای ظاهر متن. معنای دلالتی به معنای مقام یا معنای اجتماعی نیاز دارد. و این بدین معنی است، زمانی که از تحلیل کارکردها در سطح آوایی وصرفی ونحوی و از تحلیل روابط عرفی میان واژه ها و معانی آن در سطح قاموسی فارغ می شویم، نمی توانیم مدعی‌ شویم که به معنای دلالتی رسیده ایم. چون رسیدن به این معنی‌ پیش از آن نیازمند توجه به معنای‌ اجتماعی‌ یعنی (مقام) است.
این عنصر اجتماعی برای فهم معنای دلالتی ضروری می نماید، مثلاً کسی که می گوید (‌أهلاً‌ بالجمیله‌) ‌این عبارت ممکن است، در مقام غزل یا درمقام توبیخ یا در مقام توهین گفته شود.
اما توقف بر آستانه معنای قاموسی این عبارت و معنای کارکردی آن ما را به (معنای دلالتی‌) نخواهد رساند، چون این معنا اقتضا می کند، مقامی که در آن متن گفته شده، کشف شود. از این نتیجه می گیریم که درک سیاق اجتماعی متن ضروری است، چون در فهم متن کمک می کند.
محققان جدید هم پا به میدان گذاشتند وکتابهای خود را تنها به موضوع دلالت اختصاص دادند. احمد مختار عمر درکتاب خود علم الدلاله (‌1982)‌ دلالت شناسی نزد محققان عرب وغرب را تعریف می کند. سپس انواع معنی‌ را برمی شمرد، ومتدهای مطالعه معنی‌ ومشکلات آن را بسط می دهد.
فائز الدایه‌ درکتاب خود: علم الدلاله العربی (1985) نیز در مورد اصطلاح (دلالت) و معیار بودن تطور دلالتی، مجاز، قاموس شعری و دلالت نوین بحث می نماید.
نقد نشانه شناختی عربی کهن:
شاید بتوان گفت نقد نشانه شناختی عربی کهن با کوشش و مساعی زبان دانان عربی که تطور دلالت های‌ الفاظ را از دوره ای به دوره ی دیگر تتبع وتفحص کرده بودند، نشأت گرفت. محققانی همچون احمد بن فارسکه در کتاب خود (‌الصاحبی فی فقه اللغه) مجموعه ای از الفاظ را تجزیه وتحلیل نمود. مثل واژه (الکفر) که معنی‌ آن پوشش و ستر بود و بعداً – بعد از اسلام – مخالفت با دین شد. همچنین: (التیمم) که قصد وطلب بود، سپس دلالت دیگری گرفت، (المخضرم) به معنی قطع شده سپس به شاعرانی‌ که دوره ی پیش را گذرانده و وارد دوره ی دیگری گشتند، اطلاق شد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه -پروپوزال و سمینار ارشد- قسمت 25

Close Menu