دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روانشناسی اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روانشناسی اجتماعی

دانلود پایان نامه

 

در بحث مدیریت اطلاعات و نمادهای اجتماعی، یکی از متداولترین تکنیکها، پنهان کردن یا از بین بردن نشانههایی است که به نماد داغ ننگ تبدیل شدهاند. تغییر اسم، مثال معروفی است.
با توجه به اینکه گاهی اوقات، تجهیزات فیزیکی مورد استفاده در تخفیف دادن صدمات اولیه برخی از معلولین، آنچنان که انتظار میرود خود، به نماد داغ ننگ تبدیل میشود در نتیجه، تمایل به استفاده از آنها کاهش مییابد. یک مثال، آن فردی است که در حال از دست دادن قدرت بیناییاش است ولی با این حال، حاضر به استفاده از عینکهای دوکانونی نیست چون آنها ظاهراً نشاندهنده سن بالا هستند. طبیعتاً این راهبرد میتواند در برابر اقدامات ترمیمی قرار گرفته و مانع تحقق اهداف آنها شود. این مسئله منجر به ایجاد نوعی احساس ناامنی میشود زیرا با قطعیت کامل نمیتوان پیشبینی کرد چه کسی از قضیه آگاه است و چه کسی نیست و مدت زمان بیخبری افراد ناآگاه، چقدر طول خواهد کشید(همان: 161).
راهبرد دیگر افراد این است که نشانههای داغ ننگ خود را به عنوان نشانههای یک ویژگی دیگر نمایش دهند. ویژگیای که کمتر معنای داغ ننگ را به ذهن، متبادر سازد. برای مثال، معلولین ذهنی، ظاهراً گاهی اوقات، سعی میکنند در قالب بیمار روانی گذر کنند زیرا نوع دوم، زشتی کمتری در جامعه دارد. به همین ترتیب، یک فرد کمشنوا ممکن است تعمداً به گونهای رفتار کند که دیگران تصور کنند او یک فرد خیالپرداز حواسپرت است. بهتر بگوییم، کسی که احساس ضعف دارد یا چرت میزند و بنابراین قادر نیست به سؤالهای آرام، پاسخ دهد چون آشکارا در خواب است. این صفات شخصیتی، عدم شنیدن در جملات را توجیه میکند بدون اینکه به فرد مربوط، صفتی نسبت داده شود(همان: 162).
تحقیقات روانشناسی اجتماعی بر روی کلیشهسازی، تعصب و تبعیض، معمولاً بر روی دیدگاهها و پاسخهای اعضای گروههای مسلط به گروههای اقلیت تمرکز میکند. تلاشهای اخیر برای توجه به دیدگاههای کلیشهای یا داغ ننگ نسبت به گروهها، منجر به تنوع نظری و نوآوریهای روشی در مطالعه داغ ننگ شدهاست. در نتیجه ما درک عمیقتری از اینکه چگونه داغ ننگ، بدنامی و لکهدار شدن فرد، الگوهای تعاملی، گروههای داغخورده و گروههای بدنام نشده که فرد به آنها تعلق دارد را تحت تأثیر قرار میدهد و نیز روابط بین گروهها را. علاوه بر این، داغ ننگهای متفاوتی وجود دارند نظیر: بیماریهای روحی و جسمی، نژاد پرستی، جنسیت و تمایلات جنسی، وزن، اختلال تغذیه.
تکرار تجربههای منفی داغ ننگ اعضای گروههای داغخورده میتواند موجب پیشبینی اضطرابآور رفتارهای مشابه در شرایط آینده شود. چنین تجربههایی از داغ ننگ همچنین میتواند اضطراب عمومی را بالا ببرد. علاوه بر این، اعضای گروههای داغخورده، فقط از طریق تجربههای خود تحت تأثیر قرار نمیگیرند، فعالیتهای اعضای همگروهی خود ممکن است تأثیر منفی بر آنها داشته باشد. هنگامی که این رفتارها به عنوان اثبات کلیشههای منفی که در گروههای آنها وجود دارد ادراک میشود، موجب شرمساری میگردد(Levin and Van Laar, 2006: 1).
یکی از راهبردهایی که بسیار زیاد مورد استفاده فردی که داغ ننگ بدنام کننده دارد قرار میگیرد این است که برای مقابله با مخاطراتش، جهان را به دو گروه تقسیم کند. یک گروه بزرگ که به آنها هیچ نمیگوید و یک گروه کوچک که همه چیز را به آنها گفته و سپس روی کمکشان حساب باز میکند. او برای نقاب زدن خود، کسانی را جهت همکاری انتخاب میکند که قاعدتاً بیشترین خطر را برایش میآفریند. در مورد روابط صمیمانهای که وی از گذشته حفظ کردهاست، ممکن است بعد از داغ ننگ خوردن، بلافاصله آن روابط را از طریق یک صحبت کاملاً محرمانه، “به روز رسانی” کند که بعد از آن بعید نیست طرد شود اما جایگاهش را به عنوان کسی که وضعیتش را به شکلی آبرومندانه توضیح داده حفظ میکند.
در بحث مدیریت داغ ننگ توسط افراد معلول، باید اضافه کرد که نزدیکان، نه تنها به فردی که احتمال بدنام شدنش میرود در نقابزدن کمک میکنند بلکه همچنین میتوانند این کارکرد را فراتر از شناخت موارد سودمند به پیش ببرند. آنها در واقع میتوانند مانند یک حلقه حفاظتی عمل کنند و باعث شوند فرد داغ خورده تصور کند بیش از آنچه در واقعیت مصداق دارد به عنوان یک فرد عادی، پذیرفته شده است. بنابراین آنها بیشتر از خود وی به تفاوت و مشکلاتش هوشیار خواهند بود. در اینجا این فرض که مدیریت داغ ننگ، فقط به شخص داغ خورده و غریبهها مربوط میشود قطعاً از کفایت لازم برخوردار نیست(گافمن، 1386: 165).
کنترل اطلاعات مربوط به هویت، تأثیر خاصی روی روابط میگذارند. داشتن رابطه، مستلزم سپری کردن زمان در کنار سایر افراد است و هرچه فرد، زمان بیشتری را با دیگران صرف کند، فرصت بیشتری به آنها میدهد تا اطلاعات بدنامکنندهای درباره وی بهدست آورند. افزون بر این، هر رابطهای مستلزم آن است که افراد درگیر، مقدار مناسبی از واقعیتهای خصوصی راجع به خودشان را با یکدیگر مبادله کنند تا دلیلی برای وجود اعتماد و التزام دوطرفه پدید آید. بنابراین روابط نزدیکی که فرد از قبل از این که چیزی که برای پنهان کردن داشته باشد حفظ کردهاست، خواه ناخواه در مورد اطلاعات مشترک، آسیب پذیر میشود. احتمال زیادی دارد که فرد در معرض بدنام شدن را به جایی ببرند که در آنجا احساس کند دیگران، پنهان کردن واقعیت، منجر به حفظ آبرویش نمیشود و در بعضی موارد، حتی روابط بسیار زودگذر هم میتوانند خطرآفرین باشند. زیرا یک مکالمه کوتاه بین دو غریبه که سرشان به اختلاط با هم گرم شده است میتواند عیوب منفی را فاش کند(همان: 152).
در چنین حالتی فرد، بین دو وابستگی، احساس تکهتکه شدن خواهد کرد. او تا حدی نسبت به گروه جدیدش احساس یگانگی پیدا میکند زیرا بعید است بتواند با رویکرد آنها نسبت به چیزی که خودش میداند میتواند یکی از آنها باشد کاملاً تعیین هویت کند و ظاهراً دچار احساس خیانت و خود- خوارانگاری عذابآوری خواهد شد وقتی که میبیند اعضای دستهای که در حال وارد شدن به جمع آنهاست علیه اعضای دستهای که از میان آنها بیرون آمده اظهارنظرهای توهینآمیز و ناراحتکنندهای میکنند و او قادر به انجام هیچ کاری در مقابل آنها نیست(همان: 152).
2-3-3)معلولیت
2-3-3-1)تعریف نقص:
مفهوم نقص ( Stigmata ) که از آن تحت عنوان اختلال هم نام برده میشود، مرتبط است با غیر عادی بودن ساختار، نمود ظاهر بدن، کارکرد ارگانیسم و سیستم بدن که میتواند ناشی از هر دلیلی باشد. به عبارت دیگر، هرگونه فقدان یا ناهنجاری در زمینه جسمانی، روانی، عملکردی یا آناتومی بدن انسان، نقص نامیده میشود.
ویژگیهای نقص عبارتاند از:
نقص، نارسایی در سطح یک اندام و ساختار بدن است.
نقص، میتواند موقت یا دائمی، پیشرونده یا ثابت باشد.
نقص به عنوان اختلال در سلامت محسوب میشود اما بدان معنا نیست که شخص دارای اختلال، بیمار تلقی شود(کریمی درمنی، 1385: 38).
واژه معیوب(Impairment )، به کسانی گفته میشود که دارای نقص عضو هستند و ممکن است بعضی کارها را نتوانند انجام دهند(رنجبر، 1390: 67).
2-3-3-2)تعریف ناتوانی:
ناتوانی(Disable )، منعکس کننده پیامدهای نقص یا اختلال در عملکرد فعالیت بدن فرد است. به عبارت دیگر، هرگونه محدودیت یا فقدان در توانایی انجام فعالیتهایی که در سطح طبیعی از هر انسانی انتظار میرود، ناتوانی نامیده میشود. ویژگیهای ناتوانی عبارتاند از:
بیانگر نارسایی در سطح فردی است.
ناتوانی ممکن است موقت یا دائمی، قابل برگشت یا غیر قابل برگشت و در پارهای از موارد، پیشرونده باشد(کریمی درمنی، 1385: 39).
به عبارت دیگر، ناتوان به افرادی گفته میشود که به دلیل نقصهای موجود در انجام برخی مهارتها، اجرای بعضی کارها و شرکت در برخی فعالیتها محدودیتهایی دارند. برخی از کارشناسان، عقیده دارند که شاید بهتر باشد که برای آنها به جای کلمه معلول، از کلمه استثنایی(Exceptionate )استفاده شود. به طور کلی، ضعف یا ناتوانی در انجام تمامی و یا قسمتی از وظایف شخصی و اجتماعی و یا مشکل روانی میباشد(رنجبر، 1390: 67).
یک بُعد ممتاز از گزارش ناتوانی در امریکا در سال 1991، مفهومپردازی چارچوبی بود که چهار مفهوم را برای فهم ناتوانی نه فقط به عنوان دستهای پیاپی از بیماریها و صدمات، بلکه به عنوان روابط متعاقب افراد با محیط پیرامونشان در نظر گرفت، محیطی که ممکن بود حمایتگر مشارکت در جامعه و یا به صورت سدی برای چنین مشارکتهایی ظاهر شود. بدین منظور تلاش شد تا یک زبان رایج برای توصیف و فهم ناتوانی و مفاهیم مرتبط با آن تعریف شود. گزارش، از تعاریف دنبال شده از فرایند که به وسیله افرادی که ناتوانی داشتهاند و یا عملکرد آنها در بستر اجتماعی خاص و شرایط فیزیکی خاص ارتقا یافته، استفاده کرد:
پاتولوژی(آسیبشناسی): مطالعه اختلال در فرایندها یا ساختار طبیعی بدن که باعث بیماری، آسیب یا شرایط دیگر میشود.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع بهینه سازی مصرف انرژی

بستن منو