رضایت شغلی کارکنان، تئوریهای رفتاری

رضایت شغلی کارکنان، تئوریهای رفتاری

دانلود پایان نامه

گردد.
استونرووانکل۸ : رهبری به عنوان یکی ازوظایف مدیر،فرایندتاثیرگذاری وهدایت فعالیتهای مربوط به کار اعضای گروه هایمی باشد.
تنن بام۹:رهبری به عنوان تاثیرگذاری بین افراداست که درشرایطی اعمال می شودکه به وسیله فراگرد ارتباط به سوی تحقق هدف یاهدفهای خاصی معطوف گردد.
رابینز۱۰:رهبری عبات است ازتوانایی دراعمال نفوذیااثرگذاردن بریک گروه درجهت تامین هدفها.
رهبرکسی است که واجدبهترین شناخت نسبت به هنجارهایی باشدکه درگروه بیشترین ارزش رادارد(هومانز۱۱ ،۱۹۵۰). رهبرشخصی است که مؤثرترین تغییررادرعملکردگروه پدید می آورد(کاتل۱۲،۱۹۵۱).
سبک رهبری:الگوی نسبتاپایدار رفتاررهبرکه اغلب ازجانب اوبه کارگرفته می شود(دوبرین وهمکاران،۱۹۸۹. هرسی وبلانچارد،۱۹۹۳).پژوهندگان دانشگاه ایالتی اوهایوسبک رهبری رااینگونه تعریف کرده اند:سبک یارفتار رهبری عبارت است ازتکنیکهای مورداستفاده جهت اعمال نفوذوجهت دادن فعالیت دیگران.
نظریه های رهبری:
تئوری های رهبری بسیارپرحجم می باشد وبرای آنکه فرددچارسردرگمی نشود آنهارادسته بندی کرده اند. تئوری های رادرچهاردسته طبقه بندی کرده اند:الف)تئوریهای شخصیتی ب)تئوریها ی رفتاری ج)تئوریهای
اقتضایی د)دیدگاه های جدید رهبری. هرکدام ازاین دسته ها دارای زیرمجموعه هایی می باشند که درذیل آنها رابه اختصارتوضیح می دهیم:
الف) تئوریهای شخصیتی :
یاتئوری خصوصیات فردی رهبر،دراین گروه ازنظریات برای رهبرخصوصیاتی ذاتی ذکرمی گردد.براساس این نظریات رهبران ابرمردانی هستندکه به علت ویژگیهایی که موهبت الهی است شایسته رهبری گردیده اند.بدین منظورتحقیقات اندیشمندان جهت مشخص کردن ویژگیهایی بودکه رهبران دارند،ولی نتایج مؤثردیگری هم دراین میان به دست آمد. دراین نظریه همان بحث ذاتی بودن رهبری مطرح است.نظریه پردازان این نظریه به دنبال این بودندکه برخی ازخصوصیاتی راشناسایی کنندکه هرکس آن راداشته باشدرهبراست .مطالعات درباره ویژگیهای رهبران موفق بعدازپنجاه سال نشان دادکه نمی توان مجموعه ای از صفات رامشخص کردکه چنانچه فردی آنهاراداشته باشدبتوانیم آنهارارهبربنامیم.امامعتقدبودندافرادی که در موقعیت رهبری قرارمی گیرندکه ویژگیهای زیرراداشته باشند: ۱-جاه طلبی ۲-میل به رهبری ۳-صداقت ودرستی ۴-عتمادبه نفس ۵-داشتن دانش واطلاعات مربوطه.
ب)تئوریهای رفتاری:
چون پژوهشگران درپژوهشهایی که درزمینه ویژگیهای شخصیتی انجام شدنتوانستندراه به جایی برند،درصدد برآمدندتارفتارهای برخی ازرهبران معروف راموردبررسی قراردهند.این دیدگاه اشاره داردکه برای شناخت رهبران بایدرفتارآنهارامطالعه کرد.مجموعه مطالعات دراین زمینه به طرح دوسبک رهبری آمرانه (وظیفه مدار) وانسان گرا(رابطه مدار)منجرشد.این دیدگاه معتقداست که رفتاررهبرتاحدی تابع ساخت فرهنگی محیط است.
۱- مطالعات رهبری دردانشگاه آیووا:
این مطالعات دراواخردهه ۱۹۳۰زیرنظرکرت لوین۱۳ انجام گرفت مطالعه برای تشخیص تأثیرسه نوع سبک رهبری برالگوی رفتاراعتراض آمیزپسربچه هادریک باشگاه تفریحی طراحی شده بود.بدین منظورگروه های مختلفی ازپسران تشکیل شدوهرگروه پس ازچندهفته تحت یکی ازسبکهای رهبری قرارداده شد تاهمه گروه های سبک های مختلف استبدادی ،دموکراتیکوعدم مداخله راتجربه نماید:
۱-سبک رهبری استبدادی:رهبردرباره پروژه های گروهی ازطریق تعیین وتفویض وظایف هرعضوتصمیم می گیردوهیچ مشارکتی رادرفرایندتصمیم گیری نمی پذیرد.
۲-سبک رهبری عدم مداخله یاآزادی مطلق:رهبرهیچ دخالتی نمی کند.رفتاراعضارانه تاییدمی کندونه تکذیب می کند.بنابراین کنترلی برفعالیتهای گروه وجودنداردوانضباط چندانی هم به چشم نمی خورد.
پژوهشگران به دقت رفتار رامشاهده ویاداشت کردند.نتیجه ای به شرح زیربه دست آمد:
-رهبری دموکراتیک تقریبابه اتفاق آرابرآزادی مطلق وآمرانه ترجیح داده شد.همین طورآزادی مطلق رابرسبک آمرانه برترمی دانستند.
-ابرازخشونت به طورمکرردرگروه های تحت رهبری آزادی مطلق وآمرانه مشاهده گردید.درحالی که بروز برخورددرگروه تحترهبری دموکراتیک به مراتب کمتروقابل گذشت بود.
-درشماری ازگروه های تحت رهبری آمرانه به جای پرخاشگری،بسیارخونسرد،بی حال وبی عاطفه گشتند.در واقع معلوم شدکه رهبری استبدادی دوتاثیرجداگانه ایجادمی کنند:۱-افرادرابسیارپرخاشگروستیزه جو ۲-ویا بی احساس،مطیع وانفعالی بارمی آورد.
۲-تحقیقات دانشگاه اوهایو:
ازنخستین سالهای دهه۱۹۴۰،تحقیقات بسیارجامعی برروی تئوریهای رفتاری دردانشگاه ایالتی اوهایو امریکا آغازشد.هدف ازاین تحقیقات شناسایی ابعادمستقل رهبربود.نخست هزاران بعدموردمطالعه قرارگرفت وسرانجام آنهابااستفاده ازپرسشنامه توضیح رفتاررهبر(LBDQ)دردهه۱۹۴۰دراین دانشگاه شروع شدتوانستنددوبعداساسی رفتاررهبری رااندازه گیری می کنند:
۱-ساخت دهی(ابتکارعمل):شامل هرگونه رفتاررهبری است که روابط بین رهبروزیردستان راترسیم کرده ودر عین حال الگوهای معینی ازسازمان،کانالهای ارتباطی وروشهاطرزعمل راایجادمی کند.یک رهبربایددرجهت تامین هدفهای موردنظر نقشهایی راکه بایدخودوزیردستانش ایفاکنندبه خوبی تعیین وارائه کندکه شامل تعیین رفتارهایی است که درجهت سازمان دهی کارها،تعیین روابط سازمانی وهدفهاصورت می گیرد.اوانتظارداردکه کارکنان،استانداردهای مشخضی رارعایت کنندواصرارداردکه کارهادرست
طبق جدول زمان بندی شده صورت گیردوبرضرب الاجل تاکید می کند.
۲-رعایت حال دیگران(ملاحظه گر):شامل هرگونه رفتاررهبری است که نشان دهنده دوستی،اعتماد،صمیمیت، علاقه واحترام دررابطه بین رهبرواعضای گروه کاری می باشد.
چهاریافته مهم ازمطالعات LBDQدانشگاه اوهایو:
-ساخت دهی ورعایت ابعاد اساسی رفتاررهبرمحسوب می شوند.
-رفتارهای رهبراثربخش،بیشتراوقات تمایل داردتابااغلب رفتارهای هردوبعدهمراه شود.
-بالادستان وزیردستان تمایل دارندتادرارزیابی اثربخش رهبری،مشارکت ابعادرهبررابرخلاف یگدیگر ارزشیابی کنندبالادستان برساخت دهی تاکیددارنددرحالی که زیردستان بیشتربه رعایت حال تکیه می کنند.
-بین آنچه که رهبران می گویندعمل می کنند وآنچه که زیردستان عمل آنان راتوضیح می دهند،رابطه بسیار اندکی وجوددارد(هاپلین۱۴،۱۹۶۶).
۳-تحقیقات دانشگاه میشیگان:
این تحقیقات همزمان باتحقیقات دانشگاه اوهایو صورت گرفت.هدف ازاین مطالعه دست یافتن به یک الگوی رفتاررهبری بودکه حاصل آن عملکردواثربخشی گروهی باشد.پژوهشگران این دانشگاه دوبعد دیگررفتاررهبران رابه شرح زیرشناسایی کردند:
۱-طرفداری ازکارکنان(کارمندگرا):برروابط بین افرادتاکیددارند.به نیازهای شخصی زیردستان توجه دارند.می توانندمیزان رضایت تولیدورضایت شغلی افرادرابالاببرند.
۲-طرفداری ازتولید(تولیدگرا):به جنبه های تخصصی وفنی کارتوجه می نمایند.تمام توجه آنان معطوف به کار می شود. اعضای گروه به گروه به عنوان ابزاری برای تامین اهدافند.میزان بازدهی ،تولیدو نیزرضایت شغلی کارگران راکاهش می دهد.
نتایجی که ازاین پژوهش به دست آمده است بیشتردرتاکیدرهبرانی بودکه دررفتارخودبه کارکنان توجه
مینمودند،یعنی کارمندمداربودند،تولید،بازدهی،بهره وری ورضایت شغلی کارکنان این دسته ازرهبران بالاتربودند. درحالی که رهبرانی که به تولیدتوجه می نمودند(تولیدمداربودند)دارای بازدهی کمتربودندورضایت شغلی کارکنان آن نیزبسیارپایین بود.
۴-شبکه مدیریت:
این نظریه دومحقق به نامهای بلیک وموتان۱۵براساس تحقیقات دانشگاه های اوهایوومیشیگان ارائه شدکه یک بعدآن توجه کردن به افرادوبعددیگرش توجه کردن به تولیدبود.سبکهای رهبری درقالب شبکه مدیریت :
-مدیریت نامحسوس:کمترین قدرت اعمال می شودوبدون نظارت مدیریت،کارهاانجام می شود.
-مدیریت استبدادی :صدوردستوروبخشنامه،کارهابایددقیق اجراشودوافرادسازمان نوعی وسیله برای انجام کار به حساب می آیند.دارای عملکردپایینی می باشند.این سبک کاملاوظیفه مداروآمرانه است رهبربه مرئوسان خود اعتمادنداشته وروابط رهبروپیرومبتنی برترس است.
-مدیریت انسانی وسازمانی :همزمان به عملکردسازمان ورضایت شغلی کارکنان توجه می شود.هم تولیدوهم میزان رضایت شغلی اعضای سازمان بالاست .این شیوه رهبرانی راتوصیف می کندکه سازشکارومصالحه جو هستند.
-مدیریت تیمی :کارهابه وسیله افرادبسیارمتعهدانجام می شود.درسازمان افرادمنافع مشترک دارند.وابستگی یا روابط متقابل می گردد.دارای بهترین عملکرد می باشند.درجه وسطح مشارکت وهمکاری تیمی رادرسازمان به اندازه ای افزایش میدهد و نیاز به درگیرشدن وتعهدپیداکردن به کاردرکارکنان تقویت می کند.-مدیریت باشگاهی: توجه عمیق ودقیق به نیازهای افرادتا روابط حسنه شودوجویاشرایط صمیمی ودوستانه بر سازمان حاکم گردد.ودارای عملکردپایینی می باشند.آنهاسعی می کنندفضای مثبتی رابه وسیله موافقت پذیری و مشتاق به کمک وتامین راحتی ایجادکنند.
۵- تحقیقات اسکاندیناوی:
پژوهشگرانی ازفنلاندوسوئدبراین باوربودندکه تحقیقات فوق درخور واقعیتهای پویای .زمان کنونی نیستند،یک باردیگردوبعدرا(ساخت دهی ورعایت حال)راموردتوجه قراردادند.آنان اساس فرض خودرابراین گذاشتندکه دنیا درحال تغییروتحول است ورهبران اثربخش بایددارای رفتار«پیشرفت گرا»باشند.این رهبران به تجربه آموزی ارزش می دهند،همواره درپی عقایدونظرهای جدیدهستند،تغییرات رابه اجرادرمی آورندودارای خلاقیت وابتکار عمل هستند.
آنان یافته های دانشگاه اوهایورامجددموردمطالعه قراردادند.مواردی همچون:«راههای جدیدبرای انجام کارها» «ارائه رهیافتهای جدیدبرای مسائل»و«تشویق افرادبه آغازکارهابه شیوه جدید».آنهادرتحقیقات خودبه دنبال یک بعدسوم«پیشرفت گرا»باشندکه به اثربخشی رهبرمریوط می شود.نتیجه تحقیقات نشان دادکه در دنیای درحال تغییروتحول رهبران اثربخش بایددارای رفتارپیشرفت گراباشند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره بازگشت به خویشتن

ج)تئوریهای اقتضایی:
عوامل موقعیتی مانندنوع ساختار،نوعی رابطه رهبربااعضا،میزان قدرت رهبر،روشن بودن نقش زیردستان، دسترسی به اطلاعات وپذیرش تصمیم رهبرتوسط زیردستان رادرمطالعات رهبری وانتخاب سبکهای رهبری مؤثرمی داند.تئوریهای اقتضایی عبارتند از:
۱-نظریه رهبری وضعیتی یااقتضایی فیدلر:
نخستین ومعروفترین نظریه پردازمدیریت اقتضایی فیدلراست.اومعتقدبودباتوجه به شرایط بایدسبک کارگرا یاکارمندگراانتخاب شود.درالگوی اقتضایی فیدلرفرض براین گذاشته می شودکه عملکردمؤثرگروه به رابطه مناسب بین شیوه یاسبک مدیریت درایجادارتباط بازیردستان ودرجه ای بستگی داردکه اوضاع شرایط حاکم به وی قدرت اعمال نفوذوکنترل می دهد.
فیدلرکارخودراباتعیین ماهیت شیوه یاسبک رهبری آغازکرد،زیرامعتقدبودکه این شیوه یاسبک رهبری فرد است که عامل اصلی موفقیت اودررهبری است.بدین منظو
ر اوپرسشنامه «ناخوشایند ترین همکار»یعنی تعیین کسی که کارمندنمی تواندبااوکارکندراتدوین کرد.این پرسشنامه شامل شانزده صفت متناقص است،مثل خوشایند ـ ناخوشایند،کارآمد ـ ناکارآمد،بازـ بسته،پشتیبان ـ دشمن.اگرکسی که به پرسشنامه هاپاسخ می دهدنمره های نسبتابالایی به یکی ازهمکاران بدهدکه ازاومتنفراست،درآن صورت مشخص می شودوی تمایل زیادی داردکه بااین همکارش روابط شخصی خوبی داشته باشد.یعنی اگراوکسی راکه به دشواری می تواندبااوهمکاری کندبه شیوه ای مطلوب توصیف نمایددرآن صورت بایداورادرزمره طرفداران کارمندمدارقلمدادکرد.برعکس،اگرکسی به شخصی که تنفردارد باوی کارکندنمره پایینی بدهد،در آن صورت شخص موردنظر بیشتربه تولید وبازدهی علاقه منداست واورابایدکارمدارنامید.
پس ازاینکه بااستفاده ازپرسشنامه ناخوشایندترین همکارسبک اصلی رهبری فردمشخص شدبایددرموقعیت مربوطه قراربگیرد.فیدلرسه نوع موقعیت رهبری راشناسایی کرد:
۱-رابطه رئیس ومرئوس :میزان اعتماد،اطمینان واحترامی که زیردستان برای رهبرخودقائل اند.
۲-ساختار کار: حدودیامیزانی که وظایف یاکارهایی که بایدانجام شود،براساس آن سازماندهی شده است.
۳-میزان قدرت رهبر: نفوذی که یک رهبرمی تواندبرمتغیرهایی چون عزل ونصب کارکنان،مقررات انضباطی، ارتقاوافزایش حقوق آنان اعمال کند.
فیدلربراین باوربودکه اگررابطه بین زیردستان ورئیس بسیارمستحکم باشد،ساختارکاریاوظیفه ای که باید انجام شودعالی تربوده ورئیس ازقدرت واعمال نفوذبیشتری برخوردارخواهدبود.اوالگوی تحقیقاتی خودرابرروی هزار ودویست گروه به اجرادرآورد.اودراین تحقیقات رهبران طرفدارکار(تولیدمدار)رابارهبران طرفدارکارمند(کارمند مدار)مقایسه کردوبه این نتیجه رسیدکه درشرایط بسیارمطلوب ودرشرایط بسیارنامطلوب،عملکردرهبرانی که طرفدارکاربودندبسیاربهتراست.
دستاوردهای الگوی فیدلر:رهبران رابایددرخورشرایط وموقعیت موجودبه کارگماردبراساس پرسشنامه «نا خوشایندترین همکار»می توان مناسب ترین موقعیت یاوضع ممکن راتعیین کرد:
-دروضعیت های فوف العاده نامطلوب :رابطه رئیس ومرئوس ضعیف واختیارات رهبردرتغییرشرایط کاری پیروان کم است.سبک رهبری وظیفه مدارمناسب است.
-دروضعیت های فوق العاده مطلوب :سبک رهبری وظیفه مدارمناسب است.واختیارات رهبردرتغییرشرایط کاری پیروان بسیارزیاداست.
-دروضعیتی بینابین :عوامل سه گانه فوق رابطه انسانی یارابطه مدارمناسب است.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درمورد حل و فصل اختلافات

جدول(۲-۱)،دستاوردهای الگوی فیدلر
VIII
VII
VI
V
IV
III
II
I

ضعیف
ضعیف
ضعیف
ضعیف
خوب
خوب
خوب
خوب
روابط عضوبارهبر
کم
کم
زیاد
زیاد
کم
کم
زیاد
زیاد
ساختارکار
کم
زیاد
کم
زیاد
کم
زیاد
کم
زیاد
قدرت

براساس الگوی فیدلرمی توان پیش بینی کردکه درحالتهای VIII،VII،III،II،Iرهبران طرفدارکاربهترعمل می کنند؛ولی درحالتهای VI،V،IVرهبران طرفدارکارمند عملکردبهتری دارند.
۲-تئوری موقعیتی هرسی وبلانچارد:
یکی ازمتداولترین الگوهای رهبری به وسیله دوپژوهشگربه نامها

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu