مقاله رایگان درباره راهنمایی و رانندگی

مقاله رایگان درباره راهنمایی و رانندگی

دانلود پایان نامه

 

واژه ی نشانه (سمانتیک) از ریشه ی یونانی سیمیو به معنای علامت برگرفته شده است. اما اصطلاح ( سیمیولوژی ) به فردیناند دو سوسور ( 1912-1875 ) دانشمند سوئیسی باز می گردد. وی برای اولین بار اصطلاح (سیمیولوژی) را در فرانسه به کار گرفت. دو سوسور زبان را مورد توجه واهتمام خود قرار داد، واز آن چتر بزرگی ساخت که همه ی زبانهای اشاره ای ( سمانتیک ) دیگر را زیر سایه ی خود قرارمی دهد.
اصطلاح دیگر ( سمیوتیک ) را می توان به فیلسوف پراگماتیسم آمریکا چارلز سندرس پیرس ( 1914- 1839 ) نسبت داد. وی این اصطلاح را از نامگذاری جان لاک وام گرفت. این علم مخصوص نشانه هایی بود که از دانش منطق سرچشمه می گرفت.
دو دانشمند مزبور: (دو سوسور و پیرس) این علم تازه به میدان آمده را تأسیس نموده، سیستمهای ارتباطات انسانی را در لایه های متنوعی به ویژه ادبیات مطالعه نمودند. پس می توان ملاحظه کرد که دو سوسور پیشتاز نشانه شناسی در فرانسه و پیرس در انگلیس بود. بعدها این دو اصطلاح در هم آمیختند، واز سوی ( انجمن جهانی نشانه شناسی) در پاریس به سال 1969 عنوان (سیمیوتیک) به خود گرفت.
مفهوم نشانه شناسی بعد از مدتی بر اساس مطالعات گر ماس که نامگذاری سیموتیک را برای این علم انتخاب نمود، متبلور شد. وی فاصله ی زیادی که میان سیمیولوژی و سمیوتیک در حال زیاد شدن بود، توضیح و بسط داد. سیمیولوژی برای زبانهای طبیعی همچون ابزاری بود که مسائل دلالتی را شرح می داد اما سیمیوتیک تأسیس وساختن علم ماورای زبان که زبان اولی را شامل می شد، به عهده می گرفت.در حقیقت این دانش هنوز شکل نهائی خود را نگرفته است، و همچنان در حال رشد وتطور است. مترجمان عرب نیزتاکنون در مورد نامگذاری واحدی برای آن به توافق نرسیده اند.
2- تعریف نشانه شناسی
نشانه شناسی (سیمیولوژی) علم تفسیر دلالتها، رمزها واشاره ها، واز جدیدترین علوم در حوزه ی ادبیات، زبان ونقد است، ودنباله رو زبان شناسی وتطور آن به شمار می رود. زیرا این علم (سیمیولوژی) در اصل بر آن استوار است. وبه نظام علامت ها وزبان ها اهتمام می ورزد.
از این رو زبان بخشی از نشانه شناسی به شمار می رود. دوسوسور اولین کسی بود که دامنه ی نشانه شناسی را بدین سان تعریف کرد: « دانشی است که به بررسی حیات علامتها در دل زندگی اجتماعی می پردازد». و این چنین است که دوسوسور زبان را شاخه ای از نظام علامتها واشاره ها و رمزها قلمداد کرد. و آن را مهمترین شاخه ی زبانشناسی به شمار آورد.
دو سوسور به وظیفه ی اجتماعی علامتها تأکید نمود و دایره ی مفهومی آن را به نوع ارتباطات اجتماعی همچون مراسم، جشنها و عبارتهای خوش آمد گویی گسترش داد . در حالی که پژوهشگران دیگر پا ازاین فراتر نگذاشته اند، و نشانه شناسی را چیزی جز مطالعه ی ارتباطات به وسیله ی علامتها یا اشاره های غیر زبانی ندانستند.
وبه رغم توجه نشانه شناسی به مطالعه کدها و نظام ها و بخش هایی که از چارچوب زبان خارج است؛ به نظر می رسد نشانه شناسی از میان نظامهای رمزگذاری بیشتر بر اصل زبان تأکید می کند، زیرا زبان برای انسان از ویژگی خاصی برخوردار است.
بعضی از محققان رمز را این گونه تعریف کرده اند: « برانگیزنده ی جانشینی است؛ همان عکس العملی‌ را می‌ طلبد که شیء دیگر زمان حضور خود می طلبد » و برای همین است که گفته می شود واژه ها کد هستند زیرا نماینده ی چیزی غیر از خود هستند، زبان هم این گونه تعریف شده که نظامی آکنده از رمزهای آوایی قراردادی است. اما رمزهای غیر زبانی اندک نیستند: علامتهای راهنمایی و رانندگی، اشاره های دو دست، نقاشی ها و… از این دست می ‌باشند.
نشانه شناسی از جایی آغاز می شود که زبانشناسی بدان ختم می گردد. بدین معنا که نشانه شناسی از جمله ی مفرد در زبان پا را فراتر می گذارد و به بررسی پیام (خطاب) به عنوان یک کل منتهی می شود. علم نشانه شناسی نزد دو سوسور از زبانشناسی شامل تر وگسترده تر است. زیرا نشانه شناسی بررسی همه نظامهای دلالتی زبانی وغیر زبانی را به عهده می گیرد. در حالی که زبانشناسی تنها به نظام شناخته شده زبان توجه دارد. به عنوان مثال نظام رانندگی و قوانین آن بخشی از نشانه شناسی به شمار می رود. همچنین آداب و رسوم اجتماعی، مد، لباس، و … جزو همین مجموعه اند. از این رو نشانه شناسی همان دانش علامتهاست، و دربرگیرنده ی همه انواع آن به حساب می آید.
گروهی از محققان سمیوتیک و سیمیولوژی را یکی می دانند اما دیگران تفاوتهایی میان آن دو قائلند. اما مهم این است که سیمیولوژی نظام معینی از مجموعه ی نظامهای ارتباطات است که با توجه به علامات و اشاره ها آنها را بررسی می کند. و دلالتها ومعانی را هرجا که باشند به خصوص در نظام زبانی می کاود. در حالی که سیمیوتیک به مطالعه ارتباط و دلالت از راه نظام علامتها در دانشهای گوناگون و به بعد تطبیقی وعملی امروزین آن می پردازد. سیمیوتیک به نحوی در انواع ارتباطات ماشینی وارتباطات جانوری مطالعات خود را انجام می دهد. و تا جایی می رسد که به پیچیده ترین سیستمهای ارتباطات انسانی از قبیل زبان افسانه ها و زبان شعر می پردازد، و با بهره گیری از علوم زبان، انسان شناسی، منطق، فلسفه و زبانشناسی وارد آن زمینه ها می شود.
سیمیوتیک در دهه شصت این قرن به عنوان پدیده جهانی همگام با جریان زبانشناسی ساختارگرا شکوفا شد. و در آمریکا و اروپای غربی و اتحاد جماهیر شوروی با سرعت بی نظیری گسترش یافت. و بسیاری از حوزه های آن در پاریس، لینینگراد و لهستان پایه گذاری شد.
سپس انجمن جهانی سیمیوتیک در سال 1969 در پاریس تأسیس شد، و فصلنامه ی سیمیوتیک را منتشر ساخت. در آن فصلنامه تعدادی از مهمترین محققان جهانی گرد هم آمدند؛ مانند: ژولیا کریستوا[از بلغارستان] ، ژان کلود کوکئه از فرانسه، و امبرتو اکو از ایتالیا، و یوری اوسمان از روسیه، و دیگران به ریاست سیبوک امریکایی .
3- رابطه ی نشانه شناسی با دیگر علوم :
نشانه شناسی با مساعی وکوششهای فیلسوف آمریکایی چارلز ساندرز پیرس (1914-1839) جایگاه خود را یافت. وی نظریه ی دلالتی خود را جدای از بحثهای زبانشناسی و دلالتی دو سوسور متبلور ساخت. می توان گفت وی همچون فروید اما در حوزه ی دیگر نظریه ای پی ریزی کرد که توانایی ایجاد یک گسست معرفتی واقعی در ساختار نشانه شناسی داشت. وی بر خلاف دو سوسور و نظر دو گانه ی او (دال و مدلول)؛ دلالت را در سه شاخه معرفی می کند: اشاره، موضوع و معنا. پیرس در نظریه ی خود از شکل مثلث بهره می جوید، و هر یک از آن سه شاخه نمادی از اضلاع آن مثلث به شمار می آورد.
در حقیقت پیرس بنیانگذار دانش (سیمیوتیک) به شمار می رود، اما تنها پس از وفاتش و با سعی دو زبانشناس: رومن یاکوبسن و شارل مورس درتطبیق نظریاتش درحوزه ی زبانشناسی همگانی شهرت پیدا کرد. پیرس در اصل زبانشناس نبود و زبان در آثار او نقش ثانوی ایفا می کرد.
پیرس در تعریف اشاره می گوید اشاره رویدادی یا چیزی است، که به رویداد یا چیز دیگری اشاره می کند. اشاره باید با دیگر اشاره ها تفاوت داشته باشد، و برای آن مرجع یا ماده باشد که به آن بازگردد، و دارای تأویل کننده ای باشد.
پیرس اشاره را به رمز، تصویر (شمایل)، قرینه (علامت) تقسیم می نماید. رمز بر اساس قراردادی به چیزی دلالت می کند؛ ومردم یاد می گیرند چگونه از آن استفاده بکنند. پیرس می گوید « رمز اشاره ای است که به شیء دال برآن بازمی‌گردد. این ارجاع براساس قانون تداعی افکار ساخته می شود، و معنای رمز با ارجاع آن به همان شیء؛ قابل ادراک است» مانند ترازو که اشاره ای است به عدل و داد.
اما تصویر (شمایل) اشاره ای است که به مقتضای ماهیت ذاتی ‌خود به چارچوب موضع پویای خود محدود می شود. و بر اساس رابطه مشابهت با مدلول خود؛ به دلالت می پردازد. مثلا تصویر کلاه تصویری است که به کلاه دلالت دارد.
در حالی که قرینه یا علامت اشاره ای است که در موضوع پویای خود محدود می شود، آن هم به اقتضای رابطه ی حقیقی که آن اشاره با موضوع خود دارد. چنانچه اشاره مرجع خود را از دست بدهد ویژگیهای دلالتی خود را نیز فاقد می شود. به عبارتی دیگر رابطه ی این علامت ( قرینه) یک نوع رابطه ی (‌مجاورت) همنشینی است؛ میان اشاره و چیزی که به آن اشاره می کند. پیرس درین باره می گوید: « قرینه اشاره ای است که به شیئی باز می گردد. آن هم نه به خاطر وجود شباهت یا تفاوت میان آن دو و نه برای اشتراک در ویژگیهای مهم، بلکه به علت ارتباط پویا ومکانی میان اشاره وآن شیء از یک سو و میان خود وحواس انسان یا خاطرات او از سوی دیگر می باشد». مثال: تب شدید، ابرها و دود که هر کدام به بیماری، باران و آتش دلالت می کند.
البته این کار پیرس که همه اشاره ها را چه زبانی و چه مادی در یک دستگاه اشاره گرد می آورد؛ قابل قدردانی است. وی در تقسیم بندی ساختار دستگاه خود؛ به روابطی توجه می کند که اشاره ومدلول و گیرنده را باهم ربط می دهد. زیرا هیچ ماده ای نمی تواند برای یک بار رمز باشد و برای بار دوم شمایل.
اما مطالعات پیرس در بخش زیاد آن نوعی نگرش فلسفی بود، تا یک کوشش علمی دقیق برای درک اشاره ها و مطالعه ی آن به عنوان دستگاهها ونظامهای ضابطه مندی که خواستار تعیین مرزهای خود در دنیای انسان یا در وجود طبیعی پیرامون خود باشد. برای همین است؛ که فلسفه اشاره ای پیرس تا بی نهایت امتداد دارد. وی به رغم این که معتقد بود فعالیت انسانی‌ یک نوع فعالیت نشانه ای در همه جنبه های‌ خود می‌ باشد: «هیچ وقت نمی توانستم چیزی را بخوانم: چه ریاضیات باشد و چه اخلاق، متافیزیک، جاذبه، دینامیک حرارتی، حس بینایی، شیمی، کالبد شکافی تطبیقی، نجوم، روانشناسی، صداشناسی، اقتصاد، مردان زنان وشراب مگر اینکه این مطالعه نشانه ای باشد».
فیلسوفان زیادی پس از پیرس به موضوع سمیوتیک پرداختند، اما هیچ یک به شمولیت و دقت رده بندی پیرس که اشاره ها را به شصت گونه فرعی تقسیم می کرد، نرسیدند. او شرح خوبی‌ برای مفهوم تفسیر ارائه داد. برای مثال هوسرل 1928 در (مطالعات منطقی‌) میان دو نوع اشاره تمایز می گذارد:‌ علامتها یا اشاره های طبیعی‌، و اشاره هایی که بازتاب افکار ومعانی هستند. وی اضافه می کند تنها اشاره های زبانی هستند، که دلالت می‌کنند؛ یعنی اشاره را تشکیل می‌ دهند.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ مقاله مجمع البیان

Close Menu