حقوق بشر

حقوق بشر

دانلود پایان نامه

نارسایی‌هایی‌ را دارا می‌‌باشد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اهداف پژوهش
تبیین چارچوب حقوقی برای افراد دارای معلولیت در پرتو اسناد بین المللی و تعیین جایگاه آنان در حقوق بشری، بررسی‌ قوانین و مقررات داخلی‌ در حوزه معلولیت همچنین مقارنه و تطبیق حقوق افراد دارای معلولیت در این دو عرصه به منظور ارایه راهکار‌های تقنینی و اجرایی از جمله اهداف تهیه‌ و تدوین پژوهش حاضر را تشکیل می‌‌دهد.
روش پژوهش
کتابخانه ای؛ این پژوهش مروری است بر کتب، مقاله‌های موجود و مدارک منتشر شده توسط سازمان ملل و نهاد های وابسته، یافته‌های سایر پژوهشگران و قوانین ایران و بررسی‌ اسناد بین المللی.
ابزار گردآوری نیز فیش برداری و جستجو در بانک ها‌ی اطلاعاتی و منابع اینترنتی‌ می‌‌باشد.
ساختار پژوهش
تحقیق حاضر از دو بخش تشکیل شده و هر بخش در دو فصل تنظیم گردیده است. در بخش اول ضمن ارایه چارچوبی مشخص از موضوع و بیان تعریف استاندارد، مسیری که جامعه بین الملل در طی‌ سالیان به منظور احقاق هرچه بهتر حقوق افراد دارای معلولیت سپری کرده و چالش‌های پیش روی آن، مورد مطالعه قرار می‌‌گیرد. در ادامه بررسی‌ حقوق در نظر گرفته شده در اسناد بین المللی برای کودکان و زنان دارای معلولیت ، مقررات مربوط به اشتغال افراد دارای معلولیت و قوانین داخلی‌ مربوط، موضوع فصل‌های یک و دو بخش دو را تشکیل می‌‌دهد. در نهایت پس از نتیجه گیری، تحقیق با ارایه پیشنهاداتی به پایان می‌‌رسد.
بخش اول:
مفهوم شناسی، پیشینه تاریخی و چالش های حقوقی فراروی افراد دارای معلولیت
مقدمه
افراد دارای معلولیت همواره جزیی از جوامع بشری بوده اند؛ هرچند به دلایل گوناگونی همچون ترس، شرم و عدم استقلال در اجتماع ظاهر نشده و عوامل اجتماعی و نگرش‌ها و تعصبات منفی‌ غلط نیز منجر به طرد آن‌ها و حذف از جامعه شده است. اما افراد دارای معلولیت به عنوان شهروندان و اعضای جامعه، دارای حقوق انسانی‌ هستند. به علاوه پیشرفت و توسعه بدون توجه به نیازهای افراد دارای معلولیت و استفاده از استعدادهای آن‌ها به دست نمی‌‌آید. بنابر این نیازی دوسویه بین این افراد و جامعه وجود دارد.
افراد دارای معلولیت در راه رسیدن به حقوق برابر، مسیر پر فراز و نشیبی را طی‌ کرده اند. در ابتدا تنها توجه به تفاوت‌ها و محدودیت‌های آن‌ها بود. و صرفا از بعد جسمی‌ و پزشکی‌ به مسائل آن‌ها نگاه می‌‌شد. امروزه با افزایش روزافزون توجه به موازین حقوق بشر و گسترش آن به تمامی‌ عرصه ها، تمایزات و مشترکات افراد دارای معلولیت نیز مورد توجه قرار گرفته است. از طرق مختلف از جمله راهکارهای حقوقی، تصویب اسناد مختلف ملی‌ و بین المللی سعی‌ شده حقوق فراموش شده آن‌ها محقق شود و تلاش‌هایی‌ برای ارتقای استاندارد و کیفیت زندگی‌ آن‌ها که درصد قابل توجهی‌ از جمعیت جهان را نیز تشکیل می‌‌دهند انجام شده است.
هرگاه بحث اعطای حقوق و امتیازات مطرح باشد، مساله تعاریف اهمیت زیادی پیدا می‌‌کند. معلولیت لزوماً به قشر کوچکی از جمعیت محدود نمی‌‌شود و همچنین معلولیت صرفا پزشکی‌ و جسمی‌ نیست. لذا برای درک بهتر از مساله ابتدا باید آن را تعریف و زوایای مختلف آن را مورد بررسی‌ قرار داد.
در این بخش سعی‌ بر آن شده تا تعاریف ارایه شده از واژه معلولیت و واژگان وابسته به این مقوله در اسناد مختلف بین المللی و قوانین داخلی‌ ایران مورد بررسی‌ قرار گرفته و مدل‌های مختلف ناتوانی مطرح شود، تا از این طریق چارچوب و مفهومی‌ کلی‌ از موضوع مورد بحث به دست آید. در ادامه ضمن ارایه تاریخچه مختصری از روند شکل گیری حقوق افراد دارای معلولیت در ادوار گوناگون و ورود آن‌ها به اسناد حقوق بشری، مشکلات فراروی تدوین و اجرای این حقوق، در فصل دوم مورد بررسی‌ قرار می‌‌گیرد.
فصل اول: مفهوم شناسی
مطالعه هر موضوعی در ابتدا مستلزم ارایه تعریفی‌ کامل، جامع و مشخص است تا بتوان بر مبنای آن مصادیق مورد بحث را مشخص کرده و جنبه‌های مختلف آن را مورد بررسی‌ قرار داد. از این رو پیش از هرچیز باید به‌ تعریف معلولیت و فرد معلول از دیدگاه لغوی، اصطلاحی و حقوقی ‌‌پرداخت. و تفاوت‌ها و شباهت‌های موجود میان اصطلاحات رایج را مورد بررسی‌ قرار داد و اشاره‌هایی‌ به حوزه‌های مرتبط نظیر توانبخشی، بازتوانی و پیشگیری از معلولیت داشت.
مبحث اول: معنای لغوی و اصطلاحی معلول
گفتار اول: معنای لغوی معلول
از حیث لغوی دو معنی از واژه معلول مستفاد می شود. از یک نگاه معلول به هر چیزی اطلاق می شود که آن را به علت و سبب ثابت کرده باشند. معلول امری است که همواره به دنبال علت می‌‌آید. و از نگاهی دیگر وضعیتی انسانی است. در مراحل مختلف زندگی‌ انسان علت ها ممکن است عامل معلولیت‌های مختلف گردند. به طور مثال، خوردن دارو‌های نامناسب توسط مادر قبل از تولد، نرسیدن اکسیژن کافی‌ هنگام تولد و نیز عواملی چون امراض و حوادث طبیعی‌ بعد از تولد می‌‌توانند باعث معلولیت‌ها برای انسان گردند.
در فرهنگ معین از فرد معلول به عنوان بیمار و علیل یاد شده است. از آنجایی که از مفاهیم و واژه‌های حوزه معلولیت تعریف واحد و روشنی صورت نگرفته است، این ابهام باعث شده که واژه‌های مختلف در متون متفاوت به جای یکدیگر استفاده شوند. به همین دلیل شناخت واژه‌های مترادف نیز خالی‌ از لطف نیست. ناتوانی از جمله واژه‌های کلیدی است که در زبان فارسی معادل معلولیت به کار برده می‌‌شود. در ذیل این واژه در لغت نامه دهخدا معانی متفاوتی ذکر شده است: مرض، علت، بیماری، رنجوری، دردمندی، ناتندرستی، علیل بودن. هم چنین طبق فرهنگ معین ناتوان معادل فردی عاجز، ضعیف، مریض و فقیر است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی در معادل‌های مصوب خود از کم توانی‌ به جای disability در انگلیسی استفاده کرده است. در این خصوص کم توانی شنوایی معادل hearing disability و معلولیت شنوایی معادل hearing handicap به کار رفته است. اما عموما در ترجمه های متون حقوقی واژه handicap معلولیت و disabilityناتوانی معنی‌ شده است. لغت نامه‌های انگلیسی‌ تعریف دقیق تر و علمی‌ تر و البته مثبت تری از این واژگان ارایه داده اند. دیکشنری آکسفورد برای واژه disability چنین تعریفی‌ را ارائه نموده است: ۱- شرایط فیزیکی‌ و روانی‌ که حرکت، احساسات، و یا فعالیت‌های فردی را محدود می‌‌کند. ۲- نقطه ضعف و نقص؛ به خصوص نقطه ضعفی‌ که توسط قانون تحمیل و یا به رسمیت شناخته شده باشد.
اما واژه handicap تاریخچه‌ای بسیار طولانی‌ دارد. و به عبارت hand in cap” ” که در واقع تفریح و سرگرمی در اواسط قرن ۱۷ ام میلادی بوده است مربوط می‌‌شود. این واژه در طول زمان به اشکال و اصطلاحات گوناگون تغییر معنی‌ و کاربرد داده و امروزه به منظور بیان شرایطی استفاده می‌‌شود که توانایی فرد را برای انجام عمل جسمی‌، ذهنی‌ و یا اجتماعی‌، به طور قابل توجهی محدود می کند. این واژه از اوایل قرن بیستم در این حوزه ثبت شده و تقریبا تا سال‌های اخیر زمانی‌ که اصطلاحات مرجح مانند disability وارد شد، اصطلاح استاندارد بوده است.
گفتار دوم: معنای اصطلاحی معلول
وقتی‌ اکثر مردم به کلمه ی معلول فکر می کنند فورا تصویر فردی را روی صندلی چرخدار تجسم می کنند. در حالی‌ که معلولیت یک مفهوم پیچیده، پویا، چند بعدی و بحث برانگیز است. به طوری که در خصوص تعریف معلولیت و ناتوانی بحث‌های فراوانی صورت پذیرفته است. با وجود تلاش‌های سازمان بهداشت جهانی‌ و همکاری‌های بین المللی هیچ تعریف جهانی‌ و بین المللی ثابتی از معلولیت وجود ندارد. تحقیقاتی‌ که اخیرا در مورد تعریف معلولیت در کشورهای اروپایی شده است نشان می دهد که تعریف معلولیت از کشوری به کشور دیگر بلکه در داخل هر کشور نیز متفاوت است. چرا که اولا، تعریف پزشکی‌ معلولیت با توجه به پیشرفت‌های پزشکی‌ تغییر می‌یابد. اختلالات و معلولیت‌های جدیدی با تحولات علم پزشکی‌ و اکتشافات جدید پدیدار می شوند. کشف اختلالات ژنتیکی جدید در بیماری‌های خاص از جمله این موارد است. ثانیا، تعریف حقوقی معلولیت نیز با توجه به زمینه و اهداف حقوقی مختلف تغییر می‌یابد .برای مثال، ممکن است قانون رفاه اجتماعی گروه خاصی‌ از افراد ناتوان را هدف قرار دهد. زیرا توزیع مزایا و کمک‌های اجتماعی باید مبتنی‌ بر نیاز افراد و شرایط آنها باشد. در حالی‌ که قانون منع تبعیض که برخورد برابر را حق همه ی افراد می‌داند، بر تمام افرادی که ممکن است به لحاظ شرایط خاص و مشکلات موجود مورد تبعیض قرار گیرند اعمال می شود. طرح‌های آموزشی، برنامه‌های مربوط به بازنشستگی، ارائه  خدمات عمومی‌ در دسترس و بسیاری طرح‌های دیگرهرکدام نیاز به تعریفی‌ خاص از موضوع دارند.
همچنین از دیدگاه نظری تعریف معلولیت از این بعد که چه چیزی باعث ناتوانی افراد می شود به چالش کشیده شده است. در نتیجه با توجه به اینکه در هر رویکردی چه عاملی را اعم از شرایط پزشکی‌، عوامل زیست محیطی‌، ساختار‌های اجتماعی و رفتار‌های فردی و جمعی، علت اصلی‌ ناتوانی بشناسد مدل‌های مختلفی‌ نیز برای تعریف این واژه قابل ارایه است. در ادامه این بخش به بررسی‌ مدل‌ها پرداخته خواهد شد.
گفتار سوم: ترمینولوژی موضوع

زبان وسیله‌ای است برای شکل دادن و منعکس کردن افکار، باور ها، احساسات و مفاهیم. برخی‌ کلمات و عبارات به دلیل طبیعت و پیشینه خود جایگاه افراد دارای معلولیت را تنزّل می دهند.
اصطلاحاتی مانند فلج و عقب مانده تحقیر آمیز و توهین آمیز اند که باید از آنها اجتناب کرد. مثلا به جای کلمه منگل باید از “فرد دارای سندرم داون” استفاده نمود. اصطلاح معلول یا معلول جوان بیشتر این پیام را انتقال می دهد که تنها چیزی که اهمیت دارد معلولیت فرد است. از دید روانشناسی وقتی‌ یک فرد دارای اختلال و نقص عضو معرفی‌ می شود باید اسم یا کلمه فرد اول بیاید. یعنی‌ بهتر است گفته شود فرد جوان معلول به طوری که تاکید بر کلمه فرد باشد بدون در نظر گرفتن معلولیت او. در مدل مناسب تر که بیشتر ریشه در رویکرد اجتماعی دارد تاکید شده است ، هرچند نقص عضو یک مشکل فردی است که درون بدن انسان ایجاد می شود ولی‌ معلولیت و ناتوانی ناشی‌ از عوامل خارجی‌ و اجتماعی است که بر فرد تحمیل می شود. لذا بهتر است به جای ” فرد معلول” از عبارت “فرد دارای معلولیت” استفاده شود.
بهتر این است که از عباراتی مانند “رنج می برند”،”مبتلا هستند” و یا “قربانی اند” که همه نوعی‌ نگرش منفی‌ به ناتوانی را نشان می دهند اجتناب شود. عبارت “رنج بردن” نشان دهنده درد و عذاب مداوم است در حالی‌ که در مورد بسیاری از افراد دارای معلولیت این امر صدق نمی کند. هم چنین “دچار بودن” بیانگر بیماری است. اگرچه امروزه برخی‌ از بیماری‌ها نظیر ایدز، دیابت و سرطان‌ها به عنوان گروهی از ناتوانی‌ها مورد توجه قرار گرفته اند با این وجود بسیاری از انواع معلولیت‌ها بیماری محسوب نمی شوند. بنابراین تا آنجایی که منظور صحبت، فرد بستری در بیمارستان و یا فردی در شرایط پزشکی‌ خاص نیست، نباید از واژه بیمار استفاده کرد. در زمینه درمان‌های فیزیکی‌ و بازتوانی های شغلی‌ اصطلاح “مراجعه کننده” ارجحیت دارد. عبارت “قربانی” نیز حاکی‌ از آن است که جرمی‌ بر روی فرد دارای معلولیت صورت گرفته است. که الزاماً با واقعیت منطبق نیست.
همچنین در تعریف افرادی که از لوازم و ابزار خاصی‌ استفاده می کنند نباید از این لوازم طوری یاد شود که نشانگر محدودیت باشد. بلکه باید به عنوان وسیله‌ای تعریف شوند که یاری گر افراد دارای معلولیت اند. برای مثال، عبارت “زنی‌ با صندلی‌ چرخدار” بهتر است از عبارت “زن ویلچری” و یا “زنی‌ که محدود و یا محتاج به صندلی‌ چرخدار است .” این افراد صندلی‌ چرخدار را به عنوان وسیله نقلیه‌‌ای مناسب می‌بینند نه زندانی که در آن گرفتار شده اند.
در برخی‌ اسناد افراد دارای معلولیت در مقابل افراد نرمال (سالم) قرار می گیرند. این بدین معناست که فرد دارای معلولیت غیر طبیعی است و این واقعیت را نادیده می‌گیرد که هر کس دارای هویت و توانایی منحصر به فرد است. برای مقایسه می‌توان از عبارت سایر افراد (به جای افراد نرمال و سالم) استفاده کرد.
واژه‌ها و نوع به کار گیری آنها اهمیت به سزایی دارند. همانطور که زبان منعکس کننده ارزش‌ها و نگرش‌ها در جامعه است، نقش مهمی‌ در تقویت آنها نیز دارد. نگرش‌هایی‌ که ممکن است منجر به تبعیض و تفکیک گروه‌های خاص در جامعه شوند. زبان منفی‌ و سیاه ،تصاویری منفی‌ و سیاه تولید می کند. زبان روشن و مثبت تصاویر مثبت. به عبارت دیگر زبان می تواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای تسهیل تغییر ارزش‌ها و ایجاد نگرش‌های جدید مورد استفاده قرار گیرد.
مبحث دوم: مدل‌های ناتوانی
مدل‌های ناتوانی ابزاری هستند برای تعریف اختلال، ناتوانی و معلولیت و بیان رابطهی آنها. این مدل‌ها چارچوب‌های مفیدی برای درک مسائل مربوط به حوزه معلولیت هستند. و در نهایت پایه و مبنایی ارایه می‌‌دهند که بر اساس آن دولت و جامعه می‌‌توانند استراتژی‌های لازم برای بر آوردن نیاز‌های افراد دارای معلولیت را تدبیر کنند.
برخی‌ از صاحب نظران به آنها با شک و تردید نگاه می‌‌کنند. چرا که معتقدند مدل‌های ناتوانی دنیای واقعی‌ را منعکس نمی کنند، اغلب ناقص اند و از افکار گروه اندکی‌ حمایت می‌‌کنند، و به ندرت راهکار‌های دقیق و جزیی برای انجام فعالیت‌های عملی‌ ارایه می‌‌دهند. با این وجود، باید پذیرفت که مدل‌های ناتوانی اساسا توسط افرادی مطرح شده است که خودشان تجربه معلولیت نداشته اند. آنها بینش کلی‌ نسبت به نگرش ها، تصورات و تعصبات سابق و تاثیرشان در نگرش‌ها و برخورد‌های بعدی را بیان می‌‌کنند. از این رو مدل‌ها نشان دهنده راه و روشی‌ هستند که جامعه دسترسی‌ به کار، کالا و خدمات، تاثیر اقتصادی و قدرت سیاسی را برای افراد دارای معلولیت فراهم و یا آنها را از این موارد محروم می‌‌سازد.

مدل‌ها عموما تحت تاثیر دو فلسفه اساسی‌ قرار گرفته اند. فلسفه اول، افراد دارای معلولیت را وابسته به جامعه می‌داند. این اصل می تواند سرمنشأ کلیه تبعیض‌ها شود. فلسفه دوم، افراد دارای معلولیت را متقاضیانی می‌داند که جامعه باید به آنها خدمات ارایه دهد. این فلسفه منجر به انتخاب، توانمند سازی و قدرت، تساوی حقوق بشر و یکپارچه سازی تمام افراد با جامعه می شود. در بررسی‌ مدل‌ها در این بخش پی‌ خواهیم برد که در هر مدل چه فلسفه‌ای به کار برده شده است.
گفتار اول: مدل مذهبی‌ / اخلاقی‌
مدل مذهبی‌ از لحاظ تاریخی‌ قدیمی‌‌ترین و امروزه کم کاربرد‌ترین است. این مدل به ناتوانی به عنوان مجازاتی نگاه می‌کند که از طرف یک نیروی خارجی‌ به فرد یا خانواده اش تحمیل شده است. معلولیت می تواند نتیجه گناهی باشد که فرد دارای معلولیت یا فردی در خانواده و اطرافیان او و یا اجدادش -اگر مادرزادی باشد- مرتکب شده اند. حتی در بعضی‌ مذاهب شرایط تولد می‌‌تواند تاثیر گرفته از اقداماتی باشد که فرد در زندگی‌‌های گذشته (با توجه به تناسخ) انجام داده است. در یک نگاه کلی، مدل مذهبی‌ این ایده را مطرح می‌کند که افراد، خود مسئول معلولیت‌شان هستند.
در جوامع مسیحی‌- یهودی غربی، ریشه درک تفاوت‌های بدنی در منابعی چون کتاب مقدس، پاسخ‌ها و تاثیرات متعاقب کلیساهای مسیحی‌ و ایدئولوژی‌های روشنگری در آن دوران، نهفته است. گاهی اوقات حضور ارواح شیطانی، سحر و جادو و نارضایتی خداوند توجیهی‌ برای تفاوت‌های جسمی‌ و رفتاری به خصوص در شرایطی مانند اسکیزوفرنی بیان می‌‌شدند. طرد کردن، اذیت و آزار و حتی قربانی کردن اعمالی هستند که ممکن بود برای خارج کردن روح منفی‌ و یا جلب رضایت آن انجام گیرد. در اکثر موارد ناتوانی کّل خانواده را تحت تاثیر قرار می داد، ‌شأن آنها را پایین می آورد، انگشت نمایشان می کرد و حتی منجر به طرد آنها از کّل جامعه می‌‌شد. گاهی نیز دیدی مثبت به افراد دارای معلولیت وجود داشت. آنها به عنوان موجوداتی فراتر از انسان و ی

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه درمورد نتایج تحلیل آماری برای

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu