مقاله رایگان درباره تذکره نویسی در هند

مقاله رایگان درباره تذکره نویسی در هند

دانلود پایان نامه

نویسندگان عصر نیز مانند شاعران، گاه گاه در مقام فخر و خودستایی یا از باب تواضع و تعظیم، در باره ی آثار یکدیگر سخن می گفتند. این سخنها البته جنبه ی نقادی داشت اما بهر حال نقدی ذوقی بود و از مبالغه و اغراق نیز خالی و عاری نبود. مجد خوافی در مقدمه ی روضه ی خلد خویش که از آن به اسلوب گلستان سعدی نوشته است، با فروتنی و خضوع تمام از سعدی نام می برد و جامی نیز در بهارستان خویش گلستان شیخ را ورضه ای از بهشت می خواند. اما کسانی نیز، در مقام فخر وخود ستایی به نقد آثار دیگران پرداخته اند. نمونه ی این نقادان وصاف الحضره است که در تاریخ خود جایی به مناظره و تحدی با ابو المعالی منشی برخاسته است. (همان403)  

با این نقد ذوقی، که درین عصر رایج بود، نقد فنی البته نمودی نداشت. مع هذا تذکره نویسان و نویسندگان کتب بدیع، تا حدی نقد فنی را در این دوره رونق بخشیدند. محمد عوفی و شمس قیس رازی هر دو سخن شناسان قوی بودند. در اواخر این دوره نیز شرف الدین رامی و دولتشاه و جامی می زیستند که البته در عرض یکدیگر نیستند لیکن قریحه ی نقادی آنها تا حدی تهذیب فنی یافته بود. نزد شمس قیس و عوفی نقد بیشتر متکی بر متابعت قواعد و سنن است در صورتی که دولتشاه و شرف الدین رامی اکثر ذوق شخصی را ملاک می شمردند.
از کتابهای متعددی که در این دوره در باب عروض وقوافی و بدیع تألیف شده است کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم شمس قیس رازی اهمیت بیشتر دارد. چون مؤلف آن به فن نقد نیز عنایتی خاص داشته است. معیار الاشعار خواجه نصیر الدین طوسی نیز مخصوصا به واسطه ی مقدمه ی نفیسی که در باب ماهیت شعر دارد از جهت تاریخ نقد شعر بسیار مهم به نظر می آید. (همان 406)
دوره ی صفویه
سلاطین صفویه و امرای قزلباش هم نه چندان آشنایی به زبان فارسی داشتند و نه از امور سیاسی و نظامی مجال توجه به ذوق و قریحه ی ادبی می یافتند.(همان426) به هر حال در این دوره رواج شعر را بین خاصه هیچ موجبی نبود لیکن نزد عامه شاعری همچنان رواجی داشت و بسیاری از شعراء این عصر از پیشه وران وبازاریان بودند.(همان427) درین دوره کمتر کسی توانست دقت معنی را با جودت لفظ جمع کند. این عده ی معدود نیز کسانی امثال صائب وکلیم و عرفی وفیضی بودند که با دواوین واسالیب قدما آشنایی داشتند و به صرف ذوق و قریحه ی شعر نمی گفتند بلکه از آثار قدما نیز استفاداتی می کردند.(همان 428)
مقارن این احوال هندوستان مرکز ادب و مجمع شعرای فارسی زبان گشت ورواج و رونق بازار شاعری در آنجا کساد و بی رونقی آن را در ایران تلافی می کرد. (همان429)
در مجالس سلاطین و امرای هند نقد شعر رواج تمام داشت. نه فقط شعرا بر یکدیگر نکته می گرفتند بلکه امرا و سلاطین هم در نقد شعر گویندگان قدرت ومهارت نشان دادند.(همان 430) از مهمترین نمونه های ادبیات انتقادی درین دوره مشاجراتی است که بین شعرا روی می داد. بعضی از این مشاجرات در مجالس امرا رخ می نمود و منتهی به نکته سنجی هایی در اشعار می گشت.(همان431)
می توان گفت در سرزمین هندوستان کتاب تنبیه الغافلین آرزو، نمونه برجسته ای است از نقد هوشیارانه و سنجیده شعر های حزین و شاید بهترین نمونه ی نقد ادبی در تاریخ زبان فارسی باشد. (شفیعی کدکنی شاعری در هجوم منتقدان17)
ادیبان هند بزرگترین ناقدان شعر فارسی بوده اند، که آخرین ایشان علامه ی بزرگ و ادیب شناس بی همتای قرن نوزدهم میلادی و قرن سیزدهم و چهاردهم هجری شمسی شبلی نعمانی (1332-1274) است که با نوشتن شعر العجم بهترین تاریخ انتقادی تمامی ادوار شعر فارسی را نگاشته و همه ی پارسی زبانان جهان را رهین دقتها وملاحظات عالمانه وهوشیارانه خویش کرده است.(همان19)
در سبک هندی جای بحث لفظ ومعنی رامسائل جدی تر و تازه ای چون ابتکار و نوآوری می گیرد. در آثار این دوره از دیوان شاعران گرفته تا تذکره ها آن قدر مباحث نقد ادبی و سبک شناسی فراوان است که به راحتی می توان از مجموع آن ها کتابی ساخت. مباحثی چون فرق معنی با یعنی در شعر، معنی رنگین، مصرع برجسته، مدعا مثل… . از همه مهمتر وضع اصطلاحات تازه در زمینه ی بلاغت ونقد ادبی و سبک شناسی است از قبیل تراش دادگی، بیکار وغیره. (شمیسا نقد ادبی 109)
در قرن 11-12-13 هجری که اوج نقد ادبی تذکره نویسان ایرانی در حدود فرمایشات صاحب تذکره ی نصر آبادی و مؤلف آتشکده ی آذر است در هند قدمهای بزرگی در حوزه نقد ادبی برداشته شده است. و اسناد ومدارک این نقدها در مطاوی رسالات بلاغت و بدیع وتذکره ها و کتب دستور زبان فارسی، که هندیان تألیف کرده اند، پراکنده است. نگاهی به دو کتاب تذکره نویسی در هند و پاکستان و تاریخ تذکره ها نشان می دهدکه در هند چه مقدار تذکره، در این سه قرن، تألیف شده است. ودر اغلب این تذکره ها ملاحظات انتقادی بیش و کم وجود دارد و بسیاری از این ملاحظات انتقادی دقیق و اصولی است. و نشان می دهد که مؤلفان دقیق ونکته سنج این تذکره ها وبسیاری از مسائل نقد ادبی جدید را – که ما از طریق آشنایی با ادبیات اروپایی بدست آورده ایم – بطور غریزی دریافته بوده اند. و در خلال اشارات خویش آنها را گوشزد کرده اند. (شفیعی کدکنی شاعری در هجوم منتقدان19)
برعکس اواخر دوره ی صفویه وزندیه که عصر انحطاط آشکار شعر و شاعری است، دوره ی اوج شکوفایی نقد ادبی در زبان فارسی است. (همان21) درین دوره (دوره ی صفویه وزندیه) در هند چندین ناقد هوشیار و نکته سنج ظهور کرده اند که در تاریخ ادبیات هزار ودویست ساله ی دوره ی اسلامی ما بی همانند اند،
سراج الدین علیخان آرزو (1099-1169) رساله ی مفرده ای در نقد شعر حزین نوشت، و در آن با دقت و هوشیاری و دانش ژرف خویش کوشید نکته های بسیاری بر شعر حزین بگیرد .
محمد عظیم “ثبات” به کشف سرقات حزین پرداخته و ثابت کرده کار حزین غارت شعر دیگران است.
منیر لاهوری (1019- 1054) و کتاب خود کارنامه ی منیر (همان17)
از این کتابها رشد وتحول طبیعی علوم بلاغی و ادبی (عروض،بدیع، معانی و بیان) به لحاظ استفاده ی کاربردی از آن ها به خوبی هویداست. (شمیسا نقد ادبی128)
در نقدهایی که در این کتابها دیده می شود اصطلاحات جدیدی است که در حوزه ی ادبی هند به ضرورت برای بحث های شعر شناسی بر مبنای علوم کهن ادبی وضع شده بود. جالب است که بیشترین توجه آنان به ادبیات معاصر دوره ی خود یعنی اشعار سبک هندی شاعران آن زمان هند است.
البته نباید پنداشت که نقد آنان هم از آنجا که همان نقد الفاظ و معانی قدماست که همیشه بوده، ارزشی ندارد، زیرا این اساس نقد است و همیشه خواهد بود. نقد به طور کلی یا بر مبنای مسائل فکری است که امروزه مسائل جدید فلسفی، روان شناسی، هرمنوتیک، اسطوره… است و یا مسائل زبانی که امروزه فرمالیسم و نقد نو و ساختارگرایی و امثال اینهاست و در حقیقت نقد جدید صورت تکامل و توسعه یافته و امروزی شده ی همین مباحث نقد الفاظ ومعانی است.(همان 129)
دوره ی بازگشت:
از اواخر عهد صفویه اسلوب هندی در ایران اندک اندک از رونق افتاد. در این دوره اهل فضل و ادب به اسلوب قدما توجه کردند.(زرین کوب آشنایی بانقد ادبی435) در خراسان شهاب ترشیزی به شیوه ی انوری و خاقانی قصیده می سرود و در عراق مشتاق وهاتف و آذر وصباحی در غزل از شعدی و حافظ و در قصیده از ظهیر وکمال تقلید می کردند و انجمن ادبی اصفهان در حقیقت بازگشت به سبک عراقی را توصیه می کرد. توجه به تصحیح الفاظ وتنقیح عبارات درین دوره بین شعرا خیلی بیش از سابق معمول گشت و این مسأله موجب رواج نقد ادبی ذوقی و فنی گشت. (همان436)
نقد تذکره ها درین دوره با صراحت لهجه مقرون است اما بیشتر ذوقی وجزئی است و از این جهت چندان معتبر به نظر نمی رسد. از کسانی که درین دوره تذکره هایی تألیف کردند که می توان به جهتی آن را از منابع نقد شمرد، سام میرزا که تذکره وی به نام تحفه ی سامی است. مؤلف آن گرچه به جنبه ی تاریخی توجه فراخوری نداشته اما آراء انتقادی جالب آورده است. تذکره ی آذر بیگدلی که نام آن “آتشکده ” است. آتشکده ی آذر تذرکره ی انتقادی است و مؤلف آن خود مردی شاعر و فاضل بوده است. (همان437)
دوره ی قاجاریه:
ذوق و قریحه ی شاهزادگان و سلاطین قاجار از اسباب رواج نقادی در مجالس آنها به شمار می رود. هرچند آنها در تمییز و شناخت نیک وبد شعر، اکثر بصیرت کافی نداشتند اما در مجالس آنها طرح مباحث ادبی مجالی به ادبا جهت نکته سنجی و نقادی می داد. رساله ی عروضیه ی قائم مقام که جز مقدمه ی آن ظاهرا باقی نمانده است از مشاجرات این گونه مجالس نشأت گرفت. در دیوان بسیاری از شعرای این عصر از این از دوره و زمانه شکایتها داشتند و به تقلید از قدما از چنین رویکردی پیروی می کردند که قسمت عمده ی ادبیات انتقادی این دوره را تشکیل می دهد.(همان443)
اما در تذکره نویسی سادگی وصراحتی که در کلام نویسندگان عصر تیموری و صفوی هست درین دوره فراموش شده است و تذکره نویسان عصر چون فاضل گروسی مؤلف انجمن خاقان و میرزا طاهر شعری مؤلف گنج شایگان و حتی هدایت مؤلف مجمع الفصحا درین کار نیز به تقلید قدما پرداختند، و به شیوه ی عوفی و ثعالبی وباخرزی در بیان احوال شعرا به ترتیب و تنسیق صنایع لفظی و عبارات متکلف همت کردند.(همان445) نکته دیگری که بر شیوه ی تذکره نویسی این دوره وارد است کثرت مجامله و تملق وغرض و حسدست که به طور بارزی جلوه دارد. از آثار بارز این دوره مجمع الفصحاء هدایت و براهین العجم سپهر فوائد انتقادی بیشتری دارد. (همان446)

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد امر به معروف و نهی از منکر

Close Menu