مقاله رایگان درباره ارزش های اخلاقی

مقاله رایگان درباره ارزش های اخلاقی

دانلود پایان نامه

 

لازم به ذکر است که این تحریف شناختی رابطه تنگاتنگی با دو تا از باورهای غیر عقلانی که آلبرت الیس مطرح می کند، دارد. باور غیر عقلانی اول این که، گروهی از مردم، بد، شرور و بد ذات هستند و باید به آن ها برچسب آدم بد زد؛ و باور غیر عقلانی دوم این که، اعتقاد فرد مبنی بر نداشتن توانایی در کنترل هیجانات به هنگام بروز مشکلات (به عبارت دیگر ،زمانی که فرد با مشکلات زیادی مواجه می باشد، باید احساس بدبختی کند که نمی تواند ناراحتی های خود را کنترل کند و آنها را از بین ببرد.)؛ که در باور غیر عقلانی شماره سه و پنج ، مورد نقد و بررسی تطبیقی قرار گرفت.
3-2-4-2. نقد و بررسی تطبیقی
از بارزترین اشکال احساس کمبود، ارزشیابی منفی از خود است. دیدگاه های روان شناسی در مورد سرزنش خود، یک طرفه و یک جانبه است. و این ارزیابی منفی از خود، نوعی ویژگی بیماری است. اما تفسیر اسلام از این پدیده، تفسیری دوگانه است؛ نوع اول، ارزیابی منفی از خود، ویژگی بیماری دارد. و این گونه ارزیابی مبتنی برپاره ای از صفات روان نژندی مانند شک و تردید، سازش و تبعیت، ترس و هراس و از این قبیل رفتارها است که پیوسته در احادیث اسلامی اشاره به بیماری بودن آن ها شده است. ولی نوع دیگری از ارزیابی منفی از خود، وجود دارد که خاص نگرش اسلام است. و این نوع نگرش از حوزه درک روان شناسی به دلیل ناآشنایی با مبادی الهی بیرون است. در این نگرش واجب است تا ما با نگرش منفی به کار خویش بنگریم و در خود احساس قصور نماییم، اما نه از بعد کوتاهی در انجام وظیفه نسبت به خود، بلکه از نظر تعامل با خدا و دیگران و در زمینه ایفای نقشی که به عهده داریم. و این ارزیابی منفی دارای ویژگی های بهداشتی حتی با توجه به معیارهای روان شناسی است؛ مانند معیار واقعیت پذیری یا ارزیابی حقیقی فرد، یعنی واقعیت ناچیزی و ضعف انسان در مقابل اقتدار و جلال خدای تعالی. امام موسی بن جعفر(ع) در یکی ازفرمایشاتشان به برخی از فرزندانشان می فرمایند:
“یا بنی علیک بالجد، و لا تخرجنّ نفسک عن حد التقصیر فی عباده الله عزوجل و طاعته، فانّ الله لا یعبد حق عبادته.”یعنی،”فرزندم بر تو جدیت و تلاش لازم است، و در مقام عبادت خدای عزوجل و اطاعت از او خود را از حد تقصیر و کوتاهی بیرون میاور، به درستی که خداوند تبارک آن طور که شایسته اوست پرستش نمی شود.”
بنابراین، تمایل انسان به حفظ عزت نفس و احساس ارزشمندی، پدیده ای فطری و ذاتی است که نمی توان منکر آن شد. از سوی دیگر، شناخت و ارزشیابی هر فردی از خویش، عامل حیاتی در حرکت و تلاش های وی در طول زندگی به حساب می آید. احساس حقارت و تردید در انجام کارها، موجب زیان دیدن سرمایه وجودی فرد، یعنی کرامت نفس و اعتماد به نفس، می گردد و فرد از حرکت باز می ماند و فعالیتش متوقف می گردد و تسلیم حوادث می شود. در نتیجه احساس اضطراب و درماندگی و عدم لیاقت می نماید. لذا، نداشتن ارزیابی صحیح فرد از خود، سبب می گردد که وی برای ارضای نیاز فطری عزت نفس، حقایق را نادیده بگیرد و برای خروج از احساس حقارت، به ارزش های کاذب متوسل شود و می کوشد تا از راه های نامعقول و نادرست برای خود کسب ارزش کند؛ نام این واکنش “خود فریبی” است. خود فریبی، جریانی پیچیده است که موجب حرکات و رفتار نفاق آمیز می شود.
بنابراین، دستیابی به ارزش وجودی و سرمایه هستی از دیدگاه تربیتی اسلام، دریافت کرامت و احساس ارزشمندی نسبت به سرچشمه عزت است که در رفتار و کردار و اهداف انسان تاثیر می گذارد. قرآن کریم در آیه 139 سوره نساء می فرماید: تمام عزت ها مخصوص خداست:
“…فَإِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمیعاً” (سوره نساء، آیه 139)؛ همه عزّتها از آن خداست.
بنابراین، عزت حقیقی فقط در پیشگاه خداوند و اولیای اوست. قرآن کریم در آیه 8 سوره منافقون می فرماید:
” ..وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ..”( سوره منافقون، آیه 8)؛ عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است.
لذا اگر انسان، خود واقعی خویش را کشف کند، به ارزش های اخلاقی و عالی دینی رسیده و در مسیر تکامل واقع شده است.زیرا تمام فلسفه اخلاقی و تربیتی اسلام، بر محور خودشناسی و خداشناسی و یافتن عزت نفس در پرتو عزتمند حقیقی دور می زند. از طرفی رشد شخصیت انسان، به تربیت طبیعت و فطرت او بستگی دارد تا در جهت گرایش به حق و مبارزه حقیقی با خواسته های نفسانی و تلاش برای رعایت تقوا بکوشد. قرآن کریم در آیه 9 سوره شمس می فرماید:
“قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها”(سوره شمس، آیه 9)؛ هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده.
تا این جا به نقد و بررسی دیدگاه منفی فرد نسبت به خودش و عدم عزت نفس او تا حد ممکن، پرداخته شد. اما بسیاری از افراد هستند که با زدن برچسب منفی به دیگران، درصدد تحقیر آنان برمیآیند و اصرار داشته و دارند که بر دیگران، القاب زشتى بگذارند، و از این طریق، آنها را مورد تحقیر قرار دهند، شخصیتشان را بکوبند، و یا احیانا از آنان انتقام گیرند، و یا اگر کسى در سابق کار بدى داشته سپس توبه کرده و کاملا پاک شده، باز هم لقبى که بازگو کننده وضع سابق باشد بر او بگذارند. اسلام صریحا از این عمل زشت نهى مى‏کند، و هر اسم و لقبى را که کوچکترین مفهوم نامطلوبى دارد و مایه تحقیر مسلمانى است ممنوع شمرده است. قرآن کریم در این باره می فرماید:
“…وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقاب…”(سوره حجرات، آیه 11)؛ با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید.
نتیجه بررسی تطبیقی: با توجه به آیات قرآنی، دیدگاه منفی فرد نسبت به خود و دیگران(بر چسب زدن)، یکی از عواملی است که باعث اختلال در درک واقعیات و شناخت حقایق می شود. زیرا تمام فلسفه اخلاقی و تربیتی اسلام، بر محور خودشناسی و خداشناسی و یافتن عزت نفس در پرتو عزتمند حقیقی دور می زند؛ لذا این دیدگاه(دیدگاه منفی فرد نسبت به خود و دیگران)، ناراحتی روح و عذاب جسم و اضطراب و نگرانی خاطر را به دنبال دارد.
پس از بررسی این تحریف شناختی درباره دیدگاه منفی فرد نسبت به خود و دیگران و تطبیق آن با آموزه های قرآن کریم، می توان به این نتیجه رسید که این دیدگاه در قرآن، همانند نظریه بک، دارای ابعاد شناختی- رفتاری است و آدمی می تواند از طریق آگاهی و شناخت نسبت به خودشناسی و خداشناسی و اصلاح رفتارهای خود(پرورش عزت نفس)، به مبارزه با این تحریف شناختی بپردازد و احساس ارزشمندی و کرامت نفس نسبت به سرچشمه عزت را در خود بپروراند. با این تفاوت که در روان شناسی، مراجع با کمک درمانگر آن ها را تعیین می کنند(درمانگر شناختی، با تشخیص و شناسایی خودانکاری ها و خود تحقیر کردن های مراجع، باید بتواند یک خط مشی کلی، برای درمان این گونه بیماری ها، پیدا کند) . اما در قرآن، راهکارهای شناختی و رفتاری از قبل به طور کامل از سوی خداوند تعیین و تعریف گشته اند. زیرا که خداوند متعال بهترین درمانگر آدمی است و نفس و روان او را به طور کامل می داند.
3-2-5. تحریف شناختی شماره پنج: نادیده گرفتن جنبه های مثبت
3-2-5-1. تبیین این باور در روان شناسی
یکی دیگر از تحریفهای شناختی، نادیده انگاشتن کارهای مثبت خود و یا دیگران است. زیر مبنای این تحریف شناختی این است که، این افراد خود را بی ارزش و بی کفایت محسوب می کنند و نگاه این افراد به خود و دیگران، نگاه افراد ناامید، مردد و بی تفاوت می باشد. و این نوع نگاه با فیلتر منفی ذهن یکی است.
3-2-5-2. نقد و بررسی تطبیقی
ناامیدی و نداشتن نگرش مثبت و امیدوارانه، ضمن از بین بردن تلاش های هدفمند آدمی، باعث تضعیف سلامت روان انسان می شود. ناامیدی، حالت تکان دهنده ای است که که با احساسی از ناممکن بودن امور، ناتوانی و بی علاقگی به زندگی آشکار می شود. ناامیدی از منظر قرآن کریم، حالتی است که آدمی یقین می کند که آن چیزی که امید و انتظارش را دارد، تحقق نخواهد یافت؛ و از راه کلید واژه هایی همچون یاس(قطع و بریده شدن آرزوها و امیدها) و قنوط(ناامیدی از رسیدن به هدف) قابل پی گیری است.
در قرآن کریم، یاس و ناامیدی از چنان جایگاهی برخوردار است که از جمله گناهان کبیره شمرده شده است. از این رو هیچ صاحب ایمانی نمی تواند و نباید از رحمت خدا ناامید شود. قرآن کریم، ناامیدی از رحمت الهی را نوعی گمراهی می داند که تنها شایسته کافران است:
” وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ”(سوره یوسف، آیه 87)؛ و از رحمت خدا مأیوس نشوید که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس مى‏شوند.
قرآن کریم مهم ترین عامل ناامیدی را کفر می داند؛ زیرا کافران و منافقان، راه اصلی و پناهگاه واقعی را رها کرده، و به ابزارهای مادی سست و بی بنیان روی می آورند؛ به همین دلیل از رسیدن به اهداف اخروی خویش و تقرب به خداوند ناامیدند. قرآن کریم می فرماید:
“وَ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ لِقائِهِ أُولئِکَ یَئِسُوا مِنْ رَحْمَتی‏ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم”(سوره عنکبوت، آیه 23)؛ کسانى که به آیات خدا و دیدار او کافر شدند، از رحمت من مأیوسند و براى آنها عذاب دردناکى است.
انسان ترسو نسبت به آینده، امیدوار نیست؛ زیرا، از آن جا که ترس از ضعف اراده ناشی می شود، این گونه افراد امید به موفقیت را از دست میدهند و در هر کاری دچار ضعف اراده می باشند. امام علی(ع) در روایتی می فرمایند: “قرنت الهیبه بالخیبه”؛ همواره ترس با ناامیدی همراه است. منافقان از نظر قرآن، کسانی هستند که همواره در اضطراب، ترس و نگرانی، شک و دودلی به سر می برند؛ یکی از فعالیت‏هاى تخریبى آنان(که نشات گرفته از روحیه ناامیدوارانه آنان دارد)، این است که جنبه های مثبت دیگران را نادیده می انگارند. قرآن کریم، در این باره می فرماید: هنگامى که برادرانشان به مسافرتى مى‏روند و یا در صف مجاهدان قرار مى‏گیرند و کشته مى‏شوند آن ها مى‏گویند: افسوس اگر نزد ما بودند نمى‏مردند و کشته نمى‏شدند:
“یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ کَفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ أَوْ کانُوا غُزًّى لَوْ کانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا لِیَجْعَلَ اللَّهُ ذلِکَ حَسْرَهً فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ”(سوره آل‏عمران، آیه 156)؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید شما همانند کافران نباشید که هنگامى که برادرانشان به مسافرتى مى‏روند، یا در جنگ شرکت مى‏کنند (و از دنیا مى‏روند و یا کشته مى‏شوند) مى‏گویند اگر آنها نزد ما بودند نمى‏مردند و کشته نمى‏شدند (شما این گونه سخنان نگوئید) تا خدا این حسرت را بر دل آنها بگذارد و خداوند زنده میکند و مى‏میراند (و حیات و مرگ بدست او است) و خدا به آنچه انجام میدهید بینا است.

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد دانلود دیدگاه هری استاک سالیوان

Close Menu