مقاله رایگان درباره تحلیل نشانه شناختی

مقاله رایگان درباره تحلیل نشانه شناختی

دانلود پایان نامه

 

گلوسماتیک سعی می کند زبان شناسی را توصیف نماید، در این گرایش اعتقاد بر این است که زبان فضایی است بسته و تحلیل وتجزیه ی زبانشناسی باید به وسیله ی تعداد محدودی از عناصر انجام پذیرد و مبنای تجربه را اساسی برای توصیف خود به کار بگیرد. از ویژگی این مبنا سادگی، فراگیری وعدم تناقض آن است. با این منظور هلمسلو معتقد است که مبنای کلاسیک استقرا، که از داده های جزیی‌ به قانون های کلی حرکت می کند مبنایی‌ است انتخابی که نمی تواند جز بر مفاهیمی که با نظام زبانی‌ معین ومفرد تناسب دارد به کار گرفته شود. اما گلوسماتیک از متن شروع می شود، یا از مجموعه ای از بیان هایی که قابلیت تحلیل دارد. و بر توصیف عناصر توجه نمی کند بلکه روابطی که عناصر را به یکدیگر پیوند می دهد؛ دنبال می‌ کند .
مفهوم رابطه ی میان اصطلاحات هم نقش بزرگی نزد هلمسلو دارد. از ویژگی های متن تحلیل پذیری آن به واحدهای کوچک و کوچکتر است، برعکس گونه های دیگر ارتباط ، نظیر چراغ راهنما قرمز، ‌سبز . این گونه های‌ بیانی‌ دارای محتوای خاصی است، در حالی که واحدهای تحلیل زبانشناسی رمزهایی هستند که بر معانی گوناگون دلالت دارند.
ج – متد تحلیل آماری (بسامدی):
درین روش ابتدا جدولی کشیده می شود و درآن همه ی کلماتی که دارای ریشه ی مشترکی و مشتق هستند گنجانده می شوند، سپس زنجیره ای برای آن ساخته می شود. پی یرگیرو برای مثال دویست وپنجاه کلمه را در معنای فریبکاری گردآوری نمود .
همچنین زبانشناس آمریکایی زیف ثابت کرد که تکرار کلمات در متنی از متن ها یا در مجموعه ای از متون با پراکندگی ثابتی‌ برابری می کنند: کلمات تایپ شده به صورت بسامد کاهشی یک منحنی را تشکیل می دهند، از سوی دیگر یک رابطه ى خیلی قوی میان تعداد کلمات در یک بسامد و بسامد دیگر وجود دارد. اما گروه هایی که که درآنها در صد بسامد پایین است دارنده ی تعداد بیشتری از کلمات هستند، مثلا در یک متنی که مشتمل بر ششصد کلمه به کار گرفته شده یک بار دویست کلمه ای را که دو بار تکرار شده ، و صد کلمه ای که سه بار تکرار شده را پیدا می کنیم، و این درصدها ثابت هستند وجهانی …
پی یرگیرو زبانشناس فرانسوی متدآماری را در دو کتاب خود (نشانه های آماری کلمات ) 1954 و(ساختارهای اشتقاقی‌ لفظ فرانسوی) 1962 به کار گرفت. و در آن دو کتاب به نتایج خوبی دست یافت. اما بیشتر مخصوص زبان فرانسو‌ی بود تا دیگر زبانها.
متد تحلیل آماری واشتقاقی بر نظریه ی حوزه ی نشانه ای استناد می کند. در این نظریه برای فهم یک کلمه باید مجموعه ی کلماتی که با آن از راه دلالت متصل اند فهم کرد .و روابط میان واژه های درون حوزه ی دلالتی یا موضوع فرعی را بررسی نمود. برای همین است لیونز کلمه را مجموعه ای از برآوردهایی تعریف می کند که روابطی با دیگر کلمات در درون یک حوزه ی قاموسی دارد. و هدف از تحلیل حوزه های دلالتی این است که گردآوری همه ی کلماتی که مخصوص یک حوزه ی دلالتی هستند گردآوری شوند و از روابط شان با اصطلاح عمومی پرده برداشته شود.
مفهوم حوزه ی دلالتی‌ را توسعه دادند تا مشتمل بر چهار گونه گردد:
کلمات مترادف ، و متقابل
وزن های اشتقاقی
بخشهای کلام و طبقه بندی نحوی آن
حوزه های زنجیره ای ( همنشینی )
از مهمترین کاربردهای این متد؛ مطالعه ی ترییر برای الفاظ دال بر اندیشه و تفکر در زبان آلمانی‌ میانی در سال 1931 است. وی توضیح می دهد که این الفاظ کلیتی را تشکیل می دهند، که دردرون آن هرعنصری‌ با عناصر دیگر مرتبط است. و به این نتیجه می رسد، که مفاهیم حوزه های واقعی را بدون این که خلأی باشد، آن را می‌ پوشاند. و از این نتیجه می شود، هر تغییری که در چارچوب مفهومی‌ روی می دهد، به تغییراتی در مفاهیم هم جوار سرایت می کند، همچنین کلماتی که نماینده ی این مفاهیم اند هم به طور غیر مستقیم تغییر می کنند. او ملاحظه می کند، که واژه های معرفت شناسی در زبان آلمانی‌ در آغاز قرن هیجدهم مشتمل بر سه کلمه ؛ حکمت، هنر و اصطلاح بود. و پس از یک قرن معنای این سه کلمه در ساختار لفظ و جهان بینی ای که بازتاب آن است؛ تغییر می کنند.
و به رغم این که این کشف در مفاهیم حوزه های دلالتی انقلاب بزرگی در نشانه شناسی نوین به شمار می رود، اما تریر به تغییرات آوایی اهمیتی نمی دهد، با این که این تغییرات از اهمیت زیادی در علوم زبان برخوردار است.
از بین کسانی که به این متد توجه کردند، ماتوره بود اما با یک دیدگاه دیگر. تریر فیلسوفی است که آداب ورسوم مکتب ایده آلیسم آلمان را دنبال، وحیات روحی واخلاقی‌ را مطالعه می کند، تا به روح امت در دوره ای از دوره ها احاطه پیدا کند. اما ماتوره جامعه شناسی است که مکتب فرانسه را دنبال می کند و به موضوعات مادی، اقتصادی‌، تکنولوژی‌، و سیاسی‌ واژه ها توجه دارد و نسل های‌ زبانشناسی را معین می کند سپس مراحل تاریخی بزرگ را از راه ساختار لفظ به عنوان مقوله ای ایستا مطالعه می کند و دوره ی مابین رنسانس و پایان قرن نوزدهم را به یازده نسل تقسیم می کند که هر نسل آن سیزده سال را دربردارد.
پس از مدتی متد ماتوره و ایده های او حقیقتی می شود که در تعدادی از مطالعات مهم دنبال می شود نظیر: تز پی یر گیرو در مورد واژه ها وجامعه در دوران لوی فیلیپ است، و مسأله ی تزگرماس در مورد جهان سال 1830 است. که یک کوششی است برای توصیف واژه های‌ لباس همان طور که در مطبوعات آن روز نمایش داده می شوند. همچنین تز کویمادا در مورد تجارت عشق در رمان های اجتماعی میان سال های‌ 1640 و 1670 است، این آثار بر اهمیت حوزه ی زبانشناختی تمرکز می کنند، واهمیت چندان بزرگی برای آن قائل می شوند که کسی قبلا بدان قائل نبوده است.
اما پژوهشگران دیگر به جنبه های روانی وزبانشناسی استناد می کنند، اسپربر معتقد است در نیروی‌ کنش وواکنش منبعی ازمنابع آفرینش زبانی‌ وتغییرات معنا وجود دارد. در جامعه و فرد فضاهای برتر برای فکر کردن هستند،‌ وموضوعات برتر هم وجود دارند. و علت آن از یک سو به فضا و از سوی دیگر به فعالیت باز می گردد. زمین مثلا برای کشاورز محور اهتمام و فکر اوست، دریا هم محور اهتمام وفکر دریانوردان وماهیگیران است، موضوعات سیاسی‌ در دوران انقلاب ها از اهمیت خاصی برخوردار می شوند، ترس وکینه هم حوزه ی احساس روانی‌ را در دوران جنگ ها درمی نوردند. این مشغولیت های ذهنی‌ گسترش یافته وغیر ثابت،‌ درک شدنی نیستند؛ چون تابوهای اجتماعی‌ مانع از ظاهر شدن آنها می‌شوند. اما در ناخودآگاه آماده و در زبان هم مؤثر هستند، و می توانند با به عاریت گرفتن تصاویری‌ از واقعیت خارجی افکار دیگر را جذب نمایند، وکلمات دیگر را به سمت خود بکشند.
و همانند او پی یر گیرو در کتاب خود (مقالات سبک شناسی) برخی از آثار باشلار، بارت، ریچارد ومورون را تحلیل وتجزیه نمود. وی از وجود واژه هایی مورد پسند اغلب نویسندگان سترگ پرده برمی دارد. این واژه ها به وسیله ی فشار نیروهای ناخودآگاه در بیشتر اوقات ظاهر می شوند. این گونه مطالعات برای قاموس و فرهنگ هر شاعری به تنهایی، یا واژه های کلیدی در ادبیات شاعر، ‌یا واژه هایی که شاعر در ادبیات خود به کار می برد، یا در کتابی از آثار شاعر، برخی پژوهشگران را برآن داشت تا این واژه ها را در یک کانون یا حول یک ریشه متمرکز کنند. آنان بودلر را یافتند، در حالی که دور پرتگاه می چرخید، ومالارمه به همان نحو دور لاجورد، و والری دور سایه. ساختار رمز گونه دیوان (گلهای شر) بودلر برای مثال دربردارنده ی چهار هزار واژه است، که قاموس شاعر را تشکیل می دهند. و در چهار حوزه ی اصلی پخش می شوند و دنیای ادبی بودلری را می سازند، که عبارتند از : آسمان، زمین، دوزخ و رؤیا. دوزخ؛ زندگی روزمره ی شاعر دردنیای نومیدی است. دنیای کثیف،‌ پست وبدخو. رؤیا؛ هم فضایی که به او اجازه ی‌ فرار را می دهد، تا در دنیایی فارغ از عشق زمین گیر گردد. اگر هم دوزخ در مقابل زمین است، پس رؤیا درمقابل آسمانی که آنجا لاجورد عمیق، درخشان وگرم است، قرار می گیرد. همانجایی که پاکی‌، آزادی‌، زیبایی و آرامش است.
اخیرا مباحثی در مورد توصیف مجموعه های‌ واژه ای انجام گرفته، و از راه نظامی از نشانه های معنوی‌ ساده،‌ وکاوش درالگوهای واژه ها،‌ با الهام گیری از زبانشناسی معاصر و به ویژه مطالعات آوایی انجام پذیرفته است. این مباحث سعی می کنند، مفهوم حوزه های دلالتی تنگ و سطحی را پشت سر بگذارند؛ تا به ساختارهای‌ عمیق تر و فراگیرتر برسند. این مباحث در کوششهای مونین و پی یر گیرو خلاصه می شوند و سعی می کنند این حوزه های دلالتی را به زنجیره های ساختاری بازگردانند. می توان گفت علم نوینی پا به عرصه وجود گذاشت که عنوان (نشانه شناسی ساختگرا) را به خود گرفته است.
به رغم این که اصطلاح سیمیولوژی برای اولین بار درپزشکی به کار گرفته شد و بیشتر برای دلالت بر مطالعه ی علامتها و نشانه های انواع بیماری ها به کار رفت. اما پس از آن این اصطلاح به میدان زبان منتقل شد سپس متدی در معرفت شناسی گشت که هدف آن پی ریزی حقایقی است مناسب در همه ی زمینه هایی، که در آن نظامهای نشانه ای زبانی ‌و غیرزبانی‌ نظیر نظام مد ولباس و علامت ها به کار می رود. نظر رولان بارت هم این است، که نشانه شناختی را یک علم عام می‌ داند، که مبانی نظری خود را از زبانشناسی وام می‌ گیرد. زیرا نشانه شناختی شاخه ای از زبانشناسی همگانی است. گرایشی است که رولان بارت، بنونست و ژولیا کریستوا از بارزترین نمایندگان آن به شمار می‌ روند. گرایشی که سعی می کند مبانی نشانه شناختی ادبی را پیش از تأسیس نظام نشانه ای عمومی پی ریزی نماید. زیرا متن ادبی مهمترین نظام نشانه ای به حساب می آید، که ماده ی آن زبان است.
هنگامی که این اصطلاح پا به میدان نقد ادبی نهاد. روش تحلیل نشانه شناختی؛ متن ادبی‌ را دارای‌ یک ساختار ظاهری و ساختار ژرف می دانست، که باید هر دو مورد تحلیل و تجزیه قرار بگیرند، و روابط آن دو بررسی‌ شوند. زیرا انسجام و هماهنگی متن ادبی‌ برخاسته از مشتمل بودن آن بر ساختاری عمیق با ترکیبات استوار ومحکم است. و بدین سان نشانه شناسی توانست در فرآیند عملی خود از دوگانگی شکل ومضمون رها شود، چون هیچ ترکیبی مستقل و خود به خود وجود ندارد. بلکه هر تصوری و هر قاعده ای‌ در یک آن هم ترکیبی است وهم ودلالتی است.
اگر چه نشانه شناسان بر سر وجود ساختار ظاهری و ساختار عمیق متن ادبی به توافق نرسیده اند اما پس از آن در مورد تعیین عناصر سازنده ی هر ساختاری بنابر گرایش های علمی‌ و ایدئولوژیک خود اختلاف نظر داشتند. و به طور کلی‌ به دو دیدگاه عمده منشعب شدند: نخست ساختار ظاهری را متشکل از اسلوب بیان می‌ دانند پس مطالعه کننده ی متن باید ویژگیهای شکل ادبی و ویژگیهای‌ اسلوبی را بکاود. درین سطح هم می‌ شود رابطه ی زبان را با سیاق خارجی ‌بررسی‌ نمود. اما ساختارعمیق مشتمل بر قوانینی‌ است، که دنیای‌ روایت از آن تبعیت می‌ کند، پس بیشتر به ساختار کاربردی‌ وتحلیل روابط میان کنشگران در سطح افقی وعمودی‌ یعنی‌ در سطح جدول گزینش و جدول توزیع اهتمام می‌ ورزند. دیدگاهی‌ که گرماس نماینده ی آن است.
گرایش دوم بر این اعتقاد است، که ساختار ظاهری دربردارنده ی ساختار زبانی است که قواعد ترکیبی وبلاغی هم جزو آن است. درحالی که گرایش عمیق آن ازعوامل خارجی‌ تشکیل شده است. عواملی که در آفرینش متن ادبی‌ سهیم هستند نظیر امور اجتماعی‌، فرهنگی‌ یا روانی‌. این گرایش سعی دارد در متد اجتماعی‌ ژرف کاوی نماید. ژولیا کریستوا از بارزترین بنیانگذاران آن به شمار می رود.
در اینجا سرآمدترین نمایندگان نقد نشانه شناسی را مطالعه خواهیم کرد: رولان بارت در مرحله ی مطالعات نشانه شناختی خود، ‌انجمن (تل کل) فرانسوی به ویژه فلیپ سولمرس، ژولیا کریستوا، گرماس، دریدا، ژرار ژنت، یوری ‌لاتمن و ….

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درمورد اختلالات روانی

Close Menu