دانلود پایان نامه ارشد با موضوع 
دوران کودکی، احساس ارزشمندی، روابط بین فردی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع دوران کودکی، احساس ارزشمندی، روابط بین فردی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه

قوانینی پیروی کنند که دیگران از آن قوانین تبعیت میکردند. آنها در دوران کودکی ملاحظه دیگران را نمیکردهاند و خویشتندار نبوده اند. در نتیجه، در بزرگسالی، توانایی مهار تکانههای خود را ندارند و نمیتوانند ارضاء نیازهای آنی خود را به خاطر دستیابی به منافع آتی به تاخیر بیندازند.
از جمله طرحوارههایی که در حوزه سوم دیده میشوند عبارت است از: بیمارانی که طرحواره استحقاق/ بزرگ منشی دارند، خودشان را یک سرو گردن بالاتر از دیگران میدانند و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی برای خودشان قایلند. بیمارانی که این طرحواره را دارند، خود را نسبت به احترام متقابل که پایه و اساس تعاملات اجتماعی سالم است، موظف نمیدانند. آنها اغلب اصرار میکنند که میتوانند هر کاری را که دلشان بخواهد ،بدون توجه به هزینهای که این کار برای دیگران دارد،انجام دهند.آنها دوست دارند به قدرت برسند تا بتوانند برتری خود را به رخ دیگران بکشند(مثل موفق شدن، مشهورشدن، پولدار شدن).این بیماران بیش از حد پرتوقع یا سلطهگرند و در روابط اجتماعی با مشکلات دیگران همدلی نمیکنند.
بیمارانی که طرحواره خویشتن داری/خودانضباطی ناکافی دارند، نمیتوانند برای دستیابی اهدافشان، خویشتنداری نشان دهند و ناکامی را به قدر کافی تحمل کنند.از سوی دیگر نمیتوانند ابراز هیجانها و تکانههایشان را کنترل کنند. در شکلهای خفیف تر این طرحواره، بیماران بر اجتناب از ناراحتی خیلی تأکید می کنند: به عنوان مثال سعی میکنند در روابط بین فردی، تعارضی ایجاد نکنند و از پذیرفتن مسئولیتهای بیشتر طفره میروند.

۲-۱۰-۴ حوزه چهارم:دیگر جهتمندی
بیمارانی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد، به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضاء نیازهای دیگران هستند. آن ها این کار را برای دست یابی به تأیید، تداوم رابطه هیجانی یا اجتناب از انتقام انجام میدهند. این بیماران در روابط اجتماعی تمایل دارند بر پاسخهای دیگران بیشتراز نیازهای خودشان تأکید کنند و اغلب از خشم و تمایلات خودشان ناآگاه هستند. آنها در دوران کودکی آزاد نبودهاند تا از تمایلات طبیعی خودشان پیروی کنند و در بزرگسالی به جای این که از درون جهت یابی شوند از محیط بیرونی تأثیر می پذیرند و از خواستههای دیگران تبعیت میکنند.ریشه تحولی طرحواره های این حوزه، مبتنی بر پذیرش مشروط۱۰۹بوده است. کودکان باید جنبههای مهم شخصیت خود را برای دستیابی به عشق یا تأیید دیگران مهار میکردند. در اکثر این خانوادهها، والدین به جای توجه و اهمیت قایل شدن به نیازهای منحصربه فرد کودک، بیشتر نیازهای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود را مهم میدانند.
از جمله طرحوارههایی که در حوزه چهارم دیده میشوند عبارت است از: بیمارانی که طرحواره اطاعت دارند، کنترل خود را به دست دیگران میسپارند و در برابر آنها تسلیم میشوند، زیرا احساس می کنند مجبورند این کار را انجام دهند.کارکرد طرحواره اطاعت معمولاً اجتناب از خشم، انتقام یا رهاشدگی است. دو شکل عمده این طرحواره عبارتند از:۱) اطاعت از نیازها؛ سرکوب تمایلات و خواستههای فرد و ۲) اطاعت از هیجانها؛ سرکوب پاسخهای هیجانی خصوصاً خشم. طرحواره اطاعت معمولاً با این برداشت همراه است که نیازها و احساسات فرد مهم و ارزشمند نیستند. این طرحواره اغلب به شکل رضایت و اشتیاق وافر برای خرسند کردن دیگران ظاهر میشود، در عین حال که نسبت به نیرنگ و فریب خوردن حساسیت زیادی دارد. اطاعت معمولاً منجر به افزایش تدریجی خشم شده و به شکل علایم ناسازگار ظاهر میشود.
بیمارانی که طرحواره ایثار دارند، نیازهای دیگران را با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایتمندی شخصی ارضاء میکنند. آنها این کار را برای کاهش رنج و گرفتاری دیگران، دوری از گناه، دستیابی به احساس ارزشمندی۱۱۰و تداوم رابطه هیجانی با افراد نیازمند انجام میدهند. بیمارانی که این طرحواره را دارند، اغلب نسبت به رنج دیگران حساسیت زیادی نشان میدهند. آنها مدام با این احساس دست و پنجه نرم میکنند نیازهایشان به طور کافی ارضاء نمیشود و این امر گاهی منجر به احساس دلخوری آنها میشود. این طرحواره با مفهوم دوازده مرحله ای “وابستگی بیمارگونه” همپوشی دارد.
بیمارانی که طرحواره پذیرش جویی/ جلب توجه دارند، دست یابی به تأئید یا توجه دیگران را سرلوحه زندگی خود قرار میدهند. احساس ارزشمندی آنها بیشتر به واکنش دیگران بستگی دارد تا واکنشهای خودشان. این طرحواره اغلب مسائلی از قبیل اشتغال ذهنی زیاد نسبت به منزلت اجتماعی، ظاهر، پول یا موفقیت به عنوان وسیله برای رسیدن به تأئید و توجه دیگران را در برمیگیرد. چنین طرحوارهای، اغلب منجر به تصمیمهای سرنوشتسازی در زندگی میشود که غیرقابل اطمینان هستند و نتایج ناگواری دربردارند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهبزرگسالان، تناسب اندام، سختی استخوان، درجه حرارت

۲-۱۰-۵ حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
بیمارانی که طرحوارههایشان در این حوزه قرار دارد، احساسات و تکانههای خودانگیخته را واپسزنی میکنند. آنها اغلب تلاش میکنند تا بتوانند طبق قواعد انعطاف ناپذیر و درونی شده خود، عمل کنند؛ ولو به قیمت از دست دادن خوشحالی، ابراز عقیده۱۱۱، آرامش خاطر، روابط صمیمی یا سلامتی. دوران کودکی این بیماران پر از خشونت، واپسزدگی و سختگیری بوده و خویشتنداری و فداکاری بیش ازحد۱۱۲بر خودانگیختگی و لذت غلبه داشته است. این بیماران در دوران کودکی به تفریح و شادی کردن تشویق نشده اند و در عوض یاد گرفتهاند که در خصوص حوادث منفی زندگی گوش به زنگ باشند و زندگی را طاقت فرسا درنظر بگیرند. این بیماران معمولاً در احساس بدبینی،نگرانی و ترس به سر میبرند، به طوری که معتقدند اگر نتوانند در تمام لحظات زندگی خود هوشیار و مراقب باشند، ممکن است زندگیشان از هم بپاشد.
از جمله طرحوارههایی که در حوزه پنجم دیده میشوند عبارت است از: بیمارانی که طرحواره منفی گرایی/ بدبینی دارند، به جنبه های منفی زندگی (مثل درد، مرگ، فقدان، ناامیدی، تعارض و خیانت) خیلی توجه میکنند، در حالی که جنبههای مثبت را کم ارزش جلوه میدهند. این بیماران در حین فعال شدن این طرحواره، به طور معمول دست به پیش بینی افراطی میزنند. برای مثال پیشبینی میکنند همیشه کارهای شغلی،اقتصادی و بین فردی به طور اسفناکی اشتباه از آب در میآیند. این بیماران از اشتباه کردن خیلی میترسند.این طرز تفکر به نوبه خود منجر به گرفتاریهای مالی، فقدان، احساس سرافکندگی یا در مخمصه افتادن میشود. از آنجایی که چنین بیمارانی، نتایج منفی احتمالی را اغراق آمیز جلوه میدهند، اغلب ویژگیهایی مثل نگرانی، تشویش، گوش به زنگی، غر زدن و بلاتکلیفی دارند.
بیمارانی که طرحواره بازداری هیجانی دارند، رفتارها، احساسات و روابط بین فردی خودانگیخته شان را محدود میکنند. آنها به طور معمول این کار را برای از مورد انتقاد جلوگیری واقع شدن یا از دست دادن کنترل روی تکانههایشان انجام میدهند. شایعترین حوزههای بازداری عبارتند از: ۱) بازداری خشم ۲) بازداری تکانه های مثبت(مثل شوخی،محبت،برانگیختگی مثبت و بازیگوشی) ۳) مشکل در بیان آسیب پذیری و ۴) تأکید بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجانها. این بیماران اغلب افرادی کسالت آور، مقید، منزوی یا سرد و بیعاطفه به نظر میرسند.
بیمارانی که طرحواره معیارهای سرسختانه/عیبجویی افراطی دارند، معتقدند باید تلاش کنند تا به معیارهای بلندپروازانه خود دست یابند و این کار را بهخاطر اجتناب از عدم تأیید یا خجالتزدگی انجام میدهند. این طرحواره معمولاً منجر به احساس فشار مداوم و عیبجویی افراطی از خود و دیگران میشود. این وضعیت در صورتی به صورت یک طرحواره ناسازگار اولیه در نظر گرفته میشود که منجر به اختلال در سلامت، احساس ارزشمندی، روابط بین فردی یا لذت بردن از زندگی شود. شکلهای بروز این طرحواره عبارتند از: (۱) بی نقصگرایی (مانند”نیاز به انجام دقیق کارها، توجه غیرعادی به جزئیات یا کم برآورد کردن کارایی”) (۲) قواعد “و بایدهای” انعطاف ناپذیر در بسیاری از حوزهها از جمله معیارهای اخلاقی، فرهنگی و مذهبی غیرواقعگرایانه و (۳) اشتغال ذهنی با زمان و بازده کار.
بیمارانی که طرحواره تنبیه دارند، بر این باورند که افراد باید بهخاطر اشتباهات خود سخت تنبیه شوند. در چنین طرحوارهای، تمایل تنبیهی شدیدی وجود دارد نسبت به کسانی که طبق معیارشان عمل نمیکنند (حتی خود فرد). بیمارانی که این طرحواره را دارند معمولاً نمیتوانند از اشتباهات دیگران چشمپوشی کنند و آنها را ببخشند، زیرا نمیتوانند موقعیتهای مشکلزا، نقصها و کمبودهای انسان را مدنظر قرار دهندو از پذیرش این موارد طفره میروند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهعلوم تربیتی، حقوق کودک، پایان نامه، مسئولیت کیفری

۲-۱۱فنونطرحوارهدرمانی
در طرحوارهدرمانی، هدف اصلی تضعیف طرحوارههای ناسازگار اولیه و در صورت امکان ایجاد یک طرحواره سالم میباشد.
بخش اول در درمان ارزیابی جامع وضعیت مراجع است. مهمترین هدف این ارزیابی، شناخت طرحوارههایی است که در ساختار روانشناختی فرد مهمترین طرحوارهها محسوب میشوند.این فرآیند چندین گام دارد؛ ابتدا اطلاعاتی در مورد وقایع و شرایط فعلی مراجع کسب میشود که باعث شدهاند مراجع درخواست کمک از درمانگر نماید. سپس تاریخچه زندگی مراجع بحث میشود و الگوهایی که ممکن است با این طرحوارهها ربط داشته باشند، شناسایی میگردد.پرسشنامه طرحواره یانگ که مراجع آن را تکمیل میکند یک سری از افکار مربوط به طرحوارههای مختلف را در خود جای داده است.
فنون تصویرسازی ذهنی نیز وجود دارند که می توان برای ارزیابی طرحوارهها استفاده شوند. یکی از فنون اختصاصی این است که از مراجع خواسته میشود چشمهای خود را ببندد و تصویر ذهنی از خودش در دوران کودکی به همراه خانوادهاش بسازد.اغلب تصویرهای ذهنی که به وجود می آیند به طرحواره مرکزی ربط دارند.
فنون زیادی وجود دارد که درمانگر می تواند برای کمک به مراجع به منظور تضعیف طرحواره ناسازگارش استفاده نماید.این فنون می تواند به چهار/۴ گروه فنون هیجانی، بین فردی، شناختی و رفتاری تقسیم شوند.
فنون هیجانی: این فنون مراجع را به تجربه و بیان تجربههای هیجانی مشکلاتش تشویق میکند.یکی از این راهها،از مراجع خواسته میشود چشمان خود را ببندد و تصور کند که دارد با شخصی که مستقیماً هیجانهای وی به او مربوط است گفت و گو میکند. آنها تشویق میشوند که هیجانهای خود را تا حد ممکن در این گفتوگوی دوجانبه تصویری بیان کنند.
فنون بین فردی: این فنون در تمایلات اجتماعی مراجعان مهم هستند بنابراین نقش طرحوارهها را میتوانند آشکار کنند.
فنون شناختی: هدف این فنون مورد حمله قرار دادن خطاهای شناختی طرحوارههاست. در شناخت درمانی کوتاه مدت افکار ناکارآمد شناسایی شده و شواهدی علیه آنها جمعآوری میشود. این فنون به مراجعان کمک میکند تا دریچههای دیگری نیز برای نگریستن موقعیت درنظر بگیرند. اولین گام در مبارزه با طرحوارهها از

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهرشد اجتماعی، پیش دبستانی، مهارتهای اجتماعی، بزرگسالان

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu