مقاله رایگان با موضوع نظام مفهومی

مقاله رایگان با موضوع نظام مفهومی

دانلود پایان نامه

– مفهوم ناخوشایند جهنمی بودن: «زاهد غرور داشت و سلامت نبرد راه» (84/6)  

– مفهوم ناخوشایند مرگ: «کز جهان میشد…»(210/7)؛ «زان پیش که گویند که از دار فنا رفت»(82/9).
4-2-2.طرحوارههای عمودی
در طرحوارههای حرکتی میتوان برای هر مسیر، جهتی در نظر گرفت. مسیرها بهخودیخود جهتدار نیستند و ضرورتاً دارای یک جهت نیز نمیباشند. به دلیل اینکه انسانها معمولاً در گذراندن هر مسیری هدفی را دنبال میکنند، مسیرها را به صورت جهتدار درک میکنند.
«جایگاه انسان در هستی تعیینکنندهی نوع استعاره است و تمام استعارههای ساختهی دست بشر، انسان محور میباشند؛ به عبارت دیگر، انسان خود را محور عالم هستیمیداند و همه چیز را در مقایسه با خود و موقعیت و جایگاه خود میسنجد؛ برای مثال، اگر باران یا برف از آسمان به سمت زمین که انسان در آن قرار دارد ببارد، از آن به «فرود آمدن» تعبیر میکند؛ اما اگر آب یا نفت را از چاه بیرون بیاورد، عبارت «بالا کشیدن» را در مورد آن به کار میبرد»(کرد زعفرانلو و حاجیان، 1389: 136).
به اعتقاد جانسون آنچه انسان آن را به صورت معنادار تجربه میکند، به ساختار بدنی او وابسته است؛ یعنی شناخت بشر تجسدی است و تجربهی بدنی در معنابخشی، استدلال و ادراک نقشی اساسی دارد؛ به عبارت دیگر تجربیات جسمی شده باعث به وجود آمدن طرحوارههای تصویری در نظام مفهومی ما میشود. یکی از این تجربههای جسمیشده به قامت مستقیم و عمودی انسان برمیگردد. این ویژگی باعث به وجود آمدن طرحوارهی بالا و پایین میشود. عبارتهای زیر را در نظر بگیرید: «روحش پرواز کرد»، «از خنده افتادم»، «تورم بالا رفته است»، «قیمت مسکن سقوط کرده است»، «سری توی سرها در آورده است» و «نزدیک بود از شرم به زمین فرو رود».
این جملات به ما تفهیم میکنند که آنچه خوب است در «بالا» و آنچه بد است در پایین جای میگیرد(صفوی، 1383: 369 ؛ کرد زعفرانلو و حاجیان، 1389: 137 و راسخ مهند، 1389: 42).
ما در ین قسمت طرحوارهی حرکت رو به بالا را «طرحوارهی صعود» و طرحوارهی حرکت رو به پایین را «طرحوارهی سقوط» مینامیم. زیرا این دو واژه بار معنایی مثبت و منفی این طرحوارهها را بهتر القا میکنند.
بازنمایی استعاری مفاهیم مثبت و منفی با طرحوارههای صعود و سقوط اتفاقی نیستند، بلکه بر اساس تجربههای فیزیکی ما شکل گرفتهاند؛ مثلاً بالا رفتن از کوه و صعود به قله افتخاری بزرگ است، اما پایین آمدن از کوه ارزشمند تلقی نمیشود و سقوط از کوه هم مرگ را به ذهن میرساند.
4-2-2-1.طرحوارهی صعود در غزلیات سعدی
در غزلیات سعدی طرحوارهی صعود کمیاب است به گونهای که در محدودهی این پژوهش فقط در چند مصراع به کار رفته است:«خودپرستی خیزد از دنیا و جاه» (646/3)؛ «دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست»(30/1)؛ «کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود»(686/9)؛ «آخر ز هلاک ما چه خیزد؟»(22/9).
در این عبارات «دنیا و جاه»، «زمین» و«هلاک» نقطهی آغاز حرکت در نظر گرفته شدهاند که «خودپرستی»، «آشوب و فریاد»، «فتنه» و «چه»{= اتفاق} حرکت خود را از آنجا آغاز میکنند. جهت این حرکت از پایین به بالا و صعودی است. این تصویر عینی، حوزهی مبدأ در استعارهی مفهومی این ابیات محسوب میشود . حوزهی مقصد، مفهوم انتزاعی «به وجود آمدن» میباشد.
4-2-2-2. طرحوارهی سقوط در غزلیات سعدی
این طرحواره در غزلیات سعدی فراوان به کار رفته است. مفاهیم انتزاعی بیانشده با این طرحواره در دو گروه کلی جای میگیرند:
گروه اول: اظهار فروتنی عاشق در برابر معشوق که با تصویر عینی خم کردن و پایین آوردن سر در برابر معشوق بیان شده است: «سرم از خدای خواهد که به پایش اندر افتد»(362/5)؛ «در پای رقیبش چه کنم گر ننهم سر…»(18/5)؛ «بیمغز بود سر که نهادیم پیش خلق»(50/2) و «خواهم اندر پایش افتادن چو گوی/ ور به چوگانم زند هیچش مگوی»(70/1).
گروه دوم: ارتباط عاشق با معشوق با طرحوارهی سقوط بیان شده است. به عبارت دیگر، حرکتی که از عاشق شروع میشود و به معشوق ختم میگردد و حتی نگاه عاشق به معشوق بهصورت حرکت از بالا به پایین به تصویر درآمده است:«اگر قارون فرود آید شبی در خیل مهرویان …» (382/5)؛ «دیوانهی عشقت را جایی نظر افتاده است …» (118/5)؛ «… کاین کارهای مشکل افتد به کاردانان»(178/2)؛ «کشتی هر که در این ورطهی خونخوار افتاد…»(350/3) و نیز ابیات 58/11، 190/3، 326/10، 534/2، 538/7 و 630/7.
گاهی هر دو طرحوارهی سقوط و صعود در یک بیت وکنار هم به کار رفتهاند؛ نکتهی جالب این است که سعدی در این موارد بر خلاف حافظ اول سقوط و به دنبال آن صعود را مطرح میکند:
پایم امروز فرو رفت به گنجینهی کام کامم امروز برآمد به مراد دل خویش(626/3)
و نیز ابیات 7/390، 5/242 و 9/106.
4-2-2-3.طرحوارهی صعود در غزلیات حافظ
این طرحواره در غزلیات حافظ بسیار بیشتر از سعدی و برای بیان مفاهیم انتزاعی متعددی به کار رفته است:تأثیر دعا: «تیر آه ما ز گردون بگذرد…» (10/7)؛ به وجود آمدن (مفهومی مثبت): «لطیفهای است نهانی که عشق از او خیزد»(66/5)؛ موفقیت: «… بلا بگردد و کام هزار ساله برآید»(234/6)؛ سخن: «شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان»(490/5) و نیز ابیات 122/6، 156/4، 3/1، 234/5، 238/8، 242/1 و 242/5.
در زبان فارسی اگر سخن گفتن جنبهی منفی داشتهباشد، در اصطلاحات مربوط به آن، مثل«بر سر زبانها افتادن» و «زبان ریختن»، طرحوارهی سقوط وجود دارد. اما سخن گفتن مثبت در اینجا با « بر زبان آوردن» بیان شده که شکل محترمانهتر گفتن است، انگار سخن تا گفته نشده در مکان پایینتری قرار دارد، با گفته شدن به سمت زبان بالا میآید. استعارهی مفهومی این طرحواره در زبان فارسی چنین است:«خاموشی پایین است و سخن گفتن بالاست» و «سخن ناشایست پایین است و سخن شایسته بالا است».
4-2-2-4.طرحوارهی سقوط در غزلیات حافظ
ارتباط معشوق با عاشق: بر خلاف سعدی در شعر حافظ حرکتی که از معشوق شروع شده و به عاشق ختم میشود جهت رو به پایین دارد: «سایهی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد»(206/5)؛ «مــهـر تو عکسی بـر مــا نیـفکـنـد»(418/5) و نیز غزل114 ابیات 1 و 3 و 5 و 8، 306/6 ، 330/3 و 110/4.

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق درمورد دیوان اروپایی حقوق بشر

Close Menu