مقاله رایگان با موضوع مفاهیم مرتبط

مقاله رایگان با موضوع مفاهیم مرتبط

دانلود پایان نامه

آن چشم مست بین که به شوخی و دلبری قصـد هلاک مردم هشیار میکند(678/2).  

جــوری کــه تــــو مــیکنی در اسـلام در مـلـت کــافــری نـــدیــدم(26/10).
این ویژگی نیز مانند دیگر موارد، در غزلیات سعدی برجستهتر است. به عبارت دیگر صدای نحوی جملات سعدی صدای فعال است با وجود آنکه «صدای فعال در سبک حماسی پرکاربردتر است و صدای منفعل در سبک عاشقانه»(فتوحی، 1390: 301). نحو حافظ بیشتر از نحو سعدی به صدای منفعل نزدیک میشود. حافظ در بیت «در میخانه ببستند…»(202/6)فاعل را از جمله حذف کرده است. یقیناً فاعل ببستند افرادیاند که بر مسند قدرت نشستهاند و توانایی بستن در میخانه را دارند؛ اما مستقیماً از آنها نام نمیبرد. اگر به مثالهای راهزنی معشوق در قسمت «زمان فعل» هم توجه شود، نشان میدهد که حافظ بیش از سعدی از فعل ربطی استفاده کرده است.
حاصل سخن آن است که در مورد پادشاه اگر گوینده جرأت انتقاد و بیان ناراستی را به خود بدهد؛ باز هم ناچار است در سخن گفتن شأن اجتماعی و وجههی پادشاه را مراعات کند و غیر مستقیم سخن بگوید؛ اما استعارهی «معشوق به منزلهی پادشاه» این امکان را فراهم کرده تا گوینده پشت این استعاره پنهان شود و دیدگاه انتقادی خود را مستقیم مطرح نماید. علاوهبراین، نشان میدهد که سعدی با وجود ابیاتی حاکی از پذیرش مانع، تسلیم قدرت نمیشود و با استفادهی مؤثر از زبان در موضع اقتدار میایستد.
یادداشتهای فصل چهارم
اینکه دل جایگاه اندیشه باشد در زبان امروز کاربرد ندارد. و اگر به کار رود بیشتر به عنوان مرکز تفکرات احساسی و غیر منطقی به کار میرود. دلیل آن را شاید بتوان رواج فلسفهی مادیگرایی و جریان عقلگرایی اروپا در فرهنگ ما دانست(قادری و توانگر، 1392: 33).
دربارهی شوق در وقت وصال در میان عرفا سه دیدگاه وجود دارد: گروهی مانند سلمی، هجویری و سهروردی و عزالدین کاشانی معتقدند که شوق در وقت وصال نیز ادامه مییابد؛ گروهی معتقدند که شوق در وقت وصال به صورت شدیدتر آن یعنی اشتیاق تبدیل میشود مانند ابن عربی در فتوحات مکیه وعارفی به نام احمد بن عاصم به انکار شوق پرداخته و عقیده دارد که شوق به امر غایب تعلق میگیرد چون خداوند همیشه حاضر است شوق در حضور محبوب از بین میرود (محرمی،1389: 168-165).
فصل پنجم
نتیجه‌گیری
5.خلاصه و نتیجهگیری
با بررسی و تحلیل طرحوارههای حجمی، حرکتی و قدرتی در یکچهارم از غزلیات سعدی و حافظ در ارتباط با شخصیت فردی و اجتماعی ایندو شاعر، نتایج زیر به دست آمد:
ابیات زیادی از سعدی و حافظ دارای طرحوارهی حجمیاند که از میان آنان سه عضو بدن، یعنی «سر»، «چشم» و «دل» بیشتر از دیگر واژگان دارای حجم و ظرف مفاهیم انتزاعی تصویر شدهاند.
سر در زبان فارسی ظرف مفاهیم مرتبط با اندیشه قرار کرفته است، اما در غزلیات سعدی و حافظ، سر ظرف واژگان مرتبط با عشق قرار میباشد.
با توجه به دو کارکرد اصلی طرحوارهی حجمی، یعنی«اختفا» و «تداعی عملکرد» در مورد ظرف سر در غزلیات سعدی و حافظ میتوان گفت که عشق از نظر هر دو شاعر مرز ممنوعهای دارد؛ به دلیل آنکه در ظرف «سر» و «دل» مخفی شدهاند.
به دلیل آنکه در شعر هر دو شاعر ظرف «سر» که قلمرو ویژهی «عقل» است با واژگان مرتبط با مفهوم انتزاعی عشق پر میشود و این امر یادآور تعارض دیرینهی عقل و عشق و بیانگر پیروزی همیشگی عشق در پهنهی ادب فارسی است و به دلیل آنکه سر در زبان فارسی به معنی رئیس، مهتر، نفر اول و معانی دیگر از این نوع به کار میرود و از آنجا که سر به پادشاه و پادشاه به سر تشبیه میشود؛ غلبهی عشق بر عقل میتواند نمود استعاری ستیز طبقهی عامه با طبقه حاکم دانست که به خاطرعدم تحقق آن در دنیای واقعی در دنیای رویایی ادبیات شکل گرفته است.
با توجه واژگان مختلفی که سعدی و حافظ برای مفهوم عشق به عنوان مظروف سر به کاربردهاند به این نتیجه رسیدیم که نوع عشق سعدی و حافظ متفاوت است و درست نقطهی مقابل یکدیگر قرار دارند.
به دلیل آنکه سعدی از واژگانی مانند «سودا»، «هوس»، «خیال وصل»، «شور» و «ضمیر دوم شخص مفر تو یا ـَت» به عنوان مظروفِ ظرفِ سر استفاده کرده است و این واژگان بر جنبهی جسمانی عشق، هیجان شدید، زود فروکش کردن و حضور معشوق دلالت میکنند؛ میتوان گفت که عشق سعدی به قلمرو «عشق پرشور» تعلق دارد.
به دلیل آنکه حافظ از واژگانی مانند «مهر»، «سر پیوند»، «شوق» و «ضمیر سوم شخص» به عنوان مظروفِ سر استفاده کرده است که بر جنبهی دوستانه و معنوی عشق، شدت کمتر، تداوم بیشتر و غیاب معشوق دلالت دارند؛ میتوان گفت که عشق حافظ به «عشق رفاقتی» نزدیک است.
با بررسی و تحلیل چشم و واژگان مرتبط با آن، در مواردی که مانند ظرف و دارای حجم فرض شدهاند، این نتایج به دست آمد که چشم در غزلیات سعدی و حافظ، ظرف معشوق و اشک واقع شده و در واقع برای بیان دو مفهوم انتزاعی عشق و غم بهکار رفته است.کاربرد طرحوارهی حجمی مربوط به چشم، با وجود شباهت ظاهری، تفاوتهایی نیز باهم دارند. برخی از این تفاوتها عبارتند از: کاربرد بیشتر واژهی نظر، یعنی نگاه معطوف به بیرون در سعدی و کاربرد بیشتر واژهی چشم، یعنی نگاه معطوف به درون در حافظ؛ مظروف واقع شدنِ خود معشوق در چشم سعدی و خیال و نقش معشوق در چشم حافظ؛ مقایسه معشوق و دیگر مظروفها در چشم سعدی و مظروف واحد در چشم حافظ؛ جزئینگری سعدی و کلینگری حافظ و کاربرد چشم در معنی انتظار در سخن حافظ و کاربرد چشم در معنی قضاوت کردن در چشم سعدی.
اگر تفاوتها بر مبنای چهار بعد شخصیت (سنخنمای شخصیت مایرز و بریگز) مورد بررسی قرار گیرد؛ درمییابیم که نوع نگاه و شخصیت سعدی و حافظ در دوقطب متضاد جای میگیرند. نگاه حافظ بیانگر شخصیت درونگرا، شهودی، احساسی و دریافتگر اوست و نگاه سعدی بر برونگرایی، حسی بودن، متفکرانه بودن و قضاوتگری او دلالت دارد.
به دلیل آنکه طرحوارهی حجمی مرتبط با واژهی دل در غزلیات سعدی و حافظ دارای ویژگیهایی است مانند سکون مظروفِ دل و یا حرکت به سمت درون، یعنی وارد شدنِ مفاهیم به حجم دل در غزلیات حافظ، تحرک مظروف دل و یا حرکت به سمت بیرون، یعنی خارج شدن مفاهیم از حجم دل در غزلیات سعدی، گرایش بیشتر حافظ به مفاهیمی چون آینگی دل، وسعت آن، تحت سلطهی زلف معشوق بودن، نگاه مثبت حافظ به آتش به عنوان مظروف دل میتوان گفت که در غزلیات سعدی فضای آفاقی بر حجم دل حاکم است و در غزلیات حافظ فضای انفسی بر حجم دل غلبه دارد.
نوع غم و اندوهی که به عنوان مظروف دل مطرح شده است در شعر سعدی و حافظ متفاوت است. این غم در غزلیات سعدی اغلب ویژگیهایی دارد که عبارتند از: آشکاربودن، با تکیه بر عوامل بیرونی ایجاد شدن، کوتاهمدت بودن، درمانپذیری و تناقض با شادی. غم و اندوه حافظ غالباً در نقطهی مقابل قرار میگیرد و ویژگیهایی مثل پنهان بودن، تکیه بر عوامل بیرونی، بلند مدت بون، درمانناپذیری و در کنار شادی قرار گرفتن داراست؛ میتوان غم سعدی را غم آفاقی و غم حافظ را غم انفسی نامید.
مفهوم انتزاعی «نابود شدن»، در قالب طرحوارهی مبدأ و با فعل «رفتن از» بیان شده و کاربرد آن از مفهوم ایجاد شدن که با فعل «آمدن از» بیان شده بیشتر است. این امر، بیانگر نارضایتی از وضع موجود میباشد.
اعضای بدن بهویژه سر و چشم به عنوان مسیر حرکت تلقی شدهاند. این امر بیانگر اختیارگرایی است، یعنی راه رسیدن به هدف خود فرد است.

مطلب مرتبط :   مقاله درباره میثاق بین المللی حقوق مدنی

Close Menu