دانلود پایان نامه با موضوع روش حداقل مربعات معمولی

دانلود پایان نامه با موضوع روش حداقل مربعات معمولی

دانلود پایان نامه

 

: لگاریتم متوسط دستمزد کارگران کارگاههای صنعتی ده نفر نیروی کار به بالا
: لگاریتم نسبت واردات کالاهای سرمایهای و واسطهای به ارزشافزوده به قیمت ثابت 76
: لگاریتم نسبت واردات کالاهای مصرفی به ارزشافزوده به قیمت ثابت 76
T : متغیر روند که نمایانگر تکنولوژی نیز میباشد.
پس از تخمین مدل، آنچه که از روابط بلندمدت بین متغیرها برداشت میشود، به شرح زیر است:
– صادرات کالاهای صنعتی موجب کاهش شکاف دستمزد کارگران ماهر و غیرماهر در بخش صنعت میشود.
– واردات کالاهای سرمایهای، واسطهای و مواد خام رابطه منفی با شکاف دستمزد دارد و با افزایش واردات این کالاها، وضعیت کارگران غیرماهر بهبود مییابد. همچنین ضریب مربوط به واردات کالاهای مصرفی از لحاظ آماری بیمعناست.
– شکاف دستمزد با پیشرفت فناوری رابطه مستقیم دارد، بدین مفهوم که بهبود روشهای تولید و تخصصی شدن آن، بر شکاف دستمزد دامن میزند.
– با افزایش بهرهوری نیروی کار، شکاف دستمزد زیاد میشود. بدین معنا که کارگران غیرماهر به اندازه کارگران ماهر، از منافع بهرهوری بهرهمند نمیشوند.
– بهدنبال افزایش دستمزد متوسط نیروی کار، شکاف دستمزد نیز افزایش مییابد.
در پایان نیز، گسترش صادرات غیرنفتی و هدایت درآمد ارزی به سمت واردات کالاهای سرمایهای، پیشنهادات ارائه شده به منظور بهبود وضعیت بازار نیروی کار است.
در مطالعهای با عنوان «تاثیر آزادسازی اقتصاد بر اشتغال بخش صنعت ایران» که توسط رضا اکبریان و عباس محتشمی در سال 1385 و برای دوره زمانی 1350 تا 1382 انجام گرفته است، تابع لگاریتم طبیعی اشتغال به صورت زیر تعریف میشود:
(2-20 )
که در آن لگاریتم اشتغال بخش صنعت، لگاریتم نرخ دستمزد به قیمت ثابت سال 1376، لگاریتم ارزش افزوده بخش صنعت به قیمت ثابت سال 1376، لگاریتم هزینه استفاده از سرمایه در بخش صنعت و لگاریتم شاخصهای باز بودن بخش صنعت شامل لگاریتم نسبت صادرات بخش صنعت به ارزش افزوده حقیقی بخش صنعت، لگاریتم نسبت واردات بخش صنعت به ارزش افزوده حقیقی بخش صنعت و لگاریتم نسبت مجموع صادرات و واردات بخش صنعت به ارزش افزوده حقیقی بخش صنعت میباشند. به این ترتیب اثر آزادسازی اقتصاد بر اشتغال با توجه به سه شاخص جهانی شدن مورد بررسی قرار میگیرد.
نتیجه کار این محققان پس از به کارگیری روش حداقل مربعات معمولی برای برآورد ضرایب تابع تقاضای نیروی کار نشان میدهد تمامی متغیرها به جز نرخ دستمزد حقیقی رابطه مثبت و معناداری با اشتغال بخش صنعت ایران دارند. نرخ دستمزد حقیقی که با یک وقفه وارد مدل میشود، رابطه معناداری با اشتغال ندارد.
یدالله دادگر و محمد ندیری (1384) در مطالعهای با عنوان «ارزیابی تأثیر جهانی شدن تجارت بر اشتغال (بخش صنعت در ایران)» تاثیر جهانی شدن تجارت بر اشتغال صنعتی در ایران را طی دوره 29 ساله 1352 تا 1380 مورد بررسی قرار میدهند. در این مطالعه از روش دادههای ترکیبی برای بخش صنعت در سطح کدهای دو رقمی ISIC و با استفاده از متغیر تجارت به تولید ناخالص داخلی به عنوان شاخص جهانی شدن، به مقوله جهانی شدن و آثار آن پرداخته میشود. مدل مورد استفاده در این پژوهش به صورت زیر تعریف میشود:
(2-21 )
این مدل تابع تقاضای نیروی کار است که در آن EM متغیر اشتغال، WA جبران خدمات حقیقی پرداختی به ازای هر نفر شاغل، PR تولید حقیقی، R نرخ تسهیلات اعطایی بانکها و OP شاخص جهانی شدن و باز بودن اقتصاد است. متغیر OP در مدلهای جداگانه به صورت TR نسبت مجموع واردات و صادرات صنعتی به تولید ناخالص داخلی، IM نسبت واردات صنعتی به تولید ناخالص داخلی و EX نسبت صادرات صنعتی به تولید ناخالص داخلی تعریف میشود.
نتایج این مطالعه حاکی از آن است که رابطه بین دستمزد حقیقی و اشتغال منفی و رابطه بین تولید حقیقی و اشتغال مثبت است. همچنین تاثیر متغیرهای نسبت مجموع صادرات و واردات، نسبت مجموع واردات و نسبت مجموع صادرات به تولید ناخالص داخلی بر اشتغال منفی میباشد. دادگر و ندیری در توجیه رابطه منفی نسبت صادرات و اشتغال دلایل تاثیر احتمالی بهرهوری، تاثیر قوانین کار، ویژگیهای دور زمانی، دشواری کدها و … را مطرح میکنند.
اما دسته وسیعی از مطالعات همانند مطالعه «تجارت و بیکاری: دادهها چه میگویند؟» توسط گابریل فلبرمایر ، «بیکاری در یک جهان وابسته» توسط گابریل فلبرمایر، ماریو لارچ و ولفگانگ لچتالر ، «ساختار بازار کار، تجارت و اثرات آنها بر بیکاری: یک تحلیل تئوریکی و تحقیق تجربی» توسط سباستین وبر ، «اثرات تجارت بر بیکاری، شواهدی از 20 کشور OECD» اثر جاون کیم «بیکاری و اثرات متقابل بین تجارت و نهادهای بازار کار» اثر هرو بولهول ، اثر تجارت بر بیکاری را در حضور نهادهای بازار نیروی کار از قبیل نرخ جایگزینی ، مدت منافع ، حفاظت اشتغال ، مالیات ، تراکم اتحادیهها (نرخ اتحادیه گرایی)، هماهنگی (در چانهزنی دستمزد)، انحراف دستمزد ، منافع بیکاری بررسی میکنند. از جمله یافتههای این تحقیقات عبارتست از:
زمانی که اثر متقابل تجارت با نهادهای بازار کار انعطافناپذیر بررسی میشود، افزایش تجارت منجر به بیکاری کل بالاتر میشود، اما تجارت میتواند بیکاری کل را کاهش دهد، چنانچه نهادهای بازار کار ویژگی انعطافپذیری را داشته باشند. (انعطافناپذیری در بازار نیروی کار بیکاری را افزایش میدهد و باعث میشود که بنگاههای داخلی عوامل تولید غیر از نیروی کار را در چرخه تولید استفاده کنند)
زمانی که کشورها به واسطه تولید کنندگان خارجی با رقابت سختتری در بازار محصول مواجه میشوند، از راه تضعیف قوانین حفاظت اشتغال، از قانونزدایی در بازار کار بیشتر منتفع میشوند.
بازبودن اقتصاد از طریق اثر بر بهرهوری کل عوامل، بیکاری را تحت تأثیر قرار میدهد.
نهادهای شرکای تجاری نیز از طریق ایجاد مزیت نسبی در تعیین نرخ بیکاری تعادلی کشور مهم هستند. اثرات متقابل بین تجارت دوجانبه و قوانین بازار کار نسبی بر نرخ بیکاری تعادلی اثر میگذارد. یک کشور با قوانین نسبتا آزاد مانند کانادا، از تجارت اثر منفی میپذیرد، زیرا شریک تجاری اصلی آن نیز کمتر قانونمند است. در حالیکه یک کشور با قوانین محکم نظیر آلمان، نسبتا در برابر تجارت محفوظ است، زیرا شریک تجاریاش نیز قانونمند است.
2-7) جمعبندی

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع زبانشناسی نقشگرا

Close Menu