دانلود پایان نامه ارشد درباره کشورهای پیشرفته

دانلود پایان نامه ارشد درباره کشورهای پیشرفته

دانلود پایان نامه

 

4 ـ 1 ـ 2 ـ 2 بی مسئولیتی کارمندان و عدم رسیدگی صحیح به امور
از دیگر مسائل و نقص های ادارات دولتی که در این آثار اشاره های فراوانی به آن شده است رواج بی مسئولیتی در میان کارمندان ادارات است و این بی مسئولتی و به اصطلاح نبود وجدان کاری دربین کارمندان ادارات بی شک حاصل عواملی چون پایین بودن دستمزد کارمندان، تبعیض و توجه به روابط و مسائلی از این قبیل است که به برخی از آنها درمباحث گذشته هم اشاراتی شد. مؤلف روش های کارمندان ادارات دولتی را برای فرار کردن از کار و شانه خالی کردن از مسئولیت، با زبانی طنز آمیز و گاهی آمیخته با اغراق شرح و توضیح داده است.
ـ می نویسم بعضی از کارمندان وقتی می خواهند از اداره جیم شوند و در بروند، یک عینک و یک قلم خود نویس روی میز خود می گذارند تا چنین وانمود کنند که از اداره قاچاق نشده اند، بلکه در اتاق های دیگر دنبال انجام وظائف اداری هستند. معلوم است که به چنین نوشته ای خیلی زودتر ترتیب اثر داده می شود، بدین نحو که از فردا تعداد بیشتری قلم خود نویس و عینک روی میزها دیده خواهد شد !
ـ چند روز پیش به میرزا غلامرضا خان برخوردم که در کافه قهوه می خورد. تازه باز نشسته شده، گفتم : از بازنشستگی حوصله ات سر نمی رود؟ گفت : نه. من چون سال ها کارمند اداره بودم به بیکاری عادت کرده ام !
ـ ….. کارمندی داشتیم که خود را به ناخوشی میزد و ماهی چند روز از دکتر استراحت می گرفت. وقتی به ساختمان جدید منتقل شدیم، یک روز نیرنگ تازه ای برای تمارض طرح کرد. آن هم این بود که از پله های هفت طبقه عمارت چنان تند بالا رفت که وقتی به طبقه ی هفتم رسید قلبش حسابی به تپش افتاده بود. با این حال پیش دکتر رفت و از تپش قلب نالید. دکتر هم به او دو روز استراحت داد .
ـ روی هم رفته آقا از سه جا حقوق می گیرد و در هیچ کدام از آن ها هم هیچ وقت نیست. روزی هم قطار ها پشت سرش بالای منبر رفتند و هی نسبت ناراستی و نادرستی به او دادند. در این میان یکی گفت: ولی ظاهرا خیلی دم از پاک دامنی می زند. دیگری جواب داد: حق دارد، چون مدتی است که یک لباس شویی باز کرده و در آن جا تمام وقت کار می کند.
ـ از صبح چهارشنبه که پشت میز قرار می گیرد فقط جسمش به میز نزدیک است ولی روح و فکر و ذکرش فرسخ ها از میز فاصله دارد خودش در اداره است و دلش در خانه. چون می خواهد تعطیلات آخر هفته را در کنار دریا بگذراند و فکرش در اطراف چمدانی دور می زند که در خانه باید بسته شود …..
4 ـ 1 ـ 2 ـ 3 عدم مدیریت صحیح در ادارات و اتلاف نیروی انسانی
یکی دیگر از معضلات بخش اداری و کارهای دولتی که دقیقا به عنوان یک خلأ بزرگ در دستگاه های اداری آن دوران وجود داشته و مؤلف همواره با اظهار تأسف فراوان با طنزی تلخ از آن یاد می کند مسأله ی عدم مدیریت صحیح در ادارات است که مسلما این نبود مدیریت صحیح منجر به عواملی مثل اتلاف نیروی انسانی، اتلاف بی مورد هزینه های دولتی، رواج کاغذ بازی و نهایتا نارضایتی و یأس ارباب رجوع از ادارات دولتی می شده است. در چنین مواردی، مؤلف در بسیاری جاها به مقایسه ی ایران با کشورهای پیشرفته ی آن زمان می پردازد و در اغلب موارد وضعیت اسفناک و معیوب ادارات دولتی را به خوبی مجسم و منعکس می کند.
ـ ….. سرش را بلند می کند و به او می گوید: برو پس فردا بیا، به قدری هم خونسرد این جواب سر بالا را میدهد که انگار طرف سنگ است و به همان آسانی که سنگ را از پیش پا دور می کنند و از آن انتظار هیچ گونه عکس العملی ندارند او هم باید دست به سر شود و ابداً جیکش در نیاید……. اما کسی که پشت میز نشسته مهلتش نمی دهد. با لحنی تند به او می گوید: مگر آدم نیستی؟ گفتم برو پس فردا بیا. خوب، بد نمی گوید، مگر آدم نیستی؟ اگر آدم هستی تا پایت قوت و چشمت سو دارد باید هی بروی و پس فردا بیایی …… برای اینکه آدمی و آدم هم که ارزشی ندارد.
ـ رئیس کار گزینی عرض کرد: قربان آخر این آقا لیسانس ندارد، دیپلم ندارد، گواهینامه ی ششم ابتدایی هم ندارد، حتی خط خوانایی هم ندارد و یک نامه ی چهار سطری هم نمی تواند بنویسد که بی غلط باشد. پرسید: حتی امضا هم نمی تواند بکند؟ عرض کرد: چرا قربان، تصادفا امضای قشنگی دارد. گفت: خوب او را هم رئیس کنید
ـ اتلاف نیروی انسانی، صاف و پوست کنده عرض کنم، به معنی عاطل و باطل گذاشتن کارمندان است که در عین حال نوعی اسراف و حیف و میل شمرده می شود و در هر دستگاهی هم که اینگونه معایب وجود داشته باشد گناهش به گردن گرداننده ی دستگاه است که یا دلسوز نیست یا سوراخ دعا را گم کرده و چیزی از ریاست سرش نمی شود.
ـ هر کسی که به مأموریت می رود پس از بازگشت اگر بخواهد جریان انجام مأموریت خود را شفاهاً به عرض رئیس خود برساند قبول نیست. هنوز لب نگشوده، آقای رئیس به او می گوید که جریان را کتباً گزارش کند. چون شنیدن گزارش شفاهی حوصله لازم دارد. شاید بعد هم آسپرین لازم داشته باشد. کارمند مذکور هم با صرف مقداری وقت و انرژی درباره ی نحوه ی انجام مأموریت خود کلی روده درازی می کند و یک گزارش صد صفحه ای به دست آقای رئیس می دهد. رئیس که حوصله ی شنیدن گزارش شفاهی او را نداشت. برای خواندن گزارش کتبی او هم به طریق اولی حوصله ندارد و آن را می فرستد به جایی که مدفن صدها کیلومتر پرونده است و «بایگانی» نام دارد.
4 ـ 1 ـ 2 ـ 4 ناکارآمدی ادارات برق ، آب ، گاز و ….
در میان مسائل و مشکلات موجود درسیستم های اداری و دولتی، مؤلف به ناکارآمدی بعضی از ادارات خاص توجه و نگاه دقیق تری دارد و علت این امر هم این است که این ادارات طرف حساب همه ی مردم در تمام ایام هستند و بی شک ناکارآمدی این ادارات باعث به وجود آمدن شرایط سخت برای اغلب مردم می شود. از میان این ادارات خاص ناکارآمدی اداره ی برق و مسأله ی عدم خدمت رسانی صحیح به مردم در این زمینه و مشکل خاموشی های متعدد و طولانی، پر رنگ ترین مسأله ای است که مؤلف به آن تأکید دارد.
همچنین به مشکلات و نقص های ادارات آب، گاز، پست و مخابرات با زبان طنز آمیز و سرشار از گلایه و ناراحتی پرداخته شده است. اساسی ترین مشکلات این ادارات یکی عدم خدمت رسانی صحیح به مشترکین و دیگری بالا بودن نرخ خدماتی این ادارات است.
ـ گفتم: آقا جان برق ما خاموش شده. چرا درست جواب نمی دهی؟ گفت: آخر جواب ابلهان خاموشی است و فوری گوشی را گذاشت .
ـ …. اما همین آدم یک سال بعد که به تهران برگشت چون می داند که شما توقع داشتید به مجرد رسیدن به پاریس نامه ای بنویسد و آدرسی معین کند و باب مکاتبه ای بگشاید برای آنکه متهم به سهل انگاری و بی وفایی نشود معایب پست ما را بهانه قرار می دهد و می گوید: خوب آدم حسابی، من از آن جا سه تا کاغذ برای تو نوشتم و تو حتی یکی از آن ها را هم جواب ندادی این رسم رفاقت است؟….. می بینید؟ حالا اگر وضع پست ما مرتب بود، او کی می توانست به این آسانی از خجالت شما در آید؟
ـ همین طور اگر برای گرفتن یک شماره تلفن از صبح تا ظهر معطل شوید، خونتان به جوش نمی آید، چون به اداهای او عادت دارید. گاهی مجبورید که یک شماره را پنجاه بار بگیرید. بار اول هنوز نخستین نمره را نگرفته بوق اشغال می زند بار دوم ناگهان قطع می شود و ناچارید مدتی توی سرش بزنید و شکنجه اش کنید تا صدایش در بیاید. بار سوم عوضی می گیرد و شماره ی شما را به جای دیگر وصل می کند و بالاخره هر بار یک جور بازی در می آورد و شما همه را تحمل می کنید چون با این بازی های او خو گرفته اید .
ـ ….. یا این شعر:
در وصل و هجر سوختگان گریه می کنند از بهر شمع خلوت و محفل برابر است
یعنی برای ما سوختگان، وصل و هجر یکسان است. آن وقت که درآمد مملکت کم بود و بودجه ای نداشتیم برق ما همین حال را داشت و حالا هم که داریم برق ما همین حال را دارد و همین که بار چند کولر را به دوش می کشد زیر سنگینی بار کمرش خرد می شود و رهسپار عالم نیستی می گردد .
4 ـ 1 ـ 3 مسائل نظام درمانی
به عنوان یکی دیگر از معضلات و مشکلاتی که از طرفی پیوند و رابطه ی مستقیم با زندگی و رفاه مردم دارد و از طرف دیگر دارای نقص ها و کمبودهای فراوانی است می توان مشکلات مربوط به نظام درمانی و پزشکی جامعه را نام برد. اگر چه یکی ازمهم ترین ویژگی های نوشته های مؤلف نگاه عمیق و بسیار دلسوزانه ی او به امور است اما می توان گفت که در مورد مسائل خاص نظام درمانی شدت همدردی او با مردم بیشتر از مسائل دیگر شده است، شاید به عنوان دلیل این امر بتوان گفت که چون این مسائل برای افراد خاصی که از درد جسمانی رنج می برند دردی روحی نیز تولید می کنند، این مسأله ی مضاعف شدن درد مردم نویسنده را نیز تحت تأثیر قرار داده و بر عمق توجه او به مسأله افزوده است. مسائل خاص نظام درمانی را می توان به این صورت ارائه کرد:
4 ـ 1 ـ 3 ـ 1 بالا بودن نرخ ویزیت پزشکان

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق با موضوع دانشگاه علوم پزشکی

Close Menu