دانلود تحقیق با موضوع عرفان و تصوف

دانلود تحقیق با موضوع عرفان و تصوف

دانلود پایان نامه

 

«تجربه‌های گران‌قدر سنایی و عطار در قلمرو شعر تعلیمی و عرفانی پله‌های نردبانی بودند که مولوی با عروج از آن شعر تعلیمی و عرفانی را در قرن هفتم به اوج کمالی دست‌نیافتنی رساند. شور و هیجانات عاطفی که در حدیقهی سنایی حضوری کم‌رنگ و در مثنوی‌های عطار حضوری کم‌وبیش ملموس داشتند، در مثنوی مولوی چنان بالا گرفتند که پهنهی مثنوی را سرشار از تپش و جوشش امواج ناآرام و بی‌قرار خود ساختند» (همان: 255).
«مثنوی معنوی از جهات بسیار با مثنوی‌های تعلیمی پیش از خود شباهت دارد؛ تقریباً تمام معانی و اندیشه‌هایی که در مثنوی مطرح شده‌اند در مثنوی سنایی و عطار نیز آمده‌اند» (همان: 284-283).
«از نظر زبان و بیان نیز حدیقه بسیار فصیح‌تر و به‌قاعده‌تر از مثنوی است و ظرافت‌های هنری آثار عطار در بسیاری از موارد از مثنوی از چشم‌انداز زبان ادبی زیباتر است. با این همه اقبال خوانندگان از خاص و عام به مثنوی مولوی بسیار بیشتر از توجه آنان به آثار سنایی و عطار بوده است» (همان).
معلومات وسیع مولوی در معارف اسلامی از مختصات سبکی این کتاب است و مثنوی کتابی تمثیلی با زبان سمبولیک است که شیوهی آن حکایت در حکایت است. با اینکه مولوی ابیات مثنوی را به صورت بدیهه می‌سرود، این ابیات به طرز عجیبی مشتمل بر صنایع بدیع و بیان در شعر هستند و از وسعت فکر مولانا حکایت می‌کنند.
مولوی در مثنوی می‌کوشد تا همهی مبانی و اصول اولیهی عرفان و تصوف اسلامی را از طلب و عشق گرفته تا مراحل کمال عارف و رسیدن به قرب و معرفت الهی را با تطبیق و تلفیقی از تعلیمات شرع و آیات قرآنی و احادیث، پیش روی مخاطب قرار دهد. افزون بر این مولوی در این کتاب به ذکر اقوال و اعمال منسوب به اهل صوفیه و عرفا و مشایخ بزرگ می‌پردازد و به همین دلیل کتاب مثنوی معنوی مولوی به عنوان یک اثر تعلیمی در میان صوفیان و اهل خانقاه رواج پیدا می‌کند.
زرین‌کوب در مورد کتاب مثنوی معتقد است که این کتاب یک کتاب صرف عرفان نظری نیست، بلکه عرفان عملی را نیز می‌توان در لابه‌لای آن مشاهده کرد.
«در واقع مثنوی برخلاف آنچه اصحاب شیخ صدرالدین و طالبان عرفان نظری طالب آن بوده‌اند، کتابی که عرفان نظری را با تعمیق و تدقیقی شایستهی آثاری چون فصوص و فکوک تعلیم کند، نیست؛ حقایق عرفان کشفی و عملی است» (زرین‌کوب، 1378: 18).
3-2-10 اخلاق در نگاه مولانا
مطابق آموزه ها در طبیعت تضادی دائمی و فراگیر وجود دارد که لازمهی تطور طبیعی است. نشانه ی این اصل فراگیر،که هستی انسانی نیز از آن مستثنی نیست، در همه جا آشکار است. وجود شئون و مراتب مختلف در انسان زاده ی همین اصل است و تضاد بین خیر وشر که هم در فرد و هم در اجتماع انسانی مصداق دارد، از همین واقعیت ناشی میشود:
این جهان جنگ است چون بنگری
ذره با ذره چو دین با کافری
آن یکی ذره همی پرد بچپ
و آن دگر سوی یمین اندر طلب
7-36/6
اختلاف احوال آدمی نیز یکی از مصادیق این تضاد است، این که انسان بطور طبیعی در درون خود دچار نوعی تنازع احوال، یعنی امیال نا سازگار است:
هست احوال خلاف یکدیگر
هریکی با هم مخالف در اثر
51/6
همچو مجنون اند و چون ناقه اش یقین
میکشد آن پیش و این واپس بکین
1532/4
جان گشاید سوی بالا بال ها
در زده تن در زمین چنگال ها
5-1544/4
وجود امیال متضاد نشان دهنده طبیعت دو سرشتی یا دو حیث وجودی انسان است، که معمولا عقل و نفش خوانده میشوند. نفس نماینده ی عالم خلق و اصل شر، و عقل یا دل، نماینده ی عالم امر. و اخگر الهی وجود انسان است. گویی دو داعیه ی مخالف در آدمی هست که هر یک او را به سوی خود میخواند و در انجام ها عمل ناچار یکی از آنها بر دیگری غلبه میابد.
این تضاد درونیف زمینه ساز حرکت وجودی انسان میگردد و وجود دو داعیه ی مخالف، اختیار ذاتی او را رقم میزند. پس، دست کم در برخی موارد، انسان خود را بر سر دو راهی انجام یا ترک فعل و قادر به اجابت هر یک از تین دو داعی مخالف میابد:
نور باقی پهلوی دنیای دون

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه درمورد کنوانسیون های بین المللی

Close Menu