دانلود پایان نامه درمورد حسن و قبح عقلی

دانلود پایان نامه درمورد حسن و قبح عقلی

دانلود پایان نامه

ما لابنِ آدمَو الفخرِ أوَّلُهُ نُطفۀٌ وآخرهُ جیفۀٌ و لا یرزقُ نفسهُ ولا یدفعُ حتفهُ.( حکمت 454، ص441شهیدی،صص1295-1294فیض الاسلام،ص555صبحی صالح)  

فرزند آدم را چه ناز و خود ستایی؟ در آغاز زندگی نطفه است و در پایان مردار؛ نه می تواند به خود روزی دهد ونه مرگ را از خود دور کند.
و إنَّ من أسخفِ حالاتِ الوُلاۀِ عندَ صالح الناسِ أن یُظَنُّ بهم حُبُّ الفخرِ و یوضعَ أمرهمُ علی الکبر. ( خطبۀ 216، صص250-249شهیدی، صص687-686 فیض الاسلام، صص335-334 صبحی صالح)
و از پست ترین حالت والیان نزد مردم نیکوکار این است که به آنان گمان فخر دوستی برندو کردارشان حمل بر خود ستایی گردد.
الإعجابُ یمنعُ الزیادَ.( حکمت167، ص391شهیدی،ص397فیض الاسلام، ص500صبحی صالح)
خود پسندی، مانع افزونی و رسیدن به کمال است.
عاجزم من از منیِّ خویشتن
چه نشستی پُرمنی تو پیش من؟
(بیت 2663، دفتر 5 )
بی من و مایی همی جویم به جان
تا شوم من گویِ آن خوش صولَجان
(بیت 2664، دفتر 5)
هر که بی من شد، همه من ها خود اوست
دوست جمله شد، چو خود را نیست دوست
(بیت 2665، دفتر 5)
4-2-7-1- تحلیل غرور وخود بینی
به دلیل اینکه غرور سرچشمه صفات رذیله دیگری است و سبب غفلت انسان می شود و حضرت علی (ع) نیز آنرا سبب گردن کشی در برابر خداوندی می داند که سبب پست شدن انسانها می شود و غرور را سبب سقوط شیطان می داند وهمینطور آنرا از پست ترین حالت والیان می داند و مانع از فزونی و رسیدن به کمال می بیند بنابر این عمل رذیله را مطلقا مطرود و مردود میداند.
اما مولانا خود بینی راسبب درمان نشدن انسان می داند و به دنبال انسان کاملی می گردد که بی من و عاری از انانیت باشد و هرکس منیت را از خود دور کند عارف حقیقی میشود و خود او می شود بنابر این مولانا نیز آنرا مردود می داند.
4-3- نتیجه گیری
با مراجعه به آیات الهی و دقت در آن به اهتمام فوق العاده قرآن مجید به مسائل اخلاقی و تهذیب نفوس به عنوان یک مساله اساسی و زیربنایی که برنامه های دیگر از آن نشات می گیرد; و به تعبیر دیگر، بر تمام احکام و قوانین اسلامی سایه افکنده است و سبب تکامل اخلاقی در فرد و جامعه، که مهمترین هدفی است که ادیان آسمانی بر آن تکیه می کنند، و ریشه همه اصلاحات اجتماعی و وسیله مبارزه با مفاسد و پدیده های ناهنجار به شمار می روند پی خواهیم برد. و همچنین اینکه پیامبر اکرم (ص) در حدیثی معروف هدف از مبعوث شدن خود را تکمیل فضایل اخلاقی می دانند (کنزالعمال،حدیث 5217(جلد 3، ص16)). و اگر اخلاق را (هیئت و شکل و صورتی که انسان با چشم می بیند و به معنی قوا و سجایا و صفات درونی که با چشم دل دیده می شود (اولی اخلاق صفاتی و دومی اخلاق رفتاری) بدانیم؛ اخلاق را می توانیم به دو بخش تقسیم کنیم:« ملکاتی که سرچشمه ی پدید آمدن کارهای نیکو است و اخلاق خوب و ملکات فضیله نامیده می شود، و آنها که منشا اعمال بد است و به آن اخلاق بد و ملکات رزیله می گویند. و علم اخلاق را علمی که از ملکات و صفات خوب و بد و ریشه ها و آثار آن سخن می گوید بدانیم.
مسائل اخلاقی بستگی به معیارهای سنجشی زاییدهای از جهان بینیها دارد آنها که اصل و اساس راه جامعه –آن هم در شکل مادی اش- می بینند، چاره ای جز قبول نسبیت در اخلاق ندارند؛ زیرا جامعه بشری دائماً در تغییر و تحول است و شکل مادی آن پیوسته دگرگون می گردد.
ولی در اسلام که معیار اخلاقی و ارزش فضایل و رذایل از سوی خدا تعیین می شود و ذات پاک او ثابت و لاتغیر است، ارزشهای اخلاقی ثابت و لاتغیر خواهد بود و افراد و جوامع انسانی باید از آن الگو بگیرند و تابع آن باشند نه این که اخلاق تابع خواست آنها باشد.
خداپرستان حتی فطرت انسانی و وجدان اخلاقی را ثابت می دانند و آن را پرتوی از فروغ ذات پروردگار می شمرند و به همین دلیل اخلاقیات متکی بر وجدان ، یا به تعبیر دیگر، حسن و قبح عقلی (منظور عقل عملی است نه عقل نظری) را نیز ثابت می شمرند. اسلام نسبی بودن اخلاق را نفی می کند. در آیات متعددی از قرآن مجید، خوب و بد یا «خبیث و طیّب» را بطور مطلق مطرح کرده و وضع جوامع بشری را در این امر بی اثر می شمرد؛ در آیه 100 سوره مائده. آیه ی 243 سوره ی بقره، آیه ی 103 سوره یونس و .. و امیر مومنان امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز کرارا در خطبه های «نهج البلاغه» بر این معنی تاکید کرده است که پذیرش و عدم پذیرش خو یا عملی از سوی اکثریت هرگز معیار فضیلت و رذیلت و حسن و قبح و ارزش و ضد ارزش نیست.(خطبۀ201، خطبۀ16) اینها همه نسبیت در مسایل اخلاقی را نفی می کند و پذیرش یا عدم پذیرش از سوی اکثریت جامعه را معیار ارزشهای اخلاقی و اعمال نیک نمی شمرد. در ضمن نسبی بودن اخلاق یا حسن و قبح مطلبی است، و وجود استثناها در مباحث مختلف، مطلبی دیگر.
به تعبیر دیگر، در بحث نسبیت هیچ اصل ثابتی وجود ندارد، دروغ نه خوب است و نه بد، همچنین احسان و ظلم، نیکی و بدیِ آنها هنگامی روشن می شود که از سوی اکثریت جامعه به عنوان یک ارزش پذیرفته یا نفی شود.
ولی در اسلام و تعلیمات آسمانی، دروغ یا ظلم و ستم و نیز بخل و کینه و حسد ضدارزش است; خواه از سوی اکثریت مردم ارزش محسوب شود یا نه; و بعکس، احسان و عدالت و راستی و امانت ارزشهای والائی هستند خواه از سوی جامعه ای پذیرفته شوند یا نه.
این یک اصل ثابت است ولی مانعی ندارد که در گوشه و کنار آن گاهی استثنائی وجود داشته باشد. اصل همان گونه که از نامش پیدا است اساس و ریشه چیزی را تشکیل می دهد و استثنائات به منزله بعضی از شاخ و برگهای اضافی است; بنابراین، هرگز نباید وجود پاره ای از استثنائات را که در هر قاعده کلی یافت می شود دلیل بر نسبیت گرفت; و اگر به تفاوت این دو بخوبی توجه کنیم جلو بسیاری از اشتباهات گرفته خواهد شد.
این نکته نیز در خور توجه است که گاه موضوعات با گذشت زمان دگرگون می گردد و احکام که تابع موضوعات است نیز عوض می شود; این مطلب را هرگز نباید دلیل بر مساله نسبیت گرفت.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع سازمان های بین المللی

بستن منو