دانلود پایان نامه ارشد درباره مشاغل آزاد

دانلود پایان نامه ارشد درباره مشاغل آزاد

دانلود پایان نامه

 

مسائل اقتصادی عنوان شده در این آثار را می توان به صورت زیر بیان کرد.
4 ـ 1 ـ 1 ـ 1 گرانی و کمبود اجناس و کالاهای ضروری زندگی
همان طور که قبلا هم گفته شد مسأله ی گرانی و تورم از مسائل عام و فراگیر آن دوران بوده است. همچنین کمبود اجناس و کالاهای اساسی و ضروری زندگی که به نوعی خود از عوامل بیشتر شدن گرانی بوده است نیز درجامعه معضلی اساسی به شمار می رفته است. در سراسر این آثار شاهد طرح و نقد این دو مسأله به عنوان پر رنگ ترین و پر تکرارترین مسائل اقتصادی و اجتماعی هستیم. تقریبا دراکثریت قریب به اتفاق مقالات و داستان ها به این مسأله اشاره ای ـ هر چند کوتاه و گذرا ـ شده است.
همچنین در این زمینه به مسأله ی عرضه ی اجناس تقلبی و بی کیفیت هم اشاره های زیادی شده است. از میان این اشاره های بسیار فراوان می توان نمونه های زیر را برای مثال ذکر کرد:
ـ دیگر هیچ کاری ندارید جز اینکه یک جدول حل کنید. نخستین ردیف افقی که می خواهید پر کنید پانزده خانه ای است. باید دنبال یک اسم پانزده حرفی بگردید. شرح آن چنین نوشته است: کدام خوراکی است که روز به روز گران می شود، بلافاصله نام صد خوراکی مثل لشکر جرار مغول به مغز شما هجوم می آورد. نخود؟ لوبیا؟ عدس؟ پنیر؟ ماست؟ سیب؟ موز؟ پرتقال؟
نه این ها هیچ کدام از چهار پنج حرف تجاوز نمی کند لذا فکرتان دنبال چیزی می گردد که اسم دور و دراز داشته باشد: شیر پاستوریزه؟ … کره ی پاستوریزه؟ …..
ـ خوب حالا که این طورست ما هم گران نمی فروشیم. درست مطابق همان نرخ هایی که اعلان کرده اند می فروشیم. اینکه غصه ای ندارد. آجیل فروش این را گفت و بلافاصله شاگردش را صدا زد: « آهای پسر بیا ببینم. آن پسته های دهن بسته و فندق های پوکیده را چه کار کردی؟ همان آشغال ها که گفتم بریز توی چاه فاضلاب… ریختی یا نه؟ اگر نریختی همه را بردار باز از هم سوا کن. فندق هایش را بزن تنگ فندق ها، پسته ها را هم قاطی پسته ها کن. تخمه هایی را هم که گفتی خراب است دور نریز دوباره با تخمه ها مخلوط کن. در آجیل مخلوط هم پسته و فندق و بادام کمتر بزن،تخمه کدو زیادتر . نرخ های قدیمی را هم بردار و نرخ های جدید را بنویس. مواظب باش گرانفروشی نکنی! ».)اگرچه ظاهرا مسئولین بعضی از ادارات خاص مثل اتاق اصناف سعی در ارزان کردن کالاها داشته اند اما به خاطر عدم نظارت صحیح همین مسئولین،فروشندگان کم فروشی و عرضه ی اجناس بی کیفیت را جایگزین گرانفروشی می کرده اند.)
ـ صبح در دکان بقالی رفتم که چهار قلم جنس بخرم ولی هیچ کدامش را نداشت، گفتم « تخم مرغ داری» ، گفت : «نه» گفتم: «کره داری؟» گفت: «نه» گفتم «شیر داری؟» گفت «نه» گفتم: «پس چی داری؟» «گفت : «پیاز داریم، بخورید اشتهاتون واشه! »
همچنین در بحث گرانی می توان به گرانی نرخ خدمات مختلف ـ از سوی مشاغل آزاد ـ هم اشاره کرد:
ـ روز چهار شنبه صبح یادم افتاد که ساعت خانمم را به ساعت ساز داده ام…. همه ی کارهایم را زمین گذاشتم و به دنبال ساعت رفتم. ساعت قدری کثیف شده بود و قدری کند کار می کرد. برای رفع این دو عیب جزئی آقای ساعت ساز سی تومان از من پول گرفت. در صورتی که دو سال پیش برای رفع همین دو عیب از همین ساعت، همین آقای ساعت ساز فقط ده تومان حساب کرد. آقا ظرف دو سال دویست درصد دستمزد خود را بالا برده است. حالا من کارمندی هستم که وضعم بد نیست و می توانم این پول ها را بدهم کسانی که حقوق زیاد ندارند تکلیفشان چیست؟
4 ـ 1 ـ 1 ـ 2 مسأله ی کمبود مسکن و ساخت و سازهای غیراستاندارد مسکن
از دیگر مسائل و معضلات جامعه که هم ریشه در اقتصاد جامعه و هم تأثیر مستقیم بر نحوه ی زندگی و آسایش معیشتی مردم دارد،مسأله ی تأمین مسکن است. چنان که از مطالعه و دقت در این مقالات و داستان ها دریافته می شود مردم عصر مؤلف با مسأله ی کمبود مسکن هم مواجه بوده اند، همچنین محبث گرانی و بالا تر رفتن روزانه ی نرخ مسکن هم بسیار مطرح شده است. از دلایل اصلی این امر می توان به کمبود و گرانی نرخ مصالح ساخت و ساز که اشاره های فراوانی به آن شده است اشاره کرد. همچنین مؤلف بارها از نحوه ی ساخت و ساز مسکن ـ به خصوص در شهر تهران ـ انتقاد و شکایت کرده است.
ـ چند شب پیش در مجلسی یکی از مهمانان درباره ی گرانی روز افزون مصالح ساختمانی و کمیابی عمله و بنا داد سخن می داد و به حال کسی افسوس می خورد که بنائی دست و بالش را بند کرده و تا یک دیوار بالا بیاید جانش هم بالا آمده است. دیگری صحبت بساز و بفروش ها را پیش کشید و گفت: آن وقت ها که مصالح ساختمانی ارزان و فراوان بود خانه هایی که این جماعت می ساختند به لعنت خدا نمی ارزید وای به حالا که با این گرانی مصالح لابد خانه هایی از آب در می آورند که مثل خانه ی حباب به بادی بند خواهد بود.
ـ زندگی هزار و یک دشواری دارد، یک دشواری آن اشکال تأمین مسکن است که با هزار دشواری دیگر برابری می کند. …. کسانی که برای رهایی از چنگ مالک، دست و پایی می کنند و در صدد تهیه ی خانه ی شخصی بر می آیند غالبا از ترس دردسر بنایی، به خریداری خانه ی ساخته و آماده اقدام می کنند. یعنی از چاله در می آیند و به چاه می افتند.
ـ ولی فرض کنید قطعه ی زمینی را از پدر محروم خود به ارث برده و می خواهد در آن عمارتی بسازد و اجاره دهد، اما می بیند سیمان نیست، گچ نیست، آهک نیست، آهن نیست، عمله نیست. ناچار از این کار هم صرف نظر می کند.
ـ …. او روی هر آپارتمان سیصد و پنجاه تومان قیمت گذاشته که از این قرار مجموع قیمت هشت آپارتمان دو میلیون و ششصد هزار تومان می شود . یعنی آقای معمار باشی در مدت شش ماه قریب یک میلیون و سیصد هزار تومان سود برده، یعنی حقوق یکصد سال بنده و امثال بنده از قرار ماهی یک هزار تومان! راستی که درآمد بساز و بفروش ها چقدر کم است؟ …. از شوخی بگذریم. چرا دولت واقعا آپارتمان را هم مثل هر کالای دیگری قیمت گذاری نمی کند؟
4 ـ 1 ـ 1 ـ 3 مسائل و مشکلات خاص ما بین مالک و مستأجر
اجاره نشینی افراد جامعه که طبیعتاً نتیجه ی کمبود و گرانی نرخ مسکن است از دیگر مسائل اقتصادی ای است که مؤلف به آن بارها و بارها اشاره کرده است. بالا بودن نرخ اجاره ها و عدم تدوین قوانین صحیح و تأثیر گذار در مسأله ی اجاره ی مسکن که منجر به سوء استفاده های فراوان مالکین می شده است از مشکلات اساسی مستأجرین به شمار می رفته است، و شرح همین سوء استفاده ها و مشکلات مابین مالک و مستأجر بارها سوژه ی خلق طنز در این آثار شده است.
ـ ناگهان صدایی به گوشم رسید که با ناله می گفت: «آقای عزیز، داستان زندگی مرا بنویسید که یک داستان واقعی است. من قسمت اعظم درآمدم را بابت کرایه منزل می دهم و صاحب ملک من که تمام پول من و مال مرا گرفته حالا می خواهد جان مرا هم بگیرد. در اجاره نامه قید شده که تعمیرات اساسی با اوست معذلک سقف مرتب چکه می کند و نزدیک است روی سر ما خراب شود و او ابداً به فکر تعمیرش نیست. در اجاره نامه قید شده که تلفن جداگانه به ما بدهد ولی فقط یک انشعاب از تلفن خودش به ما داده که آن را هم مرتباً قطع می کند ……. درباره ی او هر چه بگویم کم گفته ام. هر وقت که در خانه است حتی تلفن ما را کنترل می کند و به حرف ما گوش می دهد ….. » در این وقت از گوشی تلفن صدای دیگری به گوشم رسید که گفت: «مردکه چرا حرف دهنت را نمی فهمی؟ مگر تو که هستی؟ کی سینجری یا یا سرعرفات که من به تلفنت گوش بدهم ؟!»
ـ از خانمی پرسیدم: « خانه از خودتان دارید؟» گفت : «خانه کجا داریم؟ لانه هم نداریم. دو تا اطاق در یک خانه به ماهی هزار تومان کرایه کرده ایم و تازه مدتی هم هست که با صاحبخانه دعوا داریم» پرسیدم: «چرا؟» جواب داد: « چون ما بچه می خواستیم و صاحبخانه بچه نمی خواست.
ـ آقای «م ـ ن»، آموزگار، درد خود را شرح داده و تقاضای درمان کرده اند می نویسد:
دارای پنج بچه از چهار ساله تا چهار ده ساله هستم. بواسطه ی قلت حقوق و کثرت عائله کرایه نشین و بلکه خرابه نشین هستم. خانه ای با ماهی سیصد تومان اجاره کرده ام که صاحبخانه تقاضای تخلیه ی آن را دارد و می خواهد به زور بلندم کند، بدین جهت با چاقو مجروحم کرده به طوری که دو انگشت دستم ناقص شده است …..
البته از آن جایی که مؤلف همواره تمام زوایای امور را با دقت نظر و منصفانه می سنجد به مواردی هم اشاره کرده که مستأجرین مشکلات خاصی را برای مالکین ایجاد کرده اند:
ـ ….. کار به شکایت و دادگاه کشید و بالاخره پس از سه سال دوندگی در دادگستری مستأجر به حکم دادگاه مجبور به تخلیه ی خانه شد. او خانه را خالی کرد در حالی که عمداً تمام دیوار ها را خراش انداخته و یک کاغذ دیواری سالم نگذاشته بود. سرپیچ های لامپ را کنده و موکت کف اتاق را مثل پارچه ی بید زده سوراخ سوراخ کرده بود. هیچ یک از پنجره ها شیشه نداشت ….
ـ می گویند مستأجری خانه را تخلیه کرد و تحویل موجر داد پس از مدتی او را در خیابان دید و سلام کرد. موجر که از دست او دل پری داشت جواب نداد گفت: حالا دیگر مرا نمی شناسید؟ موجر گفت: چرا می شناسم، شما همان کسی هستید که مثل آدم به خانه ی من آمدید و مثل الاغ رفتید. گفت: شما حق ندارید توهین کنید. موجر گفت: چرا حق ندارم؟ مگر نه این است که شما روز اول مستأجر من شدید خانه از من تحویل گرفتید و روز آخر طویله تحویلم دادید

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ مقاله معاملات با حق استرداد

Close Menu