دانلود تحقیق با موضوع ظاهر و باطن

دانلود تحقیق با موضوع ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه

 

در تمام مواردى که جان و ناموس انسان به خطر مى افتد و براى نجات از خطر راهى جز توسّل به دروغ نیست .
تمام موارد را مى توان در یک قاعده کلى خلاصه کرد و آن این که هدف هاى مهمترى به خطر بیفتد و براى دفع آن خطرات، توسّل به دروغ ضرورت داشته باشد،و به تعبیر دیگر تمام این موارد مشمول قاعده اهم و مهم است فى المثل انسان در چنگال جمعى متعصّب و بى منطق و بى رحم گرفتار مى شوند و از مذهب او سؤ ال مى کنند اگر حقیقت بگویید فورا خون او را مى ریزند عقل و شرع در اینجا اجازه مى دهند که انسان با پاسخ دروغین جان خود را از شرّ آنها نجات دهد. یا در مواردى که اختلاف شدیدى در میان دو نفر بروز کرده و انسان مى تواند با گفتن دروغى (مثلا فلان کس به تو علاقه زیاد دارد و بارها در پشت سر ذکر خیر شما را مى گفت ) صلح و صفا و آشتى در میان آن دو برقرار سازد و امثال این اهداف مهم، نه این که انسان به خاطر منافع شخصى و کارهاى جزئى متوسّل به دروغ شود، و این استثنائات ضرورى را دستاویزى براى توسّل به دروغ سازد، و به بهانه استفاده از استثنائات دروغ براى هر موضوع جزئى دروغ بگوید.
در واقع تجویز دروغ در این موارد مانند حلال بودن خوردن مُردار (اکل میته) در موارد ضرورت است که باید به مقدار ضرورت و تنها در مواردى که راهى جز آن نیست اکتفا شود.
دلیل این استثنائات علاوه بر قاعده عقلى بالا (قاعده اهم و مهم ) روایات متعددى است که منابع مختلف اسلامى از معصومین علیهم السّلام نقل شده است .
در حدیث معروفى از امام صادق علیه السّلام مى خوانیم «لیس شى ء ممّا حرّم اللّه الّا وقد اءحلّه لمن اضطرّ الیه ؛ هیچ حرامى الهى نیست مگر این که خداوند آن را براى کسى که مضطر شده است حلال فرموده.
از حضرت على علیه السّلام نقل شده است که مى گوید رسول خدا صلىّ اللّه علیه وآله و سلّم فرمود«احلف باللّه کاذبا و نجّ اءخاک من القتل ؛ سوگند دروغ به نام خدا یاد کن و برادرت را از کشته شدن (به ناحق ) نجات دِه»
در حدیث دیگرى از همان حضرت صلىّ اللّه علیه وآله و سلّم آمده است که فرمود«کلّ الکذب یکتب على ابن آدم الّا رجل کذب بین رجلین یصلح بینهما؛ هر دروغى در نامه عمل انسان نوشته مى شود، مگر کسى که دروغ در میان دو نفر بگوید تا میان آن دو صلح برقرار گردد».
در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السّلام آمده است «الکذب مذموم الّا فى اءمرین دفع شَرّ الظّلمه و اصلاح ذات البین ؛ دروغ نکوهیدن است مگر در دو چیز، دفع شرّ ظالمان و اصلاح ذات البین »
در حدیث دیگرى از رسول خدا صلىّ اللّه علیه وآله و سلّم چنین نقل شده است «کلّ الکذب مکتوب کذبا لامحاله الّا اءن یکذب الرّجل فى الحرب فانّ الحرب خدعه اءو یکون بین رجلین شخناء فیصلح بینهما او یحدّث امراءته یرضیها؛ تمام دروغ ها حتما دروغ نوشته مى شود، مگر این که انسان در جنگ دروغ بگوید، زیرا (یکى از طرق پیروزى در) جنگ فریب (دشمن ) است، یا در میان دو نفر کینه و عداوتى باشد و او (به وسیله دروغ ) میان آنها صلح و آشتى برقرار سازد، یا با همسرش سخن مى گوید (که واقعیت ندارد) به خاطر این که او را راضى کند.
منظور از جمله اخیر این نیست که انسان هر چه بخواهد به همسرش دروغ بگوید بلکه ناظر به مواردى است که همسر انسان توقّعات نابجایى دارد، که در امکانات شوهر نمى گنجد، او با وعده دروغین، سرو صداى او را خاموش مى کند، و اى بسا با گذشت زمان فراموش مى شود، و درگیرى و منازعه اى پیش نخواهد آمد. این معنى در مورد توقّعات غیر منطقى شوهر نیز صادق است، و در بعضى از روایات نیز به آن اشاره شده است.
أیها الناسُ من سلکَ الطریقَ الواضحَ وردَ الماءَ و من وقعَ خالفَ وقعَ فی التّیهِ.(خطبۀ201، ص237شهیدی،صص650-649فیض الاسلام، ص319صبحی صالح)
ای مردم!هر کس راه آشکا ر را پیماید، به آب رسد. و هرکس بیراهه رود،در بیابان بی آب و علف قرارگیرد.
بنا اهتدَیتُم فی الظَّلماءِ و تسَنَّمتُم ذُروَۀَ العلیاءِ و بنا أَفجَرتم عنِ السِّرارِ. الیومَ تواقَفنا علی سبیلِ الحقِّ والباطلِ مَن وثقَ بماءٍ لم یظمأ.( خطبۀ4، ص12شهیدی،ص55فیض الاسلام، ص51صبحی صالح)
به نور هدایت ما از تیرگی بیرون آمدیدو به بلندترین پایه بر آمدید. و به یاری ما از شب تاریک (به سپیدۀ روشن) در آمدید.
امروز ما بر دو راهی حق و باطل قرارگرفته ایم. هر کس به وجود آب یقین داشته باشد، تشنه نمی شود.
کی دروغی قیمت آرَد بی زِ راست در دو عالم هر دروغ از راست خاست
(بیت2220،دفتر6)
اگر حرف راست وجود نداشته باشد، حرف دروغ چگونه ممکن است خریدار پیدا کند؟ یعنی مردم به امید شنیدن حرف راست، حرف دروغ را نیز باور می دارند. هر دروغی که در ظاهر و باطن آدمی ظهورکند از راست نشأت گرفته است.
راست را دید او روا جی و فروغ بر امید آن ،روان کرد او دروغ
(بیت2221،دفتر6)
چون آدم دروغگو می بیند که سخن راست مطلوب همگان است و نزد هرکس رایج و پر رونق است، پس به امید آن که مردم، دروغ او را راست پندارند به دروغگویی اقدام کند.
مر تو را صدقِ تو، طالب کرده بود
مر مرا جدّ وطلب، صدقی گشود
(بیت 3006، دفتر 2، ص 726)
همانا صداقت تو سبب شد که اهل طلب شوی و اما تلاش و طلب نیز راه صداقت را برای من گشوده ساخت.
صدقِ تو آورد در جُستن تو را
جُستنم آورد در صدقی مرا

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوعانسجام اجتماعی، انحراف معیار، زندگی کاری

بستن منو