دانلود پایان نامه ارشد درباره خشونت سازمان یافته

دانلود پایان نامه ارشد درباره خشونت سازمان یافته

دانلود پایان نامه

ایدئولوژی به شکل تعریفی تحریف شده از واقعیت و تصویری از روابط طبقاتی یا با عبارات آلتوسر (1971) «رابطه تخیل افراد با شرایط واقعی وجودشان» از این لحاظ مسلط نیست که توسط طبقات حاکم به زور تحمیل شده است بلکه سلطه آن به این خاطر است که دارای نفوذ فرهنگی آگاهانه و پایداری است که به خدمت تفسیر تجارب واقعی، البته به صورتی پوشیده و در عین حال مداوم درمی‌آید.  

کوشش‌های نظری برخی متفکران مارکسیست به ویژه پولانزاس (1975) و آلتوسر (1971) به فربهی و پالایش این رهیافت انجامیده و اذهان را به راه‌های بازتولید و مشروعیت‌بخشی روابط سرمایه‌داری بر اساس پذیرش کم و بیش داوطلبانه خود طبقه کارگر جلب کرده است.
ابزار این تلاش‌ها را پیشرفت تحلیل نشانه شناختی و ساختاری با معرفی روش‌هایی برای کشف و استخراج معنای پنهان و ساختارهای آن فراهم آورده است. انتقال توجه نظری از علل اقتصادی به علل ایدئولوژیکی بقا و ماندگاری سرمایه‌داری اولویت رسانه‌های جمعی را در میان سایر ایدئولوژیک دولت (اصطلاحی که آلتوسر) مطرح کرده است (مک کوایل، 1385: 103- 102).
رهیافت اجتماعی- فرهنگی
رهیافت فرهنگ شناختی یا اجتماعی- فرهنگی که این روزها نفوذ بسیار در مطالعه رسانه‌های جمعی یافته است، وامدار مکتب فرانکفورت و همین طور سایر سنّت‌های تحلیل انسانی و ادبی است.
مشخصه این دیدگاه، برخوردی مثبت‌تر با فرآورده‌های فرهنگ توده، به امید درک معنا و جایگاه فرهنگ عامه‌پسند در تجربه گروه‌های خاص (جوانان، طبقه کارگر، اقلیت‌های قومی و سایر گروه‌های حاشیه‌ای است).
علاوه بر این رهیافت فرهنگی می‌کوشد نشان دهد که چگونه فرهنگ توده در یکپارچه‌سازی و تحت انقیاد آوردن عناصر بالقوه کژرو یا مخالف جامعه نقش دارد.
با این رهیافت کار زیادی بر روی فرآورده‌های فرهنگی و شرایط استفاده از فرهنگ عامه‌پسند انجام شده است. بخش بزرگی از این مطالعات طی دهه هفتاد و در «مرکز مطالعات فرهنگی معاصر» در بیرمنگام انجام گرفت و باعث شد که مدرسه عالی بیرمنگام به مرکز این رهیافت تبدیل شود. پژوهش‌گری که بیش از هر کس دیگر با این مکتب همراه بوده است، استوارت هال درباره آن چنین می‌نویسد: «این رهیافت در نقطه مقابل دیدگاه‌هایی قرار دارد که نقش صرفاً انعکاسی و جانبی برای فرهنگ قائل‌اند و فرهنگ را در جلوه‌های گوناگون‌اش چونان پدیده‌ای درهم بافته شده با همه اعمال اجتماعی ما یعنی صور مشترک فعالیت‌ های انسانی، می‌فهمد… و مخالف چارچوب زیربنا- روبنا برای تبیین رابطه نیروهای فکری و مادی است به ویژه آن گاه که زیربنا با «اقتصادی» به معنای بسیط آن مترادف انگاشته شود… این رهیافت فرهنگ را «وسایل» و همچنین «ارزش‌هایی» می‌شناسد که در میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی مشخص،‌ بر اساس شرایط و روابط تاریخی معینی که بر اساس آن‌ها به شرایط زندگی واکنش نشان می‌دهند، به وجود می‌آید… . (به نقل از گوریچ و دیگران، 1982)
رهیافت اجتماعی- فرهنگی می‌کوشد که هم به پیام بپردازد و هم به مخاطبان پیام، با این هدف که بتواند الگوهای انتخاب و پاسخ به رسانه‌ها را با درک دقیق و انتقادی تجربه عملی اجتماعی زیرگروه‌های داخل جامعه توضیح دهد (مک کوایل، 1385: 105- 104-103).
رهیافت کارکردگرایی ساختاری
این رهیافت برداشتی از نظریه عمومی جامعه شناختی است که فعالیت‌های مکرر و نهادی شده مردم را در قالب نیازهای جامعه توضیح می‌دهد (مرتن، 1957). وقتی نظریه را به نهاد رسانه اعمال می‌کنیم، «نیازهای» مورد بحث عمدتاً عبارتند از تداوم، نظم، یکپارچه‌سازی، انگیزه، هدایت و سازگاری.
جامعه را باید نظامی از بخش‌های فعال یا خرده نظام‌هایی دانست که رسانه نیز یکی از آن‌هاست، هر کی از این بخش‌ها نقش خاص خود را دارند. حیات اجتماعی سازمان یافته نیازمند حفظ مستمر یک تصویر کامل و یکنواخت از اجزای جامعه و محیط اجتماعی است. پس در این جا تأکید بر انگاره رسانه‌ای به عنوان پیونددهنده همه حالت‌های مذکور در فوق است که نهایتاً یکپارچگی درونی و نظم و توانایی پاسخگویی به پیشامدها بر اساس یک تصور مشترک و تا حد منطقی دقیق از واقعیت را امکان‌پذیر می‌کند.
ساز و کارهایی که نقش رسانه را در جامعه معین می‌کنند در درجه اول نیازها و تقاضاهای اعضای جامعه هستند، چه به صورت افراد و چه به صورت مجموعه‌ها. با پاسخ گفتن به هر یک از تقاضاهای مجزا به طور یکنواخت رسانه‌ها به کل جامعه سود می‌رسانند و رسانه‌ها را نهادهایی خودگردان و خود اصلاح‌گر که در قالب پاره‌ای مقررات مورد مذاکره سیاسی قرار گرفته، تصویر می‌کند.
این رهیافت با دیدگاه مارکسیستی تفاو‌ت‌های زیادی دارد امّا به ویژه از لحاظ عینیت‌گرایی بدیهی و کاربردپذیری عمومی‌اش با آن متفاوت است و با وجود غیرسیاسی بودن اولیه با برداشتی کثرت‌گرا و اراده‌گرا از ساز و کارهای بنیادی حیات اجتماعی سازگار است و از این لحاظ که رسانه را بیشتر ابزاری در خدمت حفظ وضع موجود جامعه می‌شناسد تا منبعی بالقوه برای دگرگونی، می‌توان گفت که دارای نوعی موضع‌گیری محافظه‌کارانه است.
با وجود همه دشواری‌ها به اندازه کافی دلیل داریم که رهیافت کارکردگرا را برای برخی مقاصد معین معتبر بشناسیم.
نخست این که،‌این دیدگاه زبانی به وجود می‌آورد که با استفاده از آن می‌توان از روابط میان رسانه‌های جمعی و جامعه سخن گفت و این زبان دارای این امتیاز است که تا حد زیادی میان خود ارتباط‌سازان جمعی، سازمان‌های اجتماعی، مخاطبان رسانه‌ها و علمای اجتماعی مشترک است.
دوم این که این دیدگاه حداقل می‌تواند به ما یاری رساند تا فعالیت‌ های اصلی رسانه‌ها را در رابطه با سایر جنبه های ساختار و فرآیندهای اجتماعی توضیح دهیم.
سوم این که این رهیافت پیوندی میان مشاهده تجربی نهادهای رسانه‌ای و نظریه‌های هنجاری در مورد این که رسانه‌ها باید چگونه عمل کنند به وجود می‌آورد.
به نظر می‌آید برداشتی که «کارکرد رسانه» را به معنای مقصود یا انگیزه آن می‌فهمد، رواج بیشتری یافته و توانسته از دشواری‌های مذکور در فوق بپرهیزد.
این برداشت از دو جزء اصلی تشکیل شده است: نوع خاصی از فعالیت رسانه‌ای (وظیفه‌ رسانه) که کم و بیش به طور عینی تعیین می‌شود و نوعی مقصود، ارزش، فایده یا نتیجه اظهار شد که یکی از استفاده‌کنندگان یا برخوردارشوندگان مورد انتظار تعیین می‌کند. (مک کوایل، 1385: 108- 105).
لازار سفلد و مرتن در اثرشان «ارتباط جمعی، سلیقه مردم و عمل اجتماعی سازمان یافته» می‌نویسد: «دانشجویان نهضت‌های جمعی بدین نتیجه رسده‌اند که باید این نظر را که اثر تبلیغات بر جمع فی‌نفسه نهضت را پدید می‌آورد و از آن نگهبانی می‌کند، رها ساخت. نازیسم زمان کوتاه سلطه‌اش را فقط با به دست‌گیری وسایل ارتباط جمعی پدید نیاورد، بلکه این رسانه‌ها نقش کمکی خود را با تکمیل خشونت سازمان یافته، پاداش منظم و سازمان یافته جهت ایجاد و افزایش همنوایی (با دولت) و کانون‌های سازمان نیافته برای القای آیین (نازیسم) ایفا کردند.
بر اساس این نظریه وسایل ارتباط جمعی زمانی دارای تأثیر قطعی خواهند بود که کمک‌های جانبی دریافت دارند. از جمله این کمک‌ها، به نظر نویسندگان فوق‌الذکر باید از تماس شخصی و مستقیم یاد کرد تا نفس گرم انسان‌ها فاصله گیرنده و گوینده را جبران نماید و ارتباط، هدف غایی خود را که تأثیر بر مخاطب است به خوبی تحقق بخشد.
بدین‌سان «گفتگوی در محل به تقویت محتوای تبلیغات در جمع می‌انجامد. این تأیید متقابل (تأیید وسیله ارتباطی توسط سخنرانی محلی و تأیید نظرات گوینده در محل توسط وسیله ارتباطی) موجبات پیدایی اثر «پرچ» یعنی استحکام و قوام تأثیر را فراهم می‌سازد.
علاوه بر این، وسیله ارتباطی متمرکز کار مسئول سازمان محلی را (که در جهت تکمیل پیام ارسال شد، از طریق وسیله ارتباط جمعی پدید آمده است) تسهیل می‌نماید».

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق با موضوع محدودیت زمانی

بستن منو