دانلود پایان نامه درمورد مسلمان

دانلود پایان نامه درمورد مسلمان

دانلود پایان نامه

 

در حدیث دیگری، پیامبر صلی الله علیه و اله می فرمایند:الشح و الایمان لا یجتمعان فی قلب واحد، بخل و حرص با ایمان در یک قلب جمع نمی شود (آنجا که پای حرص و «بخل» درمیان آید، ایمان از آنجا رخت بر می بندد»( همان).
در جای دیگر نیز پیامبر صلی الله علیه و اله می فرمایند: «البخل شجره تنبت فی النار فلا یلج النارالا بخیل، بخل درختی است که در آتش دوزخ می روید و به همین جهت، تنها بخیلان وارددوزخ می شوند»( همان. ص 110)
نقل شده است که یکی از یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در جهاد شهید شد، زنی ازآشنایانش برای او می گریست و می گفت:وا شهیدا!، پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند: «از کجا می دانی او شهید از دنیا رفته، فلعله کان یتکلم بما لا یعنیه او یبخل بما لا ینقصه، شاید او درباره مسایلی که به وی مربوط نبوده، سخن می گفته است یا نسبت به چیزی که کمبودی برای اوایجاد نمی کرده «بخل» می ورزیده است.( همان. ص 111).
این حدیث نشان می دهد که سخنان بیهوده و «بخل» مخصوصا در جایی که لطمه ای به انسان نمی زند، سبب می شود که بزرگترین افتخار یک انسان، یعنی، «شهادت» راکمرنگ یا بی رنگ کند.
از آن حضرت نقل شده که فرمود: «جاهل سخی احب الی الله من عابد بخیل وادوی الداء البخل، جاهل با سخاوت نزد خدا، از عابد بخیل محبوبتر است و بدترین دردهادرد «بخل» است (جامع السعادات، ج 2، ص 110).
این حدیث بیانگر آن است که «بخل» آثار عبادت عباد را نیز از میان می برد.
باز از رسول خدا صلی الله علیه و اله نقل شده که فرمود: «الموبقات ثلاث شح مطاع و هوی متبع و اعجاب المرء بنفسه، سه چیز باعث هلاکت است، «بخل» و «حرصی» که انسان از آن اطاعت کند و «هوای نفسی» که از آن تبعیت نماید و «خودپسندی» انسان نسبت به خویش»( همان).
هر چند پیرامون این موضوع، روایات زیادی وجود دارد، اما، این بحث را باحدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و اله پایان می دهیم.
در این حدیث چنین آمده است: «گروهی از اسیران (خطرناک) را خدمت رسول خداصلی الله علیه و اله آوردند، حضرت صلی الله علیه و اله به حضرت علی علیه السلام دستور داد، همه آنها را گردن بزنند، ولی یکی از آنها را استثناء کردند.
آن مرد پرسید:چرا مرا از یارانم جدا کردی، در حالی که گناه ما یکسان بوده است؟
حضرت صلی الله علیه و اله فرمودند:به این علت که خداوند متعال به من وحی فرستاده است که توسخاوتمند قوم خود هستی و من تو را (به این جهت) نمی کشم. آن مرد مسلمان شد و شهادت به یگانگی خداوند و رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله داد» (میزان الحکمه، ج 2، ص 1277، حدیث 8380).
البُخل عارُ و الجُبنُ مَنقصهٌ و الفقر یخرسُ الفطنَ عن حجتهِ و المُقلُّ غَریبٌ فی بلدتهِ. (حکمت3، ص 341 شهیدی، ص1089فیض الاسلام، ص469صبحی صالح.)
بخل مایه ننگ است و ترس مایه کاستی ونقص، تهیدستی زبان زیرک را از اقامه دلیل فرو می بندد، و تنگدست در دیار خویش تنها می ماند.
عجبتُ للبُخیلُ یستعجلُ الفقرَ الّذی منهُ هربَ و یفوتهُ الغنی الذی إیاهُ طلبَ فیعیشُ فی الدنیا عیش الفقراء و یحاسبُ فی الأخرهِ حسابَ الأغنیاءِ و عجبتُ للمتکبّرِالذّی کان بالأَمسِ نطفهً و یکونُ غداً جیفهً و عجبتُ لمن شکَّ فی الله و هو یری الموتی.(حکمت 126،صص383-382شهیدی،ص1145فیض الاسلام،ص491صبحی صالح)
در شگفتم از بخیل که از فقر می گریزد؛ اما به شتاب به سوی آن می رودو توانگری از او می گریزدکه خواهان آن است. پس در این جهان مانند تهیدستان روزگار می گذراندو در آن جهان چون توانگران از او حساب می کشند؛ ودر شگفتم از خود پسند که دیروز نطفه بود وفردا مردار است.
و قال (ع) و قد مرَّ بقذرٍ علی مزبلهٍ هذا ما بخل به الباخلون و رُوِیَ فی خبرٍ آخرٍ أنهُ قال: هذا ما کنتم تتنافسون فیه با لأمسِ.(حکمت195، ص394شهیدی، ص1176فیض الاسلام، ص504 صبحی صالح)
بر مزبله ای گذشت و فرمود: این چیزی است که بخیلان به آن بخل می ورزیدند! ودر خبر دیگر است که فرمود: این چیزی است که دیروز به آن رغبت داشتند.
البخل جامعٌ لَمَساویِ العیوب و هو زمامٌ یقادُ بهِ إلی کلّ سوءٍ.( حکمت 378، ص430شهیدی، ص1266فیض الاسلام، ص543صبحی صالح)
بخل، سرچشمۀ همه زشتکاری هاست و مهاری است که انسان را به سوی بدی ها می کشاند.
فلا أموالَبذلمتوها للذّیرزقها و لا أنفس خاطرتُم بها للذی خلقها تکرمون با الله علی عباده فاعتبرو بنزولکم منازل من کان قبلکم و انقطاعکم عن أوصل إخوانکم.(خطبه117،صص117-116شهیدی،ص366فیض الاسلام، ص174صبحی صالح)
پس، نه اموال را در راه کسی که آن را روزی شما قرار داده، بذل کردید و نه جان ها را برای آفرینندۀ آن به خطر انداختید.به سبب (دین) خدا در میان بندگانش گرامی هستید و خدا را در میان بندگانش گرامی نمی دارید. پس از فرود آمدن در منزل های پیشینیان خود و بریدن از نزدیکترین برادرانتان پند گیرید!
بخل نادیدن بود اعواض را
شاد دارد دید دُرّ خَوّاض را
(بیت 898، دفتر2، ص 254)
تنگ چشمی و بُخل از ندیدن پاداشها ناشی میشود چنان که دیدن مروارید، غواص را شادمان می کند.
پس به عالم هیچ کس نبود بخیل
زآنکه کسی چیزی نبازد بی بدیل

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد برنامه ریزی درسی

بستن منو