مقاله رایگان درباره ساختارهای اجتماعی

مقاله رایگان درباره ساختارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

 

ماهیت محتوا که عبارت است از نشانه های عاطفی و ایدئولوژی.
شکل محتوا یعنی سامان دهی ظاهری بین مدلول ها به وسیله ی حضور یاغیاب علامت دلالت گر است.
تفاوت میان دلیل دلالتی و دلیل زبانشناختی در این است که اولی مانند نمونه ی خودش از دال ومدلول (‌رنگ چراغ در آیین رانندگی یعنی دستور برای رانندگان) تشکیل می شود، در حالی که در زمینه ی ماهیت فرق می کند،‌ پس برای دلیل وظیفه ای دوگانه است.
اما واحد دلالتی عبارت از کوچکترین واحد معنایی است، یا این که می توان گفت امتدادی است، که تباین دلالتی را منعکس می کند. کلمه ی مفرد هم مهمترین واحدهای دلالتی است، چون که کلمه مهمترین سطح اساسی واحدهای دلالتی را تشکیل می دهد. و می توان واحد دلالتی را به چهار نوع تقسیم کرد:
کلمه ی مفرد
ترکیب (از یک کلمه بیشتر است)
کوچکتر از کلمه [= مورفم (تکواژ)،‌ مثل حرفهای مضارع درابتدای فعل مضارع،‌ ضمایر متصل به کلمه]
کوچکتر از مورفم (‌تکواژ) [= صوت مفرد (واج)‌، مثل دلالت ضمه بر متکلم،‌ و فتحه بر مخاطب، و کسره بر مخاطب مؤنث، در ضمایر: کتبتُ – کتبت َ – کتبت ِ]
اما واسطه ها یا میانجی ها عبارت از واسطه های ارتباطی از قبیل کتاب، سینما، رادیو، لباس و … هستند. واسطه از ماهیت علامت، رکن علامت وحامل علامت تشکیل می شود. ماهیت وساختمان وکارکرد نظام رمزگذاری با واسطه درارتباط است. مک لوهن معتقد است: « واسطه ها امتداد حواس و وظایف خودمان است. نوشتن امتداد بینایی است، لباس هم امتداد پوست است، و سیمهای الکترونیکی امتداد دستگاه عصبی مرکزی است و … »
این واسطه ها دو گونه اند: سرد یا گرم. گرم بودن پیام به مقدار فراهم کردن عناصر تحلیل گر رمزها از سوی خود بستگ‍ی دارد، این عناصر بدون توجه به فقر یا غنای مدلول به آن می ‌پردازند. گرم بودن پیام با مشارکت گیرنده ارتباط دارد، گیرنده پیام را تأویل نموده، عناصر رسانه ای را که درآن وجود ندارند فراهم می‌ کند. دانش ها، فرهنگ غربی، زندگی مدنی‌ گرم هستند اما هنرها، فرهنگ های‌ بدوی و زندگی ‌روستایی سرد هستند.
کارکرد ارتباط افکار را به وسیله پیام تأمین می کند، که لزوم حضور (ابزار)‌ (مرجعیت) (علامت) را حتمی می نماید. همچنین باید یک وسیله ی انتقال باشد تا فرستنده را با گیرنده ربط دهد.
اشاره برانگیزنده ای است، که با برانگیزنده دیگری مشارکت می کند، تا تصویر ذهنی را تداعی نماید. اشاره هم دوگونه است:
طبیعی
مصنوعی
اشاره های طبیعی بر روابط موجود در طبیعت استوار است (ابر به باران اشاره می کند) اما اشاره های مصنوعی،‌ دست ساز انسان یا حیوان است،‌ نقاشی وصحبت کردن وعلایم خطر همه نمادی از واقعیت هستند. و معنای آن قراردادی است ومیان افرادی که از‌ آن استفاده می کنند، فهمیده می شود. تصویری ‌که دو کودک را نشان می دهد، برای رانندگان مفهوم مدرسه را می رساند.
فاعلیت رسانه ای الزام می کند، که برای هر دالی یک مدلول بیشتر نباشد، و برای هر مدلولی تنها یک دال بیشتر نباشد. واین وضع زبانهای علمی و سیستم های اشاره و رمزهای منطق است. اما واقعیت بر وجود تعدادی نظام، طوری که دال به مدلول های زیادی ارجاع شود، تأکید می کند. و مدلول از راه دال های‌ متعدد خود را نشان دهد. همانطور که در نظامهای رمزهای شعری است.
جامعه، نظامی متشکل از روابط میان افراد است. اساس آن تولید مثل و دفاع داد وستد و تولید و …غیره است، اما اعیاد وآیین ها و مد و جشن ها و سرگرمی ها چیزی‌ جز ارتباط نیست. و از راه آن فرد در برابر جماعت خود را مشخص می کند، و جماعت نیز وظیفه ی خود را در برابر جامعه معین می نماید.
اشاره؛ عموماً هر آنچه اشاره می کند (از چیزی، کلمه ای، ایمایی، حرکتی) به چیز‍ غیر از خود،‌ یا یک نوع تصور ذهنی‌ است.
وهرچه تمدن انسانی‌ رشد نماید وپیشرفت کند، استعمال اشاره ها وتنوع آن زیادتر می شود. عقل بشری در حرکت وکوشش عضلانی به اقتصاد رو می آورد. و ایده های مجرد وعملیات طولانی را خلاصه می کند؛ تا بر آن دلالت نماید.
اشاره در دنیای ما جای شیء را می‌ گیرد. دنیای ما هم آکنده از اشاره های سمعی وبصری است: اشاره های رانندگی، زبان گفتار، زنگ تلفن، و بوق ماشین ها و… غیره. این اشاره های انبوه رولان بارت را وادار کرد؛ تا (امپراتوری اشاره ها) را در ژاپن (سرزمین کتابت) بررسی کند. جایی است، که اشاره قوی ومنظم است و از طبعی و عقلی بودن دوری می کند. اشاره ای است تهی،‌ که مدلول آن فرار می کند. نه خدایگانی و نه فلسفه ای‌ در آن جای دارد. در آن دال ها بدون هیچ رقیبی‌ چیره می شوند.
استفاده از اشاره ها به طور منظم ونامنظم امری است، وابسته به هر موجود زنده ای وبه همه ساختارهای اجتماعی است هر چه قدر هم ابتدایی باشند. ارتباط میان آفریدگان به چندین وجه ظاهر می ‌شود، نه تنها در سطح انسانی، بلکه در سطح حیوانی هم دیده می شود. آزمایش ها ثابت کرده که تعداد ‌زیادی از حیوانات از اشاره های‌ ویژه ای برای ارتباط با هم استفاده می کنند. مثلاً زنبورهای عسل برای مکیدن شهد گلها با یکدیگر همکاری می کنند، و با اشاره های‌ رقص ارتباط برقرارمی سازند. همچنین مورچه ها و … غیره.
اما انسان بیشتر از همه آفریدگان از اشاره ها در ارتباط با دیگران استفاده می کند. مانند حرکت دستها، سر تکان دادن، ایمای سر وچهره، دو چشم، دو لب، دو ابرو و صدا …
همه ی آنچه گفته شد گونه هایی از اشاره به شمار می رود و نظامهایی مشتمل بر قوانین و قواعد را تشکیل می دهد.
و اما (‌اقتصاد زبان) با اصل ارائه کوشش کمتر در ارتباط است. برای همین است که منبعی از منابع تغییر معنا به شمار می رود. چون حذف کلام غیر ضروری در ادراک عمومی ‌با سیاق مرتبط است. مثلا جمله ی (پاریس پایتخت فرانسه است) (پایتخت فرانسه است) می‌ شود، سپس مختصرتر می شود، و به (پایتخت) یا (پاریس) تبدیل می شود. ممکن است اقتصاد متوجه کلمه شود و آن را وارد فرآیند تراش خوردگی کند مثلاCINEM بهCINE تبدیل گردد. گاهی هم به حرف اول بسنده می شود :FRANCE به F مبدل می شود.

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان درباره ژئواستراتژیک

Close Menu