دانلود پایان نامه ارشد درباره عمر بن عبدالعزیز

دانلود پایان نامه ارشد درباره عمر بن عبدالعزیز

دانلود پایان نامه

نمونه‌های زیر را می‌توان برای مثال ذکر کرد:  

_ باز چشمتان به یک خبر خنده‌دار دیگر می‌افتد و آن اینکه «اجرت اصلاح سر بالا رفته است» به یاد این حکایت می‌افتید که زن ملانصرالدین می‌گفت: «شب جمعه شیرین پلو می‌پزیم. یک من روغن و یک من شکر و پنج مثقال هم زعفران به آن می‌زنیم» ملا گفت: «چه خبر است؟ به پلویی که فقط برای دو نفر پخته می‌شود یک من روغن و یک من شکر و پنج مثقال زعفران می‌خواهی بزنی؟ مگر حساب دستت نیست؟» زنش گفت: «آخر تو هرگز برنج و روغن نمی‌خری… حالا که من دلم به حرف خوش است و فقط حرف پلو را باید بزنم پس هر چه چرب‌تر بهتر!»
حالا قیمت سری هم که هیچکس اصلاح نمی‌کند هر چه بالاتر بهتر !
_ در پایان به قول ملانصرالدین که گفت: «قیمه نه با قاف است نه با غین بلکه با گوشت و لپه و سیب‌زمینی است» بنده هم باید عرض کنم میوه هم خوب است که ارزان و فراوان باشد خواه جمعش «میوه‌ها» شود خواه «میوه‌جات» .
داستان لیلی و مجنون را همه می‌دانیم… لذا آن عشق و دلدادگی وقایع شوم و اسف‌انگیزی به بار آورد که لابد خوانده یا شنیده‌اید. اگر لیلی و مجنون در این عصر زندگی می‌کردند، برای اینکه عشق لیلی از سر مجنون بیرون برود آسان‌ترین کار این بود که آنها را یک بار به اروپا بفرستند. آن وقت لیلی آنقدر مجنون را دنبال خود به این مغازه و آن مغازه می‌دواند که مجنون همان هفته‌ی اول از عشق او بیزار می‌شد ….
به دو حکایت دیگر از نظامی هم اشاره شده است که هر دو متعلق به مجموعه‌ی هفت پیکر هستند، حکایت قصر خورنق و سرنوشت سنئمار و حکایت بهرام و کنیزک و شکار گور .
چون یقین داشتم که چنان زیبارویی حتی در خواب هم قسمتم نمی‌شود حدس زدم که باید شیطان باشد. زیرا حکایت سعدی را به خاطر داشتم که در بوستان فرموده است:
ندانم کجا دیده‌ام در کتاب که ابلیس را دید شخصی به خواب
به بالا صنوبر به رخسار حور چو خورشیدش از چهره می‌تافت نور
همچنین حکایات دیگری از سعدی نقل شده است که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:
حکایت خواستن اسب‌ حاتم طایی از طرف امیری و سخاوت بی‌حد حاتم در این مورد . (از بوستان)
حکایت عمر بن عبدالعزیز و فروختن گوهر گرانبهایش هنگام خشکسالی .(از بوستان)
حکایت مرد خسیسی که پسرش تمام ثروتش را بی‌خبر از او برداشته و خرج کرد .(از بوستان)
در بیان این نکته که طنز از دیرباز در ادبیات فارسی وجود داشته چهار حکایت کوتاه طنزآمیز از گلستان سعدی نقل کرده است .
همچنین در سه مورد دیگر هم به مناسبت سخن خود از حکایات گلستان بهره برده است که به خاطر طولانی بودن حکایات از ذکر آنها خودداری می‌شود .
_ به یاد یکی از حکایات عبید زاکانی افتادم که دو پسر از کودکی با هم دوست شده و تا پیری به این دوستی ادامه داده بودند. روزی یکی از آنها گفت: جوان‌های این دوره عجیب بی‌بند و بار شده‌اند، دیگری جواب داد: شهری که پیرانش من و تو باشیم وای به جوانانش!
فکر کردم در جایی که تحصیل کردگان رشته‌ی تعلیم و تربیت از این قماش باشند دیگر از سایر مردم چه انتظاری می‌توان داشت .
از عبید زاکانی حکایات و لطیفه‌های جالب دیگری هم به مقتضای موضوع مورد بحث نقل شده است که ذکر همه‌ی آنها در اینجا امکان‌پذیر نیست .
_ بعضی از این دیوارها را به قدری سرهم‌بندی ساخته‌اند که آجرهای آن به یک اشاره‌ی دست کنده می‌شود و آدم ر ا به یاد داستان مرد تشنه‌ای می‌اندازد که در مثنوی مولوی آمده است.
بر لب جویی دیوار بلندی بود و تشنه‌ای هم سر دیوار نشسته بود… (الخ)
علاوه بر این به چند حکایت معروف و طنزآمیز دیگر هم از مثنوی اشاره شده است .
گذشته از حکایات فوق به حکایات دیگری هم اشاره شده است که از آثار مختلف ادبیات فارسی نقل شده است. حکایاتی از تذکره الاولیاء عطار ـ کلیله و دمنه ـ قابوسنامه ـ تاریخ ابن اثیر ـ ریاض الحکایات .
همچنین تلمیحاتی هم به قصه‌های معروف حسن کچل کرده است . علاوه بر این ها در مواردی هم به داستان‌ها و وقایعی از ادبیات جهان اشاراتی کرده است مثل استفاده از جملات و سخنان کوتاه افراد سرشناسی مثل ویکتور هوگو، ناپلئون، امرسن و ذکر حکایتی از زندگی‌نامه‌ی مارک تواین .
در پایان ذکر این نکته هم لازم است که مؤلف در موارد بسیاری هم به حکایات و وقایعی نیز اشاره می‌کند که به نظر می‌رسد از فرهنگ شفاهی عامیانه اخذ شده باشد و خود مؤلف هم در نقل این حکایات به کتاب و منبع خاصی اشاره نکرده است و از جملاتی مثل «معروف است که می‌گویند:…» یا «حکایت معروفی است که از کودکی شنیده‌ام که می‌گویند…» استفاده کرده است. بدیهی است که ذکر این گونه حکایات در بخش تلمیح ضروری نبوده است.
3ـ2ـ5ـ چند صنعت ادبی دیگر

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع بیت المال

Close Menu