دانلود پایان نامه ارشد درباره امیر ارسلان نامدار

دانلود پایان نامه ارشد درباره امیر ارسلان نامدار

دانلود پایان نامه

 

ـ ترقی و پیشرفت بانوان در خدمات اجتماعی و اداری بستگی دارد به اینکه مردان به اصل برابری زن و مرد ایمان داشته باشند و چون مردانی که در رأس پست های حساس هستند هنوز قلباً به این حقیقت ایمان پیدا نکرده اند طبیعتا زن و مرد را به یک چشم نگاه نمی کنند و در نظر آن ها فقط جلو افتادن مردان مهم است، عقب ماندن زنان هیچ اهمیتی ندارد …
4 ـ 2 موضوعات فرهنگی
یکی دیگر از مسائل کلان جامعه که در این آثار موضوع مورد بحث مؤلف قرار گرفته است، موضوعات و مسائل خاص فرهنگی است. البته مسلم است که موضوعات فرهنگی و اجتماعی به آسانی قابل تفکیک از یکدیگر نیستند و مسلماً آنچه که در مباحث قبل به عنوان مسائل و معضلات اجتماع ذکر و بیان شد تأثیر مستقیم بر روی مسائل فرهنگی داشته و همچنین بالعکس، هر یک از مسائل فرهنگی هم در دیگر مسائل اجتماعی تاثیر گذار است. بنابراین می توان گفت که تفکیک ، دسته بندی و نام گذاری موضوعات و معضلات جامعه صرفا جهت نظم دادن به امور کلی ذکر شده در این آثار بوده است.
مسائل و موضوعات فرهنگی و اخلاقی جزء تفکیک ناپذیر زندگی مردم در جامعه است و مؤلف نیز که هم واسطه ی نمایاندن مشکلات مردم به مسئولین ـ و همچنین خود مردم ـ بوده و هم ، چنان که گفته شد رسالت سنگین آگاهی بخشی به مردم را بر دوش داشته، هر گز از این مسائل و موضوعات غافل نمانده است. او همچنان که معتقد است هزینه های سنگین زندگی ناجوانمردانه بر گرده ی مردم تحمیل شده است، از ضعف های فرهنگی و اخلاقی مردم نیز غافل نیست و می توان اینگونه تعبیر کرد که او غم نان را تنها غم اساسی مردم نمی داند. او به نیازهای جسمانی و مادی مردم می پردازد اما نه به این معنا که منکر روح و معنویت مردم و جامعه باشد. حتی در بسیاری از موارد او از ضعف فرهنگ و اخلاق بیشتر گله مند است تا ضعف های اقتصادی و معیشتی.
خصیصه ی اصلی حالت که آشکارا در این آثار نمایان و مشهود است حفظ تعادل و حد وسط در تمام امور است، به طوری که در نحوه ی قضاوت او از مسائل موجود در جامعه هرگز او را اسیر افراط یا تفریط نمی بینیم. به همین خاطر هم هست که باید گفت آثار نثر او نمایانگر آشکار و صادقانه ی اوضاع بحرانی آخرین سال های قبل از انقلاب است. در واقع او نقد می کند و طبیعتا به اقتضای طنز بودن کلامش از اغراق نیز بهره می گیرد اما صداقت و قضاوت صادقانه را هرگز فراموش نمی کند. ضعف ها و کاستی های عمیق و انکار ناپذیر دولت و حکومت را به چالش می کشد اما منکر نقش مردم در به وجود آمدن مشکلات در جامعه نیست. به خاطر همین نوع نگاه و قضاوت است که اخلاق در مباحث او پررنگ و آشکار قابل مشاهده است.
او در نقد اخلاق و فرهنگ جامعه مؤلفه های زیادی را بیان کرده است، از طرز رفتار و صحبت کردن مردم با یکدیگر در خیابان ها گرفته تا نوع پوشش افراد در جامعه و حتی نوع نگاه مردم به زندگی به عنوان موضوعات فرهنگی و اخلاقی از سوی او مطرح شده است و اشاره های او به این نوع از مسائل در این آثار بسیار زیاد است.
باید گفت که در بعضی از موارد ضعف های فرهنگی و کمبود اخلاقی مستقیما مربوط به ضعف دولت و حکومت است و در بعضی از موارد هم این خود مردم هستند که سبب به وجود آمدن مشکلات اخلاقی و فرهنگی در جامعه شده اند. موضوعات و مسائل فرهنگی را می توان در شش دسته و عنوان کلی: مسائل مربوط به نظام آموزشی، مسائل مربوط به رسانه های جمعی، مسائل مربوط به اعتقادات دینی و مذهبی ، مسائل مربوط به اخلاق در جامعه، مسائل مربوط به فرهنگ عمومی جامعه و مسائل تربیتی دسته بندی کرد.
بدیهی است که هر یک از این عناوین کلی شامل عناوین فرعی و زیر شاخه های متعدد هستند که به بررسی و ذکر آنها می پردازیم.
4 ـ 2 ـ 1 مسائل مربوط به نظام آموزشی
بحث آموزش به عنوان اساسی ترین و زیر بنایی ترین فعالیت فرهنگی در جامعه مطرح است. افراد از طریق نظام آموزشی به نوعی در معرض دریافت و آموختن مبانی اساسی فرهنگی و فکری هستند.
دو سازمان آموزش و پرورش و آموزش عالی به عنوان متصدیان فرهنگی که مستقیماً تحت نظارت دولت بوده اند امر خطیر رواج فرهنگ صحیح در جامعه را عهده دار بوده اند. اما این دو سازمان هم مثل بسیاری از ادارات و بخش های دولتی دچار ضعف و کمبودهایی بوده اند که مؤلف به آنها اشاره کرده است.
4 ـ 2 ـ 1 ـ 1 آموزش و پرورش
آن گونه که از مطالب این آثار بر می آید، اساسی ترین نقص نظام آموزش و پرورش عدم تدوین کتب و دروس مفید برای دانش آموزان بوده است. مؤلف بارها نگاه نمره محور در آموزش و پرورش را نقد کرده و علت بی اطلاعاتی افراد به خصوص نوجوانان را همین طرز نگاه در آموزش می داند. نحوه ی تدوین کتب درسی طوری بوده که دانش آموز کوهی از اطلاعات مختلف را در ذهن خود تل انبار می کرده و بعد از ارائه ی امتحان و گرفتن کارنامه و نهایتاً اخذ دیپلم، در جامعه هیچ حرفی برای گفتن نداشته است.
ضعف دیگر نظام آموزش و پروش وجود بعضی از معلم هایی بوده که علاوه بر کم سوادی و بی اطلاعاتی، از نظر اخلاقی و طرز رفتار با دانش آموزان هم دچار ضعف های اساسی بوده اند. همچنین بی توجهی به تعلیم و تربیت صحیح دانش آموزان در مدارس هم از نکاتی است که مؤلف نقد کرده است.
ـ چیزی نمی گذشت که زن ها و مردها همه دور کرسی لم می دادند و بچه ها هم معمولا طرف پایین کرسی روی کتاب های خود دمر می شدند و به درس و مشق خود می رسیدند. اگر تنبلی می کردند هم از معلم کتک می خوردند و هم از پدر و مادر، مثل امروز نبود که تنبیهی در کار نباشد و بچه ها از دیو دو سر هم نترسند و درس نخوانند و بعد از پانزده سال مدرسه رفتن لیسانس داشته باشند و سواد نداشته باشند.
ـ به جای اینکه ایمان و علاقه به کسب علم داشته باشند و دانش را فقط به خاطر دانشمند شدن و کمال یافتن بیاموزند خیال می کنند که درس خواندن فقط برای نمره گرفتن است. به همین جهت می بینید سراسر سال عوض درس دنبال بازی و شیطنت می روند و فقط یکی دو شب به امتحان مانده کتاب را بر می دارند و طوطی وار حفظ می کنند و همین که امتحان دادند و نمره گرفتند، آن چه خوانده بودند از یاد می برند چون هدف به نظر آن ها همین نمره بوده و به هدف خود هم رسیده اند.
ـ عباس گفت: یک روز دبیر هندسه ی ما قضیه ای را شرح داد. شاگرد پهلو دستی من بلند شد و گفت: آقا ما نفهمیدیم، دبیر گفت: لازم به گفتن نبود. خودم می دانستم که نفهمی! ….. یک روز دیگر دبیر تاریخ طبیعی درس خود را داد و پرسید: فهمیدید؟ عده ای گفتند: نه. گفت : یعنی چی؟ درس مرا همه می فهمند. شما چطور نمی فهمید؟ مگر با آنها فرقی دارید؟…..
پیش خودم فکر کردم که سعدی گفته: لقمان حکیم را پرسیدند: ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان……، اگر این طرز ادب آموختن صحیح و عملی باشد مایه ی خوش بینی و امیدواری است، چون فرزندان ما موقعی که فارغ التحصیل شوند بی نهایت مؤدب خواهند بود !
ـ پسرم تعریف می کند که معلم هندسه ی ما از بس در بند خرید و فروش زمین است تمام مثال هایی هم که می زند در همین زمینه است…. این آقا تا به حال به هیچ کس نمره ی بیست نداده جز به یک نفر که اصلا ریاضیاتش خوب نیست ولی چون پدرش دلال معاملات ملکی است و او بین پدر و معلم رل یک قاصد بادپا را بازی می کند مرتباً به عنوان نازشست نمره ی بیست می گیرد.
4 ـ 2 ـ 1 ـ 2 آموزش عالی
آموزش عالی هم مثل آموزش و پرورش دچار ضعف هایی بوده و به نوعی دنباله رو و ادامه دهنده ی همان ضعف های اساسی در تعلیم و تربیت جوانان بوده است.
اساسی ترین ضعف آموزش عالی که در این آثار مطرح شده، کمبود دانشگاه ها علیرغم متقاضیان فراوان ورود به دانشگاه بوده است، مؤلف نحوه های پذیرش افراد در دانشگاه ها را هم بسیار ضعیف و ناعادلانه توصیف می کند.
همچنین عدم انطباق علاقه های شخصی افراد با رشته های تحصیلی شان و نهایتا ناکار آمد بودن تحصیلات و اطلاعات افراد و عدم توانایی و مهارت فارغ التحصیلان هم به عنوان معایب آموزش عالی ذکر شده است. مشکل کمبود دانشگاه و سختی ورود به دانشگاه ها باعث می شده که افراد برای تحصیل به خارج از کشور مهاجرت نمایند، که این امر هم خود به وجود آورنده ی مشکلات زیادی برای جوانان بوده است که مؤلف با اظهار تأسف از این وضع، به ذکر آن ها می پردازد.
ـ … حالا اسم همان معماها را کنکور گذاشته اند و مثل همان خواستگاران دختر امیر که وقتی چشمشان به سرهای آویخته از کنگره می افتاد دست و پای خود را گم می کردند، داوطلب شرکت در کنکور هم وقتی یادش می افتد که هر سال چند هزار نفر در این مسابقه شکست خورده اند وحشت زده می شود و هنگامی که عازم شرکت در کنکور است. خیال می کند حکم امیر ارسلان نامدار را دارد که به جنگ الهاک دیو می رود.
ـ آقائی که پهلوی دست من نشسته بود گفت: تازه وقتی که به دانشگاه رفت وضع از این هم بدتر می شود چون از دوره ی دبیرستان این فکر در کله ی او رفته که در دانشگاه دیگر از او که آدم بزرگی شده توقع ندارند مثل بچه ها درس بخواند. خرش از پل گذشته و دیگر نه درسی در کار است و نه ترسی. خیال می کند هر که وارد دانشگاه شد خود به خود نخوانده ملاست .

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد با موضوع تفسیر و تأویل

Close Menu