دانلود پایان نامه ارشد با موضوع
مهارت های زندگی، سازگاری اجتماعی، کم توان ذهنی، آموزش مهارت

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مهارت های زندگی، سازگاری اجتماعی، کم توان ذهنی، آموزش مهارت

دانلود پایان نامه

عاطفی خانواده نقش حیاتی دارد. ارتباط زناشویی والدین خوب و رضایتمند عامل موثر برای مقابله با فشارهای زندگی و داشتن عملکرد مناسب در زندگی والدین به شمار می روند.والدین کودکان ناتوان دارای حالات هیجانی ناپایدار، بیماریهای روان شناختی، سوگ پایدار، ناسازگاری اجتماعی و انزوای اجتماعی هستند.به اعتقاد تامپلین و همکاران بیماری های مزمن و معلولیت های کودکان گاهی اوقات منجر به خستگی والدین و بروز مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی، تنش در خانواده، نارضایتی زناشویی و مشکلات اجتماعی – اقتصادی در خانواده می شود.
شیوع کم توانایی ذهنی در حوزه آسیب شناسی روانی اجتماعی خانواده همواره از مسائل قابل توجه و بحث برانگیز بوده است، زیرا تولد کودک کم توان ذهنی در خانواده موجب ایجاد بحران و آشفتگی و افزایش سطوح استرس در والدین می شود. افزایش استرس می تواند منجر به بروز پیامدهای روانشناختی نامطلوب و کاهش شرایط عمومی بهزیستی روانی افراد گردد و به رضایت زناشویی صدمه برساند(کوهسالی، 1385)
امروزه چگونگی ارتباط والدین – کودک، بویژه در زمینه آموزش و توانبخشی کودکان دارای نیازهای ویژه از اساسی ترین زمینه های پژوهش است. متخصصان بر این باورند که خانواده در برنامه های مداخله و در تحول کودک معلول خود نقش بسزایی دارد.یکی از برنامه های آموزشی مداخله ای، آموزش مهارت های زندگی است. مهارت های زندگی، مهارت هایی است که به منظور ارتقای سطح ارتباطات، افزایش قدرت تصمیم گیری، روابط بین ، فردی، مدیریت، درک خود و کار کردن در گروه مورد استفاده قرار می گیرد.
موضوعات اساسی مورد تاکید در آموزش مهارت های زندگی برای دستیابی به اهداف فوق عبارتند از بهداشت روان، آموزش ارزش ها، حل مساله، اجتماعی شدن، پیشگیری، خودآگاهی، مقابله با افسردگی، مهارت های مقابله ای، تصمیم گیری، مقابله با تنیدگی و خودانگاره.به دلیل تاثیر متقابل و دوجانبه والدین و فرزند کم توان ذهنی و سایر اعضای خانواده آموزش مهارت های زندگی گامی پیشگیرانه و مؤثر در بروز انواع مشکلات روانشناختی محسوب می شود(آقاجانی، 1381).
در این تحقیق هدف، بررسی تأثیر این آموزش ها بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می باشد.

3-1ضرورت تحقیق:
هرچند فقدان فشار روانی مساوی با سکون و بی حرکتی و نتیجه آن مشکل رشد و بالندگی در انسان است و علی رغم اینکه مقداری فشار روانی برای ایجاد تحرک و تلاش در انسان ضروری است، لکن فشار روانی مداوم و شدید می تواند سلامت همه جانبه فرد را درمعرض خطر قرار دهد. فشار روانی زیاد یا مداوم تأثیرات منفی فراوانی برعملکرد و فعالیت های فرد خواهد داشت. افرادی که دچار فشار روانی می شوند و توان مقابله با آن را ازدست می دهند، از نظر جسمانی، روانی و رفتاری دچار مشکل می شوند (فتی، 1391).
والدین در برابر این مشکل می تواند ناموفق یا ناقص باشد؛ بنابراین بسیاری از والدین از مشکل سلامت فکری رنج می برند. رسیدگی به امورکودک مستلزم شکیبایی زیاد و فداکاری از جانب والدین است. بسیاری از والدین، عقب ماندگی کودک را به مثابه نشانه ای از شکست خود تصور می کنند. بسیاری از والدین هدف هایی را که خود قادر به رسیدن به آنها نبوده اند در فرزندان خود جست و جو می کنند. والدینی که در رسیدن به این هدف ها ناکام می شوند به نوعی دچار مشکل و فشار روانی می شوند. حال مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی، نه تنها احساس می کنند که به این اهداف نمی رسند، بلکه آگاهی از عقب ماندگی ذهنی کودک آنان را با فشار روانی مضاعف روبه رو می سازد (حسینی، 1363).

مطلب مرتبط :   مقاله درباره قاعده عدل و انصاف

4-1فرضیه های پژوهش
1-4-1فرضیه اصلی:
آموزش مهارت های زندگی موجب افزایش سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می شود.
2-4-1فرضیه های فرعی:
1- آموزش خودآگاهی موجب افزایش سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می شود.
2- آموزش مقابله با استرس موجب افزایش سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می شود.
3- آموزش ارتباط موثر موجب افزایش سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می شود.

5-1اهداف پژوهش
1-5-1هدف اصلی:
تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی
2-5-1هدف فرعی:
تعیین اثربخشی آموزش خودآگاهی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی
تعیین اثربخشی مقابله با استرس بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی
تعیین اثربخشی ارتباط موثر بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی

6-1تعریف نظری و عملیاتی متغیرها
1-6-1تعریف نظری
مهارت های زندگی
سازمان جهانی بهداشت، مهارت های زندگی را چنین تعریف نموده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی کنار بیاید(سازمان بهداشت جهانی، 1994).
مهارت های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی موثر و مناسب، انجام مسئولیت های اجتماعی، انجام تصمیم گیری های صحیح، حل تعارض و کشمکش های بدون توسل به اعمالی که به خود و دیگران صدمه می زنند(علوی، 1383).
مهارت های زندگی، عبارتند از مجموعه ای از توانایی ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت ومفید را فراهم می آورد،این توانایی ها فرد را قادر می سازد تا مسؤولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود ودیگران با خواست ها،
انتظارات و مشکلات روزانه به ویژه در روابط بین فردی به شکل مؤثری رو به رو شود(طارمیان، 1379).

خودآگاهی2
توانایی و ظرفیت فرد در شناخت خویشتن، و نیز شناسایی خواسته ها، نیازها و احساسات خویش است. در این مهارت فرد همچنین می آموزد که چه شرایط و یا موقعیت هایی برای وی فشار آور هستند. (فتی، موتابی، محمدخانی، کاظم زاده، عطوفی، 1391).

مقابله با استرس3
شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آن بر فرد است(حمیدی، 1387).

ارتباط موثر4
به معنای ابراز احساسات، نیازها و نقطه نظرهای فردی به صورت کلامی و غیرکلامی است (فتی، 1391).
سازگاری
عبارت است از مکانیسم هایی که توسط آن یک فرد توانایی های تعلق به یکدیگر را پیدا می کند. بنابراین لازمه سازگاری اجتماعی بروز تغییراتی در فرد بوده و لازمه آن یکپارچگی و مکانیسم هایی است که توسط آنها گروه یک عضو جدید را می پذیرد (ساروخانی، 1370).
سازگاری اجتماعی به عنوان یک شاخص روانشناختی در برگیرنده قالب های اجتماعی، مهارت های اجتماعی، علایق اجتماعی، روابط خانوادگی، روابط مدرسه ای و روابط اجتماعی می باشد(فرقدانی، 1383).
سازگاری فرآیندی پیوسته ای است که در آن تجربیات یادگیری اجتماعی شخص، باعث ایجاد نیازهای روانی می گردد و نیز امکان کسب توانایی و مهارتهایی را فراهم می سازد که از آن طریق می توان به ارضای آن نیازها پرداخت (نیکتاش، 1379).

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درمورد ساختار کالبدی- فضایی

2-6-1تعریف عملیاتی متغیرها
مهارت های زندگی
عبارت است از آموزش گروهی مهارت های زندگی در جلسات مشخص، جهت بهبود بهزیستی روانی.

سازگاری اجتماعی
در پژوهش حاضر، سازگاری اجتماعی نمره ای است که هر شرکت کننده از پرسشنامه ی سازگاری بل به دست می آورد.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

1-2مقدمه
تغییرات پرشتاب و چشمگیر دنیای امروز ایجاب میکند که انسان ها پیوسته خود را با آن ها هماهنگ کنند تا تعادل از بین رفته خود را دوباره برقرار نمایند و بدینسان از تنش های روانی ناشی از آن مصون بمانند. انسان در محیطی زندگی می کند که مملو از مشکلات گوناگون است و می تواند او را از حرکت و پیشرفت باز دارد و اگر کمی غفلت ورزد وراه سازگاری با مشکلات را نیاموخته باشد، چه بسا به ورطه های خطرناکی سقوط می کنند که راه نجات در آن وجود ندارد ولی اگر بتواند به این مشکلات غلبه کند و تعادل جسمی و روحی خود را به دست آورد در واقع به سازگاری دست یافته است(میرویسی، 1385).
زمانی که افراد تحت استرس هستند باید مهارت های مقابله ای لازم را داشته باشند تا بدینوسیله بتوانند اثرات استرس بر جسم و روان خود را کاهش دهند، درغیر این صورت سلامت خود و دیگران در معرض آسیب قرار خواهد گرفت. کنار آمدن کار آمد و بهینه با مشکلات یکی از نشانه های سلامت روانی است. کنار آمدن بامشکلات موجود در زندگی مستلزم فراگیری راه های حل آن ها است. این راه ها برای انسان منبع ایمنی، اعتقاد، راحتی وآسایش است. کسانی که از روش های مقابله ای فعال- رفتاری و فعال- شناختی استفاده می کنند، مشکلات را آسان می گیرند و اضطراب کمتری دارند. همچنین این افراد، از تنش جسمی بیشتری رنج می برند. همچنین اجتناب کننده ها از منابع مالی، تحصیلی و حمایت خانوادگی کمتری برخوردارند. بنابراین همه ما انسان ها در هر مرحله از زندگی برای بهتر زیستن به دفترچه راهنما که همان مهارت های زندگی است نیازمندیم(بحرینیان، محمد حسینی، 1384).
علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی افراد بسیاری در رویایی با مسایل زندگی فاقد توانایی های لازم واساسی هستند. آموزش مهارت های زندگی قابل فراگیری است و می تئان با صرف وقت وتلاش آن ها را به خزانه مقابله ای خود افزود.مهارت های زندگی عبارتست از آن گروه توانایی ها که فرد رابرای مقابله مؤثر با کشمکش ها در موقعیت های مختلف زندگی یاری می کند. این توانایی ها فرد را قادر می سازد تا نسبت به سایر انسان ها، جامعه، فرهنگ ومحیط خود مثبت وسازگارانه عمل کرده، سلامت جسمانی و روانی خود را تأمین کند(اسکندری، 1380).

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد کنوانسیون چهارم ژنو

2-2مهارت های زندگی
1-2-2تاریخچه مهارت های زندگی
آموزش مهارت های زندگی در سال 1979 و با اقدامات دکتر گیلبرت بوتوین5 آغاز گردید. وی در این سال یک مجموعه آموزش مهارت های زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین نمود که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه گردید. این برنامه آمورشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با استفاده از مهارت های رفتار جرأت مندانه، تصمیم گیری، و تفکر نقاد6، در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوء مصرف مواد از سوی همسالان مقاومت کنند. هدف بوتوین طراحی یک برنامه واحد پیشگیری اولیه بود و مطالعات بعدی نشان داد که آموزش مهارت های زندگی تنها در صورتی به نتایج مورد نظر ختم می شود که همه مهارت ها به فرد آموخته شود. پژوهش ها حاکی از آن بودند که این برنامه در پیشگیری اولیه ی چندین نوع مواد مخدر از جمله سیگار موفق بوده است(بوتوین، 2001).
به دنبال این اقدام مقدماتی، از سال 1993 به بعد سازمان جهانی بهداشت با هماهنگی یونیسف، برنامه آموزش مهارت های زندگی را به عنوان یک طرح جامع پیشگیری اولیه و ارتقای سطح بهداشت روانی کودکان و نوجوانان معرفی نمود )سازمان بهداشت جهانی، 2004)7 این برنامه در کشورهای مختلف دنیا تجربه شد و گزارش های امیدبخشی از کارایی این برنامه منتشر گردید.
ی
ونیسف8 مهارت های زندگی را به این صورت تعریف می کند: یک رویکرد مبتنی بر تغییر رفتار یا شکل دهی رفتار که برقراری توازن میان سه حوزه را مدنظر قرار می دهد. این سه حوزه عبارتند از: دانش، نگرش و مهارت ها.تعریف یونیسف بر شواهد پژوهشی مبتنی است که نشان می دهند اگر در توانمندسازی افراد جامعه بحث دانش، نگرش و مهارت به صورت تلفیقی مورد توجه قرار نگیرد، نتیجه مورد انتظار یعنی کاهش رفتارهای پرخطر به دست نمی آید(فتی، 1391).
معنای کلمه مهارت عبارت است از چیرگی، صلاحیت و مشخص شدن در یک فعالیت، یکی از مبانی اساسی هر مهارت عبارت است از توانایی ساختن و انجام دادن تعدادی از انتخاب ها به منظور دست یابی به یک هدف مطلوب به عنوان مثال اگر شخص بخواهد قاطع باشد یا اینکه تنیدگی را کنترل کند بایستی در این حوزه دست به ساختن و انجام دادن تعدادی انتخاب بزند یا مثلاً اگر کسی بخواهد مدیر موفقی باشد بایستی از میان مهارت های مدیریت انتخاب هایی را بسازد و انجام دهد، مثلاً بتواند با افراد گروه رابطه خوبی برقرار کند و در جمع خوب صحبت کند (نلسون، 1991).
هر کدام از مهارت های زندگی از نظر نلسو

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو