دانلود پایان نامه ارشد درباره ملانصرالدین

دانلود پایان نامه ارشد درباره ملانصرالدین

دانلود پایان نامه

ـ فرنگیس چون خیلی فرنگی است …  

-معلوم نیست که این استیک است یا لاستیک .
3ـ2ـ4ـ تلمیح
یکی از ویژگی‌های اساسی این آثار در حوزه‌ی صنایع و فنون ادبی کاربرد فراوان ضرب‌المثل‌ها و اشاره‌های متعدد به اشعار و حکایات مختلف ادبی است. چنانکه قبلاً هم گفته شد مؤلف به خاطر مطالعه‌ی زیاد و برخورداری از دانش فراوان در زمینه‌ی آثار مختلف ادبیات کلاسیک و معاصر گنجینه‌ی گرانبهایی از اطلاعات مختلف ادبی را در میان ذهن و قلب خود به همراه داشته است. بنابراین در جای جای کلام خود از ابیات و حکایات فراوانی برای بیان روشن‌تر منظور خود بهره برده است. بدیهی است که استفاده‌ی به جا ومناسب از حکایات و ابیات طنزآمیز ادبیات کلاسیک در میان سخن مؤلف باعث تأثیرگذاری بیشتر طنز در ذهن خواننده می‌شود، اما این تأثیرگذاری وقتی دو چندان می‌شود که مؤلف در میان یا پایان کلام طنزآمیز خود از بیت یا ابیاتی بهره می‌گیرد که اساساً طنزآمیز نیستند اما به خاطر استفاده‌ی مناسب در موقعیتی خاص، حالت بسیار جذابی به متن می‌بخشند.
در میان این آثار چند مقاله‌ی کاملاً جدی هم وجود دارد که در این مقالات مؤلف به آیات و احادیثی اشاره کرده و از آنها بهره برده است. اما در چند مورد هم از آیات و احادیثی در میان سخن طنزآمیز بهره برده است. بدیهی است که در این کاربردها آیات و احادیث ذکر شده محور خلق طنز نیستند اما به مناسبت موضوع مورد بحث مطرح شده و جذابیت خاصی به این موارد داده‌اند.
همچنین اشاره‌های فراوان و نحوه‌های مختلف تلمیح به حکایات نیز در این آثار زیاد است. از حکایاتی که مؤلف علاقه‌ی خاصی به آن داشته و بسیار به آنها اشاره کرده و برای ساختن و پرداختن طنز خود از آنها بهره گرفته است باید از حکایات ملانصرالدین نام برد. همچنین حکایاتی از عطار، مولانا، سعدی، عبید زاکانی و… در موارد متعددی دستمایه‌ی ساختن و جذاب‌تر کردن طنز در این آثار قرار گرفته‌اند. برای هر یک از موارد فوق مثال‌هایی ذکر می‌شود:
□ تلمیح به آیات و احادیث
_ ناگهان دیگ خشمتان به جوش می‌آید، ولی پیش از آنکه کف کند و سر برود به یاد آیه‌ی کریمه می‌افتید که می‌فرماید: الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین، فوراً خشم خود را فرو می‌خورید و او را عفو می‌کنید …
_ (در جواب کسی که به طرز کار تاکسی داران اعتراض کرده و انتخاب مسیر مستقیم از سوی آنها را نقد کرده می‌گوید:) گفتم اولا ما از بندگانی هستیم که روزی چند بار هنگام نماز می‌گوییم: «اهدنا الصراط المستقیم» ، ….
_ گفت که شرکت در این مراسم ثواب دارد، حضرت رسول می‌فرماید: التعزیه تورث الجنه یعنی شرکت در ترحیم و سوگواری پاداش بهشت در پی دارد .
_ اصلاً بهتر است که دنبال کسب آزاد بروید مگر نشنیده‌اید که الکاسب حبیب الله .
_ جوانمردان با استناد یا اتکاء به عبارت مشهور «لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» علی علیه‌السلام را مثال کامل جوانمردی و فتوت می‌دانستند .
_ می‌بینید به خط نسخ نوشته است: «توکلت علی الله» که در حقیقت زبان حال راننده است که می‌گوید: من توکل به خدا می‌کنم و به همین جهت توقع دارم برای مسافر یابی و راه یابی هر چه به چپ و راست ویراژ رفتم و در هر کجا که دلم خواست نگه داشتم، نه تصادف کنم نه گیر مأمورین بیفتم .
_ مگر نمی‌شود که با یک بادیه آب هفت تا صورت را تمیز کنند؟ مخصوصاً در جایی که صرفه‌جویی باید کرد، اسراف حرام است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «لاتسرفوا ان الله لا یحب المسرفین» .
_ … حالا چه معجزی رخ داده که او عوض اینکه از بین برود ثروتش بیشتر و دماغش چاق‌تر شده، رازی است که فقط خدا می‌داند. لا یعلم الغیب الا هو .
_ حضرت امیر علیه‌السلام می‌فرماید: «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال» یعنی نگاه کن که سخن چیست، نگاه نکن که سخنگو کیست… اما متأسفانه ما درست به عکس رفتار می‌کنیم و به جای این که سخن را در نظر بگیریم سخنگو را در نظر می‌گیریم …
_ اما در نخستین شب جمعه هنگام مراجعت از ری چنان در راه تصادف کرد که ماشینش هفت معلق زد.زن خوبی بود. خدا بیامرزدش. انا لله و انا الیه راجعون .
_ به یاد شب اول قبر افتادم و فکر کردم با این همه گناهی که مرتکب شده‌ام. جواب نکیر و منکر را چه بدهم. ولی ندای درونم گفت: «لاتقنطوا من رحمه الله» لابد اگر بفهمند که یکبار گرفتار دردسر بنایی شده و به دنبال گچ و آجر و سیمان دویده‌ای، گناهانت را خواهند بخشید. چون می‌بینند عذابی که در آخرت باید بکشی در همین دنیا کشیده‌ای .
_ لابد درباره‌ی بیمار اطاق سه تختی که اگر بیمه باشد هیچ مبلغ اضافه‌ای نمی‌پردازد، هیچ دقتی نمی‌کنند. اگر هم سر زا رفت چه اهمیتی دارد. همه آخر رفتنی هستیم. کل نفس ذائقه الموت .
□ ضرب‌المثل‌
گفتم به هر حال تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ـ باید می‌دانستی که با یک دست دو هندوانه نمی‌شود برداشت ـ نگران نباش چون تو گرگ باران‌دیده هستی ـ همینقدر عرض کنم که آب گیر نمی‌آورم وگرنه شناگر قابلی هستم ـ گفت بله دیگر، مرگ خوب است اما برای همسایه ـ حالا دیگر آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ـ گفت: مال حلال خودم است هر جا دلم خواست می‌خورم، تا کور شود هر آنکه نتواند دید ـ تا یقین نکنم که حقوق زنم برای زندگی ما دو نفر کافی است تن به این ازدواج نخواهم داد. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ـ راننده گفت: این حرفها را کنار بگذار سری که درد نمی‌کند چرا دستمال می‌بندی ـ اما حالا می‌بیند که تره گرفته که قاتق نانش شود، قاتل جانش شده ـ اگر بخواهید به دنبالش بروید باید قدرت فریدون و حکمت افلاطون و گنج قارون و صبر ایوب داشته باشید ـ آنچه عرض شد مشتی بود که نمونه‌ی خروار است ـ متوجه می‌شوید که چه کاسه‌ی بزرگی زیر نیم کاسه بوده است ـ بازنشستگی شتری است که در خانه‌ی همه می‌خوابد ـ گفتم نگران نباش اگر علی ساربان است می‌داند شتر را کجا باید بخواباند ـ آن افراط چیست و آن تفریط کدام است؟ نه به آن شوری شور و نه به این بی‌نمکی ـ قبلاً هم در کتب درسی خوانده بودم که سنگ بزرگ علامت نزدن است ـ ولی باز هم کاسه همان کاسه بود و آش همان آش ـ منظور من این است که از قدیم گفته‌اند زبان سرخ سرسبز می‌دهد بر باد ـ گفت: اما فراموش نکن که دیوار موش دارد و موش گوش دارد ـ اما می‌بینند از زور شلوغی سگ صاحبش را نمی‌شناسد ـ گفتم به جهنم، آب که از سرگذشت چه یک گز چه صد گز ـ از قدیم گفته‌اند هر که بامش بیش برفش بیشتر. حالا هم هر که آبش بیش خرجش بیشتر ـ گفتم اشکالی ندارد به هر حال بازی اشکنک داره سر شکستنک داره ـ با خود گفتم از خرس موئی غنیمت است، کاچی به از هیچی است ـ مادر داماد خندید و گفت: البته گربه را در حجله باید کشت ـ به زنش گفت: اینها را نریز دور، هر چیز که خوار آید یک روز به کار آید ـ فقط به من فشار می‌آورند، به قول معروف زورشان به خر نمی‌رسد پالانش را کتک می‌زنند ـ با هر کس حرف می‌زنی راستش را نمی‌گوید از قدیم هم گفته اند دیوار حاشا بلند است .
□ تلمیح به ابیات و اشعار
-خواننده یعنی کسی که می‌خواند حالا چه می‌خواند یا چه جور می‌خواند فرقی نمی‌کند، همینقدر که خواند خواننده می‌‌شود، خواه رجز بخواند، خواه نوحه بخواند، خواه شعرخوانی کند. از این گذشته به قول باباطاهر
متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست گروهی این گروهی آن پسندند
-رژیم گرفتن بعضی‌ها مثل توبه‌ی برخی از مردم است که از شیشه آسان‌تر شکسته می‌شود. مثل توبه‌ی سلمان ساوجی است که گفته است:

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درباره نشریات الکترونیکی

Close Menu