دانلود پایان نامه ارشد درباره پساساختارگرایی

دانلود پایان نامه ارشد درباره پساساختارگرایی

دانلود پایان نامه

 

همچنین رواج روابط خاص و پنهانی بین دختران و پسران و آسیب های ناشی از این روابط برای طرفین را هم مطرح کرده است و در این مورد به ازدواج های غلط و ناموفق که طبیعتا به مرور زمان به نحوه ی شکل گیری فرهنگ های خاص در این زمینه منجر می شده نیز اشاره کرده است. البته ذکر این نکته هم لازم است که مؤلف کلاً نگاه بدبینانه به ازدواج داشته و در بسیاری از موارد در قالب طنز تفکر منفی خود درباره ی ازدواج را بیان کرده است.
ـ از خانمی پرسیدم: شما اهل کجا هستید؟ جواب داد : من و شوهرم هر دو اهل تهران هستیم. ولی بچه ی ما لهجه ی نطنزی ها را دارد، چون من و شوهرم روزها به اداره می رویم و شب ها به گردش. بچه ی ما را هم کلفتی بزرگ می کند که اهل نطنز است.
ـ پسر و دخترهای امروزی برای پدر و مادر تره هم خرد نمی کنند. هر وقت هم که والدین بیچاره با هزار جور ملایمت و احتیاط حرفی به آن ها می زنند فوراً بر می گردند و با چند جمله ی قالبی و پیش ساخته به آن ها جواب می دهند .
ـ در همان روز پسری که صبح به مادرش تحفه ای داده، نیم ساعت بعد با او یکی به دو می کند، پرخاش می کند، اهانت می کند. یا مادری که دست تنهاست به پسر پانزده ساله اش التماس می کند که از سرکوچه یک دانه نان برای سیر کردن شکم خودش بگیرد و او به حرفش گوش نمی دهد و این دو قدم راه را نمی رود با آن که از صبح تا ظهر در کوچه دنبال توپ دویده و همه ی همسایه ها را به ستوه آورده است.
ـ جوان به اقتضای جوانی بینش کافی ندارد. وای به این که عاشق هم بشود. عاشق نمی تواند عیوب معشوق خود را چنان که باید و شاید تشخیص دهد. نمی تواند مصلحت بینی کند. بنابراین هر جوانی چه پسر و چه دختر پیش از آن که در دام عشق یا هوس گرفتار شوند باید چشم خود را باز کنند که در این دام نیفتند. گول دوستی ساده را نباید خورد . تمام آتش فتنه از گور همین دوستی ساده بر می خیزد.
ـ از بس تا کنون از سرطان زایی سیگار صحبت کرده اند چند روز پیش خانمی که دختر دوازده سیزده ساله ای را مشغول سیگار کشیدن دیده بود به مادر او گفت: چشمت روشن امروز دخترت یواشکی داشت سرطان می کشید.
ـ می گفتند با درآمد این شب نشینی به فقرا کمک می کنند، کسانی را که به علت بدهکاری در زندان مانده اند نجات می دهند. وسیله ی ازدواج افراد بی بضاعت را فراهم می آورند. یعنی عده ای را از زندان آزاد می کنند و عده ای آزاد را به زندان می اندازند.
5-ساختار روایی داستان های حالت
همان گونه که در فصول قبل ذکر شد،مولف در این مجموعه ها از دو شیوه برای انتقاد از مسائل عصر خود استفاده کرده است که یکی نوشتن مقاله و دیگری داستان کوتاه است.
در مورد خصائص زبانی و ادبی و همچنین موضوعات مطرح شده در این مقالات و داستان ها هم پیش تر مطالبی عنوان شد و در این فصل به بحث درباره ی ساختار داستان ها پرداخته می شود.
به نظر می رسد که داستان های کوتاه این مجموعه ها در میان آثار مختلف و متنوع ادبیات معاصر مجهول مانده و چنان که باید و شاید شناخته نشده است.اما باید پذیرفت که این داستان ها از لحاظ شیوه ی نویسندگی و داستان پردازی به صورت بسیار استادانه و مخاطب پسند ارائه شده اند.
استفاده های به جا و مناسب از انواع شیوه های طنز پردازی و به کارگیری زبان و اصطلاحات عامیانه باعث خلق طنزی لطیف در این داستان ها شده است.همچنین پایان غافلگیر کننده و غیر قابل پیش بینی که در اغلب داستان هاوجود دارد یکی از ویژگی های سبکی در این داستان ها به شمار می رود که بر جذابیت داستان ها افزوده است.
نحوه ی به کارگیری زبان،لحن و شیوه های داستان پردازی و طنز نویسی در این داستان ها باعث شده که حتی داستان هایی که موضوع آنها مسائل خاص عصر نوییسنده است،بعد از گذشت حدود چهار دهه از نگارش داستان ها،هنوز هم جذابیت های خاصی برای خوانندگان این زمان داشته باشد.
در اغلب داستان ها مولف به نوعی در حال تعریف کردن خاطراتی است که در طول یک یا چند روز برای خودش یا افراد دیگری رخ داده است،خاطراتی که بیان کننده ی مسائل و مشکلات مختلف موجود در زندگی افرادا ست و شاید در بدو امر چنین به نظر برسد که نقل این خاطرات و اتفاقات هیچ جذابیتی برای مخاطب ندارد ولی نحوه ی بیان مسائل به گونه ای است که مخاطب را در طول داستان به موضوع علاقه مند کرده و او را به سوی فهمیدن پایان داستان می کشاند و به خاطر همین مسئله است که حتی داستان هایی که در آن به عنوان مثال به موضوعاتی نظیر خاموشی برق،آلودگی هوا یا ترافیک و… پرداخته شده است نیز جذابیت های خاص خود را برای مخاطب این عصر هم دارد.
گذشته از مواردی که ذکر شد باید گفت که یکی از ویژگی های اصلی این داستان ها برخورداری از ساختار و ویژگی های مشابه و بنیادین موجود در اغلب داستان هاست.یعنی اکثریت قریب به اتفاق داستان ها از نظر موضوع و نحوه ی طرح موضوع دارای شباهت ها و همسانی هایی هستند که با تحلیل جداگانه ی هر داستان در نهایت می توان این شباهت ها و ویژگی های همسان را در جدول و یا بر روی نمودار هایی ارائه و ترسیم کرد.
بنابر همین فرضیه ی اصلی برآن شدیم تا نحوه ی ساختار داستان ها را – بر اساس نظریه ی ساختاری گرماس – تجزیه و تحلیل نموده و نتایج حاصل از آن را ارائه نماییم.
بنابراین ابتدا مطالبی به صورت بسیار مختصر و کلی درباره ی روایت شناسی و نظریه ی گرماس عنوان می شود ;و در بخش بعد، پس از ذکر خلاصه ی چند داستان و تحلیل ساختاری آن ها- برای نشان دادن شیوه ی تحلیل داستان ها – نتایج کلی تحلیل داستان ها و شخصیت ها ذکر می شود و در پایان با رسم جدول و نمودار بسامد دقیق عناصر مختلف داستانی ارائه خواهد شد.
5 ـ 1 روایت شناسی
روایت شناسی چیست؟ پاسخ دقیق و همه جانبه به این سئوال مسلما نیازمند مجال و فرصتی وسیع تر از این رساله ی دانشجویی است، اما آن چه که در این جا ذکر می شود مطالب بسیار کلی و مختصری است که در واقع به مثابه کانال ورود ما به فصل و بحث پایانی این رساله است.
برای آشنایی مختصر با علم نه چندان نو ظهور روایت شناسی لازم است که به نوعی منشأ و سرچشمه ی ظهور این علم شناخته شود. استفاده از قید نه چندان نو ظهور هم به خاطر تاریخ پیدایش این سرچشمه است.
مطالعات زبان شناسی و توجه به نشانه های زبان شناختی که حدود یک قرن از تاریخ تولد آن می گذرد، بر می گردد به سال 1915 میلادی، یعنی دو سال پس از مرگ فردینان دوسوسور زبان شناس بزرگ سوییسی که در ابتدای قرن بیستم در مطالعه ی زبان انقلابی به وجود آورد. در واقع وی در زمانی که مطالعات زبان شناسی اغلب بارویکرد تاریخی انجام می شد، رویکردی غیر تاریخی و بسیار انتزاعی را برگزید. . سوسور در واقع با یک پرسش بنیادی مطالعات مبحث زبان شناسی را دچار شوک کرد، شوکی عمیق که مسلما منجر به تولید تفکری عمیق تر میان علاقه مندان به این زمینه شد؛ و آن پرسش این بود که زبان چگونه کار می کند. . و با طرح همین سئوال اساسی مسأله ی نحوه ی تغییر یک زبان خاص طی ادوار تاریخ را در درجه ی دوم اهمیت قرار داد. این رویکرد و طرح همین مسأله باعث شد که سوسور نظریه ی بنیادی و تاثیر گذار خود را به این صورت بیان کند که زبان را پیش از هر چیز باید نظامی از نشانه ها دانست. از نظر وی هر واژه یک نشانه ی زبان شناسی است که در آن واحد هم فرم است و هم معنا. او فرم رادال و معنا را مدلول نامید. سوسور که در مطالعات خود عمیقا به مسأله ی تفاوت نشانه ها با یکدیگر اعتقاد و تاکید داشت معتقد بود که هر تغییری در دال، هر قدر هم که کوچک باشد مدلولی جدید می آفریند.
با مطالعات بیشتر و پذیرفته شدن این نظریه ی اساسی در میان پژوهشگران، کم کم این نوع نگاه به ساختار زبان در عمق دیگر علوم و شاخه های مرتبط با زبان و زبان شناسی جای گرفت.
به هر حال این که تمام جهان هستی، جهانی است مبتنی بر رابطه های گوناگون آشکار و پنهان، حقیقتی است انکار نشدنی و البته این نکته هم حقیقتی است که در جهان هستی، زبان ـ حتی اگر نه به عنوان یگانه وسیله ی ارتباط ـ اما اساسی ترین وسیله ی برقرای رابطه میان اجزای مختلف است.
بنابراین مقدمات باید گفت وقتی که زبان نظامی یکپارچه از نشانه ها شناخته می شود، پس تمام محصولات زبان ـ و اندیشه ـ هم می تواند شامل این قانون کلی شود، یعنی تمام این محصولات می تواند نظامی از نشانه ها باشد که به شدت متکی بر تفاوت میان نشانه هاست. پذیرفته شدن همین حقیقت در میان پژوهشگران بوده که باعث به وجود آمدن علومی چون انسان شناسی ساختار گرا شده است. انسان شناسی ساختار گرا مبحثی است که کلودلوی استروس در اواخر دهه ی 1940 آن را مطرح کرد. این مبحث که خود وامدار نظریه ی سوسور درباره ی زبان است، ارتباط چندان مستقیمی با مطالعات ادبی ندارد اما چون بر پسا ساختار گرایی و شعب متعددش نفوذ داشته ، تاثیری عظیم اما نامستقیم بر مطالعات ادبی برجای گذاشته است.
به هر حال این واقعیتی است که در تمام نظریه های ادبی ـ و گاه غیر ادبی ـ بعد از سال های 1915 ردپایی از زبان شناسی سوسور دیده می شود. به عنوان بهترین نمونه باید از همین اصطلاحات ساختار گرایی یا انسان شناسی ساختار گرا و یا حتی پساساختارگرایی نام برد. در میان علوم مختلفی که از این نظریه ها بهره برده اند علوم ادبی مسلما بیشترین سهم را دارند. به طوری که باید گفت اصطلاح ساختار گرایی در مطالعات ادبی عموما برای اشاره به رویکردهایی استفاده می شود که شدیدا تحت نفوذ زبان شناسی قرار دارند، چرا که ساختار گرایی ادبی به طور دقیق از زبان شناسی و انسان شناسی ساختار گرا منشعب می شود. در واقع می توان گفت که همان گونه که سوسور کوشید تا با رویکردی فرا زمانی به مسأله ی زبان بنگرد، ساختار گرایان نیز با کنار گذاشتن مطالعه بر روی درون مایه ی آثار منفرد ادبی به سوی تدوین قوانین عام گام برداشتند. تاثیر مستقیم نظریات سوسور در این زمینه به حدی است که در تبیین ساختار گرایی گفته شده است ساختار گرایی بر این باور است که عناصر متکثر بی شماری که مجموعا فرهنگ را تشکیل می دهند در واقع یک نظام نشانه ای را به وجود می آورند. تاثیر تفاوت نشانه ها در ساخت معنای نشانه ها در این جا هم قابل تعمیم به نشانه های فرهنگی است، چرا که اجزای متکثر و ناپیوسته ای را که ما می توانیم در فرهنگ باز بشناسیم، به خودی خود فاقد معنا هستند و فقط در نظام نشانه ها معنا می یابند. اهمیت وجود نشانه ها و تفاوت در نشانه ها در مبحث ساختار گرایی به حدی است که گفته شده ساخت گرایی در گام نخست متکی بر این درک است که اگر رفتارها و تولیدات انسان معنایی داشته باشند باید نظامی زیر بنایی از تمایزات و قراردادها وجود داشته باشد که بتواند تحقق این معنی را ممکن سازد.

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق با موضوع قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب

بستن منو