دانلود تحقیق با موضوع جنبه های درونی

دانلود تحقیق با موضوع جنبه های درونی

دانلود پایان نامه

 

شیر صافی پهلوی جوهای خون
چون درو گامی زنی بی احتیاط
شیر تو خون میشود از اختلاط
14-13/2
به همین دلیل فعل اخلاقی معنا پیدا میکند. انسان ذاتا هویتی اخلاقی دارد، او را از یافت خوب و بد و درست و نادرست و مواجهه ی با آن ها گریزی نیست، پس اخلاق برای او معنا دار است. او با انتخاب گریز ناپذیر ذاتی و دائمی خود به خویش تعین میبخشد، یعنی با هر عمل اختیاری از قوه به فعلیت گام بر میدارد و شخصیت واقعی خود را میسازد:
«بعضی آدمیان متابعت عقل چندان کردند که به کلی ملک گشتند و نور محض گشتند،… و بعضی را شهوت بر عقلشان غالب گشت تا به کلی حکم حیوان گرفتند و بتعضی در تنازع مانده اند».
در مثنوی نوعی غایت گرایی اخلاقی به وضوج تایید میشود، یعنی ابیات بسیاری وجود دارد که افعال اخلاقی را برای نیل به نتایج خاصی توصیه میکنند. در عین این که مثنوی نسبت به نتایج خارجی و ثانوی اعمال، اعم از فردی یا اجتماعی بی اعتنا نیست، اما نتیجه ای که اولا و بالذایت در توصیه ها یا توصیفات اخلاقی مثنوی مورد نظر قرار گرفته، ماندگارترین و غایی ترین اثر نتیجه ی عملت، یعنی اثر آن بر جان آدمی است.
این نتیجه گاه در صورت سعادت اخروی انسان و گاه به شکل آرمان ها و فضایل اخلاقی چون صدق، صفا، پاکی، حلم و یا آرمان ها ی روحی و روانی چون شادی و راحتی جان مطرح شده اند، اما به هر حال غایت در همه ی آنها کمال روحی و باطنی انسان است:
پس ریاضت را به جان شو مشتری
چون سپردی تن به خدمت جان بری
3395/3
بدین ترتیب میتوان چنین ابیاتی را موید این نظریه دانست که حست اخلاقی متعلق به فعلی است که نتیجه نهایی آن کمال و رشد انسان باشد.
همچنین شواهد مختلفی نشان میدهد که از نظر مولانا، عمل، به معنایی فراتر از معنای عرفی آن به کار رفته است. عمل انسان، به تنظر مراتب وجودی او، دارای لایه های و سطوح مختلفی است که بعد ظاهری و جسمانی نازل ترین سطح آن است. جنبه ی فیزیکی عمل فقط نمایان ارین وجه ظهور حقیقتی است که ریشه در درون و حقیقت انسان دارد:
این گواهی چیست اظهار نهان
خواه قول و خواه فعل وغیر آن
که عرض اظهار سر جوهرست
وصف باقی وین عرض بر معبر ست
7-246/5
به عبارت دیگر توجه مولانا به پرورش فضایل و کسب جمال دل، از توجه او به اعمال جدا نیست. نه غایت گرایی مثنوی، نظریه ای است صرفا ناظر به عمل، به معنای عرفی آن، که توجه به جنبه های درونی و وجودی فاعل اخلاقی را در درجه دوم قرار دهد، و نه فضیلت گرایی ان توجه خود را بع منش فاعل اخلاقی چنان معطوف میکند که عمل و نتایج آن کم اهمیت تلقی شود. با در نظر گرفتن این مطلب، در مثنوی، غایت گرایی و فضیلت گرایی دو نظریه ی بدیل و در عرض یکدیگر نیستند و به همین دلیل میتوان گفت نوعی غایت گرایی ناظر به فضیلت با فضیلت گرا مورد تایید مولاناست.
از سوی دیگر، ابیاتی وجود دارند که به وضوح مخالف چنین نتیجه ای هستند و به نظر میرسد که نوعی تکلیف گرایی را تایید میکنند. یعنی فعلی را از نظر اخلاقی درست میدانند که فارغ از هرگونه توجه به نتیجه و تنها برای انجام تکلیف الهی صورت گرفته باشد:
امر حق جانست و ما آن را تبع
او طمع فرمود ذل من طمع
چون طمع خواهد ز من سلطان دین
خاک بر فرق قناعت بعد از این
او مذلت خواست کی عزت تنم
او گدایی خواست کی میری کنم
6-2494/5

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد کشورهای درحال توسعه

Close Menu