مقاله رایگان درباره تحلیل نشانه شناختی

مقاله رایگان درباره تحلیل نشانه شناختی

دانلود پایان نامه

 

بارت به تحلیل ساختارگرایانه جزئیات بزرگ بسنده نمی کند ومی گوید: ” اگر بخواهیم به ( جمع بندی) متن دقت کنیم. باید همچون بلاغت کلاسیک از ساختن متن از واحدهای بزرگ درگذریم چون ساختنی برای متن وجود ندارد، هر چیزی به طور مستمر معنای دیگری می دهد”. برای همین است بارت معنا را به مجموعه های نهایی بزرگ یا ساختار نهایی واگذار نمی کند. سپس ایده تحلیل تدریجی‌ متن واحد را مطرح می کند. تحلیل متن واحد رسیدن به یک الگو نیست؛ بلکه درآمدی به شبکه ای است که دربردارنده ی هزاران دروازه است. و ورود این چنینی یک هدفی را دنبال می کند – در دراز مدت – و آن رسیدن به یک دید بازی است که افق آن به طور مستمر انتقال می یابد. به علاوه ی آن کاوش در متن واحد – حتی‌ در دقیق ترین جزئیات – به معنای ازسرگیری‌ تحلیل ساختاری روایت از همان جایی‌ که متوقف شده است. یعنی توانایی‌ بالا رفتن به مویرگهای‌ معنا و عدم ترک هیچ گونه مکانی در ( دال) بدون این که آغاز یا پایان سنتی را در همان مکان پیش بینی نشود.
این بدین معنا است که سعی‌ برای‌ (جمع بندی‌) متن نیازمند تحلیل تدریجی، تفکیک کردن دقیق وتقسیم آن به واحدهای‌ خوانشی‌ است طوری که (دال) را به مجموعه ی بخشهای‌ کوچک همنشین به نام (‌واحدهای خوانشی) تقسیم کند. این تقسیم بندی‌ بی نظم وترتیب است وتا موقعی که مخصوص دال باشد هیچ گونه مسئولیت متدیکی را شامل نمی شود، در حالی که تحلیل پیشنهاد شده به مدلول اختصاص دارد. ممکن است (واحد خوانشی‌) دربرگیرنده ی چند کلمه باشد یا چندین جمله. و فقط کافی ‌است که در بهترین جایی باشد که بتوان درآن معانی‌ را دید. اما حجم آن به انبوهی‌ معانی‌ همراه وابسته است این معانی‌ در لحظه لحظه ی متن تغییر می پذیرد. وکافی است که برای هر(واحد خوانشی) سه معنا یا چهار معنا باشد. چراکه متن – در مجموع آن – شبیه آسمان مسطح وعمیق است.
محقق هم باید نسبت به هر (واحد خوانشی) تکرار مدلولات را ثبت کند و بسامد آنها را به روش سیستماتیک برآورد کند. او با این کارش نمی خواهد حقیقت متن یعنی ساختار عمیق آن را ثابت کند، بلکه ماهیت جمعی آن را. واحدهای معنایی (معانی ‌همراه) که در هر واحد خوانشی پراکنده است معنای‌ خارجی نمی دهد، تا به وسیله ی آن ساختار نهایی اش مهیا شود. اینجا نقد متن را ارائه نمی دهیم؛ بلکه ماده ی دلالتی چندین نوع نقد را پیشنهاد می کنیم.
واحد خوانشی هم ممکن است یک کلمه باشد، مانند عنوان داستان مورد بحث ما. و ممکن است مشتمل برچندین سطر باشد، واحدها هم جای (جمع بندی) متن قابل نوشتن و مدلولات آن هستند، این مدلولات به وسیله ی پنج نوع (‌سنت) ی که باهم تداخل می کنند و با هم می آمیزند و درازای متن را نشان می دهند.
روش بارت در تفسیر هم با دیگران فرق می کند، دیگران اثر نقد شده دویست صفحه ای را برای مثال در سی صفحه ی نقد خلاصه می کنند؛ در حالی که بارت مسأله را وارونه می کند و دویست صفحه نقد برای یک اثر خلاق سی صفحه ای می نویسد.
بارت به کثرت متن و نظامهای متنوع آن از حیث معنا و تداخل نظامها معتقد است. این روش نزد یک آدم فرهنگی بزرگی‌ مثل بارت از ارزش والایی برخودار است.
دو مسأله ی اساسی در این گونه تحلیل ها وجود دارد: چگونه متن را مرتب وتقسیم کنیم ؟ چگونه مواد تفسیری آن را منظم کنیم؟ بارت درین باره از متن شروع می کند وآن را به 561 واحد معنادار (= واحد خوانشی) تقسیم می کند. و از تقسیمات ساختارگرایانه ی عرضه و موضوع – به عمد – چشم پوشی می نماید. و از تقسیمات کلام به جمله وپاراگراف هم صرف نظر می‌ کند. وی این کار را انجام می دهد تا تأکید کند خوانش یک فرآیند خطی است، که متن را از چپ به راست (‌در زبان عربی از راست به چپ) در می‌ نوردد. همچنین مشتمل بر جنبش ما در متن به اضافه همه ی کدهایی که آن را برمی انگیزد. جملات نقدی متن منحنی ها و خم های آن را ترسیم می کنند، و در فرآیند خوانشی که بارت نهادینه می کند نفوذ می نماید. چراکه از تئوری وتحرک درون متنی وبرون متنی‌ صرف نظر می‌ کند. بارت هم اصرار می کند که ساختارگرایی مفهوم خود را در مورد ساختار به گونه ای‌ خیلی انعطاف پذیر گسترش می دهد.
در بررسی کاربردی داستان، بارت سطرهای اولیه ی (سارازین) را انتخاب می‌ کند:‌ “‌ در یکی از آن رؤیاهای عمیقی که بر هر آدمی مستولی می شود، غرق بودم، حتی برای آنانی ‌که سرگرمی را در جشنهای پر سر وصدا دوست دارند. ساعت ( الیزه بوربون ) هم اکنون نیمه ی شب را اعلام کرده بود. در مقابل یکی از پنچره ها نشسته بودم و زیر پرده های موّاج پنهان بودم. اینچنین بود که توانستم آن طور که می خواهم باغچه ی منزلی را که در آن شب می گذرانده ام ، تماشا کنم ” .
بارت سطرهای پیشین را به واحدهای خوانشی تقسیم می کند. سپس ازهر واحد یک سنت یا بیشتر استخراج می‌ کند. واز خود می پرسد – در آغاز – آیا عنوان (سارازین) یک اسم خاص است؟ اسم مرد است یا زن؟ آن گاه به وسیله ی ارائه زندگی نامه به این پی می برد که آن یک اسم خاصی‌ است برای (‌سارازین). بارت عنوان (سنت چیستان) را بر مجموع واحدهایی که به روش های متنوع سؤال و جوابی را مطرح می کنند اطلاق می نماید. از سوی دیگر واژه ی فرانسوی (سارازین) با پسوندی‌ که دارد به مؤنث و مادینگی‌؛ به ویژه در اسمهای خاص دلالت می کند. مادینگی هم در این متن مدلولی‌ است، که در جای جای متن ثابت می شود. چون یک عنصر مهاجری است، که می تواند با تداخل با دیگر عناصر هم نوع؛ سرشت ها، فضاها، وجه ها و رمزهایی را تشکیل دهد. و ممکن است، این متن به طبیعت حال در جاهای دیگر وبا واحدهای خوانشی دیگر ظاهر شود. بارت به آنچه گذشت (سنت مدلول) نام می گذارد.
واحد دوم: (در یکی از آن رؤیاهای عمیق غرق بودم). در مورد این رؤیا بر اساس آرایه ی بلاغی‌ معروف (تضاد – طباق) از راه چند مثال پشت سر هم: باغچه/ سالن، سردی/ گرمی، زندگی‌/ مردن، وارد شده/ خارج شده، و آنچه این واحد ارائه می دهد، یک شکل رمزگونه ای است که فضای کاملی از تبادلات و تنوع را پوشش می دهد، ودر نهایت ما را از باغچه به سوی آدم اخته و ازسالن به سوی‌ زنی که راوی دلباخته ی اوست می برد. در این فضای رمزگونه فضای وسیعی از تضاد تقدیم می شود. واحد هم مدخلی برای آن محسوب می‌ شود. بارت از این سنت به (سنت رمز)‌ یاد می ‌کند.
اما حالت غرق شدن: (غرق بودم) رویدادی را می‌ طلبد که حد و مرزی برایش بگذارد. یعنی چیزی که راوی را از رؤیایی‌ که درآن غرق شده بود، خارج سازد. این هم مشتمل بر علت رفتار انسانی ‌است. بارت این سنت را (سنت رفتار و کردار) نام می نهد.
واحد سوم: (‌که بر هر آدمی مستولی می شود، حتی برای آنانی ‌که سرگرمی را در جشنهای پر سر وصدا دوست دارند). ایده ی (جشنی هست) به علاوه اطلاعات دیگر (منزلی در خیابان سن اونریه) مدلولی ‌است برای ثروتمند بودن خاندان لانته. جمله هم خود تحریفی از آنچه می توان یک ضرب المثل باشد. این واحد از یک سنت مخصوص حکمتی است، که متن به آن باز می گردد؛ نتیجه می ‌شود. بارت هم آن را سنت فرهنگی می‌ نامد.
این واحدهای سه گانه دربردارنده ی پنچ نوع سنتی است، که همه ی مدلولات به آن ملحق می شوند. و هیچ واحد خوانشی نیست، که جایی برای خود در آن پیدا نکند. این گونه های سنت قابلیت بازگرداندن را دارند بدون این که نظم وترتیبی به آنها داده شود. اما سنت ها همان کدهایی هستندکه بارت آنها را از متن استنباط می‌ کند وبه جنبه های‌ تأویلی، دلالتی‌، رمزی‌، اشاره ای و دلالتهای مخصوص رویدادها متصل هستند که عبارتند از :
کدهای تأویلی: مشتمل برعناصر فرمی متنوعی هستند،که زبان داستان برای تأویل دلالت جمله یا نقد این دلالت به کار می برند.
کدهای اشاره ای: مشتمل بر ارجاعات معرفتی ای هستندکه به فرهنگ وارد شده به متن اشاره می کنند. به این معنا نیست که بارت می خواهد معرفت علمی‌ متن را رصد کند؛ بلکه می خواهد تنها اشاره ای به نوع معرفت داشته باشد.
کدهای دلالتی: از آنجا نتیجه می شوند که هر خواننده ی متنی سعی می‌ کند هنگام خواندن در ذهن خود دلالتهای خطی برای‌ برخی‌ واژه ها و عبارات ایجاد کند، سپس این دلالتها را با همتاهای خود در عبارات دیگر در همان متن قرار می‌ دهد، وقتی هم احساس می کند، ریشه ی مشترکی برای‌ این دلالتهای پنهان وجود دارد؛ آن گاه (موضوع) داستان را معین می کند، که همان درونمایه ی آن است. وبا این فرآیند شخصیت اثر ادبی و پر بار بودن آن را درک می کنیم.
کدهای رویدادها: ‌شامل هر رویدادی در درون داستان هستند، از باز کردن در گرفته تا رویداد رمانس گونه است، آن هم با استناد بر اینکه رویداد تنها با تمثل زبانی درک می شود. چون ما رویداد را درک نمی‌ کنیم مگر با بیان آن است. در نتیجه نمی تواند جز نتیجه ی خوانش هنری باشد. و هر خواننده ی اثر داستانی رویدادها را به صورت ناخودآگاه تحت عنوان های‌ متنوعی‌ همچون رویدادهای قتل، دزدی و غیره … در ذهن خود می پاید.
کدهای رمزی:‌ بر اساس تصور ساختارگرایانه استوار هستند؛ یعنی دلالت از مبنای (تعارض دوگانه) سرچشمه می گیرد. این مبنا بر تفاوت میان عناصر سازنده ی متن، تحول آواها به مورفم هایی دال برای بیان گفتار، یا تعارض دوگانه ای که از میان دو جنس نشأت می گیرد استناد می کند. و در آغاز زندگی انسان شروع می شود. وقتی که کودک پدرومادرش را دوجنس متفاوت می بیند و این که خودش به یکی از والدینش شباهت وبا دیگری تفاوت دارد. اینها دو قطب هستند اولی آوایی و دومی انسانی است که نظام خود را بر متن القا می کنند، ومتن زبانی؛ نماینده ی این تعارض دوگانه می‌ شود. و در بلاغت زبان تجلی می کند. نظیر استفاده از تضاد وطباقی که خود عنصر بلاغی است، و بارت در تحلیل نظام رمزگان خیلی به آن توجه می کند.
در کنار جمله ها وکدها بارت نود وسه پاره استخراج می کند، که گاهی بر جمله ها وکدها و گاهی برمسائل ادبی و نقدی عمومی منعکس می شوند. و این پاره ها هر کدام حدود یک پاره ی کوچک تا پاره ی دو صفحه ای را تشکیل می دهد. عدد پنج (‌کدهای پنجگانه) هم عدد جادویی نیست. ممکن است این کدها در داستانی دیگر بیشتر یا کمتر باشند. و فرصت ساماندهی این نظام برای کسی که سعی در بهره وری‌ از آن می کند مهیاست.
اگر بخواهیم مثالی برای‌ مشتمل بودن واحدها بر سنت هایی (کدها)یی که مدلولات متن به آن ملحق می شوند، بزنیم. (ساعت الیزه بوربون هم اکنون نیمه شب را اعلام کرده بود) یک سنت مدلولی است، که به ثروت ومکنت دلالت می‌ کند. زیرا الیزه بوربون معنای ثروتمندی را می دهد. و در سطح دیگر برای همین ثروتمندی ‌مدلولات دیگری وجود دارند (سن اوبریه = ثروتمندان جنگ = پاریس بعد از بازگشت پادشاهی = داد وستد طلا … ).
و (در مقابل یکی از پنچره ها نشسته بودم) اینجا از سنت (رمز) بازگو می کند نه از سنت تضاد که گزیده ی آن که به صورت حد ظاهر می شود. چون پنجره حد فاصل میان درون وبیرون است؛ یعنی دو طرف تضاد است. و (زیر پرده های موّاج پنهان بودم) اینجا سنت (رفتار) علت فعل آینده را اظهار می کند آن هم پنهان شدن است. و (توانستم آن طور که می خواهم باغچه ی منزلی را که در آن طول شب می گذرانده ام، تماشا کنم) بار دیگر سنت (رمز) را با طرف اول تضاد اظهار می کند. بارت دو فهرست به کتاب خود ملحق می کند؛ اولی لیستی از رویدادها را شامل می‌ شود و دومی کلیدی برای مباحث پاره های‌ نود وسه گانه است.
درین بررسی عمیق بارت سعی می کند ازبینا متنیت در داستان پرده بردارد. یعنی‌ کنش وواکنش متن ها و تداخل آنها در یکدیگر که نقاب را از توهم ساختارخود کفا برمی دارد. با روشی که خیلی‌ شبیه روشی است که فوکو در آن سعی می کند هرچه دیده، گفته یا شنیده می شود با آگاهی یا بدون آگاهی به وسیله ی نویسنده و به وسیله ی خواننده در هر زمانی که باشد، بفهمد. برای‌ همین است که بارت ساختارهای اجتماعی و فرهنگی داستان را در متن کتابی آن بازسازی‌ کند. متنی که با هر خوانش جدید آن؛ لذتی و سرگرمی دیگری هم احساس می شود. از اینجا می توان گفت نقد – به عنوان خوانش ممتازی برای متن – نوشتن خلاق و جدیدی‌ است که در بعضی اوقات به هفت برابر متن ادبی نقد شده می‌ رسد. بارت – با آن – توانست یک متدی را پی‌ ریزی کند، که بسیاری از شاگردانش امثال دریدا، وژولیا کریستوا و ژ ژینه به دنبال اثر وی رفتند.
3- متد (تل کل) در تحلیل نشانه شناختی‌ ادبیات :
انجمن تل کل جایگاه بلندی در فرهنگ فرانسه به طور عام و در نقد ادبی‌ فرانسه به طور خاص دارد. مجله ی آنان در آغاز دهه ی شصت و تا امروز بسیاری از متفکران و منتقدان بزرگ را به خود جذب کرد و گردبادی ازنقد درفرهنگ معاصر فرانسه برانگیخت.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درباره شرمساری بازپذیرکننده

Close Menu