دانلود پایان نامه ارشد درباره امیر ارسلان نامدار

دانلود پایان نامه ارشد درباره امیر ارسلان نامدار

دانلود پایان نامه

 

ـ هنگامی که عازم شرکت در کنکور است خیال می‌کند حکم امیر ارسلان نامدار را دارد که به جنگ الهاک دیو می‌رود .
-انگار تریاک دود کردن هنر است، یا مردانگی است، یا فتح قلعه‌ی خیبر یا پیدا کردن اطاق خالی یا گیر آوردن تاکسی تلفنی است !(ضمن تشبیه امور کاملا متفاوت به یکدیگر به کمبودهای مختلف جامعه هم اشاره کرده است.)
ـ گاهی هوا چنان گرم می‌شود که خیال می‌کنید دارید از وسط جهنم رد می‌شوید مثل سیاوش که از میان آتش عبور کرد. با این تفاوت که او به حکم کیکاووس اجباراً به چنان خطری تن در داد ولی شما به اختیار خود چنین عذابی را پذیرفته‌اید. (تشبیه جاده ی گرم به آتش و تشبیه خود مولف به سیاوش وتجسم گرمای شدید هوا برای مخاطب.)
-در توصیف آواز‌های پخش شده از رادیو می‌گوید: تا پایان صفحه نمی‌توانید تشخیص دهید که آن آواز صدای مردی است که دارند شکنجه‌اش می‌کنند یا صدای زن زائویی است که چار دردش گرفته و در شُرف وضع حمل است.
– سیلاب به بعضی از خانه‌های جنوب شهر هم سری زد و مثل عشق که خانه‌ی دل را ویران می‌کند خرابی‌هایی به بار آورد. (تشبیه سیلاب حاصل از باران شدید به عشق و تشبیه خانه های آسیب دیده از باران به خانه ی دل!)
ـ این ماشین خریدن هم حکم زن گرفتن را پیدا کرده است یک مشکل آدم را حل می‌کند و هزار مشکل دیگر به بار می‌آورد .
-از بدشانسی هر چه بیشتر او (بچه) را تکان می‌داد مثل جغجغه صدایش هم بیشتر می‌شد .(تشبیه بچه به جغجغه)
-برخی از مطالب اگر روپوش طنز نداشته باشد قابل هضم نیست چنان که بعضی از داروها اگر در قالب کپسول نباشد خوردنش آسان نیست.
-در توصیف چهره و ظاهر پیشخدمتی که نام او خورشید است چنین می گوید: صورتی داشت بیضی شکل به رنگ قهوه‌ای سیر، پر از آبله شبیه کندوی زنبور عسل با مسدس‌‌های غیرمنتظم… لبهای کت و کلفت و رنگ پریده و به هم پیچیده‌ی او درست مثل این بود که یک تکه روده را پیچیده حلقه کنند و دور دهان کسی شیرازه‌بندی نمایند…روی هم رفته خورشید خانم به خورشیدی شباهت داشت که از صبح ازل تا شام ابد در کسوف مانده باشد !
ـ یا سیم برق پاره می‌شود و مثل تازیانه‌ی عزرائیل به بدنش می‌خورد. (تشبیه سیم برق به تازیانه ی عزرائیل ،چون به خاطر بی مبالاتی شهرداری سیم برق به طور ناگهانی و مرگ باری به عابرین پیاده برخورد می کند.)
ـ شیرهایی هم که معمار باشی در خانه‌ی ما کار گذاشته، همیشه مثل چشم‌زن‌های عزادار چکه می‌کند. (تشبیه شیرهای آب به چشم زنان و تشبیه ضمنی چکه ی آب به اشک)
ـ خطرناک‌تر از اعتمادی که دختری به پسری دارد، اعتماد بعضی از ماشین‌داران به بعضی از تعمیرگاه‌هاست .(تشبیه امور کاملا متفاوت به یکدیگر و بیان هم زمان خطرات اعتماد و دوستی های بین دختران وپسران و بی مسئولیت بودن تعمیرکاران اتومبیل)
ـبرای بیان قطع شدن آب لوله کشی چنین میگوید: شیرآب را باز کردیم و دیدیم از کاسه‌ی چشم لئیمان خشک‌تر است .
ـ یک کامیون غول‌آسا که ده تن بار برمی‌دارد به اندازه‌ی این جاروبرقی فسقلی سر و صدا راه نمی‌اندازد که می‌خواهد یک پرکاه از زمین بردارد .
ـ یک دسته‌ی هشت نفری مهمان ناخوانده در خانه می‌ریزند و مثل هشت‌ پای دریایی زن و شوهر را احاطه می‌کنند .
ـ باید مثل پاندول ساعت بین خانه‌ی خود و اداره‌ی این آقا تاب بخوری و بی‌تابی هم نشان ندهی .(تشبیه رفت و آمدهای پی در پی ارباب رجوع به ادارات دولتی به حرکت متداوم پاندول ساعت)
ـ راستی که لوله‌کشی گاز حاشیه‌ی خیابان‌ها را مثل جگر زلیخا چاک چاک کرده .
-مولف ضعیفی و کوچکی جثه ی خود و طرز نشستنش در تاکسی میان دو شخص چاق را به این صورت توصیف کرده است:بنده هم با وجودی که از مو باریک‌ترم به زحمت روی صندلی نشستم… من که با جثه‌ی لاغر خود میان دو نفر خیکی افتاده بودم درست حکم ساندویچ امروزی را داشتم که یک ورقه‌ی کالباس است به نازکی فیلم لای دو قطعه نان به کلفتی متکا !
3ـ2ـ3ـ جناس و سجع
دو صنعت جناس و سجع هم جزء صنایع پرکاربرد در این اثار محسوب می‌شوند. در سراسر این آثار و تقریباً در تمام مقالات و داستان‌ها نمونه‌هایی از این دو صنعت به چشم می‌خورد. واضح است که این صنایع هم با هدف جذاب‌تر کردن طنز، توسط مؤلف به کار گرفته شده است. در این جا هم می‌توان توانایی‌های فراوان مؤلف در شاعری را از دلایل استفاده‌ی فراوان او از این دو صنعت به خصوص سجع، به شمار آورد. استفاده از سجع در جملات متوالی در بسیاری از موارد باعث ایجاد طنزی هر چه قوی‌تر و جذاب‌تر می‌شود و از نظر روانی هم در مخاطب حالتی خوشایند به وجود می‌آورد. همچنین با استفاده از صنعت جناس در بعضی از موارد، با هدف نقد مسأله‌ای خاص واژگانی که از نظر ساختمان بسیار شبیه به یکدیگر ولی از نظر معنا کاملاً متفاوت هستند در مقابل یکدیگر قرار داده می‌شوند و علاوه بر ایجاد خنده تفاوت موجود میان وضع فعلی با وضع ایده‌آل را به بارزترین نحوی آشکار می‌کنند. برای مثال: اما امروز اجناسش آن قدر خراب شده که آنچه دارد لبنیات نیست لجنیات است .
برای صنایع ذکر شده که بسیار زیاد هم در این آثار به کار رفته‌اند مثال‌های زیر برای نمونه ذکر می‌شود:
□ سجع
– از آن جا که هر دردی درمانی و هر مصیبتی پایانی دارد …
ـ دختری داشت فرشته خصال و صاحب کمال که زیباتر از او چشم روزگار ندیده و فریباتر از او گوش فلک نشنیده بود. هزاران عاشق‌ زار و دلداده‌ی بیقرار داشت .
ـ هم تمول باید داشته باشید هم تملق باید بگویید .

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درمورد دستگاه عصبی خودکار

Close Menu