مقاله رایگان با موضوع ویژگی‌های شخصیتی

مقاله رایگان با موضوع ویژگی‌های شخصیتی

دانلود پایان نامه

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور(255/4).  

آنچه به دغدغه زمان اعتبار می‌بخشد، مفهوم مرگ است. درواقع، ستایش زمان یعنی ستایش مرگ. بنابراین، سعدی گذشته ‌از نکوهش مرگ، آن را می‌پذیرد؛ ولی حافظ درعینِ نکوهش، هم آن را می‌پذیرد، هم می‌ستاید و هم میکوشد با آن به ابدیت و جاودانگی برسد و این منظور را با طرحوارههای چرخشی و حرکتهای دوری بازگو میکند؛ زیرا «در غالب تمدنها ابدیت به‌شکل دایره و چرخ تصویر می‌شود.» (دوبوکور، 1376: 77).
«انسان زمان را با اسطوره‌ی پایان می‌فهمد. هایدگر درباره‌ی زمان و هستی می‌گوید: «زمان بودگی، یعنی آن‌چه نابود شدنی است، چیزی که از دایره‌ی زمان، بیرون می‌رود»، غیاب و حضور مرگ زمان را تبدیل به دو بعد «اکرانه» و «کرانمند» می‌کند. اکرانگی زمان آفرینندگی زمان است و کرامندی‌اش نابود کننده بودنش. کریشنا می‌گوید: من زمانم، زمان نیرومند و جهان نابود کن. ولی برای حفظ جهان در این جا ظهور یافته‌ام. یعنی هم می‌آفریند و هم نابود می‌کند» (جهاندیده، 1391: 123).
می‌توان گفت بیان خطی زمان به جنبه‌ی نابودکنندگی و مرگ‌آوری آن و بیان دایره‌وار به جنبه‌ی آفرینندگی و مرگ‌گریزی آن توجه دارد. در قرآن زمان خطی غلبه دارد، چون این کتاب برای «تذکر جهانیان»(انعام90) نازل شده است و می‌خواهد با هشدار مرگ و ناپایداری زمان دنیوی، انسان را از دلبستگی به دنیای مادی رهایی بخشد. واعظ بودن سعدی نیز در شکل‌گیری این تلقی از زمان بی‌تأثیر نبوده است.
سعدی با «زمان خطی می‌خواهد به هویت و فردانیت خویش نزدیک شود» (همان: 144)؛ اما حافظ «با بازآفرینی زمان حلقوی در روایت‌ها و اندیشه‌هایش می‌‌خواهد از زوال زمان خطی بگریزد» (همان). این امر به واقع‌گرایی سعدی و آرمان‌گرایی حافظ برمی‌گردد.
شیوه غربیِ تفکر، خطی است و راهی برای بسط عقلانی موضوع به‌‌شمار میآید؛ اما شیوه شرقی تفکر به‌صورت دایرهای (جیوگلو، 1390: 382) و نماد بینش اشراقی و بازگشت به اصل است. جرج لیکاف نیز با دو استعاره «بحث و استدلال راه مستقیم است» و «بحث و استدلال دایره است»، به دو شیوه متفاوت تفکر غرب و شرق اشاره میکند و از آنها دو کلیشه «شرقیها احساسی هستند» و «غربیها معقولاند» را استنباط می‌کند (لیکاف و جانسون، 1380: 89- 91). با این مقدمه، براساس غلبه حرکت مارپیچ زمان در اشعار سعدی که به حرکت خطی نزدیکتر است، می‌توان گفت ویژگی‌های شخصیتی و تفکر سعدی به شیوه غربیِ تفکر نزدیک‌تر است و شاید بتوان آن را- در کنار عوامل دیگر- رمز و رازِ موفقیت و شهرت بیشتر او در مقایسه با حافظ در دنیای غرب دانست؛ چنان‌که هردر، نویسنده و فیلسوف آلمانی قرن هجدهم، می‌گوید: «بس است؛ به‌اندازه کافی غزل‌های حافظ را شنیده‌ایم، سعدی به‌مراتب برای ما مفیدتر بوده است.» (شیمل، 1368: 8). به نظر زرینکوب اندیشه و بیان سعدی در بسیاری از موارد چنان با سخنان نویسندگان و شاعران فرنگی شباهت دارد که انسان را به حیرت می‌اندازد (1362: 256). ارنست رنان می‌نویسد: «درحقیقت سعدی یکی از خود ماست. هنگام خواندن آثار سعدی خواننده تصور می‌کند که کتاب یک معلم اخلاق روحی یا یک بذله‌گوی قرن شانزدهم میلادی را می‌خواند» (ماسه، 1364: 415).
در معرفی انسان تراژیک و انسان حماسی گفته‌اند: «انسان تراژیک انسانی است نو که از همین حالا آغاز می‌شود و بی‌درنگ به آینده می‌رسد. چنین انسانی هم در زمان و هم در مکان محدود است. چون در زمان با تولدش آغاز می‌شود و با مرگش پایان می‌پذیرد؛ و در مکان از همسایه دست‌ چپی شروع می‌شود و به همسایه دست راستی تمام می‌شود […] او تنهاست، اما همین تنهایی او عین آزادی اوست و آزادی او عین هستی اوست […] اما انسان حماسی انسانی است که سابقه‌اش از تاریخ فراتر می‌رود و به پیش از تاریخ می‌رسد و ریشه در اسطوره دارد […] چنین انسانی تنها نیست و هرگز تنها نمی‌ماند، چون در بی‌نهایت‌ تن از افراد هم تبار تکرار می‌شود. تا زمان حال در همان گذشته زندگی می‌کند و در آینده نیز باز در همان گذشته خواهد زیست» (حق‌شناس، 1370: 134- 135).
پس، فهم حرکت چرخشی/ دایره‌ای با انسان‌ حماسی و فهم خطی با انسان تراژیک تناسب دارد. بنابراین، حافظ را می‌توان در گروه انسان‌های حماسی و سعدی را در گروه‌ انسان‌های تراژیک قرار داد.

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد دانلود قوانین بین المللی

4-2-3-3-2.مرکزگرایی حافظ و مرکزگریزی سعدی
سعدی در پاره‌ای از شعرهای دارای طرح‌واره‌های چرخشی از فعل‌های منفی استفاده کرده؛و به گونه‌ای از حرکت دایره‌وار برحذر می‌دارد مثل «ای خواب گرد دیده سعدی دگر مگرد» (651/5)، «تا نباید گشتنم گرد در کس چون کلید» (600/7)، «گرد هر در می‌نگردم استخوانی گو مباش» (505/6)، «سر هلاک نداری مگرد پـیرامون» (706/3)؛ درحالی که در یک چهارم غزل‌های حافظ بیتی نظیر این موارد یافته نشد و در کل غزلیات حافظ فقط یک بیت وجود داشت:«گرد دیوانگان شهر مگرد/ که به عقل عقیله مشهوری»(453/2). این رویکرد بر گریز سعدی از حرکت دوری/ چرخشی و گرایش حافظ به آن دلالت دارد.
اگر ابیاتی از این نوع را در نظر نگیریم، می‌توانیم بگوییم که حافظ بیش از سعدی برای بیان مفاهیم انتزاعی به حرکت دایره‌وار توجه دارد. این امر حتی در ساختار کلی غزل نیز مشهود است. غزلهای سعدی دارای ابیات بههم پیوسته و ساختار خطی است؛ اما « سبک حافظ خطی نیست؛ یعنی پیگیر و اسیر یک خط باریک معنایی نیست…بلکه سیری دوری و دایرهای و فوارهوار دارد. در همه سو میگسترد…از همه جا میتوان خواندنش را آغاز کرد و یا به پایان برد»(خرمشاهی، 1384: 85).
حتی نوع استفاده از طرح واره‌ی چرخشی در ارتباط با معشوق نیز در غزلیات سعدی و حافظ متفاوت است. سعدی برای بیان «رها کردن و به سراغ معشوق نرفتن» از آن استفاده می‌کند و حافظ برای بیان وابستگی شدید به معشوق.
حافظ می‌گوید: که گرد عارض خوبان خوش است گردیدن (393/8)؛ طرح واره‌ی چرخشیِ این بیت را می‌‌توان به صورت زیر ترسیم کرد:

مطلب مرتبط :   تحقیق درمورد راهنمایی و رانندگی

اما وقتی سعدی می‌گوید: «تا چو پرگار بگردید و به سر باز آمد» می‌توان شکل زیر را برای آن ترسیم کرد:

معشوق حافظ در مرکز دایره قرار دارد و «میان مجمع خوبان میانداری می‌کند» (445/3 ) و «مدار عمر بر نقطه‌ی دهان او می‌گردد» (253/6)؛ اما سعدی و معشوق او هر دو در خط دایره قرار می‌گیرند: «من سر ز خط تو بر نگیرم/ ور چون قلمم به سر بگردانی» (243/10).
حافظ بیشتر از سعدی به مرکز دایره می‌پردازد. گاه با حسرت برای خود جایگاهی در مرکز دایره آرزو می‌کند؛ اما «دوران چو نقطه ره به میانش نمی‌دهد» (229/5). گاهی هم از روی تعارف، ابراز تمایل میکند که «آهسته بر کنار چو پرگار» حرکت نماید؛ اما دوران عاقبت او را در مرکز دایره قرار می‌دهد(87/5). گاهی آنان را که شایستگی در مرکز بودن را ندارند مثل «عاقلانی»که خود را «نقطه‌ی پرگار وجود» می‌پندارند؛ به محیط دایره انتقال می‌دهد(193/2).
علاوه بر ابیات دسته اول، که حاکی از مرکزگریزی سعدی است:گرد چیزی نگرد یعنی نفی مرکز واحد. در ابیات دسته‌ی دوم نیز مرکزگریزی او مشهود است: وقتی می‌گوید «گرد جهان می‌گردیم» محل ارجاع (Lm) یا شکل و زمینه جهان است و محل گذر (TR) حرکت اطراف آن. در این بیت TR در درون Lm جای می‌گیرد که در شکل زیر نشان داده می‌شود.

(در این بیت حرکت گرد جهان فراتر رفتن از جهان نیست و مطمئناً این حرکت در درون این جهان صورت گرفته است. مثل این جمله که گفته شود: دور استخر شنا کردیم).
در این بیت، بیش‌تر از آن که ویژگی احاطه و شمول دایره مطرح باشد ویژگی آغاز و انجام نداشتن آن مهم است. یعنی این طرح واره‌ی حرکت دایره‌وار بیش از آن که اهمیت معشوق را برساند، به این مفهوم اشاره دارد که تلاش شاعر بی‌نتیجه بوده است.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه با موضوع کارآفرینی دانش

Close Menu