مقاله درمورد تفسیر قراردادی

مقاله درمورد تفسیر قراردادی

دانلود پایان نامه

3-10- Macbeth believed in ghosts for years.- مکبث برای سال‌ها به ارواح ایمان داشت.  

3-11- Macbeth believed in ghosts when he saw Banquo.- هنگامی که مکبث بانکو را دید به ارواح ایمان آورد.
در تقابل با جمله نخست، گذشته ساده در جمله‌ی دوم به ایستا اشاره نداشته، بلکه به ورود به یک ایستا اشاره می‌کند، یک گذار از ایستای “باور نداشتن” به ایستای باور داشتن. اسمیث بیان می‌دارد که تفسیر قراردادی فعل ایمان داشتن ایستاییست، که در شرایط خاص، محیط عبارت‌های زمانی، خوانش آغازی پیدا می‌کند (همان، 485).
پرسش این جاست که آیا این فعل و همانند آن ایستا هستند یا ورود به ایستا اند؟ تاتوسو (2003) گزینه‌هایی برای پاسخ به این پرسش را مطرح می‌کند. نخست این که آن‌ها، همان طور که نویسندگانی همانند برتنیتو (1994، 1986) و برتنیتو و دلفیتو (2000) آن‌ها را “دو رگه” می‌دانند. دوم این که می‌توان یک تفسیر را پایه فرض کرد و تفسیر دیگر را مشتق شده دانست. براین اساس برای یک فعل تنها یک عنوان معنایی تعیین خواهد شد و خوانش دیگر توسط قوانین ترکیب نمودی/نوع کنشی ارائه خواهد شد. اسمیث (1998، 1995، 1991) نظریه‌ای ازین دست ارائه داده است. او انواع کنش را در سطوح پایه و مشتق شده تشخیص می‌دهد. او خود گزینه‌ی سوم را پیشنهاد می‌کند. یک مشخصه‌ی نوع کنشی از یک فعل، نه تک عنوان معنای آن فعل بوده، نه دسته از عنوانین معنایی آن فعل است، بلکه بیشتر دسته از دسته‌های عنوانین معنایی است که هر دسته‌ی زیرشاخه با ترکیبی از فعل با یک گرامر هم‌خوانی دارد” (تاتوسو 2003: 342)
3-6-3- به کار رفتن ایستاها و فرجامی‌ها با استمراری
از آنجا که فعل‌های ایستا شامل هیچ تغییری نمی‌شوند، معنی و مفهوم آنها هیچ حد و پایان ذاتی ندارد. آنها می‌توانند به طور کلی به درستی به عنوان یک مجزا نسبت به یک تک لحظه از زمان داوری شوند، و ازین رو هماگونه که وندلر (1957: 149) نتیجه گیری می‌کند در هر لحظه در طول میانگاه درست اند. هم وندلر و هم تیلور این ویژگی زمانی ایستاها را به ناسازگاری آنها با استمراری مرتبط می‌دانند. تیلور (1977: 206) پیشنهاد می‌کند که کارکرد اصلی استمراری نشان دار کردن زمان خاص ( به ویژه یک لحظه) در یک میانگاه بزرگتر است که در آن گزاره‌ی غیر استمراری متناظر آن می‌تواند درست باشد. پس، ازین رو این تمایز برای گزاره‌های ایستا همانند be hirsute-پشمالو بودن و know French- فرانسه دانستن به کار نمی‌آید، زیرا آنها در همه‌ی لحظه‌های زمان t در میانگاه مورد نظر درست هستند.
استراتژی توضیحی تیلور (دوتی 1979: 167) در نگاه نخست پذیرفتنی به نظر می‌رسد، اما همان گونه که نمونه‌های زیر نشان می‌دهد هم او و هم وندلر به این که گزاره‌های ایستا می‌توانند تا اندازه‌ی نسبتا زیادی به صورت طبیعی با استمراری‌ها به کار روند، دقت نکردند ( باچ 1981: 77)
3-12- I am understanding more about quantum mechanics as each day goes by.
هر روز که می گذرد دارم بیشتر در مورد مکانیک کوانتوم می‌فهمم.
(کامری 1976)
3-13- John is being hero by standing still and refusing to budge.
جان با باج نگرفتن و ایستادگی کردن دارد قهرمان می‌شود.
(دوتی 1979)
به کار بردن فعل‌های ایستا با استمراری اغلب همراه تفسیر ویژه ایست، اما به نظر می‌رسند همه‌ی آنها در بر دارنده‌ی تجسمی مشروط یا موقتی از گرایشی که توسط فعل ایستای پایه بیان می‌شوند هستند (کامری 1976؛ کارلسن 1977؛ دوتی 1979؛ باچ 1981؛ دو سوارت 1998؛ زوچی 1998).
این گونه بررسی و نتیجه گیری‌ها یکی از کلیت‌های اصلی وندلر را سست می کند. او ایستاها و فرجامی‌ها را بر اساس این فرض که با استمراری ناسازگار هستند در یک دسته طبیعی گروه بندی کرده، و کنش‌مندها و تکاملی‌ها را بر اساس سازگاریشان با استمراری در دسته‌ی دیگر گروه بندی می‌کند. سه استدلال دیگر وجود دارد که می توان علیه چنین گروه بندی ایراد کرد. نخست، بر خلاف داوری وندلر، نتنها فعل‌های ایستا بلکه فرجامی‌ها نیز ممکن است در استمراری حظور پیدا کنند (دوتی 1977؛ مورلاتوس 1978: 193):
3-14- he is winning the race- او دارد مسابقه را می‌برد، he is dying- او دارد می‌میرد،
3-15- he is reaching the top- او دارد به قله‌ی کوه می‌رسد، he is falling asleep- او دارد به خواب می‌رود، he is leaving- او دارد ترک می‌کند. دوم، این گروه بندی تمایز پویا/ایستا را میان بر می‌زند. سوم، این گروه بندی فرجامی‌ها و تکاملی‌ها را از هم جدا می‌کند، همانندی‌های اصلی و ضروری آن‌ها که مربوط به اشتراک در داشتن پایان است، نادیده می گیرد. (فلپ 2012)
3-6-4-مدل گوینده محور
در مدل گوینده محور، گوینده همچون روایت کننده خود تفسیری از نمود وضعیت فرض شده را برگزیده که هماهنگ با نقطه نظریست که او در آن وضعیت در نقطه‌ی فرض شده انتخاب می‌کند. راوی “تعریف عامل” را بر روی هر وضعیتی که او در روایت خود بیان کرده تحمیل می‌کند؛ تعریفی که ممکن است با ویژگی‌های نوع کنش آن وضعیت مطابق باشد یا نباشد. ازین رو برای نمونه در حالی که گوینده‌ای جمله‌ای را ایستا تشخیص می‌دهد، گوینده‌ای به عنوان راوی ممکن است آن را به عنوان پویا در نظر بگیرد. خلاصه‌ی مطلب این که دسته بندی نمودی در این نوع نگاه منعطف فرض می‌شود و این انعطاف پذیری از سوی راوی به عنوان روشی برای کد گزاری مورد (سو)استفاده قرار می‌گیرد (مکئلس 2002: 5)
3-6-5- محدودیت‌های نمود آغازی و چرایی درست بودن نسبی فرجامی در جمله‌های گوناگون
بر خلاف تکاملی‌ها، ساختار بخش دورنی فرجامی‌ها به آسانی قابل تمییز نیست. به این دلیل، عموما گفته می‌شود گزاره‌های فرجامی، پویاهای “ناگسترده” یا ” آنی” هستند. ازین رو دوتی (1977) چنین استدلال می‌کند که فرجامی‌ها نوعا با تعبیر استمراری هم‌خوانی ندارند، برای نمونه جمله استمراری ؟ او داشت متوجه می‌شد که دکمه اش فرسوده شده است.
جمله‌ی ؟؟مدت کوتاهی پیش از آمدن تیم خدمات پزشکی او شروع کرد به مردن نشان می‌دهد که فعل فرجامی مردن با تعبیر آغازی هم‌خوانی ندارد. اما چرا جمله‌ی هنگامی که تنها برای یک روز آب دادن گل قهر را فراموش کردم، گل شروع کرد به مردن پذیرفتنیست؟ پاسخ می‌تواند به دلیل جنبه‌ی دانش فرا زبان‌شناختی که توسط تفسیر کننده فراخوانده می‌شود، باشد. مردن گونه‌ای از گل نقطه‌ی آغاز ظریفی دارد که احتمالا زمانیست که گیاه شروع به پژمردن (یا عوامل دیگر) می‌کند.
دیگر محدودیت در مورد نمود آغازی این است که نمی‌تواند متمم‌های عبارت فعلی که بیانگر کنش‌مندهای همگن زاد اند را بپذیرد، برای نمونه در زبان انگلیسی جمله‌ی *he began to sit in the conner-او شروع کرد به نشستن در آن گوشه، در حالی که آغازی‌ها کنش‌مندها ناهمگن زاد را قبول می‌کنند همانند جمله‌ی او شروع کرد به دویدن. این محدودیت‌ها برای نوع پایانی نیز صادق است، برای نمونه *he stopped sitting in the corner-او از نشستن در آن گوشه دست کشید.
‌3-6-6- تصور گوینده از تکاملی و فرجامی

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان با موضوع خدعه و نیرنگ

Close Menu