حقوق بشر

حقوق بشر

دانلود پایان نامه

ناتوانی به خصوص در میان جوانان می‌‌باشد. بنابراین پیشگیری از حوادث از اولویت بالایی‌ در کشور‌های توسعه یافته برخوردار است. بسیاری از کشورها پیش از این اقدامات موثری را برای کاهش حوادث خانگی، ترافیکی و شغلی‌ از طریق کمپین‌های آموزش عمومی‌، بهبود اقدامات ایمنی و تصویب قوانین اجرا کرده اند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در حال حاضر جدا از حوادث، بیماری‌های جسمی‌ مزمن مانند بیماری‌های قلبی عروقی، ریوی و روانی‌ ناشی‌ از اختلالات ژنتیکی، دردهای مزمن و صدمات جسمانی، بخش عمده‌ای از تمام معلولیت‌ها در کشورهای توسعه یافته را شامل می شود. اختلالات روانی‌، سوء مصرف الکل و مواد مخدر نیز در حال افزایش است. و اگر چه برخی‌ روش‌های احتمالا موثر برای پیشگیری از آنها پیشنهاد شده ولی‌ اجرای آن با مشکلات خاصی‌ روبرو است. مراقبت‌های پزشکی‌ مدرن و اقدامات درمانی با هدف زندگی‌ طولانی‌ نیز برخی‌ اوقات بروز ناتوانی را افزایش می دهد. برای مثال ناتوانی در بیمارانی که در گذشته ممکن نبود از حادثه‌ای جدی نجات یابند، ناتوانی در بیماران سرطانی بعد از عمل جراحی و شیمی‌ درمانی فشرده، و ناتوانی در کسانی‌ که از سکته مغزی و بیماری‌های قلبی عروقی شدید و پیچیده زنده مانده اند.
در بسیاری از گزارش‌ها از کشور‌های در حال توسعه مواد غذایی‌ و مسکن فقیر، فقدان بهداشت عمومی‌، تخریب محیط زیست، آموزش و پرورش و اطلاعات ناکافی در مورد سلامتی، بی‌ سوادی در میان عوامل موثر بر ناتوانی که مرتبط با توسعه نیافتگی هستند ذکر شده است.

پیشگیری سطح اول؛ از جمله علل اصلی‌ بروز اختلالات ناتوان کننده در این کشور‌ها سوء تغذیه و تغذیه نامناسب، بیماری‌های واگیر، پایین بودن سطح کیفیت درمان و حوادث و تصادفات است. این عوامل علت اصلی‌ تقریبا ۷۰% از تمام موارد معلولیت در کشور‌های در حال توسعه هستند.
از آنجایی که اختلالات منتج از این عوامل تا حد زیادی کودکان و نوزادان را تحت تاثیر قرار می دهد لذا عامل اصلی‌ ناتوانی‌های بلند مدت که افراد را تمام عمر درگیر خود می کنند نیز هستند. بنابراین انتظار می رود که مهمترین و بزرگترین اقدامات پیشگیرانه در میان کودکان صورت گیرد. به علاوه از آنجایی که میزان مرگ و میر در میان کودکان و نوزادان ناتوان نسبت به سایر کودکان بیشتر است، تاثیر اقدامات پیشگیرانه را می‌توان با توجه به تغییرات در میزان مرگ ومیر آنها ارزیابی کرد.

پیشگیری سطح دوم؛ زمانی‌ که اختلال ایجاد می شود، هر زمانی‌ که ممکن باشد باید از ناتوانی بلند مدت جلوگیری شود. این مهم نیازمند تشخیص اولیه و به دنبال آن مراقبت‌های درمانی مناسب است.
سه بخش درمانی از اهمیت بالایی‌ برخوردارند: ۱- تهیه‌ دارو‌های مناسب (برای مثال، برای جذام، سل، عفونت گوش، بیماری صرع، دیابت و فشار خون) ۲- عمل جراحی ضروری (برای مثال، در درمان زخم‌ها و شکستگی‌ها، آسیب اندام‌ها و آب مروارید) ۳- فراهم کردن بازتوانی در اسرع وقت.
برخی‌ از خدمات مزبور ممکن است در سطح جامعه قابل دسترس نباشند. در این موارد یک سیستم موثر ارجاع به مراکز بهداشتی و درمانی در سطح محلی و منطقه‌ای لازم خواهد بود. در تخمینی که زده شده است در کشور‌های در حال توسعه پیشگیری سطح دوم می تواند بروز و شدت ناتوانی را از ۱۰ تا ۲۰ در صد کاهش دهد.
پیشگیری سطح سوم؛ پیشگیری سطح سوم شامل تمام اقداماتی می شود که از تبدیل شدن ناتوانی به معلولیت جلوگیری می‌‌کند و یا اثرات معلولیت را کاهش می‌‌دهد. چنین اقداماتی در توانبخشی نیز دیده می‌‌شود.
ذکر این نکته ضروری است که اجرای کامل پیشگیری سطح دوم و سوم اهمیت بازتوانی را کاهش نمی دهد. نسبت حال حاضر جمعیت معلولین در جهان در آینده نزدیک تغییر نخواهد کرد. اگر چه ممکن است تغییراتی در گروه‌های سنی‌ درگیر و شرایط خاص اختلال به عنوان عوامل ایجاد کننده به وجود آید. بنابراین تعداد افرادی که به بازتوانی نیاز خواهند داشت هم چنان بالا باقی‌ خواهد ماند.
باید خاطر نشان کرد که پیشگیری از اختلال(سطح اول) موثر‌ترین راه مقابله با مشکل ناتوانی است و تلاش برای درمان، توانبخشی و بازتوانی به ندرت نتیجه کاملا رضایت بخش داشته است. بنابراین پیشگری سطح اول باید در تمام سازمان‌ها و ارگانهای ملی‌ و بین‌المللی و همچنین سازمان بهداشت جهانی‌ در اولویت قرار گیرد.
در ایران نیز در سالهای اخیر پیشگیری موضوع بحث های عمده‌ای در امور مربوط به ناتوانی و معلولیت قرار گرفته است. ارائه خدمات پیشگیری در سازمان بهزیستی کشور، معاونت امور فرهنگی‌ و پیشگیری با پنج دفتر و یک کمیته انجام می شود. دفتر پیشگیری از معلولیت‌ها مرکزی است که عهده دار امور و اقدامات قابل اجرا در سطح کشور است. پیشگیری اولیه از ابتلا به بیماری ها و عوامل دیگری که سبب معلولیت می‌شوند و همچنین شناسایی مراحل نهفته و پیش‌سازهای معلولیت ها و مداخله به موقع جهت پیشگیری از ایجاد معلولیت بارز اهداف فعالیت های این دفتر را تشکیل می‌دهند. آنچه در این خصوص جلب نظر می کند، عدم توجه به پیشگیری سطح سوم است. در تعریف سازمان بهزیستی، “پیشگیری از معلولیت به معنای اتخاذ تدابیری است که مانع از بروز اختلالات جسمی، حسی و ذهنی گردیده (این نوع پیشگیری را پیشگیری اولیه گویند) و یا از گسترش اختلال پس از وقوع آن جلوگیری به عمل می‌آورد تا در وضع جسمانی، روانی یا اجتماعی فرد اثر منفی باقی نگذارد. (این نوع پیشگیری را پیشگیری ثانویه گویند( “
گفتار سوم: توانبخشی و بازتوانی
بازتوانی و توانبخشی برای کسب اطمینان از اینکه افراد دارای معلولیت می‌‌توانند به تمام حقوق خود برسند بسیار مهم است. افراد دارای معلولیت از حقوق مساوی با سایر افراد برخوردارند با این وجود راه‌های رسیدن به اهدافشان متفاوت است. مانند چگونگی‌ آموختن، برقراری ارتباط با جامعه، محیط اطراف وافراد. بازتوانی و توانبخشی فرایند‌های طراحی شده برای ارایه استراتژی‌ها، ابزار و لوازم منحصر به فرد برای کمک به افراد دارای معلولیت در رسیدن به اهدافشان است. این اهداف می توانند به سادگی‌  سوار اتوبوس شدن در سراسر شهر باشند و یا به پیچیدگی‌ تبدیل شدن به یک دانشمند مشهور در جهان. از طرف دیگر عدم ارایه خدمات توانبخشی منجر به افزایش معلولیت از ۱۰% به ۵۰ و حتی ۷۰% خواهد شد. به طوری که افراد و کودکانی که می‌توانستند با دریافت خدمات آموزشی و حرفه آموزی توانبخشی فردی شده که توانایی مهارت‌های اجتماعی داشته باشند متاسفانه با نبود خدمات مناسب، این فرصت از آنها گرفته می شود. بدون توانبخشی کار آمد افراد دارای معلولیت ممکن است نتوانند کار کنند، به مدرسه بروند و یا در برنامه‌های ورزشی و فرهنگی‌ و اجتماعی شرکت کنند.
لغت نامه آکسفورد تعریف استاندارد و البته محدودی از توانبخشی ارایه می دهد. بر اساس این لغت نامه توانبخشی” درمانی است عمد‌تاً فیزیکی‌ به منظور کاهش اثرات ناتوان کننده ناشی‌ از صدمات.” این تعریف بازگو کننده یکی‌ از رایج ترین مفاهیم توانبخشی است ولی‌ بسیار جزیی و تنها بر جنبه‌های فیزیکی‌ و جسمانی متمرکز است. تعریف دیگری که برای توانبخشی ارایه شده و بیشتر در حقوق از آن استفاده می شود مفهومی‌ است مربوط به کمک به افرادی که از زندان آزاد شده و یا همچنان در زندانند تا بتوانند مجددا به جامعه بازگردند. هرچند که هیچکدام از این تعاریف جامع و مانع نمی‌باشند ولی‌ هردو در درکی که از توانبخشی در حقوق بین الملل وجود دارد تاثیر گذشته اند.
سازمان بهداشت جهانی‌ در گزارش دوم کمیته‌ کارشناسان خود در مورد بازتوانی پزشکی تعریف مهمی از بازتوانی ارایه داده است و آن را به عنوان  ترکیبی‌ از استفاده هماهنگ از اقدامات پزشکی‌، اجتماعی‌، حرفه ای و آموزشی‌ برای آموزش ویا بازآموزی افراد به بالاترین سطح ممکن از توانایی عملکردی تعریف می کند. این تعریف نه فقط بر جنبه پزشکی، بلکه بر مجموعه متنوعی از عناصر تاثیرگذار تاکید می‌ورزد .
همین گزارش بین سه گونه مختلف بازتوانی تمایز قائل شده است:
بازتوانی پزشکی‌، به معنی‌ روند مراقبت پزشکی‌ که به توسعه توانایی‌های عملکردی و روانی‌ فرد کمک می‌کند تا بتواند به استقلال شخصی‌ و مدیریت فعالیت‌های زندگیش برسد.
بازتوانی اجتماعی‌، به معنی‌ بخشی از روند توانبخشی که به یکپارچه سازی و ادغام مجدد فرد دارای معلولیت با جامعه‌ از طریق کمک به فرد در تطبیق خود با خواسته های خانواده، جامعه‌ و شغلش می پردازد و همچنین هر گونه مشکل اقتصادی و اجتماعی‌ که ممکن است مانع بازتوانی کامل شود کاهش می دهد.
بازتوانی حرفه‌ای که به تهیه‌ خدمات شغلی مربوط می شود. به عنوان مثال، راهنمایی‌ حرفه ای، آموزش حرفه‌ای و کارگزینی‌های انتخابی، طراحی شده اند تا یک فرد دارای معلولیت را برای یک شغل مناسب آماده کنند. پر واضح است که برای دستیابی به اهداف مورد نظر و کسب بهترین نتیجه اشکال مختلف توانبخشی باید در هماهنگی‌ و همکاری کامل و مناسب با یکدیگر باشند.
اگر چه این تعریف بسیار فراگیرتر از تعاریف مندرج در لغت نامه های استاندارد  است، همچنان ابعاد مهمی‌ از بازتوانی را پوشش نمی‌دهند. گزارش کمیته تخصصی بهداشت جهانی در مورد پیشگیری و توانبخشی معلولیت فراتر رفته و توانبخشی را تنها با در نظر گرفتن ابعاد مختلف آن معرفی‌ می‌کند. بر اساس این گزارش توانبخشی شامل تمام اقداماتی می شود که به کاهش عوارض ناشی از معلولیت و ناتوانی کمک و همچنین افراد دارای معلولیت و ناتوانی را قادر به شرکت در زندگی‌ اجتماعی‌ کند. توانبخشی تنها به آموزش افراد معلول و ناتوان برای تطبیق با محیط اطرافشان نمی‌پردازد بلکه همچنین به آنها کمک می‌کند تا با محیط و جامعه‌ فعلی‌ خود به طور کلی‌ هماهنگ و یکپارچه شوند. افراد دارای معلولیت و ناتوانی خودشان، خانواده هایشان، و  جوامعی‌ که در آن زندگی‌ می کنند باید در طراحی و اجرای خدمات مربوط به توانبخشی مشارکت داشته باشند.این گزارش همچنین توجه ویژه ای بر توانبخشی مبتنی بر جامعه دارد و نقش آن ها را در توانبخشی فردی برجسته می داند.
موضوع توانبخشی تا قبل دهه ۸۰ در اسناد بین المللی چندان مورد توجه نبوده است. چنان که در اسناد مهم حقوق بشری مانند  میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی‌(۱۹۶۶) و اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر(۱۹۴۸) به کلمه توانبخشی اشاره‌ای نشده است. همچنین کنوانسیون رفع تمام اشکال تبعیض نژادی در سال ۱۹۶۵ و نیز کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان(1979)، با وجود تمام جنایات و صدماتی که زمینه ساز این اسناد بودند، توجهی‌ به توانبخشی نشان نداده اند. تنها میثاق حقوق مدنی سیاسی‌ در سال ۱۹۶۶ در ماده ۱۰ و ۱۴ خود نکاتی‌ را در مورد بازتوانی زندانیان مطرح می‌کند.
در اوایل دهه ۸۰ کنوانسیون منع شکنجه، رفتار و مجازات‌های بی‌رحمانه، غیر انسانی‌ و اهانت آمیز برای اولین بار به توانبخشی به عنوان جبران خسارت مکان برجسته‌ای می‌‌دهد. کنوانسیون توانبخشی حرفه‌ای و اشتغال ( افراد دارای معلولیت) به طور مستقیم به موضوع توانبخشی می پردازد و از دول عضو می‌خواهد سیاست‌های ملی‌ خود را در توانبخشی حرفه‌‌ای به کار برند تا از در دسترس بودن اقدامات توانبخشی برای همه ی گروه‌های دارای معلولیت اطمینان حاصل کنند. این کنوانسیون بیان می‌کند هدف توانبخشی حرفه‌‌ای این است که افراد دارای معلولیت را قادر به تامین، حفظ و پیشرفت در شغل مناسب کند و در نتیجه  فرد را مجددا به جامعه‌ پیوند دهد. درواقع بعد از این بود که اصطلاح توانبخشی جای خود را در معاهدات حقوق بشری پیدا کرد. کنوانسیون بین المللی حمایت از حقوق کارگران مهاجر در ماده ۱۷ و ۱۸ خود به توانبخشی اشاره دارد. ماده ۲۳ کنوانسیون حقوق کودک از کشور‌های عضو می‌خواهد که از دسترسی‌ موثر کودکان دارای معلولیت به آموزش و پرورش، خدمات بهداشتی، خدمات توانبخشی، آمادگی برای اشتغال  ایجاد فرصتها به‌ شیوه‌ای مساعد برای دستیابی کودکان به مشارکت کامل اجتماعی‌ و توسعه فردی از جمله توسعه فرهنگی‌ و معنوی او اطمینان حاصل کنند. و ماده ۲۴ از حق دستیابی به بالاترین استاندارد های سلامتی از جمله امکانات توانبخشی صحبت می کند.
بعدها توانبخشی در قوانین استاندارد برابر سازی فرصت‌ها برای افراد دارای معلولیت توسعه یافت. این قوانین توانبخشی را به عنوان یک مفهوم اساسی‌ در سیاست های مربوط به معلولیت و پیش شرط برای مشارکت برابر دانسته است.و این تعریف را ارایه می دهد:
“اصطلاح بازتوانی اشاره به روندی دارد که هدف آن قادر ساختن افراد دارای معلولیت به رسیدن و حفظ سطوح مطلوب عملکرد فیزیکی‌، حسی، فکری، روانی‌ و اجتماعی‌ خود است. بنابراین آنها را برای ارتقای زندگیشان به سطح بالاتری از استقلال مهیا می‌کند. توانبخشی تنها شامل مراقبت‌های پزشکی‌ اساسی‌ نمی‌شود. بلکه طیف وسیعی از اقدامات و فعالیت‌ها از توانبخشی پایه ای و عمومی‌ گرفته تا فعالیت‌های هدفمند، مانند توانبخشی حرفه‌‌ای، را در بر می‌گیرد.”
قوانین استاندارد از دولت‌ها می‌خواهد که اطمینان حاصل کنند که افراد دارای معلولیت به برنامه‌های بازتوانی مناسب دسترسی‌ دارند. و بر اهمیت شرکت این افراد در طراحی و سازماندهی خدمات توانبخشی مربوط به آنان تاکید دارد. قوانین استاندارد همانطور که برنامه کوتاه مدت برای اهداف و افراد خاص را می‌پذیرد، توانبخشی به منظور آماده سازی افراد برای حضور در جامعه‌ را نیز ضروری می‌داند. به علاوه از دولت‌ها خواسته است که در جریان سازماندهی و ارزیابی برنامه‌ توانبخشی نظر متخصصین سازمانهای افراد دارای معلولیت را جلب کنند. (قانون 3: توانبخشی)
کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (۲۰۰۶) عناصر جدیدی برای درک مفهوم توانبخشی ارایه می دهد. در ماده ۱۶ بیان می‌کند افراد دارای معلولیت باید از هرگونه سوء استفاده، خشونت و بهره برداری مبرا باشند. در چنین شرایطی دولت باید سطح اقدامات توانبخشی را برای آنها افزایش دهد. ماده ۲۲ حق برخورداری از زندگی‌ خصوصی و قوانین توانبخشی آن را مقرر می‌دارد. ماده ۲۵ به حق برخورداری از بالاترین استانداردهای سلامت و بهداشت و مسائل مربوط به توانبخشی آن اشاره دارد. کنوانسیون افراد دارای معلولیت اولین سندی است که به توانبخشی و بازتوانی به عنوان دو اصطلاح مجزا توجه نشان داده است. به این معنا که توانبخشی به یک فرایند  با هدف کمک به افراد برای به دست آوردن مهارت‌های جدید، توانایی و دانش جدید اشاره دارد. در حالی که بازتوانی‌ کسب مجدد مهارت‌ها و توانایی‌ها و دانشی است که ممکن است در نتیجه معلولیت، تغییر در معلولیت و یا شرایط فردی از دست رفته باشد. این کنوانسیون در ماده ۲۶ تحت عنوان توانبخشی و بازتوانی بیان می‌کند:
۱. دولت‌های عضو جهت توانمند ساختن افراد دارای معلولیت، تدابیر مناسب و موثری را از جمله از طرق حمایت از همتایان خود به منظور کسب و حفظ حداکثر استقلال، تمامی‌ توانایی فنی‌ و حرفه ای، جسمی‌، ذهنی‌ و اجتماعی و شمولیت و مشارکت کامل در تمامی‌ جنبه‌های زندگی‌ اتخاذ می‌‌نمایند. بدین منظور، دولت‌های عضو برنامه‌ها و خدمات جامع توانبخشی و توانایی را بویژه در حوزه بهداشت، استخدام، آموزش و خدمات اجتماعی سامان داده، تحکیم نموده یا تداوم می‌‌بخشند، بگونه‌ای‌ که برنامه‌ها و خدمات:
الف. تا سر حد امکان از مراحل اولیه‌ و بر مبنای ارزیابی چندگانه نیازها و توانایی‌های فردی آغاز شود؛ ب. مشارکت و حضور افراد دارای معلولیت در اجتماع را مورد حمایت قرار داده و امکان بهره مندی داوطلبانه آنان از تمامی‌ جنبه‌های اجتماعی را فراهم آورند و تا سر حد امکان به اجتماعات آنان از جمله مناطق روستایی نزدیک باشند.
۲. دولت های عضو، توسعه، تکوین و استمرار آموزش افراد حرفه‌ای و کارکنانی که با خدمات توانایی و توانبخشی کار می‌‌کنند را ارتقا بخشند.
۳. دولت‌های عضو، دسترسی‌، دانش و استفاده از وسایل فناوری‌های امدادی طراحی شده برای افراد دارای معلولیت آن گونه که به توانبخشی و

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق در مورد نظریه های فمنیستی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu