دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روش تحلیل محتوا

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روش تحلیل محتوا

دانلود پایان نامه

روایتشناسی به عنوان اصطلاحی ساختارگرا اولین بار به وسیله تودورف در سال 1969 به کار رفته است(افخمی و علوی، 1382: 56). تودورف روایت را از دیدی نحوی مورد بررسی قرار میدهد. او نقش اصلی شخصیتها را به مقولههای نحوی تقلیل میدهد و معتقد است که در هر روایت، سه نقش عمده وجود دارد: فاعل یا مفعول، فعل و صفت. شخصیتها یا فاعلند یا مفعول. اعمال این شخصیتها فعل است و ویژگی و حالات آنها صفت. به این ترتیب میتوان گفت که تودورف، روایت را از نظر ساختار، به یک جمله شبیه میداند. گریماس و تودورف برای ایجاد تمایز میان روایت و یک لیست تصادفی، این معیار را قائل میشوند که روایت باید کل منسجمی باشد با موضوعی مستمر(همان: 57). تودورف، مطالعاتش بیشتر در زمینه ساختارهای نحوی ادبیات است. هر یک از این دو زبانشناس به نوبه خود و بر حسب تخصصشان به تحلیل نظام داستانهای روایی پرداختهاند(صفوی: 1390: 56).  

همانگونه که در روش ساختارگرایی مرسوم است، روایت با کوچکترین واحد روایی آغاز میشود. تودورف کوچکترین واحد روایی را گزاره مینامد و توضیح میدهد گزارهها دو نوع هستند: الف) گزارههای وصفی که از ترکیب شخصیت و وصف شکل میگیرند مثل فرد الف شرور است. ب) گزارههای فعلی که از ترکیب شخصیت و کنش ایجاد میشوند مثل فرد الف فرد ب را میکشد. تودورف، سطحی بالاتر از گزارهها را هم در نظر میگیرد و آن را پیرفت مینامد. پیرفت میتواند احساس روایت کاملی را در خواننده ایجاد کند و به همین دلیل از پنج گزاره تشکیل میشود:
موقعیت متعادلی تشریح میشود.
نیرویی موقعیت متعادل را بر هم میزند.
موقعیت نامتعادلی به وجود میآید.
نیرویی برخلاف نیروی گزاره دوم، موقعیت متعادل را ایجاد میکند.
موقعیت متعادل تازهای ایجاد میشود(آزاد، 1388: 11).
گریماس بر پایه کارهای پراپ و ابداع مفهوم ساختاری کنشگر و مقامهای آن در قالب ذهن و عین، فرستنده و گیرنده، یاری دهنده و دشمن، حوزههای مختلف عمل را استنتاج کرد(طلوعی و خالقپناه، 1387: 48). گریماس به روایت، نگاهی معناشاسانه دارد. او هر روایت را حاوی شش عملگر(Actant) میداند: فاعل، مفعول، فرستنده، گیرنده، یاریگر و رقیب. عملگرها نقش شخصیتهای روایت را بازی میکنند اما با این حال، عملگر دو تفاوت عمده با شخصیت دارد: اولاً چند شخصیت میتوانند نقش یک عملگر واحد را ایفا کنند و ثانیاً عملگرها در سطح ژرفساخت روایت نقش دارند و شخصیتها در سطح روساخت آن(افخمی و علوی، 1382: 57).
روایتشناسی ساختارگرا در آثار ژرار ژانت به شیوههایی پرداخت که آثار ادبی از طریق آن نقل میشوند. نخستین موضوع مورد توجه وی شیوه ارائه ترتیب زمانی رخدادها و کنشها در یک داستان عینی است. ترتیب زمانی و ترتیب روایی میتوانند همزمان باشند، ترتیب روایی میتواند از رخدادها عقب و یا جلو بیفتد. دومین موضوع مورد توجه وی زمان است، رابطه مدت زمان وقوع یک رخداد و مدت زمان روایت آن. سومین موضوع، تکرار روایت و یا رخداد مشخصی را بیان میکند. به نظر وی روایت همان عمل روایت کردن است و داستان، تسلسل رویدادهاست(طلوعی و خالقپناه، 1387: 48). از نظر ژرار ژنت، داستان شامل مواردی است که هنوز به لفظ یا کلام درنیامدهاند(پیشکلامی) و ترتیبشان بر طبق روند گاهشماری است(مارتین، 1391: 77). وی تحلیلهای خودش را بر تفاوت میان روایتگری(عمل و فرایند روایت کردن) و خود روایت(آنچه عملاً بازگو میشود) استوار ساخته است(طلوعی و خالقپناه، 1387: 48).
بارت، آغاز روایت را به ابتدای تاریخ بشر مربوط میداند و بر این باور است که هیچ مردمی بدون روایت نزیستهاند. او روایت را بینالمللی، فراتاریخی و فرافرهنگی میداند، درست مثل خود زندگی که همه جا هست. روایت، همانند زبان، بهخاطر آشکار و طبیعی بودنش بدیهی فرض شدهاست، بهطوری که ممکن است نقش تأثیرگذار آن نادیده گرفته شود(افخمی و علوی، 1382: 57). بارت با ترکیب نظریه پراپ و توماشفکی در باب ساختار روایت، روایت را حاصل ترکیب کارکردها و درونمایهها میداند. بارت در مقاله تحلیل ساختاری روایتها به مقایسه روشهای استقرایی و روشهای قیاسی میپردازد و از روش قیاسی جانبداری میکند. به نظر بارت، تحلیل روایت، بایستی نخست، الگویی فرضی برای توصیف برگزیند و سپس از این الگو آغاز کند و به تدریج به گونههای متفاوتی از روایت برسد. وی سه سطح عمده برای ساختار روایت پیشنهاد میکند: الف) کارکردها(به تعریف پراپ). ب) کنشها( یا کنشگر به تعریف گریماس و یا شخصیتها). ج) روایت(سطح دوم روایت به نام گفتمان، مورد نظر وی است).
به نظر بارت، آنچه روایت را به پیش میراند کارکرد است، چیزی که باعث انسجام کلی روایت میشود. وی دو نوع کارکرد را از هم متمایز میکند: اول، کارکردهای ویژه که به یک کنش مکمل و نتیجهمند مربوط میشوند. دوم، علامتها که به مفهومی کمابیش نامعین اشاره دارند و شامل علامتهای منش روانشناختی شخصیتها، نشانههای حالت و غیره میباشد. کارکردهای ویژه نیز به دو دسته تقسیم میشوند: اول، کارکردهای اصلی یا به عبارت چتمن کارکردهای هستهای که نقطه عطفهای واقعی هر روایت به شمار میآیند، لحظات خطرند و نتیجهمندند. دوم، کارکردهای واسطه که در فاصله میان کارکردهای هستهای واقع میشوند و مکانی برای آسایش میباشند؛ برای مثال: تلفن کردن یا جواب دادن آن کارکردهای هستهای میباشند و تأخیر در جواب دادن و اعمال مرتبط دیگر، کارکردهای واسطهای هستند. به نظر وی علامتها هم دو دستهاند: علامتهای ویژه و علامتهای اطلاعرسان(همان: 48).
بارت، در تحلیل ساختاری خود از روایتها، به روالی همانند محورهای همنشینی و جانشینی زبان، اصولاً نشان میدهد که چگونه سطوح همعرض، نظیر وقایع رخداده در یک روایت، در سطوح عالیتر معنایی به هم میپیوندند(صفیئی، 1388: 153).
آثار رولان بارت، مبیّن مشکلات و مسائلی است که ساختارگرایی با آن دست به گریبان است. وجه اهمیت بارت در کتاب S/Z تحلیلی روایتشناسی است که در آن متن ادبی به هیچ رو هدف تحقیق علمی بیطرف نیست و از این روست که بارت، آهنگ جدایی از ساختارگرایی را ساز میکند. بارت در این کتاب، نقش خواننده را تولید معنا میداند. خواننده با متن ادبی در فرایندی دو سویه مشارکت میجوید. این امر منجر به پژوهش بعدی بارت میشود که در آن مشخص نمیشود به راستی، چه چیزی خود متن ادبی را بنیان مینهد؟ در نظر بارت، هیچ ماده خام اولیهای وجود ندارد. هر چه هست فقط تکرار بینامتنی است(اینس، 1380: 32).
به عبارت دیگر روایت از دیدگاه ساختارگراها به معنای بازنمایی جهان ممکن به واسطه زبان کلامی و یا تصویر است که در مرکز آن، یک یا چند شخصیت، کنشهای هدفمند مربوط به زمان گذشته و حال را در چارچوب زمانی و مکانی بر عهده میگیرند(نقیبالسادات، 1391: 42).
2-3-5-4)پست مدرنیسم:
ادبیات پستمدرنیستی مانند اندیشه پستمدرنیسم نه نقطه اوج تمدن بشری است و نه واپسین دوره انحطاط تمدن آن. اصولاً پروسه زندگی اجتماعی به گونهای است که نمیتوان جایگاهی را که ناظر(اندیشمند و صاحبنظر) در آن ایستاده است رفعت یا ذلت خواند و آن را نشانه آخرین روایت اضطرابآلود و خودآگاهانه پریشانی و زوال متافیزیکی بشر خواند و به آن مرحله نهایی پژمردگی و ویرانی اطلاق کرد و مدعی شد که بشر بعد از این مرحله، حرفی برای گفتن ندارد و علت را در این دانست که همه حرفها قبلاً به وسیله اسطورهها، ادیان، احادیث و متفکران دیگر گفته شد(بینیاز، 1388: 203).
متفکران پستمدرن در چند اصل به طور نسبی وحدت نظر دارند: 1) انکار حقیقت و نسبی داشتن امور هستی. بر همین اساس است که روایت، برتر از نظریه و افسانه، برتر از فلسفه تلقی میشود؛ فرایندی که محصول کارکرد زبان است. 2) عدم وجود واقعیت نهایی در جهان. 3) شکاندیشی؛ به این معنا که هیچ تجربه و نظریهای به طور مطلق اعتبار ندارد و باید به همه چیز شک کرد. 4) بیمعنایی جهان؛ جهانی که در آن علم و دانش و نظریه و تجربه فاقد اعتبارند و فقط زبان، انسان را در ارتباط با این جهان قرار میدهد. 5) جایگزینی واقعیت با وانمودها. زندگی هر انسانی بر اساس تصاویر، بازنماییها، شبیهسازیها و الگوهایی شکل میگیرد که پیوند و ارتباطی با واقعیت ندارند. 6) تأکید بر کثرتگرایی و چندصدایی بودن زندگی، چندگانگی قومیتها، نژادها، فرهنگها و عدم رجحان یکی بر دیگری(همان: 204).
در حقیقت، نظریهپردازی در باب روایت، به ساختارگراها ختم نمیشود بلکه پستمدرنیستها نیز با الگوبرداری از پساساختارگرایان، روانکاوی و … به این عرصه وارد شدهاند. در این میان باید به ویژه از دریدا، کریستوا، لاکان و جیمسون نام برد. پستمدرنیستها بیشتر به جوهره روایت و نه قالب آن میپردازند و در این میان به مقولههای دیگری مثل میل، قدرت، مقاومت و جایگاه اقلیتها، قومیتها، جنسیت و … در روایتها میپردازند. پستمدرنیستها روایت را به زندگی روزمره پیوند دادند، به نظر آنها آنچه جوهره روایتها را میسازد، زندگی واقعی است(طلوعی و خالقپناه، 1388: 49). دریدا و ریکور معتقدند که روایت، شکل ضروری بیان زمان است و انسانها فهم خود را از زمان، مدیون روایت هستند. روایت، گذشته و آینده را در قالب زمان حال(زمان گفته) به تصویر میکشد(افخمی و علوی، 1382: 57).
2-3-6)پژوهشهای پیشین
در میان پژوهشهای داخلی در زمینه جامعهشناسی معلولیت، کتابی با عنوان جامعهشناسی معلولیت(تبیین جامعهشناختی تبعیض علیه معلولین) در سال 1391 توسط انتشارات علمی به چاپ رسیدهاست. این کتاب که برگرفته از رساله دکتری خانم خدیجه جبلی است مباحث جامعهشناختی از معلولین را به بحث گذاشتهاست. برخی مباحث این کتاب، عبارتند از: تعریف معلولیت، دیدگاههای میان-ملیتی به معلولیت، مفهومپردازی معلولیت در پارادایمهای مختلف، مفهوم تبعیض و دیگریسازی است و در فصل آخر به بحث تبعیض آموزشی در زمینه دانشآموزان کمبینا و مشکلات آنها در حوزه آموزشی میپردازد. سپس این رساله با ارائه تئوری ساخت اجتماعی ناتوانی، نتیجه میگیرد که ناتوانی، ساختی اجتماعی دارد و توسط جامعه، تولید و بازتولید میشود.
کتابی دیگر با عنوان گفتارهایی درباره رسانه و معلولیت در سال 1388 توسط سازمان بهزیستی کشور به چاپ رسیدهاست. این کتاب، شامل مجموعه سخنرانیهایی است که در حوزه رسانه و معلولیت در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شدهاست و توسط محمد امین زارعی جمعآوری شدهاست. سخنان افرادی چون دکتر منتظر قائم، دکتر دهقان، دکتر کمالی، دکتر براتی، مجید مجیدی و پوران درخشنده در این کتاب آورده شدهاست. فصل آخر این کتاب هم به ارائه نتایج یک تحقیق از مطالعه بازنمایی چهره معلولین در 20 فیلم سینمایی ایرانی و خارجی پرداختهاست که از روش تحلیل محتوا در انجام آن استفاده شدهاست.
پژوهش دیگر در حوزه روایتشناسی، کتابی است از فتح ا… بینیاز که با عنوان درآمدی بر داستاننویسی و روایتشناسی از سوی انتشارات افراز و در سال 1388 به چاپ رسیدهاست. این کتاب شامل توضیحات مفصلی درباره روایتگری و عناصر آن است. از جمله مباحث این کتاب: تعریف روایت و روایتشناسی، روایت مدرنیستی، روایت پستمدرنیستی، اجزای روایتگری نظیر زمینه، لحن، تکنیک، موضوع و … . است.
در میان پژوهشهای خارجی، در حوزه معلولیت، میتوان به این کتابها اشاره کرد:
Rogers, A and Pilgrim. (2005). A Sociology of Mental Health and Illness. Glasgow: Open University press.

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درمورد هویت زن مسلمان در اندیشه اسلام

Close Menu