دانلود پایان نامه ارشد درباره عوامل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد درباره عوامل اجتماعی

دانلود پایان نامه

در واقع طنزنویس همواره با هر چه که زندگی را از ترقی و پیشرفت باز می‌دارد بی‌گذشت و اغماض مبارزه می‌کند .  

در مورد جنبه‌های اجتماعی طنز باید گفت علاوه بر این که عوامل اجتماعی از علل خلق طنز هستند از دیگر سو طنز خود اجتماعی‌ترین فعالیت روانی است. این نوع ادبی همیشه محتاج وجود شخص سوم است تا آن را درک کند چون هیچ کس آن را برای خود به وجود نمی‌آورد .
از اصلی‌ترین عناصر تشکیل‌دهنده‌ی طنز باید از عنصر اعتراض و انتقاد نام برد، وجود این عنصر در طنزپردازی به قدری مهم است که عده‌ای معتقدند طنز زاده‌ی غریزه‌ی اعتراض است، اعتراضی که تبدیل به هنر شده است . همچنین گفته شده که طنز باید معترض نیز باشد و فقط در صورتی به نتیجه می‌رسد که با تمایلات مخالف تصادف کند .
یکی از اهداف اصلی‌ای که در طنز وجود دارد این است که طنزپرداز با خلق موقعیتی خاص سعی در این دارد که لبخندی بر لبان مخاطب بیافریند و او را بخنداند. همین هدف طنز است که به آن تشخص فلسفی ویژه‌ای می‌بخشد، چراکه ارسطو در «در باب جوارح حیوانات» می‌نویسد «جز انسان هیچ حیوانی نمی‌خندد» به خاطر همین نظریه بعدها در فلسفه همواره از انسان با عنوان «حیوان ضاحک» یاد شده است، یعنی خندیدن خصوصیتی است که انسان رااز حیوان متمایز می کند،چرا که خنده حاصل فهمیدن و درک کردن است و به همین دلیل هم گفته شده که طنز خصیصه‌ی لایتغیر و ثابت انسان‌شناختی و جهانشمول و در تمامی فرهنگ‌ها مشترک است .
بنابراین با پذیرفتن این اصل کلی و اساسی و قبول این نظریه که طنز مقوله ای است مبتنی بر ذات انسان که از ویژگی های تفکیک ناپذیر خلق و خوی انسانی به شمار می رودباید این را هم بپذیریم که طنز زاییده ی نیازی کاملاً انسانی و منحصر به ذات انسان است،یعنی نیاز به خندیدن;وخنده خود نتیجه ی درک انسان از تفاوت هاو تناقض های موجود میان اشیا و حوادث است و تنها انسان قادر به شناخت این تفاوت هاست،پس بدون شک باید پذیرفت که طنز((نتیجه ی فرهنگ و تمدن))است.
همچنین به خاطر وجود عنصر اعتراض در طنز هم عده‌ای معتقدند که آنچه در طنز رخ می‌دهد نوعی آزادسازی یا تعالی است که در بستر انسانیت انسان بیانگر چیزی بنیادی و اساسی است .
1ـ3ـ هدف طنز
باید گفت که هدف طنز فقط اعتراض و انتقاد نیست، مخاطب بعد از اینکه مطلبی طنزآمیز را خواند و از عیب و کمبودی آگاه شد و بعد از اینکه لبخندی یا قهقهه‌ای زد مسلماً از خود می‌پرسد حالا چه کار باید کرد. به همین دلیل است که ((طنز واقعی و حقیقی علاوه بر عملکرد انتقادی باید کارکردی درمانی نیز داشته باشد .)) اگر طنزپرداز موضوعی را مطرح کند و بعد مطلب خود را بدون ارائه ی راهکار و راه‌حلی به پایان برساند همچون جراحی است که بعد از شکافتن محل زخم آن را رها می‌کند و به فکر بخیه‌ کردن و بستن مجدد آن نیست. البته معنای این سخن آن نیست که طنزپرداز مستقیماً وارد مسائل تخصصی موضوع مورد بحث خود شود و مانند یک مُصلح اجتماعی نقش حلال مشکلات را بازی کند؛ گاهی نشان دادن بعضی از مسائل و کاستی‌ها به اشخاص خود به خود ذهن عده‌ای را نسبت به آن مسأله شفاف می‌کند و آنها را به ارائه‌ی راه‌حل وامی‌دارد. اما مسأله‌‌ی اصلی این است که نشان دادن سرنخ‌ها وظیفه‌ی طنزپرداز است. در واقع هدف نهایی طنز هم یافتن همین راه‌حلی است که به وسیله‌ی آن بتوان دنیای آرمانی و ایده‌آل را ساخت بنابراین ((طنز حقیقی نباید در پی جریحه‌دار کردن قربانی خاصی باشد .))
در واقع می‌توان گفت سلاح قدرتمند طنز در دستان طنزپرداز باید به او جسارتی بدهد برای رویارویی و مبارزه با امور مختلف نه افراد مختلف، حتی وقتی که طنزپرداز شخص خاصی را سوژه‌ی طنز خود قرار می‌دهد هدف نهایی او باید انتقاد از رفتار آن شخص باشد و نه چیز دیگری. بنابراین می‌توان گفت که طنز فاخر هدف از پیش تعیین‌شده‌ای دارد که این هدف دغدغه‌ی اصلی طنزپرداز به شمار می‌رود و هر نویسنده‌ای بسته به میزان هنر و خلاقیتی که در طنزپردازی دارد سعی می‌کند که بهترین و مناسب‌ترین وسیله و شیوه را برای رسیدن به این هدف انتخاب کند.
1ـ4ـ موضوعات و شیوه‌های طنزپردازی
با توجه به مقدمات ذکر شده می‌توان گفت که طنز یکی از انواع ادبی است که با تکیه بر دو عنصر کنایه و اغراق، با درونمایه‌ای انتقادی ـ اعتراضی و با هدف اصلاح و درمان خلق می‌شود.
با دقت در این خصوصیات می‌توان فهمید که طنز از نظر تکنیک بیان و موضوع می‌تواند شامل گستره و طیف بسیار بسیار وسیعی باشد.
در واقع تمام جنبه‌های فردی و اجتماعی زندگی می‌تواند موضوعی برای خلق طنز باشد. این جنبه‌های فردی و اجتماعی هم شامل مقولات مختلفی است، از طرز تفکر و نگاه بشر به امور گوناگون گرفته تا نوع رفتار انسان در موقعیت‌ها و مکان‌های مختلف. بنابراین شاید بتوان گفت که دسته‌بندی انواع طنز کار چندان آسانی نیست. به نظر می‌رسد که(( ماهیت پیچیده و چند لایه‌ی طنز ))که آن را تبدیل به اثری سهل و ممتنع می‌کند دلیل اصلی این امر است که در تعریف و طبقه‌بندی طنز تنوع و گاه تفاوت‌های آشکاری را ملاحظه می‌کنیم.
آبرامز طنزهای ادبی را به دو نوع کلی طنز مستقیم و طنز غیرمستقیم تقسیم می‌کند .
همانگونه که ذکر شد این تقسیم‌بندی بسیار بسیار کلی است و به نظر می‌رسد که هر یک از این دو نوع کلی می‌تواند شامل زیرشاخه‌های فرعی متعددی باشد.
دکتر جوادی در کتاب تاریخ طنز در ادبیات فارسی انواع طنز را این گونه طبقه‌بندی می‌کند:
انواع عمده‌ی چهارگانه‌ی طنز: طنز مذهبی- اخلاقی ، طنز سیاسی ، طنز ادبی، طنز شخصی .
می‌توان گفت که این طبقه‌بندی هم بسیار کلی است و با توجه به اینکه از انواع ذکر شده تعریف هم ارائه نشده است تا حدودی مبهم نیز به نظر می‌رسد.
همچنین در مورد تکنیک‌ها و موضوعات طنز در این کتاب این طور نوشته شده است: تکنیک‌های طنزنویسی نسبتاً محدود هستند، ولی موضوع آن‌ها خواه طنز اجتماعی باشد، خواه شخصی از چند مطلب عمده بیرون نیست . اما به نظر می‌رسد که این اظهارنظر چندان درست نیست و به طور کلی می‌توان این عقیده را پذیرفت که ((شیوه‌های طنز هم مانند موضوع‌های آن بسیار گوناگون است )). چرا که قلمرو طنز به گستردگی تمام زندگی و جنبه‌های گوناگون آن است و کلیه‌ی حوادث و وقایعی که در تمام جهان رخ می‌دهد می‌تواند موضوع طنز قرار بگیرد.
درباره‌ی شیوه‌ها و تکنیک‌های طنزپردازی هم در کتاب تاریخ طنز در ادبیات فارسی ابتدا این فهرست ذکر شده است: 1ـ کوچک کردن 2ـ بزرگ کردن 3ـ تقلید مضحک از یک اثر ادبی شناخته شده 4ـ ایجاد موقعیتی در داستان یا نمایشنامه که خود به خود طنزآمیز است و یا به اصطلاح نقد ادبی غربی Ironic Situation (موقعیت کنایی) و همچنین استفاده از کنایه، گوشه و طعنه 5ـ به کار بردن عین کلمات کسی که مورد طنز قرار می‌گیرد و ایجاد چهارچوبی مضحک برای آن .
اما در صفحات بعد هم به شیوه‌های مختلفی به صورت پراکنده اشاره شده است که می‌توان به طور خلاصه اینگونه بیان کرد:
نظیره‌ی طنزآمیز ، کنایه‌ی طنزآمیز ، تیپ‌سازی، وصف سجایا ، قرار دادن صحنه‌ی طنز در یک سرزمین خیالی، در بهشت یا دوزخ، داستان‌های یوتوپیایی،ارائه‌ی تصویری مضحک از آینده‌ی بشر، وصف دنیای دیگر و یا سفر به آن ، آوردن مردان مشهور تاریخ به دنیای امروز و بیان حیرت آنها از بی‌رویگی امور،خوابنامه.
چنان که ملاحظه می‌شود در بیان شیوه‌ها و تکنیک‌های طنزپردازی نوعی بی‌نظمی فکری و ظاهری وجود دارد، شاید دلیل اصلی این امر قرار دادن قید محدودیت برای شیوه‌های مختلف باشد. به طور کلی در مورد تکنیک‌های طنزپردازی فهرست‌های دیگری ارائه شده است که می‌توان در هر یک از این فهرست‌ها موارد اساسی ‌ای را یافت که در دیگر موارد وجود ندارد، مثل این فهرست که در آن روش‌های ایجاد طنز به این صورت بیان شده است: 1ـ تحقیر 2ـ تشبیه به حیوانات 3ـ قلب اشیاء و الفاظ 4ـ تحامق یا کودن‌نمایی 5ـ خراب کردن سمبل‌ها 6ـ ستایش اغراق‌آمیز و نامعقول 7ـ تهکم، نفرین و دشنام . یا مثل این فهرست: بذله‌گویی، تمسخر، کنایه، طعنه، بدگمانی، پرخاش و هتاکی . و یا این که گفته شده طنز اثری ادبی است که با استفاده از بذله، وارونه‌سازی، خشم و نقیضه خلق می‌شود. اما باید گفت این فهرست‌ها هم اگر چه دربردارنده‌ی شیوه‌های خلق طنز هستند اما جامع و کامل به شمار نمی‌آیند.
می‌توان گفت که شیوه‌ها و تکنیک‌های طنزپردازی محدود و کلیشه‌ای نیستند یعنی هر نویسنده‌ای همچنان که می‌تواند از روش‌های موجود برای طنزپردازی بهره ببرد اما در عین حال قادر به خلق و ابداع روش‌های تازه‌ای هم هست و به همین خاطر گنجاندن تمامی شیوه‌های طنزپردازی در فهرست‌های محدود و قالبی امکان‌پذیر نیست. البته این سخن به این معنا نیست که هر کس با هر روشی می‌تواند دست به خلق طنز بزند، در هر حال باید این حقیقت را در نظر داشته باشیم که(( طنز ظریف است و ساخت آن هنر و استعدادی والا می‌طلبد .))
1ـ5ـ تاریخچه‌ی طنز

مطلب مرتبط :   نظام اجتماعی

بستن منو