مقاله درمورد فرمانبرداری

مقاله درمورد فرمانبرداری

دانلود پایان نامه

3 ـ تقوای کسی که ، از خداوند ترسناک است ، و این ترس زبان او را از گفتار باز می‏دارد و موجب عمل شایسته‏ای که اسباب نجات او را فراهم کند ، می‏شود .  

4ـ تقوای کسی که ، از کیفر پروردگار پرهیز دارد ، و مبادرت به طاعت و فرمانبرداری خداوند می‏کند .
5 ـ تقوای کسی که ، به مرگ و ملاقات خداوند یقین دارد ، اعمال نیک انجام داده و آن را برای رضای حق تعالی خالص می‏گرداند.
6ـ تقوای کسی که ، از امور عبرت‏زا عبرت می‌گیرد و آن را نردبان اندیشه خود برای رسیدن به آگاهی امور لازم قرار می‏دهد .
7ـ تقوای کسی که ، از خشم و کیفر حق تعالی رنج می‏برد و از گناه و معصیت دوری می‏جوید .
8ـ تقوای کسی که ، دعوت کنندۀ خداوند را اجابت کرده ، به سوی حق بازگشته و فرمانبردار اوامر او می‏شود.
9 ـ تقوای کسی که ، به عقل و اندیشه خود رجوع کرده و از آن بر علیه شیطان و نفس امّاره فرمان دهنده به‌ بدی مدد گرفته ، و از پیروی نفس و شیطان سربازمی‏زند .
10 ـ تقوای کسی که ، به انبیا و اولیای الهی اقتدا می‏کرده ، و به‌وسیلۀ آنها هدایت می‏یابد ، و در همه اوضاع و احوال از آنها پیروی کرده ، از قصد آنها تبعیّت می‏کند ، و کارهایش را مطابق کار انبیا انجام می‏دهد .
11 ـ تقوای کسی که ، راه و روشها به او نمایانده شود ، و او به چشم بصیرت راه خدا را دریابد ، یعنی راه را بشناسد و برای پیمودن آن نهایت کوشش خود را بکار گیرد ، در حالی که از تاریکی های جهل و نادانی گریزان است راه حق را یافته و نجات پیدا کند آنگاه ثمرات پیمودن طریق حق را ذخیرۀ آخرت خود قرار دهد .
این‌گونه است که راه حق رفتن و فرمان خدا بردن ، ذخیرۀ معادش می‌شود ، و با سلوک در راه حق، وجود خود را از ناپاکی‌های دنیا پاک ، و در طول حیات ، با خودسازی، استعداد کمالات لازم در معاد را پیدا می‌کند ، و توشۀ مناسبی برای روز وفات خود فراهم می‌آورد و آنچه برای سفر آخرت که خود ، مسافر آن است و سر منزل نیازش ، به‌شدّت به آن محتاج است ، آماده سازد.
تقوای یاران مطلوب در نگاه تاریخ
تقوا و خداترسی ویژگی اصلی وبارز یاران مطلوب امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) است. تاریخ گواهی می‌دهدکه آنان در زندگی فردی واجتماعی خود، از محدودۀ تقوای الهی خارج نشده و گمراه نگشته‌اند. آنچه در ذیل می‌آید بیان نمونه‌ای از تقوامحوری این افراد می‌باشد.
سلمان فارسی
سلمان ، پارسای بیداردل، زاهد پاک‏سرشت ایرانی است، که در نهایت پارسایی می‏زیست و چون همه عُلقه‏ها را گسسته و زندگی‏اش را از همۀ وابستگی‌ها، پاک کرده و به حق، پیوسته بود. قلب پاک سلمان، جلوه‏گاه انوار الهی بود که پیامبرخدا(ص) فرمود:«هر کس می‏خواهد به مردی بنگرد که دلش نورانی گشته است، به سلمان بنگرد». پیامبر(صلی الله علیه وآله) تعبیر والای:«سلمان، از ما اهل بیت است» را درباره او بیان فرمود.
ابوذر غفاری
وقتی عثمان ابوذر را به ربذه تبعید کرد، امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) و عَقیل و حسن و حسین (علیهما السلام) و عمّار یاسر، او را بدرقه کردند و چون هنگام وداع شد، امیر مؤمنان(علیه‌السلام) فرمود:«ای ابوذر! تو تنها برای خدای عزّوجل خشمناک شدی. پس به همو امید داشته باش. این قوم از تو بر دنیایشان ترسیدند و تو از آنان بر دینت ترسیدی. پس تو را از سرای خود راندند و تو را در معرض امتحان نشاندند و به خدا سوگند، اگر راه آسمان‏ها و زمین بر بنده‏ای بسته شود و او پروای الهی پیشه کند، خدای عزّوجل برایش راه خروجی قرار می‏دهد. پس جز با حق، انس مگیر و جز از باطل مگریز».

مطلب مرتبط :   معایب

مالک اشتر نخعی
مالک اشتر، یار باوفا و خاص امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، صاحب عقل وشجاعت وبزرگی است که همۀ اینها را به زیور علم وزهد وتقوا آراسته است. نقل شده‌است که روزی مالک از بازار کوفه می‌گذشت وازآنجا که انسانی زاهد بود، لباسی فقیرانه وازجنس کرباس برتن داشت. یکی از بازاریان، وقتی مالک را با این ظاهر فقیرانه دید، برای اینکه اورا مسخره کند، ازروی استخفاف، زباله‌ای به روی مالک انداخت. مالک با بردباری که ثمرۀ تقوای بالای او بود، توجّهی به او نکرد وازآنجا گذشت. یکی از حاضران که مالک اشتر را می‌شناخت، وقتی آن حالت را مشاهده کرد، به آن مرد گفت:« وای برتو هیچ دانستی که او که بود؟» گفت: «نشناختم.» گفت:« او مالک اشتر، یار امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بود.»
مرد بازاری به‌خاطر کاری که کرده بود، بسیار مضطرب شد وبه دنبال اشتر رفت که خود را به او برساند واز او عذر بخواهد. دید که مالک به مسجدی رفت ومشغول نماز شد. صبرکرد تامالک از نماز فارغ شود، پس خود را به روی پای او انداخت و عذرخواهی کرد. مالک اشتر اورا از این کار منع کرد. مرد گفت: «مرا ببخش که من تورا نشناختم.» مالک گفت:« برتوهیچ گناهی نیست؛ به خدا قسم به مسجد آمدم تا برای تو طلب آمرزش کنم.»
عمرو بن حَمِق خزاعی
عمرو بن‌حمق خزاعی، صحابی پرهیزگار رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) وامیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) و امام حسن مجتبی(علیه‌السلام)، چنان بود که وقتی به دست معاویه، به شهادت رسید، امام حسین(علیه‌السلام) در تجلیل از ایمان و عبادت وتقوایش، به معاویه، نوشتند: « آیا تو قاتل عمرو بن حَمِق، صحابى پیامبر خدا، نیستی؟ همان بندۀ شایسته که عبادت، او را فرسوده و بدنش را لاغر و رنگش را زرد کرده بود؟ پس از آن که به او امان دادی و چنان عهد و وثیقه‏های خدایی و غلیظی که اگر به پرنده می‏دادی، از قلّه کوه بر تو فرود می‏آمد؟ و سپس با گستاخی بر پروردگارت و بی‏اعتنایی به آن همه عهد، او را کشتی؟»

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع تقسیمات محله ای

Close Menu