مقاله رایگان درباره ادیان توحیدی

مقاله رایگان درباره ادیان توحیدی

دانلود پایان نامه

طرح نشانه شناختی بارت این گونه خلاصه می شود که وی مفاهیم زبانشناسی همگانی را در فرم ساختگرایی آن بر زمینه های دلالتی گوناگون تطبیق می دهد و آن را با زندگی اجتماعی افراد و گروهها مرتبط می سازد. اما این مفاهیم عبارتند از: زبان وگفتار، دال ومدلول، نظام و مرکب، معنای‌ سیاقی و معنای‌ مستقیم ذاتی‌.  

بارت از این مفاهیم زبانشناختی شروع می کند تا در پرتو آنها نظامهای دلالتی متنوعی‌ را در بستر زندگی اجتماعی همچون پوشاک وخوراک و اثاثیه و مهندسی معماری‌ و…. مطالعه کند.
بارت متد نشانه شناسی خود را توضیح می دهد و میان استفاده از واحد نشانه ای دارنده ی دلالت همسان با دلالت زبانی که نمونه ی آن تکه ی لباس یا ظرف غذایی که با ارزش های عملی در زندگی روزمزه در ارتباط است. و زمینه ی ذهنی این واحدها به معنای دارا بودن دلالت مشخصی هستند و توانایی این را دارند که همانند واحدهای زبانی تحلیل و تفسیر شوند، فرق می گذارد. این چنین است که بارت دایره نشانه شناسی را بسط می دهد و توجه خود را به چیزی معطوف می کند که دارای دلالت معینی در زندگی اجتماعی‌ است، یعنی هرچه – به اضافه ی استعمال روزمره و معمولی آن – پودمانی از اشاره های‌ منظمی را تشکیل می دهد، و نسبت به افراد جامعه ی واحدی می توان آن را به واحدهای‌ دلالتی تجزیه کرد.
در نقد عربی معاصر نیز محقق مغربی‌ عبد الکریم الخطیبی به این رهیافت درنقد نشانه شناسی، و به تحلیل فرهنگ مردمی‌ در کالبد جامعه مغربی می پردازد. وی‌ در کتاب خود (الاسم العربی الجریح 1980 در چهار زمینه بحث می کند: بلاغت ضرب المثل ها، شگفتی خالکوبی، گفتمان جماع، بلاغت خط.
اما متد الخطیبی در کتاب خود همان متد تداخل دلالتی‌ ای که در نوشته های رومن یاکوبسن متجلی می شود. اما خطیبی آن را گستره ی وسیع تری و با خلاقیت ویژه ای به کار می برد، و ما را به یاد رولان بارت می اندازد، که آثار نقدی خود را با متد ساختگرایی صورتگرا شروع می کند، سپس از آن دست می کشد، و به متد نشانه شناسی روی می آورد. سر انجام به متد آزادی که به (لذت متن) می پردازد، منتهی می شود. ازین نتیجه می گیریم، که الخطیبی وبارت در مسائلی شبیه هم با یکدیگر اشتراک نظر دارند: تصاویر، دلالت ها، آثار، حروف، نشانه ها و در متد نیز همگام یکدیگر حرکت می‌کنند،‌ به طور مثال الخطیبی برخی از عناصر متد نشانه شناسی خود را از او وام می گیرد،‌ بارت نیز برای خطیبی مقدمه ای‌ برای کتابش می نویسد. بارت در آن مقدمه می گوید:‌ دینی‌ که برای ‌الخطیبی‌ به گردن دارم.
الخطیبی گاهی به دیدگاه های نشانه شناسی دریدا، کریستیوا وگروه (تل کل) نزدیک می شود. وی معتقد است الماس متن دارای چندین ضلع است. نشانه شناسی هم بهترین وسیله برای انعکاس تبلور متن است.
در زمینه ی ( امثال ) الخطیبی گروهی از امثال برمی گزیند، که درونمایه ی آن را تن آدمی تشکیل می دهد. وی آن مثلها را بستری برای بحث قرار می دهد (تن ومتن در زبان فرانسه وعربی اصل واحدی دارند الخطیبی هم کتاب خود را با آن دو زبان می نگارد). الخطیبی مثل را از جنبه ی زبانی‌ مطالعه می‌کند ومعتقد است که مثل از یک ساختار ریتمیک دوگانه ای تشکیل شده که قابلیت تجزیه به گفتار (پارول) چهارگانه دارد، و آنها را براساس چیدمان ایده ها در امثال؛ به سه ساختار متمایز تقسیم می نماید: ساختار ساده مشتمل بر دوکلمه ویک استعاره مسجع یا فاقد سجع است: عیناک میزانک وساختار مرکبی که دو بخش آن برابر هم هستند: (إذا هزل کل الرأس، و إذا سمن کل الرأس ) و ساختار گسترده ای مشتمل بر سه بخش است (لیس للقرعاء ما ترعاه غیر المشط و خیوط رأسها).
در زمینه ی دلالت، محقق یاد شده ملاحظه می کند که در امثال مرتبط با تن آدمی، خشونت حضور چشمگیری دارد: ( الرأس بلا نشوه‌ قطعه حلال – برأس الأحمق یقطع النهر – من ضربته یده لایبکی … )‌ وعمومیت بخشی به لذت (خوشایندی شنونده ناشی از اقتصاد یا ایجاز در مثل است) ، ومیل به سرحالی وخنده (زیرا تحرک وجنب وجوش راحتی تن و جلای چشم را ارزانی می کند) هم دیده می شود.
درکتابت به وسیله ی (خالکوبی) نقطه ها را بر تن می کوبند. خالکوبی خود نوعی آگاهی است ورغبت در انتقال نشانه های ترسیم شده بر تن و مهاجرت در فضاهای دیگراست، به همین خاطر ما درمی یابیم، که خالکوبی‌ نظامی‌ است نشانه ای که از سوی ادیان توحیدی تحریم شده است. گویی کتابت الهی همه ی گونه های کتابت های اینچنینی را محو می کند (علامتهایی است از قبیل داغی که بر جسد بردگان وچهارپایان با آهن تفته می نهند، یا نقشهایی که با سوزن وسرمه بر تن آزادگان ترسیم می کنند، وشم – خالکوبی- هم در زبان از وسم گرفته شده و سمه هم معنای علامت می دهد) . شاید هم وشم مانند رقص، زنجیره های کلامی را به یکدیگر متصل می کند، سپس آن را در هم می کوبد. می توان گفت وشم یک رمز ما قبل از کتابت است، و نظامی منسجم برای کتابت محسوب می شود. زنان اغلب تنشان و مردان دستهایشان را خالکوبی می کنند. اما نقش های خالکوبی‌ شده، ممکن است نقطه ای باشد، یا خطوط مستقیم، یا تصویر صلیبی شکل،‌ ستاره ای، دایره ای‌،‌ یا شبیه عدد 7 …
الخطیبی نتیجه می گیرد که خالکوبی لباس نوشته شده ای است که در برابر رؤیت مقاومت می کند. علاوه بر آن ؛ خالکوبی مانند لباس مکتوبی است، که منزلتی ما بین پوشش وعریانی‌ است، یعنی لباس سوم به حساب می آید. به همین علت به خالکوبی میان دو چشم، چشم سوم و خالکوبی روی ساعد دست،‌ دست سوم و خالکوبی روی آلت، فرج سوم می گفتند. از آنچه گذشت می توان ردیافت که این رفتارها با دستورات مبنی‌ بر پوشش صورت زنان در این جوامع مخالفت دارد. و تن در این صورت از خضوع در برابر ارزشهای اخلاقی سرباز می زند.
حنا بندان هم مثل خالکوبی‌ منزلتی میان تجاوز به عنف و رابطه ی مشروع است. وقتی که عروس بازمانده های حناها را به زنی که کنار خود می نشیند می‌بخشد واین زن هم به زن بعدی دست می کشد بقیه هم این کار را ادامه می دهند در نتیجه جشن و حاضران در آن به رویه ی رمزگونه ای حنا می شوند.
دختر باکره (عروس) نیز قبل از این که از حالت دوشیزگی‌ خارج شود مورد ملامست زنان قرار می گیرد. در مغرب بعد از این که عروس وارد حجله ی خود می شود و به وسیله ی شوهرش از حالت دوشیزگی خارج می شود، دستمالی که آغشته به خون عروس است برای خانواده ی هر دو زوج برده می شود تا نجابت و آبرومند بودن عروس برای همگان ثابت گردد. این رنگ سرخ نیز گونه ای آیینی است همچون خالکوبی می نماید. و همانند حنابندانی می شود، که زنان در مناسبتهای ازدواج و جشن های شادی به آن روی می آورند، زنان اجمالاً دوبار در زندگی‌شان بدان رنگ پناهنده می‌شوند، هنگام بلوغ ،‌ و وقت ازدواج.
همه ی این دلالت ها (خالکوبی، حنابندان، خون، عطر ..) نوعی طب سنتی به حساب می آید که شهوت را تحریک می کند. نه تنها خالکوبی‌ زینتی و آرایشی وجود دارد، بلکه خالکوبی درمانی‌ نیز هست، زیرا درد حاصل از سوزن کوبی هم درمان می کند، و هم زینت می بخشد. در حقیقت خالکوبی تزیینی بی فایده نیست. برای همین نزد آنان [افراد آن جامعه] خالکوبی طلسمی است، که از چشم زخم حمایت می‌کند. وخالکوبی(لجام سیدی) از‌گونه ها محرک نیروی‌ جنسی است، و خالکوبی (خلخال الفخذین) برای مزید شهوت به کار گرفته می شود.
در (قصه ی جماع) الخطیبی به متن شیخ نفزاوی (‌الروض العاطر فی نزهه الخاطر) استناد می کند. متن این کتاب موازین اخلاقی را رعایت نمی کند، و با ارائه کیفیت جماع وحالات آن؛ تابوها را می شکند. خوراکی ها و داروهایی که قدرت جنسی را زیاد می کند، می آورد. همچنین شواهدی می آورد، که مشروعیت عمل را تأکید می کنند. تحلیل الخطیبی در سطح متن النفزاوی به دوگونه ی روا و ناروا بودن تقسیم می شود.
اما در (رسم الخط)؛ الخطیبی انواع دلالت ها را نزد (الجاحظ) ارائه می دهد: لفظ، اشاره (‌با دست،‌ با سر، یا با چشم، …)، وعقد (‌شمردن بدون کلام وکتابت است. گونه ای از حساب با استفاده از انگشتان دو دست)، وخط، نصبه (کلماتی مانند: زمین،‌ آسمان، باد …است، استلهام ستاره شناسی از کتابت عربی زمانی که حروف الفبایی با گردش ماه مطابقت کند).
وی همچنین متن با ارزشی از ابن خلدون ارائه می دهد، که در آن می گوید: «در کتابت یک انتقالی از حروف خطی به کلمات لفظی در خیال صورت می گیرد. و انتقال دیگر از کلمات لفظی در خیال به معانی در نفس است، پس این حرکت از دالی به دال دیگر منتقل می گردد؛ مادامی که پوشش کتابت را بر تن دارد. نفس هم عادت می کند، انتقال از دال ها به مدلولات را ملکه خود گرداند‌».
قرار دادن خط ضمن دلالت عمومی یک بلاغت جالب وآهنگین است،‌ وپوشش زیبای زبان را به نقاشی تأمل برانگیز‌ تبدیل می کند. خط با زبان یک جدولی می سازد که از سه لایه تشکیل می شود: نخست آوایی است؛ چون آوا، قوانین و امکان خوانش خود را تأسیس می نماید. اما رسم الخط آن را غرق می کند وبه موسیقی ظاهری آن وحدت می بخشد چون آوا دال چند آوایی است. رسم الخط هم خوانش چندین بعدی را آسان می کند. دوم دلالتی‌ است، که معنای عادی که حاصل لفظ است به وسیله ی معنای دور تغییر داده می شود. سوم هندسی است که اساس آن بازیهای شکل و تصویرها است.
خطاطان عرب هم به این چیدمان وسامان احترام می گذارند، آنان حروف را با هم ترکیب و هماهنگ می نمایند سپس به آنها فرم می بخشند و گفتار (پارول) را زینت می دهند.
خط ها هم گونه های متنوعی دارند: خط کوفی که با معماری‌ وکاشی کاری همگونی‌ دارد، خط فارس‍ی که خط رقعه وخط تعلیق از آن سرچشمه می گیرند، خط دیوانی‌که مخصوص اداره ها ودیوان هاست، خط نسخی، خط ثلث، خط اندلسی، خط مغربی و… است.
الخطیبی به این گونه های دلالتی می پردازد، که از فرهنگ مردمی برمی خیزند. و همچون بارت با آن دست وپنجه نرم می کند، و ازآن نتیجه ها می گیرد و اضافه ها می کند.
در موضوع امثال ساختار سطحی آنها را می کاویم؛ واژه ها، سجع، ترکیبات تا به ساختار عمیق آن برسیم ومعنای مستقیم سپس معنای غیر مستقیم (‌دلالتی) آن را بیابیم. ممکن است هم بیش از یک معنی‌غیر مستقیم داشته باشد. یعنی اینجا لازم می آید ساختار فرهنگی‌ و اجتماعی‌ متن را درنوردیم.
در گفتمان (‌خالکوبی) می توانیم آن را همچون پدیده آنترپولوژی‌ ای که با بت پرستی ارتباط دارد مطالعه کنیم، که بر مالکیت دلالت دارد؛ مالک چهارپایان، اسبان، شتران، گوسفندان وبردگان خود را داغی ویژه و آشنا در قبیله خود می نهد. در مرحله ی بعدی نیز شیء مفید زیبا می شود و خالکوبی از مرحله ی مفید بودن به مرحله ی رفاه منتقل می گردد، وعنوان آذین بندی وزینت به خود می گیرد، و توانمند کسی می شود، که هزینه آن را پرداخت نماید وبر آستین خود بنهد. و زنان هم برای زینت بخشی به چهره هایشان یا قسمتی از بدنشان بابت آن پول می دهند. خالکوبی هم گونه ای‌ پوششی می‌شود که عریانی ‌را می پوشاند. اگر خانمی از زیبایی بهره ای ندارد ازخال و خالکوبی بهره می گیرد. می توان نتیجه گرفت که بحث و تحلیل باید به سوی لایه های عمیق تر گام بردارد، و در نشانه های خالکوبی و دلالتها، انواع، ابزار ورمزهای آن بحث کند. و در رویکرد افقی؛ خاستگاه، تطور و مراحل آن را بررسی نماید، و تغیر وتحولات گریبانگیر آن؛ یعنی چه طور می شود که یک امر دلپذیر وخواستنی که از قداست خاصی برخوردار بود به یک امر حرام و به دور از عرف های اجتماعی‌ تبدیل می شود «لعن الله الواشمه …».
در گفتمان نکاح می توان مبانی این متن (متن غایب) را عرضه کرد وساختار عمیق آن را بررسی کرد تا به علل وچرایی ممنوع یا مرغوب بودن متن و مقدس یا غیر مقدس بودن آن برسیم.
در گفتمان (خط) می توان در عمق دلالتهای هر کدام از گونه های‌ خط بحث کرد. چرا انواع آن تکثر پیدا کرد؟ و برای مثال چرا حرف عربی در خط مغربی گرد است؟ در حالی که در خط کوفی راست است.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیق بیماری پارکینسون

بستن منو