دانلود تحقیق با موضوع مطالعه

دانلود تحقیق با موضوع مطالعه

دانلود پایان نامه

 

در این باره روایات زیادی در کتب شیعه و اهل سنت نقل شده که درهای توبه تا آخرین لحظات عمر، مادام که انسان مرگ را با چشم خود نبیند باز است.
این روایات را می توانید در کتابهای: بحارالانوار و اصول کافی و درالمنثور و کنزالعمال و تفسیر فخر رازی و تفسیر قرطبی و تفسیر روح البیان و تفسیر روح المعانی و کتب دیگر مطالعه فرمایید، و شاید بتوان گفت این حدیث از احادیث متواتر است.
14-1- عجِبتُ لَمِن یَقنطُ و معهُ الستغفارُ.( حکمت 87، ص374شهیدی، ص1124فیض الاسلام، ص482صبحی صالح)
در شگفتم از کسی که از بخشایش خداوند نا امید است،در حالی که رخصت آمرزش خواهی دارد.
14-2-لا لیفتحَ لعبدٍ بابَ التوبۀِ و یُغلقَ عنهُ بابَالمغفرۀِ.( حکمت435، ص439شهیدی، ص 1289 فیض الاسلام، ص553صبحی صالح)
چنین نیست که در توبه را بر او بگشاید،اما در آمرزش را فرو بندد.
14-3- الاِسغفارُدرجۀُالعلّیّینَ وهو اسمٌ واقعٌ علی ستۀِمعانٌ: أولها الندمُ علی ما مضی والثانی العزمُ علی ترکِ العودِ و الثالثُ أن تؤدِّیَ إلی المخلوقینَ حقوقهُم حتی تلقی اللهَ أملسَ لیسَ علیکَ تبعۀٌ و الرابعُأن تعمدُ إلی کلِّ فریضۀٍ علیکَ ضَیَّعتها فتؤدِّیَ حقَها و الخامسُ أن تعمدَ إلی اللّحمِ الّذی نبَتَ علی السُّحتِ فتذیبهُ بالأحزانِ حتی تُلصقَ الجِلدَ بالعظمِ و ینشأ بینهما لحمٌ جدیدٌ والسادسُ أن تُذیقَ ألمَ الطاعۀِ کما أذَقتهُ حلاوۀَ المعصیۀِ فَعندَ ذلکَ تقولُ أستغفرُاللهَ.( حکمت417،ص436شهیدی، صص1282-1281فیض الاسلام، ص549صبحی صالح)
استغفار درجۀ بلند مرتبگان است وآن اسمی است که با شش معنی : نخست، پشیمانی بر آنچه گذشت. دوم، عزم راسخ در ترک بازگشت، سوم آن که حقوق آفریدگان را ادا کنیتا هنگام دیدار با کردگار از آلودگی گناه پاک باشی وخدا را با پاکی ملاقات کنی. چهارم اینکه واجباتی را که ضایع گذاشته ای، به جای اوری. پنجم این که گوشتی را که از مال حرام بر تو روییده، با اندوه خوردن از بین ببری تا پوستت بر اشتخوانت افتد و گوشتی تازه روید. ششم، آن سان که شیرینی نافرمانی را به تن چشانیده ای، باید که درد طاعت را نیز بر تن بچشانی. آنگاه(که این معانی را به کار بستی) « استغفرالله» بگویی.
گر بنالیدی و مستغفر شدی
نورِ رفته از کرم ظاهر شدی
(دفتر 2 ، بیت 1642)
لیک استغفار هم در دست نیست
ذوق توبه نُقل هر سرمست نیست
(دفتر 2 ، بیت 1643)
این پشیمانی قضایی دیگرست
این پشیمانی بِهِل، حق را پَرَست
(دفتر 4 ، بیت 1339)
عمر بی توبه، همه جان کندن است
مرگِ حاضر، غایب از حق بودن است
(دفتر 5 ، بیت 770)
توبه او جوید، که کرده ست او گناه
آه او گوید که گُم کردست راه
(دفتر 5 ، بیت 832)
گفت: یا رب بارها برگشته ام
توبه ها و عهدها بشکسته ام
(دفتر 5 ، بیت 2256)
توبه ها کرده ست خر با کردگار

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق در مورد ترتیب نزول

بستن منو