مقاله درمورد دانلود اصلاحات اقتصادی

مقاله درمورد دانلود اصلاحات اقتصادی

دانلود پایان نامه

2-3-2-5- اصلاحات اقتصادی ناصر
ناصر در عرصه اقتصادی پهنه حکومتی خویش اقدامات قابل توجهی را به نفع مردم انجام داد. او رسوم ظالمانه‌ای که آل وهسودان در دیلم وضع کرده بودند. تا اموال و حتی جان مردم را در اختیار بگیرند. را برانداخت. و در برابر قوانین ستمگرانه آنان ایستادگی کرد. البته این موضع گیری ناصر برای آل وهسودان خوشایند نبوده است. و حتی ناراحتی جستان فرمانروای دیلم وحامی سرسخت وی را به دنبال داشته است. ناصر زمین‌های زمیندارهای بزرگ را در بین افراد فقیر و بی  

خانمان تقسیم کرد. تا آنان نیز بتوانند مانند دیگران زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشند. زیرا تا
زمان ناصر ایرانیان بنا بر یک باور افسانه‌ای افراد بی خانمان را از شیاطین برمی‏شمردند. و برای
آنها حقی قائل نبودند. ابوریحان بیرونی (م 440ق) در باره این اقدام ناصر چنین می‏نویسد:
«… ناصر اطروش آن رسم کهن را بر انداخت و رانده شده گان را با مردم در کدخدایی (دهقانی) اشتراک داد.»
2-3-3- امارت داعی صغیر و فرزندان ناصر بر گیل و دیلم
پس از مرگ ناصراطروش با رضایت ومساعدت ابوالحسین احمد بن‌ناصر حکومت گیل ودیلم وطبرستان به حسن بن‌قاسم بن‌حسن بن‌علی بن‌عبد الرحمن شجری بن‌قاسم بن‌حسن بن‌زید بن‌امام حسن مجتبی (ع) وا گذارگردید. آملی (م قرن 8ق) در باره این اقدام پسر ناصر چنین می‏نگارد: «بنابر اینکه ابوالحسین (احمد بن) ناصر، امامی المذهب بود وبه مذهب او دعوت به امامت جایز نه، حکم وپادشاهی را با او (داعی صغیر) سپرد.» حسن بن‌قاسم پس از به دست گرفتن حکومت علویان، ملقب به داعی صغیر گردید. مرعشی (م 892ق) در این باره می‏نویسد: «بدان داعیان که به کبیر و صغیر مشهورند هر دو حسنی‌اند. (به اشتباه حسینی ضبط شده است) هرچه داعی الکبیر است از فرزندان اسماعیل بن‌حسن بن‌زید بن‌حسن بن‌علی (ع) و هرچه داعی صغیر است از فرزندان قاسم بن‌حسن بن‌زید بن‌(حسن بن) علی بن‌ابی طالب است… داعی محمد بن‌زید که برادر داعی الکبیر است. هم اکنون داعی الصغیر است. اما آنچه در تاریخ به داعی الصغیر مسطور است، همین حسن بن‌قاسم را که احوال او مربوط می‏شود، می‏باشد.»
2-3-3-1- پناه آوردن داعی صغیر به گیلان پس از شکست از جعفر بن‌ناصر
پس از آنکه ابوالحسین احمد زعامت حکومت علویان را به داعی صغیر سپرد. ابوالقاسم جعفر یکی دیگر از فرزندان ناصر به شدت با این اقدام برادرش به مخالفت برخاست. و ریاست داعی صغیر نپذیرفت. از این‌رو او به ری نزد محمد بن‌صعلوک کار گزار سامانیان عزیمت کرد. وی با کمک نیرو‌های سامانی به سوی طبرستان حمله برد. داعی که تاب مقاومت در برابر سپاهیان سامانی را نداشت. به گیلان پناهنده گردید.از این‌رو جعفر بن‌ناصر برجای داعی صغیر در آمل به تخت نشست. داعی صغیر هفت ماه را در گیلان سپری کرد که پس از جمع آوری نیرو از گیل ودیلم در سال 307ق به سوی طبرستان لشکر کشید. و جعفر بن‌ناصر متواری گردید. مادلونگ مستشرق معاصر بر این نظر است که این لشکر کشی داعی صغیر از گیلان پس از آزادی وی در زندان ری صورت گرفته است. البته این سخن بنا بر تصریح برخی از مورخان نادرست به نظر می‏رسد. در ادامه اشاره خواهیم کرد. که داعی پس از آزادی از زندان ری برای دومین بار از گیلان به سوی طبرستان لشکرکشی کرد.
2-3-3-2- پناه آوردن فرزندان ناصر به گیلان وحمایت گیل ودیلم از آن دو
جعفر بن‌ناصر پس از شکست از داعی صغیر در آمل به گیلان گریخت. از سوی دیگر سامانیان به فرماندهی قراتکین ترک به طبرستان حمله کردند. داعی که در مقابله با آنان ناتوان مانده بود. به کوهستان طبرستان به نزد اصفهبد محمد بن‌شهریار پناه برد. که اصفهبد نیز به گونه‌ای ناجوانمردانه او را دستگیر و به نزد علی بن‌وهسودان والی خلیفه عباسی فرستاد. احمد بن‌ناصر که با داعی همکاری داشت نیز پس از این رخداد به برادرش جعفر در گیلان پیوست. نیروهای قراتکین سامانی که بر طبرستان استیلا یافته بودند. پس از مدتی آنجا را به خاطر برخی نابسامانی‌های خراسان ترک کردند. فرزندان ناصر که در گیلان مقیم بودند از این موقعیت استفاده کرده و به کمک گیل ودیلم به طبرستان حمله بردند. تا منطقه گرگان را در اختیار گرفتند.
2-3-3-3- ورود دوباره داعی صغیر به گیلان
داعی صغیر که در زندان علی بن‌وهسودان در ری به سر می‏برد پس از کشته شدن علی بن‌وهسودان به وسیله فردی به نام خسرو فیروز از زندان شد. و رهسپار گیلان گردید. این بار نیز وی به کمک گیل و دیلم به طبرستان و به سوی فرزندان ناصر حمله برد. وآنان را شکست داد. بسیاری از یاران ناصری‌ها از جمله هروسندان بن‌تیدار گیلی کشته شدند. سرانجام داعی بر طبرستان استیلا یافت.
2-3-3-4- پناه گرفتن دوباره جعفر بن‌ناصر در گیلان
پس از آنکه فرزندان ناصر از داعی صغیر در طبرستان متحمل شکست گردیدند. جعفر بن‌ناصر برای دومین بار به گیلان متواری شد. برادر وی احمد بن‌ناصر با داعی صغیر مصالحه نمود. این بار نیز جعفر بن‌ناصر با یاری مردم گیلان به طبرستان یورش برد. وبرادرش احمد بن‌ناصر نیز به وی پیوست. آن دو با همدستی برخی از سرداران گیل ودیلم داعی در طبرستان شکست دادند.
2-3-3-5- اختلافات ناصری‌ها و فرجام حکومت آنان
فرزندان ناصر همچنان حکومت طبرستان را در دست داشتند. تا آنکه احمد بن‌ناصر در سال 311ق و جعفر بن‌ناصر در سال 312ق در آمل در گذشتند. پس از آن دو، ابوعلی محمد بن‌احمد بن‌ناصر به حکومت رسید. ماکان بن‌کاکی گیلی سردار مقتدر علویان که از این انتصاب راضی نبود. به بهانه‌ای ابوعلی را به گرگان فرستاد.و دختر زاده خود اسماعیل بن‌جعفر بن‌ناصر را در آمل به امارت علویان منصوب کرد. ابوعلی با ماکان به جنگ برخاست و او را شکست داد و وارد آمل گردید. او پس مدتی درگذشت وبرادرش ابوجعفر ناصر بن‌احمد بن‌ناصر (صاحب قلنسوه) به حکومت رسید. ماکان بن‌کاکی که از دست ابوعلی متواری بود در رویان به نزد داعی صغیر رفت وبا وی بیعت کرد. آن دو در سال 316ق به اتفاق هم دیگر برای جنگ با ابوجعفر به سوی آمل رفتند. ولی ابوجعفر با پشتیبانی اسفار بن‌شیرویه و مردآویج بن‌زیار و همچنین حمایت اصفهبدان طبرستان آنان را شکست داد. داعی صغیر در کار زار با اسفار به دست مردآویج زیاری کشته شد. البته پس از مدتی ماکان موفق شد ابوجعفر را به قتل برساند. و برای بار دوم نوه خود اسماعیل بن‌جعفر بن‌ناصر را به امارت حکومت منصوب نماید. اسماعیل نیز فرجامی جز قتل نداشت وبه دسیسه مادر ابوجعفر مسموم شده وبه قتل رسید.رقابتها و کشمکشهای امیران گیلی ودیلمی و جاه طلبی برخی از علویان سرانجام حکومت علویان را در طبرستان به انقراض کشاند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوع آلودگی آبهای زیرزمینی

فصل سوم؛ تشیع در گیل و دیلم
(از برافتادن حکومت علویان در طبرستان تا برآمدن دولت آل کیا)
در این بخش و ضعیت تشیع از زمان بر افتادن حکومت علویان طبرستان تا قبل ظهور آل کیا را مورد بررسی قرار خواهیم داد. با توجه به اینکه در این بازه زمانی علویان شیعی مذهب بیشترین فعالیت و حضور را در عرصه سیاست و فرهنگ گیل و دیلم داشته‌اند و در این دوران تاریخ این مرز و بوم به نوعی تحت تاثیر تحرکات آنان قرار داشته است. لذا بررسی تاریخ تشیع گیل و دیلم در واقع همان واکاوی اقدامات علویان حاکم بر این منطقه است. از این‌رو بررسی وضعیت تشیع گیل ودیلم بدون وضعیت علویان شیعی آنجا امکان پذیر نمی‌باشد. به دلیل این حضور گسترده و نقش آفرینی و نیز تاثیرگذاری آنان ناگزیریم این فصل را به علویان زیدی مذهب اختصاص دهیم. البته در فصل پسینی در بخش گونه‌شناسی مذاهب شیعی موجود در گیل و دیلم از حضور کم رنگ سایر گروههای شیعی سخن به میان خواهد آمد. حکومت علویان در طبرستان در پی کشمکشهای سادات و امیران گیلی ودیلمی در سال 316 ق با قتل اسماعیل بن‌ابوالقاسم ناصری متلاشی گردید. و امارتشان در محدوده گیل ودیلم انحصار یافت. از این دوره به بعد سیطره سادات علوی بر منطقه گیل و دیلم برای قرنهای متمادی تداوم یافت. آنها قیامهای متعددی را در آن منطقه به راه انداختند. و در پی آن فعالیتهای سیاسی وفرهنگی خود را ادامه دادند. ولی هیچگاه تا قبل از پیدایش دولت آل کیا به اقتدار قبلی خویش دست پیدا نکردند. لازم به ذکر است که این مقطع میانی (از انقراض حکومت در طبرستان تا پیدایش آل کیا) حلقه اتصال میان دو دوره اقتدار و شکوفایی تشیع در گیل ودیلم را تشکیل می‌دهد. که از سوی پژوهشگران مورد بررسی قرار نگرفته است. این عدم توجه احتمالاً از فقر منابع و پرا کندگی گزارشات این دوره ناشی شده است. لذا مباحثی که در این فصل بدان پرداخته خواهد. بسیاری از آن مباحث در پژوهشهای جدید به هر دلیل مورد توجه قرار نگرفته است.
3-1- بررسی قیامها و حکومت‌های شیعی گیل ودیلم تا ابتدای قرن هفتم
همچنان اشاره کردیم پس از بر افتادن حکومت علویان در طبرستان، منطقه گیل ودیلم تنها پایگاه فعال علویان به شمار می‌رفت. آنان فعالیتهای سیاسی و فرهنگی شان را در نواحی گیل ودیلم پیگیری کردند. و تا ابتدای قرن هفتم یعنی حدود سه قرن قدرت فرهنگی و سیاسی آن مناطق در دست علویان بود. و در این دوره، علویان و نیز مذهب زیدیه با همه ناملایمات و کشمکشهای درونی در عرصه سیاسی و مذهبی گیل ودیلم، قدرتمند بودند. در ادامه به بررسی حیات سیاسی واجتماعی علویان در این دوره یاد شده می‌پردازیم.
3-1-1- قیام حسن بن‌زید (م نیمه اول قرن 4)در دیلم
نویری (م733ق) از قیام ابومحمد مهدی حسن بن‌زید بن‌محمد بن‌زید بن‌محمد بن‌اسماعیل بن‌حسن بن‌زید بن‌حسن مجتبی (ع) در دیلم خبر می‌دهد. پس از آنکه داعی محمد بن‌زید در سال 287ق در گرگان به دست سپاهیان سامانی به قتل رسید. به دستور امیر اسماعیل سامانی فرزندان داعی از جمله ولیعهدش ابوالحسین زید را به عنوان اسیر روانه بخارا کردند. پس از چندی امیر بخارا زید بن‌محمد را آزاد و او به اختیار خویش در بخار سکنی گزید. وتشکیل خانواده داد. هیچ یک از تاریخ نگاران از بازگشت فرزندان وی به طبرستان و یا گیل و دیلم و قیام آنان، سخنی به میان نیاورده‌اند. تنها نویری از قیام حسن بن‌زید در دیلم خبر می‌دهد و با اذعان به عدم تدوین اخبار جنگها و نیز عدم ثبت خطبه‌های او، می‌نویسد: مهدی حسن بن‌زید در دیلم قیام کرد ودر آنجا به نام وی خطبه خوانده شد.و در آن سامان با مخالفان نیز جنگها داشته است. اما او هیچ گونه اطلاعی از آغاز و فرجام کار حسن بن‌زید به دست نمی‌دهد. غیر از نویری تنها ابونصر بخاری (م) نسب شناس مشهور از حسن بن‌زید با لقب مهدی یاد می‌کند. که این مطلب را می‌توان به عنوان شاهد و مویدی بر سخن نویری تلقی کرد. هر چند سایر انساب نگاران از تداوم نسل محمد بن‌زید سخن گفته‌اند ولی هیچ اشاره‌ای به نام و قیام مهدی حسن بن‌زید ننموده‌اند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره معاملات با حق استرداد

بستن منو