خرید پایان نامه :
وسلم-

خرید پایان نامه : وسلم-

دانلود پایان نامه

اختلاف در تألیف آیات، حمل آیاتی که بنابر شأن نزول ها و تبیین پیامبر اکرم- صلی الله علیه وآله- درباره ی ولایت اهل بیت- علیهم السلام- بوده، ولی دیگران برخلاف آن حمل کرده اند و… می باشد. شاهد بر این مطلب کتاب هایی دراین زمینه است که هم اکنون در دسترس ماست, مانند کتاب القراءات[یا التنزیل والتحریف]از احمد بن محمد سیاری[که شاید گسترده ترین کتاب دراین باره باشد]. هر کس با دیده ی انصاف به مضامین احادیث این کتاب بنگرد، خواهد دید که اکثر احادیث این کتاب از موضع نزاع- تحریف درالفاظ قرآن- بیرون است. در واقع می توان ادعا نمود که هر چند اکثر این کتاب ها مفقودند، لیکن چون مضامین احادیث آنها در لابه لای کتاب ها و نقل قول های دیگران آمده، می توان حدس زد که محتوای آنها زیاد نیست.»(مجلسی ، 1403ق ، 6/6)
2-11- ادله عدم تحریف قرآن:
2-11-1- آیات قرآن:
براساس تحقیقات انجام شده پیرامون این موضوع آیات و تفاسیر متعددی یافت می شود که فقط به این دو آیه که بر عدم تحریف قرآن دلالت می‌کند اشاره می کنیم:
الف. « إِنَّا نحَْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحََافِظُون»= البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم آن را محققا محفوظ خواهیم داشت. (9 / حجر). این آیه به صراحت دلالت بر عدم تحریف قرآن دارد منظور از ذکر در این آیه قرآن است که از تحریف مصون بماند.
ب. «خداوند به سوی شما ذکری فرستاد، فرستاده‌ای که آیات خدا را بر شما تلاوت می‌نماید»(65/هود) به نظرمی رسد منظور از این آیه ذکر رسول خدا است که از شرّ اشرار محفوظ بماند.در نتیجه منظور از ذکر در هر دو آیه، قرآن است نه پیامبر. بنابراین هیچ گونه بطلان که تحریف نیز یکی از مصادیق آن است نمی‌تواند به ساحت قدس قرآن راه یابد.
2-11-2- روایات:
الف . یکی از روایاتی که بر عدم تحریف قرآن دلالت می‌کند:
«حدیث ثقلین است که از رسول خدا ـ صلّی الله علیه وآله ـ به تواتر از علمای عامه و خاصه نقل گردیده است. در این احادیث رسول خدا قرآن و عترت – اهل بیت- را جانشین خود معرفی نموده که هم دوش وغیرقابل انفکاک از همدیگر می‌باشند ودر میان مردم تاروز قیامت باقی می‌مانند تا در پیشگاه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ درحوض کوثر وارد بر او گردند.
کسانی که قائل به تحریف هستند اکثر آنان تحریف را تنها در آیات مربوط به بحث ولایت و مشابه آن می‌دانند، در صورتی که آیات ولایت نیز شدید لازم التمسک و لازم التبعیه است، وآیات لازم التمسک هم طبق اخبار ثقلین قابل تحریف نیستند و همان طوری که توضیح داده شده از تحریف و تغییر مصون و محفوظ می‌باشد، و از اخبار متواتر ثقلین استفاده می‌شود که قرآن وعترت دو مدرک ومرجع اصلی و مستقل هستند، ‌که از این دو منبع مستقلا باید پیروی کرد و تمسک جستن به اخبار ثقلین برامت اسلامی واجب ولازم است و به همین دلیل علمای شیعه به اخبار ثقلین تصریح کرده‌اند. بنابراین قول به تحریف به طور مسلم باطل است.
استدلال به حدیث ثقلین بر عدم تحریف قرآن از دو جهت است:
اولا: قول به تحریف مسلتزم عدم وجوب تمسک به کتاب منزل می‌باشد. و لکن وجوب تمسک به قرآن و عترت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در میان مردم الی یوم القیامه ماندنی است و هرگز جداشدنی نیست، واین روایت دلالت بر عدم اقتران کتاب و عترت دارد. بر این استدلال اشکال کرده و می‌گویند: اخبار ثقلین تنها بر نفی تحریف در آیات فقهی احکام قرآن دلالت می‌کند نه همه آیات قرآن در صورتی که اخبار ثقلین از مواردی است که مردم به آن تمسک جسته‌اند.»((طاهری خرم آبادی،1389،349) پس وقوع تحریف درآیات دیگری از آن نفی نمی‌شود؟
آیت الله العظمی خویی– رحمت اله علیه – جواب داده است:

«به نظرما این گفتار پایه محکم و اساس ندارد، زیرا خداوند تمام آیات را برای هدایت وراهنمایی بشر فرستاده است، وهمه آیات قرآن انسان را به سوی سعادت جاودانی وکمال انسانی رهبری می‌کند.
ودر این صورت تفاوتی درمیان آیات فقهی و غیرفقهی قرآن وجود ندارد. چنان چه این مسئله رادر بیان فضیلت قرآن گفتیم که ظاهر قرآن گاهی به صورت قصه و داستان است وگاهی باطن آن موعظه و راهنمایی و حکمت بوده و یا حکمی از احکام خدا را بازگو می‌کند.»(خویی، 1375، 95)
ثانیا: قول به تحریف مقتضی سقوط قرآن از حجیت و اعتبار است؟
ثالثا:« از اخبار متواتر ثقلین چنین بر می‌آید که خود قرآن یک حجت و مدرک مستقل و یکی از دو مرجع اصیل اسلامی می‌باشد، یکی قرآن و دیگری اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ که از این هر دو مدرک باید مستقلا پیروی گردد. »(طاهری خرم آبادی،1389،351-349)
باتوجه به تحقیقات نگارنده چنین به نظرمی رسدکه داستان تحریف قرآن و روایات یک داستان بی‌اساس وخیالی بیش نیست وکسی چنین داستانی را قبول نمی‌کند مگر این که پیرامون این موضوع تحقیق و تدبر ننماید.
همه مسلمانان معتقد به عدم تحریف قرآن هستند، و این جواب به طور اطلاق بر شبهات وارده بر مسلمین داده شد. و در حقیقت این اتهام تحریف قرآن به فریقین از ناحیه‌ی علمای یهودو نصارا می‌باشد.
2-12- غلو و بدعت
2-12- 1- معنای لغوی غلو:
درطول تاریخ افراد یاگروه هایی بوده اند که در حق پیامبران و اولیای الهی غلو کرده اند واین انکار ناپذیر است ولی متاسفانه درمواردی درکلمات مغرضان و معاندین وجاهلان را می بینیم که این عنوان را به شیعه نسبت داده اند. به عنوان مثال: «غالیان از شیعه عقاید اصلی شیعه عقاید اصلی تشیع، از قبیل: بداء، رجعت، عصمت و علم لدنی را تاسیس نمودندکه بعدها به عنوان مبادی رسمی برای تشیع شناخته شد… .»(زبیدی، بی تا،8/194)
«واژه غلو در مقابل تقصیر است، در لغت به معنای تجاوز از حد و افراط در شیء است. یعنی تعریف و تمجید از شخصی که بیش ازآنچه در اوست وصف شود.»(انصاری بویراحمدی، 1389، 22)
«اهل لغت، معانی متعددی را برای غلو بیان کرده اند؛ افراط، زیاده روی، تجاوز از حد وحدود، مبالغه، اغراق، هیجان، ستایش بسیار، فوران وتندروی.» (همان)

اما معنایی که با مفهوم اصطلاحی آن هم خوانی دارد، عبارت است از: «تجاوز و بالا رفتن هر چیز از حد و اندازه ی خود» (راغب اصفهانی ،1404،580)
برخی تعبیرات هم ردیف غلو عبارت اند از :
«غُلواء، اَغلی، مغالاه، غَلی، غال، غُلاه، تُغالی.»= جوشش فراوان، گران تر از متداول، مبالغه، جوش، تند رو وافراطی وافراط کردن در ستایش.(انصاری بویراحمدی، 1389، 22)
ممکن است گفته شودکه غلو به معنای تجاوز و تعدی است، پس چرا شیعه حساسیت فوق العاده و ویژه ای در محکومیت عمل به آن نشان می دهد؟
حساسیت شیعه به غلو، تنها ازآن جهت نیست که شخصی مبالغه و یا به حدود تعدی وتجاوز کند، گرچه کامه تعدی به معنای افراط و تجاوز ازحد است، اما کلمه غلو جایی به کار می رود که تجاوز از حدزیاد باشد. منظور، اگر چه همین هم از نظر شیعه مردود و قبیح است اما حساسیت شیعه به جهت ورود خرافه، بدعت، عوام فریبی، تنزل دادن مقام و عظمت الوهیت و… درمعارف دینی است.
«غلو وخرافات دراعتقادات، مثل اعتقاد اهل حق به خدا بودن امام علی- علیه السلام- واین قبیل غلوکردن ها از خطرناک ترین ومخرب ترین انواع غلو به حساب می آید؛ زیرا اینان از طرفی درارتقای عظمت بنده خدا غلو می کنند وآن را در حدخدایی قرار می دهند و از سوی دیگر عظمت الهی رادرحد بنده خدا پایین می آورند.»(انصاری بویراحمدی، 1389، 22)
مبارزه بااعتقاد غلوآمیزبه دلیل سوءآن دراعتقادات و فرهنگ صحیح اسلام،اهمیت فراوان دارد.
2-13- معنای اصطلاحی غلو:
غلو از منظر لغت شناسان واز نظر لغوی گستره فراوانی دارد اما از نظر اصطلاحی درعلوم مختلف، همچون: فرقه شناسی، علم کلام، علم رجال و… معنای مخصوص به خود وگستره محدودتری دارد. « تشخیص غلو به معنای خاص و اصطلاحی آن، تبیین حدود و مرز آن در مکتب اسلام نیازمند حساسیت فوق العاده و برخورداری از علم کافی به مبانی کلامی اسلام، اشراف به علم حدیث، رجال فهم و درک عمیق و دقیق از مراتب خداشناسی است.
در مکتب اسلام، اتهام اصطلاح غلو، به صورت عمده گرداگرد موضوع اهل بیت- علیه السلام- به ویژه درجنبه های علم امام و قدرت امام ویا درنهایت الوهیت آنان دور می زند.»( انصاری بویراحمدی،1389 ،23)
به کارگیری معنای لغوی غلو،عام و فراگیر است؛ به گونه ای که در موضوعات مختلف کاربرددارد اما معنای اصطلاحی آن به طور عمده در موضوع عقاید نسبت به ادیان ومعارف دینی،همچون غلو درذات وغلو درصفات کاربرد دارد. به نظر می رسد بنا به تحقیقات به عمل آمده بهترین معنا در اصطلاح علم کلام برای غلو عبارت است از:
تجاوز و تفریط بیش ازحد معقول ازعقیده صحیح و درست درباره ائمه اطهار– علیهالسلام- وپیشوایان دینی به گونه ای که آنان را ازحد خود بالابرده مقام ومرتبه ای که دارای آن نیستند، به آنها نسبت دهند و به آن معتقد شوند.
با عنایت به این تعریف، «غلات به کسانی گفته می شودکه به افراط گرایی، عصبات مذهبی اغراق آمیز و تحسین وتمجید بیش از حد و اندازه، برای بالا بردن مقام و منزلت پیشوا و شخصیت محبوب و مورد نظر دچارمی شوند؛ مثل اینکه شخصی امام و پیشوای خود را مستقلا و بدون اذن و اراده الهی دارای بعضی مقامات و اوصاف الهی مثل ولایت تکوینی و تشریعی بداند. خطرناک ترین نوع مخرب آن، اعتقاد به الوهیت برای غیر خداوند قادر متعال است.» ( انصاری بویراحمدی،1389،29)
2-14- ریشه های تاریخی غلو دراسلام:
نتیجه پژوهش و تحقیق در منابع اصیل صدراسلام بیانگر آن است که ریشه اصلی غلو درمکتب اسلام، ازفرقه های اهل سنت است که دلایل و مستندات تاریخی بسیاری دارد.
با تحقیقات به عمل آمده به نظرمی رسد برخی اندیشمندان معتقد هستند که ریشه های اولیه غلات، در فرقه های منتسب به اهل سنت پدید آمده است. برخی نویسندگان اهل سنت، غلو در حق خلفا رابه جایی رسانده اند که مقام آنان را ازمقام پیامبر صلی الله علیه آله وسلم- برتر شمرده و رسول خاتم- صلی الله علیه آله وسلم- را ادامه دهنده راه خلفا خوانده اند.
«علامه امینی ازغلو این گونه پرده بر می دارد: «وَ اتَّبِع سَبِیلَ مَن انابَ إلَیَّ» که منظور ابوبکر است. دقت درغلو دیگری ازآنان حیرت آور و تعجب برانگیز است. آنان در این نمونه، حتی خداوند متعال وپیامبر صلی الله علیه آله وسلم- را نیز در مرتبه بعد از ابوبکر قرار داده اند.
یا هدف از حروف مقطعه اول سوره بقره که می فرماید: « الم(1)ذَالِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ(2)»= الم (از رموز قرآن است). (1)این کتاب که هیچ شک در آن نیست، راهنماى پرهیزگاران است.(2) ( بقره /2-1 ) ؛ الف را ابوبکر، لام را الله و م را محمد صلی الله علیه آله وسلم – معرفی کرده اند.»(انصاری بویر احمدی،1389،29)
پیروان مکتب خلفا، حتی در کتب صحاح سته خویش، غلو نسبت به خلفا راآورده اند و به خاتم الانبیاء صلی الله علیه آله وسلم- نسبت داده اند:
«عثمان مردی است که ملائکه از او حیا می کنند، در مواردی هم حیای پیامبر اکرم از او را نقل می کنند، درحالی که پیامبر چنین حیایی را از ابوبکر و عمر نداشته است.»(مسلم، 1401، 7/116)
برخی از اهل سنت برای رسمیت و مشروعیت دادن به غلو، نام رسول خدا- صلی الله علیه آله وسلم – را نیز با خود همراه کرده و به منقبت تراشی پرداخته اند.
«ازپیامبر- صلی الله علیه آله وسلم- نقل می کنند که جبرئیل برای معاویه قلمی از طلا آورد و به او سلام رساند و از او خواست، آیت الکرسی را با آن قلم بنویسدکه تا روز قیامت هرکسی آیه الکرسی را بخواند، ثوابی هم نصیب معاویه شود.»(امینی، 1389، 11/76)
البته آنان رافراموش کرده اندکه بنویسند، معاویه با همین قلم نیز دستور قتل ولعن اهل بیت پیامبر -صلی الله علیه آله وسلم- را صادر می کرد. من شهر علم هستم وعلی درآن شهر و معاویه حلقه آن در است. قابل توجه اینکه آنان ابتدا به حلقه درب بودن هم راضی بودند، اما افزایش غلو را باخالی نمودن عرصه بنگرید. از ابوهریره نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه آله وسلم-فرمود:«امین ها نزد خداوند سه نفر هستند: من، جبرئیل و معاویه.» (امینی، 1389، 11/95-78)

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد کنوانسیون های بین المللی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«در حدیث فوق، به ظاهر خلعت معاویه برای جاعلان، آن چنان گران قیمت بوده است که جاعلان حدیث فراموش کرده اند، جایی برای خلفا باقی بگذارند!!! از کجا بدانیم که اگر عمر معاویه، کفاف بیشتری می داد، فریاد: اَنا ربُّکُم الاعَلی سر نمی داد.» (انصاری بویراحمدی، 1389،31)
به نظر نگارنده انگیزه اصلی معاندت ودشمنی باائمه معصوم– علیهم السلام- برخورداری ازویژگی ها، خصائص برتر، امتیازات بسیار و اوصاف منحصربه فردر وجود مقدس آنان بوده است. حسادت به این امتیازات وتاب نیاوردن دربرابر بزرگی و قداست آنان، از طرفی و طمع در جایگاه، شأنیت و منزلت والای آنان، برخی را وادارکرد که اوصاف و کراماتی را به خود و بزرگانشان نسبت دهند. هدف آنها این بود که بدین وسیله رفع نقص و تحصیل مشروعیت کنند. از این رو با کمک چاپلوسان وجاعلان حدیث کوشیدند با غلو درخصایص نکوهیده، خود را هم ردیف اهل بیت- علیه السلام- قرار دهند.
«غلو در جوامع بشری سابقه ای دیرینه دارد. احساسات افراطی و اغراق گرایانه منحصر به امت اسلام نیست بلکه درتمام ادوار تاریخ، مصادیق فراوانی دارد. اگر تحقیقات وسیع معرفت شناسی، روان شناسی وجامعه شناسی به عمل آید، درمی یابیم که حتی بت پرستان، ابتدا بت رابرآورنده حاجت وشفیع می دانسته و تقدیس می کرده اند اما درگذر زمان به دلیل زیاده روی درپناه آوردن و درخواست حوایج از بت ها، آنان را درحد خدایی تقدیس کرده و در نهایت بت ها را با عنوان معبود وخالق برگزیده اند. با توجه به آیات قرآن کریم، غلو دارای سابقه تاریخی طولانی است و درادیان الهی دیگر نیز وجود داشته است.» (انصاری بویراحمدی، 1389، 24)
2-15- غلو از دیدگاه قرآن:
قرآن کریم درآیات متعددی، موارد ابتلا به غلو را ناپسند خوانده واز آن نهی فرموده است. اقوام و ادیان یهود ونصارا را ازاعتقاد به فرزند داشتن خداوند برحذر می دارد.در قرآن کریم لفظ لاتغلوا به معنای واقعی غلو آمده است:
«یَأَهْلَ الْکِتَابِ لَا تَغْلُواْ فىِ دِینِکُمْ وَ لَا تَقُولُواْ عَلىَ اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسىَ ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقَائهَا إِلىَ‏ مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِّنْهُ فَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَا تَقُولُواْ ثَلَاثَهٌ انتَهُواْ خَیرًا لَّکُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ وَ کَفَى‏ بِاللَّهِ وَکِیلا»= اى اهل کتاب، در دین خود اندازه نگه دارید، و درباره خدا جز به راستى سخن نگویید در حق مسیح عیسى بن مریم جز این نشاید گفت که او رسول خداست و کلمه الهى است که به مریم فرستاده و روحى از عالم الوهیت است پس به خدا و همه فرستادگانش ایمان آورید و به تثلیث قائل نشوید (اب و ابن و روح القدس را خدا نخوانید)، از این گفتار شرک باز ایستید که براى شما بهتر است، جز خداى یکتا خدایى نیست و منزّه و برتر از آن است که او را فرزندى باشد، هر چه در آسمان و زمین است همه ملک او است و خدا تنها به نگهبانى (همه موجودات) کافى است.(نساء/171).خداوند متعال در سوره نساء به طور مستقیم به اهل کتاب دستور می دهد تا غلو نکنند و در آیه 77 سوره مبارکه مائده پیامبر اکرم -صلی الله علیه آله وسلم – را مأمور ابلاغ نهی از غلو می کند؛
«قُلْ یَأَهْلَ الْکِتَابِ لَا تَغْلُواْ فىِ دِینِکُمْ غَیرَ الْحَقّ‏ِ وَ لَا تَتَّبِعُواْ أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَ أَضَلُّواْ کَثِیرًا وَ ضَلُّواْ عَن سَوَاءِ السَّبِیل»=بگو: اى اهل کتاب، در دین خود به ناحق غلو نکنید و از پى خواهش‏هاى آن گروه که خود پیش از این گمراه شدند و بسیارى را گمراه کردند و از راه راست دور افتادند نروید.(مائده/77). – پیامبر بگو: ای اهل

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درمورد شهرهای اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو