دانلود پایان نامه درمورد مقتضیات زمان و مکان

دانلود پایان نامه درمورد مقتضیات زمان و مکان

دانلود پایان نامه

همان گونه که گفته شد نوع پخش در رشد قرائت سلفی در حوزه بیداری اسلامی از نوع سرایتی است. به این معنا که همانند یک ویروس که به سرعت منتشر می‌شود، قرائت سلفی نیز در فضای بیداری اسلامی زمینه رشد دارد. هیجانات، اصل کلی بازگشت به اصول و مبانی اسلام و دشمنی با غرب، عواملی است که موجب بهره برداری و سوء استفاده جریان سلفی از فضای بیداری اسلامی شده است.  

اما مشکل دیگری که موجب چنین وضعیتی در جهان اسلام شده است، این واقعیت است که بیداری اسلامی در حالی در کشورهای اسلامی شکل گرفت که ادبیات و مبانی و اصول آن برای حتی اندیشمندان آن روشن نبود و در بامداد پیروزی انقلاب ها، هیچگونه مدلی برای راهبری و خروج این کشورها از بحران‌ها ارایه نشد و همین وضعیت سبب شد که جریان‌های سلفی از خلأ به وجود آمده برای ارایه و گسترش قرائت خود از بیداری اسلامی تلاش کنند. به ویژه آن که غرب و کشورهایی همانند عربستان و قطر برای محدود ساختن تأثیرات فراگیر بیداری اسلامی در جهان اسلام، راه حمایت از گروه‌های سلفی تند رو را امتحان کردند.
3.1.2. گسترش فرهنگ تکفیر و رادیکالیزم
روند بیداری اسلامی از آنجا که در بسیاری از کشورها ماهیت انقلابی داشت، منجر به ناآرامی‏ها و مخالفت‌های فیزیکی با نظام حاکم گردید. در کشورهایی مانند تونس، مصر، یمن و لیبی چنین اتفاقی افتاد. به عبارت دیگر، روند تحولات جهان اسلام به گونه‌ای رقم خورد که اندیشه‌های اصلاح گرایانه نه می‌توانست پاسخ گوی مطالبات مردم باشد و نه مجالی برای بروز و ظهور داشت. شعار: «الشعب، یرید اسقاط النظام» که در کشورهای درگیر، به سرعت فراگیر شد، به‌خوبی نشانگر ماهیت انقلابی این روند است.
از آنجا که انقلاب‌ها و تحولات اجتماعی در دل خود، ناآرامی و بی ثباتی را دامن می‌ز ند و حداقل در دوره گذار، جامعه شاهد التهابات و مشکلات ناشی از اعتراضات و مخالفت‌ها با نظام حاکم است، زمینه رشد و گسترش اندیشه‌های افراطی نیز مستعد می‌شود.
از طرف دیگر، همان گونه که در مبانی اعتقادی سلفیه گفته شد، در بیشتر قرائت‌های سلفی، مفهوم تکفیر وجود دارد. اما میزان و غلظت آن در اندیشه‌های سلفی به یک اندازه نیست. به همین سبب هرجا اندیشه‌های سلفی ورود پیدا کرده است، به سبب ماهیت آن، نوعی پراگماتیسم و جذمیت مبتنی بر مخالفت با اندیشه‌های مخالف شکل گرفته است، که میزان آن با توجه به نوع سلفی‏گری متنوع است.
چنین ویژگی‌های دو سویه‌ای سبب شده است، که سلفیه در رشد خشونت، افراط گرایی و اندیشه‌های تکفیری در فضای بیداری اسلامی، نقش بی‏بدیلی را بازی کند. با نگاهی به کشورهایی که در آنها فضای بیداری اسلامی شکل گرفته است، چنین وضعیتی به‌خوبی مشاهده می‌شود.
متأسفانه در فضای بیداری اسلامی، سلفیه کوشید به جای آن که لبه تیز دشمنی‌ها به سوی دشمنان مشترک و عوامل اصلی عقب ماندگی مسلمانان نشانه رود، به سوی فرقه گرایی، و دامن زدن به اختلافات درونی کشیده شود.
سلفیه از فضای به وجود آمده در عصر بیداری اسلامی، قرائتی تکفیری و افراطی ارایه نمود. و واژه‌های مهم و کلیدی همانند کفر و شرک و بدعت را به سادگی در مورد مسلمانان به کار برد. در سخنان و فتاوای فرماندهان فکری تکفیر، همانند عدنان عرعور، قرضاوی، عبدالرحمن دمشقیه، ناصر العمری، عادل الکلبانی و…، به سادگی حکم تکفیر و اباحه دم و مال صادر می‌شود و به ادنی دلیلی فرد متهم به کفر و زندقه شده و پس از آن، گروه‌های تکفیری سلفیه این احکام را اجرا می‌کنند.
از طرف دیگر در حالی که در حوزه اندیشه و افتاء در طول قرون گذشته اسلام، کمتر شاهد فتاوای تکفیری بوده‏ایم، امروزه در فضای به وجود آمده، شاهد رشد و گسترش چنین وضعیتی هستیم. مذاهب مختلف توسط گروه‌های سلفی تکفیر می‌شوند که از آن جمله می‌توان به تکفیر شیعیان عراق، علوی‌های سوریه، حوثی‌های یمن، مالکی‌های نیجریه، صوفیان مصر و… اشاره کرد.
نوع پخش در این محور بیشتر سلسله مراتبی یا ریزشی است. به این معنا که این فتاوا و یا دیدگاه‌های تکفیری توسط مفتیان سلفی صادر و سپس توسط پیروان به کار گرفته می‌شود. به عبارت دیگر چون رهبران دیدگاه‌های تکفیری دارند، این دیدگاه‌ها به گروه‌های نازل تر و پایین تر نیز منتقل می‌شود.
پخش یا اشاعه ریزشی و یا سلسله مراتبی سبب شده است که فرهنگ تکفیر و افراط گرایی در میان لایه‌های مختلف جریان‌ها و طیف‌های سلفی نفوذ کند و گسترش یابد و همچنین فرایند بیداری اسلامی را نیز به سوی رادیکالیزم، تکفیر و صحنه بازی را از تقابل با غرب به تقابل با مسلمانان تغییر دهد.
3.1.3. تغییر کانون علمی به کانون جاهلی
بیداری اسلامی در طول تاریخ بلند خود، شاهد رهبران وارسته و فرهیخته ای بوده است. از قرون گذشته که افرادی همانند طهطاوی و خیرالدین تونسی نخستین جرقه‌های بازگشت به اسلام را زده اند، تا در قرن گذشته که افرادی همانند سید جمال، محمد عبده، علامه اقبال و حضرت امام رهبری این جریان را به عهده داشته اند، هماره در فضای عقلانی، تخصصی و علمی پیش رفته است. به ویژه آن که بیداری اسلامی که مرکب از بازگشت به اصول اساسی اسلام و تعامل منطقی با دنیای جدید است، خود نیازمند آگاهی و آشنایی با معارف و آموزه‌های اسلامی از یک سو و مقتضیات زمان و مکان از سوی دیگر است.
اما همان گونه که در صفحات گذشته گفته شد، بیداری اسلامی در سال‌های معاصر با شتاب پیش رفت و توالی حوادث و رویدادها به گونه‏ای بود که با توجه به فقر داشته‏های علمی و عدم وجود سیاست‌های راهبردی، قدرت برنامه ریزی را گرفت و موجب شد جریان سلفیه علاوه بر این که زمینه‌های افراط گرایی و تکفیر را در جهان اسلام بگستراند، به نوعی سطحی نگری و آراء و اندیشه‌های سخیف، متوسل شود. به عبارت دیگر، رهبری جریان‌های سلفی فعال در فضای بیداری اسلامی به جای آن که در دست رهبران به نام این جریان‌ها باشد، از دست و کنترل آنان نیز خارج شده و به دست رهبران جهادی که معمولا از نظر علمی ضعیف بوده و بیشتر نخبه ابزاری هستند، بیافتد.
شاهد بر این ادعا نیز انزوای رهبران تکفیری مانند عدنان عرعور، قرضاوی و حتی گاه اتخاذ مواضع مخالف با جریان‌های سلفی تکفیری توسط آنان است.
این وضعیت سبب شده است، افکار بسیار سخیف و فتاوای شاذ و نادر بسیاری توسط رهبران جهادی جاهل ارایه گردد که با فقه و کلام هیچ یک از مذاهب اسلامی هماهنگی ندارد. دستورات و فرامینی که گاه توسط این افراد صادر می‌شود، نشانگر این واقعیت است که رهبری علمی این جریان‌ها از کانون علما و اندیشمندان به سوی کانون نوعی عملگرایی غیر علمی در حال تغییر است و این وضعیت شرایط را در تعامل با جریان‌های سلفی دشوار تر می‌کند. فتاوای مربوط به جهاد نکاح و سپس عملی شدن این فتوا در سوریه و عراق و برخی از کشورهای دیگر نیز معلول چنین وضعیتی است.
نوع پخش چنین ایده ای نیز بیشتر بر اثر پخش جابجایی است. به این معنا که رفته رفته رهبران علمی سلفیه با فعالیت‌های افراطی جریان‌های سلفی، کنار گذاشته شده اند و جای خود را به رهبران جهادی عملگرا که با فضای علم و معارف دینی نیز آشنایی نداشتند، دادند. به عنوان نمونه چهره‌هایی مانند ایمن الظواهری، ابومحمد مقدسی، ابوقتاده فلسطینی، در میان طیف‌های سلفی تکفیری جایگاه خود را از دست داده اند و افرادی همانند ابوعمر شیشانی، ابو علی شیشانی، ابومصعب زرقاوی و رهبرانی که از سرزمین‌های خود به سوی کانون‌های بحران هدایت شده اند، جایگزین شده اند. این رهبران نیز به جای آن که بر اساس مبانی و تفکرات اصیل سلفی فعالیت‌های خود را سامان دهند، رویکردی سطحی و هیجانی به خود گرفتند و در بسیج نیروهای تکفیری نقش مهمی ایفا کردند.
3.1.4. گسترش موج اسلام هراسی و اسلام ستیزی
اسلام هراسی و متعاقب آن اسلام ستیزی، سابقه‌ای دیرینه حداقل به اندازه شرق شناسی دارد. در آثار مستشرقین، هماره نوعی سیاه نمایی و ترسیم چهره‌ای غیر واقعی از اسلام و مسلمین مشاهده می‏شود. ریشه این مسأله را جدای از تقابل نظامی در جنگ‌های صلیبی و اسپانیا، باید در تقابل‌های فکری و عقیدتی جستجو کرد. به گفته ادوارد سعید، نگاه استثناگرایانه غرب و یا همان غیریت سازی، موجب شده است که برای معرفی غرب خوب، اسلام و یا مسلمانان بد، ملاک قرار گیرند.
ریشه دیگر اسلام هراسی و اسلام ستیزی غرب، رشد و گسترش شدید اسلام در کشورهای غربی است. به گفته اسپوزیتو، اگر در گذشته شهرهایی مانند مکه، مدینه، قاهره و… شهرهایی اسلامی شمرده می‌شدند، امروز شهرهایی مانند مارسی، لیون، واشنگتن و لندن را نیز باید جزء کشورهای اسلامی شمرد، چه این که در کنار هر کلیسا، گلدسته مسجدی نیز افراشته شده است. بر پایه آمار، سرعت گسترش اسلام در کشورهای اروپایی، حتی از مسیحیت بیشتر است و شاید در دهه‌های آینده مسلمانان از نظر جمعیت دیگر به عنوان اقلیت در کشورهای غربی شمرده نشوند.
چنین وضعیتی سبب شده است که اسلام ستیزان، از هر مستمسکی برای مقابله با اسلام استفاده کنند و یکی از مهمترین اهرم‌های آنان، بهره برداری از شرایط امروز جهان اسلام است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درباره پرونده هسته ای ایران

بستن منو