مقاله رایگان درباره تحلیل نشانه شناختی

مقاله رایگان درباره تحلیل نشانه شناختی

دانلود پایان نامه

 

بدین وسیله می ‌شود ویژگیهای‌ نقد نشانه شناختی کریستوا را درک کرد. نقدی‌ که همه ی چارچوب های ادبی را پشت سر گذاشته، وارد کانالهای‌ طرحی می شود که بر ضرورت رهایی از بند میراث فرهنگی که مملو از مکانیزمهای ایده آل است، تأکید می کند. و بر جسد بی‌ جان زبانشناسی تأسیس می‌ شود. و از کلمه- محور جلو می‌ زند، تا دیالکتیک های‌ تمام نشدنی‌ را در معادلات دوگانه کشف کند، و مسلمات بدیهی را بکاود؛ بسان یک نگاه علمی‌ که از اصل پراکندگی وحدت متن یا زانو زدن در برابر گفتار جبری نشانه زبانی تبعیت نکند، ‌ و اینچنین می شود، که منتقد نشانه شناختی‌ تنها محقق زبانشناسی نباشد؛ بلکه به عنوان نویسنده ی خلاق قد برافرازد. کریستوا مرحله ی نقدی اولیه ی خود که به سمت وسوی برنامه نویسی زبانی گام برمی داشت پشت سر می گذارد. وی با خصلت عالمانه، آثار ادبی را بر وفق معیارهای‌ محکم که جدل را برنمی تافت، به مرحله ی نشانه شناختی که علامتهای‌ اثر ادبی‌ را استقرا می کند، و با نظامهای‌ اجتماعی و سیاسی گره می‌ زند، وارد می شود. محقق در این زمینه صفت خلاقیت یعنی برخورداری از آگاهی‌ های‌ فراگیر را به خود می گیرد؛ تا توانایی‌ ورود به عمق پدیده ی زبان‌ وریشه های‌ آن را داشته باشد.
می توان گفت تفاوت میان نقد نشانه شناختی بارت و نقد نشانه شناختی کریستوا در این واقعیت خودش را نشان می دهد. بارت مراحل نقدی؛ ساختگرایی و نشانه شناختی را پشت سر می گذارد و به مرحله ای می رسد، که در‌آن نقد محکم و زبان شعری با یکدیگر گره می خورند؛ مثلا در کتاب (متن هایی از خطاب عاشق) سعی می کند، به مرحله ی ادیب بودن برسد و مرحله ی زبانشناس و تحلیل گر را پشت سر بگذارد. نشانه شناختی از دیوار زبان می‌ جهد، و به سمت وسوی‌ نظریه ی ادب شناسی گام برمی دارد. پس محور نقد نشانه شناختی تنها آثار ادبی با همه ی روابط وبازتابهای تاریخی‌، اجتماعی‌ و ایدئولوژی‌ آن نمی‌ شود؛ بلکه رصدی برای کتابت و غور در روحیه ی زمانه می گردد. در حالی که نقد نشانه شناختی کریستوایی به شعر پایان نمی ‌پذیرد؛ بلکه همچنان دانشی فراگیر می ماند، که ابزارهای محکمی در دست دارد، و نشانه های‌ تفکر و تأثیراتی را که برآن وارد می‌ شوند، درک می نماید.
با این حال منابع نقد نشانه شناختی‌ کریستوایی متعدد است؛ زبانشناسی،‌ فرویدیسم، مارکسیسم، فرهنگ ادبیاتی،‌ فلسفه، حتی ریاضیات، وکتابت جدیدی که لوتریامون، مالارمه ،‌دریدا، سلرز و… آن را ابداع می کنند. وی در این زمینه می‌ گوید: ” هر متنی عبارت است از تابلوی موزاییکی از اقتباس ها، وهر متن نوعی فهم ودرک و تحولی‌ است به متن های‌ دیگر “‌
نقد نشانه شناختی کریستوا همه ی رهیافت های‌ زبانشناسی را از زمان دو سوسور در خود جای می دهد. دوسوسوری که مکتب معرفتی‌ را پی ریزی‌ می نماید، و در‌آن تأکید می کند، که زبان نظامی‌ از دلالت ها است، و این که کار محقق تفسیر و رصد موضع اختلاف و تفاوت میان اشاره ها است. و به رغم این که مقیاس هایی که دو سوسور آورده است، کافی به نظر می‌ رسند؛ اما در حقیقت کافی نیستند. زبان – به اعتبار این که نظامی از اشاره هاست – با دیگر پدیده ها در این امر مشترک است. همچنین برای هر واژه ی زبانی مبنا و معنایی است. و زبان – به عنوان علم مستقل – در یک ساختار علمی ‌گسترده تر وارد می شود وآن نشانه شناسی است، که به شکل ها در نظام و روابط خود توجه می کند.
4- متد لاتمن در تحلیل نشانه شناختی‌ ادبیات :
یوری لاتمن بارزترین منتقد معاصر روسیه است. وی ساختگرایی ومارکسیسم را بر اساس روش گولدمن در آمیخت و یک متد جدید و متکاملی را پی ریزی نمود که کم وکاستی های‌ دو متد قبلی ‌را برطرف می‌ کند: با تحلیل توصیفی ساختگرایی می توان کاستی‌ متد اجتماعی درحل مشکل (اسلوب) را رفع کرد وبا تحلیل اجتماعی مضمون می توان کاستی متد ساختگرایی‌ را در رفع مشکلات (مضمون)‌ برطرف ساخت. از اینجا می توان گفت دو متد در یک متد جدید ساختگرایی‌ تکوینی تکامل یافتند.
اما این مشابهت میان متد گولدمن و لاتمن به معنای همسانی‌ کامل نیست، چون هرکدام ویژگیهای‌ خاصی دارند. به نظر می رسد لاتمن از میراث نقد ادبی در دوران جدید بهره جسته، ابتدا ازپیامدهای نظریه ی ماتریالیست تاریخی، مکتب صورتگرایان روس وتا پیامدهای‌ علوم نوین (‌نظریه ی اطلاعات،‌ وعلم ارتباطات، ‌و دانش کنترل ذاتی‌ – اسپرنتیک-) استفاده کرده و بر ساختگرایی هم گذری داشته است. او از همه ی آنها متد نشانه شناختی خود را تأسیس می کند متدی با ویژگی‌ خبردهی فنی و ارتباط میان متن از حیث این که نظامی است با ساختارهای‌ برون متنی. تحلیل های وی به شکل خاص زبان شعروریتم را بررسی می کند.
متن شعری نزد لاتمن یک ساختار زبانی است که برمبنای همسانی وتضاد استوار است. و تعدادی از نظامهای زبانی را منظم می کند که همیشه در حالت تداخل قرار می گیرند و معنا از راه آن فرآیند تولید می شود و نمی توان آن را از متن جدا ساخت. وی تأکید می کند که ماهیت نشانه ها در شعر و نظامهای آوایی و ریتم های تداخل یافته ای که نشانه ها آنها را می آفرینند معنای شعر را تعیین می کند. متن در لا به لای خود “دو زبان” دارد. ومعنای متن برآوردی‌ از حرکت (دو کد) است طوری که متن ادبی‌ یک (فضا) یی نشانه ای می‌ شود که دو کد درآن سر معنا نزاع می کنند. و نمی توان به متن احاطه کرد مگر از راه احاطه آنی بر دو زبانی که در حال کنش و واکنش هستند.
متد نقدی لاتمن هم در مساعی وکوششهایی خلاصه می شود که به درک و فهم دیالکتیک متن ادبی‌ در درون خود وآنچه گرداگرد آن می چرخد می انجامد. در درون متن ادبی نزاعی پیاپی هست میان لایه های متنوع متن (‌تنها لایه های زبانی‌ نیستند) و عناصر سازنده ی هر یک از این لایه هاست. متن شبکه ی‌ پیچیده ای از روابط دیالکتیک میان عناصر سازنده است، متن شبکه ای نیست، که از آنچه پیرامونش را گرفته ا سرچشمه آن بوده عزلت گزیده باشد. یعنی ‌زبان نماینده جامعه، فرهنگ و آداب ورسوم است. این بدان معناست که لاتمن (ساختار) و (نظام) را به گونه ای جدلی درک می کند نه ثابت ونه گوشه گیر همان طور که نزد برخی از ساختگرایان غربی است.
شبکه ی روابط در متن ادبی فاقد دلالت نیست، بلکه نزاع وکشمکش درون متن را کشف می ‌کند. و این باعث افزایش ارزش زیبایی‌ متن می‌ شود. لاتمن اینجا از (‌وظیفه ی ادبیات) پرده برمی دارد؛ مبحثی است که معمولا ساختگرایان غربی آن را از حوزه ی مباحث شان خارج می سازند.
وی در کتاب اول خود (‌بحث هایی در مطالعات ساختار شناسی‌ شعر) 1964 گزیده ای‌ از نظریه ی عمومی هنر را به عنوان نظام نشانه شناختی‌ ای که قابلیت الگو سازی تفسیر کننده و تحلیل ساختاری است، ارائه می دهد. محور کتاب هم تحلیل ساختارشناسی شعر است در لایه های متعدد؛ لایه ی آوایی،‌ نحوی، قاموسی‌ سپس لایه های انتزاعی تر نظیر: سطر،‌ مقطع و رابطه ی متن شعری با ساختارهای برون متنی را می کاود.
در کتاب دوم خود (ساختار متن هنری‌) 1970 لاتمن ساختاری که مشتمل بر جزئیات بیشتر است و با بزرگترین مشکلات دست وپنجه نرم می کند، توضیح می دهد؛ مشکلاتی از قبیل؛ معنا، زبان، مفهوم متن، رابطه ی متن با نظامی که آن را نمایان می‌ کند، مبانی‌ ساختاری متن در پرتو محورهای همنشینی وجانشینی، لایه های متنوع، ‌و ترتیب لایه ها به عنوان واحد در هر محور به اضافه ی موضوعات عمومی‌ تألیف نظیر؛ چارچوب، فضای‌ فنی، شخصیت پردازی، گره افکنی‌، پیرنگ، زاویه ی دید و … است.
لاتمن در کتاب سوم خود (‌تحلیل متن شعر)‌ 1972 سعی‌ می‌ کند، مثالهایی‌ از رابطه ی میان نظریه ی نقد و تحلیل نقد زبان شعر ارائه دهد. وی کتاب را به دو بخش تقسیم می کند؛ در بخش نخست ساختارهای نظری‌ اصلی‌ و مبانی‌ تحلیلی را خلاصه می نماید، و در بخش دوم متد ساختگرایی – نشانه شناختی خود را روی‌ دوازده قصیده از شعر روسی تطبیق می دهد، و در هر تحلیلی روی‌ مبنایی یا سطح تنظیمی‌ ساختاری مشخصی تمرکز می کند. و با تک تحلیلهایی که دارد، می خواهد جنبه های‌ مختلف متد تحلیل را عرضه نماید.
مهمترین مفاهیم نظریه ی عمومی‌ در متد نقد لاتمن مفاهیم؛ ‌نشانه شناختی ومفاهیم ساختگرایی است. اما نشانه شناختی این گونه توصیف می ‌شود: نشانه شناسی دانشی است که ویژگیهای اساسی‌ اشاره (نشانه) وترکیب آن را مطالعه می‌ کند، مانند کلمه و آمیختن آن در دو زبان طبیعی و مصنوعی است، و استعاره های زبان شعر،‌ و رمزهای‌ شیمی‌ و ریاضی است‌، همچنین در نظامهای زبان های‌ منطقی، و زبان مکتب های شعر، و کدها، سیستمهای ارتباطی و … بحث می کند.
هر (اشاره – نشانه) ای دو جنبه دارد؛ دال وآن ماده ای است، که به وسیله ی‌ حواس درک می شود، و مدلول که معنا نام دارد. و در کلمه های زبان طبیعی (معمولی) تلفظ یا کتابت (دال) محسوب می شود، در حالی که مضمون همان (‌مدلول) است. این نشانه ها در زبان های طبیعی قراردادی هستند (‌ به استثنای کلمه هایی که با طبیعت محاکات می کنند). روابط در آن هم میان دو طرف نشانه اختیاری است، در حالی که در زبان شعر ونثر فنی (تصویر) ی هستند، چون رابطه ی میان عناصر در آن براساس نوعی همسانی و همگونگی تاسیس می شود. و ایده ی نظام در نشانه شناختی امری است بنیادی به شمار می رود. نظام هم شامل ساختار است ونمی توان ساختاری را که دارنده ی ماده ای به هم پیوسته است بدون درک این مفاهیم درک کرد.
اما مفاهیم ساختگرایی که لاتمن مبنای کار خود قرار می دهد، این است که متن ادبی را چیدمانی می شمارد، که ذاتا به طور کامل منظم است، وبا تغییر ظاهر خود و محافظت از ساختار منظم خود با شرایط جدید هماهنگی می کند. و این یک پدیده ی علمی‌ مسلمی است. و نظام به رغم تنظیم ذاتی خود که به وسیله ی نوعی مکانیزم درونی بازخورد اطلاعات انجام می‌پذیرد، ممکن است بخشی از یک نظام یا چندین نظام دیگر باشد، یا این که با این نظام یا این نظامها اثر بخش و اثر پذیر باشد.
مطالعه ی ساختار در متن شعری مشتمل برمطالعه ی عناصرسازنده درکلیت فنی آن است. واین شامل تقابل های دوگانه، به کنار گذاشتن نشانه های متمایز ازعناصرسازنده ی اثرادبی، ومشخص نمودن لایه های ساختگرایانه، و قوانین آمیختگی ممکن درون این لایه ها است. ساختار هم نظامی‌ است بسیار پیچیده. و برای تعیین ساختار هر چیدمانی باید در فرآیند الگوسازی وارد شد. که درآن ویژگیهای ثابت ساختار را جدا می کنند، و آنها را در روابط چند جانبه ی خود انتخاب می نمایند.
لاتمن دو محور همنشینی وجانشینی را به نشانه شناسی شعر منتقل کرد. محور همنشینی به واحد خطی زبان و اتحاد زنجیره وار عناصر مختلف دریک متن اختصاص دارد. و رابطه ی اصلی آن تقابل است. این محور بیشتر ادبیات داستانی وروایی‌ را زیر سلطه ی خود در می آورد، در حالی که محور جانشینی‌ شعر را عهده دار می شود، به ویژه گونه ی غنایی آن. محور جانشینی هم عبارت است از لایه ی پیاپی زبان که عنصر ساختگرای آن در رابطه ای با گروهی دیده می شود که اعضای آن رابطه ی تعارض دارند. و ممکن است گروه ها چند گونه باشند و روی محور طوری مرتب شده باشند، که از گروه اسمی شروع و به گروه مترادفات قاموسی منتهی گردند.
درک وظایف این چیدمان ها، به عنوان یک زبان طبیعی، در مشخص کردن واحدهای ثابت و روابط داخلی آن کمک می کند. این واحدهای ثابت تنها واحدهای معنادارهستند. همچنین مشخص کردن عناصر ثابت یک نظام؛ ما را قادر می سازد مقدار زیادی از مواد حاشیه ای را کنار گذاشته، به صورت ساده ی ماده وقوانین ساماندهی آن تمرکز کنیم. همچنین شرح انتزاعی نظام؛ الگو و ابزاری قوی برای درک نحوه ی کار ساخت های پیچیده در زبان وادبیات است. و این بدان معنا است، که زبان طبیعی نخستین الگویی برای عالم است در حالی که زبان های متمایز(‌ شعر ، ادبیات‌ ، کدها … ) الگوهایی برای‌ نظامهای‌ فرهنگی متعددی هستند. و عبارتند از نظامهای‌ الگویی فرعی.
شاید هم زبان وادبیات بیشترین پیچیدگی را در میان نظامهای انسانی داشته باشند، کثرت عوامل ظاهری، و پیچیدگی ‌روابط درونی، و کنش های‌ لفظی آن، درک وفهم این نظامها را دشوار می نماید؛ اگر محال هم نباشد. و جنبه ی آوایی در زبان طبیعی شاهدی برای این مدعا است، چون تحلیل دقیق نظام آوایی‌ در هر زبان طبیعی صدها گونه ی آوایی متمایز را نشان می دهد، در حالی که تعداد آواهایی که می توان در یک زبان تشخیص داد به حساسیت توصیف کننده و دقت او و ابزاری که به کار می برد ارتباط دارد. و قوانین گردآوری این تعداد زیاد آواها پیچیده به نظر می آید. اما یک ماده ی حقیقی است که وجود دارد. وبه خاطر پیچیدگی اش تنظیم وسازماندهی آن یا درک کلیت کاربردی تداخل یافته ی آن بسیاردشوار است.
اما زمینه ی کلی متغیرات لفظی برای یک آوای کاربردی مفرد فونم نام دارد. فونم هم کوچک ترین واحد متمایز در زبان است، و عنصری ثابت در نظام کاربردی آوا در زبان به شمار می رود. تعداد فونم ها هم در همه ی زبان های دنیا 15-50 فونم برآورد می شود.
سطح آوایی یکی از سطح های زبان وادبیات است. زبان هم از تعدادی سطح ولایه های متعدد تشکیل می شود (سطح صرفی‌، سطح ترکیبی، دلالتی، آوایی و..است) که می توان هر کدام را الگوسازی نمود، و تک تک آن یک منظومه ی فرعی درون الگوهای وسیع تری را که به فرهنگ مردم می انجامد، تشکیل دهد. دیدگاه لاتمن هم این است که هر زبان طبیعی یک نظام الگوسازی اولیه ای می سازد، که به دیدگاه ترتیبی و به روشی که فرد آن را ادراک می کند، متصل است. مثلا در زبان معمولی مضمون متن با کد مفرد تفسیر می شود. اما رابطه در آثار فنی‌ میان متن ونظام متفاوت است. همه ی عناصری که مشتمل بر متغیرات هستند، ممکن است در هر لایه ای‌ یک معنایی را دربرگیرند. و ممکن است عناصر درهم آمیخته بخشی از نظامی شوند و نیروی‌ اطلاع رسانی در آنها باشد. و این بدین معناست که همه ی عناصر متغیر در متن ادبی دال هستند.
لاتمن هم تأکید می کند که انحراف های (هنجار گریزی ها) اثر فنی عناصری هستند در نظام دیگر یا بیشترکدهای تفسیر کننده ای هستند، که با عناصر کدهای اصلی یا اساسی درمی آمیزند. واین گونه هنجارگریزی ها نظامهای دیگری را منعکس می کنند. وکثرتی که در نظامها دیده می شود، یک ویژگی ملازم برای هنر به شمار می رود، زیرا تأثیر هنر به اضطراب ناشی از به هم خوردن ترتیب عناصر دو نظام یا بیشتر، برمی گردد.
نزاع هم وظیفه دارد، مکانیزم ادراک را از هم بپاشد، سپس در لایه های متعدد اثرهنری (آوایی، نحوی، قاموسی، ترکیبی و ..)‌ به طور هم زمان ظاهر می شود، و وظیفه ی تحلیل ساختارگرایانه این است، که اثر هنری را در حدود این لایه ها و نظم وکارکرد آن بیازماید. در زبان معمولی نظامهای نشانه شناختی برای انتقال اطلاعات وذخیره نمودن آن وجود دارند. رابطه ی میان اهل زبان و مضمون پیام رابطه ی محکمی نیست، چون ممکن است اطلاعات به روش های متعددی القا شوند. مخاطب هم به مضمون پیام توجه دارد. و درک او از حامل(حامل نشانه) قراردادی‌ است. چون پیام و کد از یکدیگر خیلی مستقل هستند.

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان با موضوع خواجه نظام الملک

Close Menu