تحقیق رایگان درمورد اجتماعی و سیاسی

تحقیق رایگان درمورد اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه

 

زاریکنان نماز بگذارد؟ (همان:185)
3-5- تابو شکنی
از جمله عواملی که باعث میشود نام شاعر و نویسندهای، بمانند نگینی درخشان، برتارک ادبیات فارسی این مرزوبوم بدرخشد، درخشش زبان اعتراض و انتقاد و احساس تعهّد، در قبال مردمی است که هیچگاه از درد و رنج دور نبودهاند. شاعرانی چون فردوسی، مولوی، سعدی، نظامی، سنایی، ناصرخسرو و شاعران دورهی مشروطه و شاعران متعهد پس از کودتا، همه و همه، معنی درد را فهمیده و با زبان اعتراض و انتقاد آشنا بودند. دارا بودن زبان اعتراض و انتقاد تا حدودی نتیجه و دستآورد ممنوع شکنی در جامعهای است که پاره ای از مسائل دینی، فلسفی و اجتماعی در متن آن اجتماع، مقیّد به خطّ قرمز بوده و عبور از آن، نتایج و پیامدهای زیانباری را به همراه داشته است. معصومهبیات، مدیرمسؤل نشریهی پروین به نقل از پوران فرخزاد مینویسد: «محیطهای بسته همواره طغیان به وجود میآورد. مادرم استقلالی را که دوست داشتیم به ما نمیداد. و ما میخواستیم آن پوستهی محصور را بشکافیم و به بیرون راه پیدا کنیم. فروغ در کودکی پسرنما بود…. بخصوص که پدرم هم به پسرها بیشتر از دخترها توجه داشت. بنابراین اهل خانه از دست فروغ عاصی شده بودند. او زیر بار قوانین خشن خانه نمیرفت و در آینده نیز بر علیه بسیاری از آداب و رسوم اجتماعی طغیان کرد.» (بیات،6:1380)
فروغ فرخزاد در طول مدت شاعری، به جهت روحیهی طغیان و عصیان خود، بسیاری از ممنوعها را شکست و پیامد این امر، تقابل فروغ با جامعهای بود که هنوز درلاک سنّتی خود به بند آمده بود و همین موضوع باعث میشود که سایهی اعتراضات مختلف، بر افکار و روح فروغ، گسترده شود. ممنوعیّتهایی که در اصطلاح به تابو تعبیر میشود. «تابو از اصطلاحات مردمشناسی است و آن نهی و ممنوعیتی است که دربارهی شی یا شخصیت، یا امری در جامعه وجود دارد.» (شمیسا،91:1380)
«واژهی تابو هم به معنی مقدّس و هم به معنی ناپاک و نجس است و درک معنای آن، نوعی ممنوعیّت و خطرناکی را میسازد. هر تابو به مثابهی ورود ممنوعی است که شکستن حریم آن، انواع مؤاخذهی بشری یا آسمانی را درپیدارد.» (یعقوبی، 1386: 99) ادبیات هر ملّت به ویژه حوزهی شعر، یکی از عرصههای بزرگ به چالشکشیدن تابوهای آن ملت است. در این عرصهی هنری، بسیاری از گلایهها، شکوهها و اعتراضات شاعر، نمایان میشود؛ اما این تابوشکنی در عرصهی ادبیات، با توجه به شرایط و اوضاع اجتماعی و سیاسی زبان شاعر و زبان و شیوهی ممنوع شکنی، نتیجههای متفاوتی را به دست آورده است. نتایجی که گاه اندوه و تأسّف را به همراه دارد. از میان انواع ادب فارسی، ادبیات غنایی، فلسفی، دینی مذهبی و اجتماعی، جایگاه بسیار مناسبی برای تابوشکنی بوده که گسترهی آن از رودکی تا عصر ما کشیده شده است.
3-5-1- تابو شکنی فروغ در ادبیات غنایی
اولین میدان تابوشکنی در ادبیات فارسی، عرصهی شعر غنایی است در شعر غنایی، همان طور که اقتضای شعر، شاعر را از پایبندی به منطق روزمرّه رهاینده است، این نوع ادبی نیز با تکیه بر تجربهی شخصی من و تو که لازمهی آن است، تقریباً تمام قراردادهای اجتماعی، از جمله مقدّسات و منهیّات را به بهانهی شاعرانگی، درهم شکسته است. پارسایعقوبی در مقالهای با عنوانآشنایی با تابوشکنی ادبی مینویسد: «در شعر غنایی فارسی، تابوشکنی، عمدتاً به دو صورت شکل گرفته است،گاهی به صورت حسن تعلیل شعائر و مناسک و فرایض، مانند کعبه و حج و روزه و نماز که مورد کم ارجی واقع شده است و گاهی هم در مقابل، منهیاتی هم چون می و معشوق ستوده شدهاند.» (یعقوبی،100:1386)
در کنار این دو صورت از تابوشکنی در ادبیات غنایی، میتوان به ممنوعیت معشوق مرد در شعر غنایی زن اشاره کرد که به طور قطع، فروغ فرخزاد را میتوان پرچمدار این نوع تابو شکنی قلمداد کرد.
بحث معشوق به خودی خود تابو نیست. بلکه شرایطی مترتّب آن میشود که آن را به تابو تبدیل میکند. یکی از این موارد، بحث شاهدبازیاست که ماجرای آن را شمیسا به طور مفصّل در کتاب شاهد بازی در ادبیات فارسی آورده است. «شاهد از اصطلاحات ویژهی صوفیان است که بر مردم زیباروی اطلاق مینمودهاند. بدان مناسبت که گواه قدرت و لطف صنع آفریدگار جهانند و به معنی مطلق زیبا اعم از ذیروح نیز استعمال کردهاند.» (شیمسا،14:1381)
« عشق مرد به مرد در ایران باستان سابقه نداشته است، به همین دلیل در قرون نخستین در آثار دوره سامانیان و پیش از آنان از قبیل رودکی، بلخی، ابوشکور بلخی و شاهنامهی فردوسی، مطلب صریحی در این خصوص نیست… اما در نزد یونانیان، این امر کاملاً رایج بوده است و در آثار فلاسفهی بزرگ، شواهد و مدارک بسیاری میتوان جست. مراد از عشق افلاطونی، عشق مرد به مرد است. منتها این عشق پاک و بیشائبه است…. بر این اساس شاهد بازی در ایران دو منشأ دارد؛ یکی یونان و دیگری ترک. شاهد بازی یونانیان با حفظ جنبهی مثبت و فلسفی در ایران وارد عرفان شد و به عشق الهی تفسیر شد؛ اما شاهد بازی مأخوذ از ترکان، جنبهی زمینی داشت و با عمل جنسی همراه بوده و در اشعار غیر عرفانی ما به وفور از آن یاد شده است.» (همان: 16) «معروفترین شعر وحشیبافقی که ترکیب بند عاشقانهی اوست، نمونهی کامل یک تابوشکنی در شعر فارسی است که معمولاً عشّاق از آن به گمان این که داستان عشقورزی مرد و زنی است، استفاده میکنند، حال آنکه یکی از بندهای آن صراحت دارد که معشوق، مرد است و جالب است که معاصران، این بند مخصوص را معمولاً حذف کردهاند.
دوستان شــرح پریشانی من گوش کنید داســتان غـــــــــم پنهانی من گوش کنید
قصهی بیسـر وسـامانی من گوش کنید گفت و گوی مــن وحیرانی من گوش کنید…
ای پســر چند به کـــــام دگرانت بینم سـرخوش و مست زجـــام دگرانت بینم
مایــــهی عیـش مـــدام دگرانت بینم ســــاقی مجـــلس عـــام دگرانت بینم»
( شمیسا،95:1381)
«مورد دیگری که معشوق،موضوعی تابویی میشود، نظربازی است. با توجه به احکام فقهی دربین مسلمانان، نگاه به نامحرم، حرام است. درحالی که در شعر شاعران مباح میشود. (یعقوبی،109:1386) برای نمونه به اشعار سعدی بنگرید:
که گفت در رخ زیــبا نظــر خطا باشد خطــا بـود کــــــه نبینند رخ زیـــبا را
(سعدی،407:1387)
دیده را فایـده ایــن است که دلبر بیند ور نبیـند چـــه بـــود فـــایدهی بینایی
(همان:629)
باز مورد دیگری که معشوق موضوع تابویی میشود، قرار گرفتن معشوق مرد در برابر زنی عاشق و شاعر است. در تاریخ شعر فارسی، تا زمان فروغ تنها دو زن میشناسیم که از معشوق مرد سخن گفتهاند و از خط قرمز گذشتهاند. یکی رابعه، دختر کعب که تمام لحظههای شاعری را در کیفر دیدن به سر برد. او کیفر دیدن را به صورت فراموش سپردن شعرش و چه بسا نابودشدن بسیاری از سرودههایش و در نهایت کشته شدن به دست برادرش تحمّل کرد. دیگری فروغ است. فروغ در برخی از اشعارش با نگاهی کاملاً زنانه به حضور معشوق مرد مینگرد و برای اولین بار بخصوص در ادبیات مشروطه، از واژههایی سخن گفت که تا پیش از او در مورد معشوق زن به کار میرفته است و این حضورِ معشوق مرد را برای روحش ضروری میبیند. بیان این امر توسط یک شاعر زن در ایرانِ آن سالها که در بافت سنتی و مذهبی فرورفته بود، تابوییقوی به حساب میآمد؛ اما او از مرزها و خط قرمزهای جامعه گذشت و همین امر سبب شد که نگاه بسیاری از موافقان و مخالفان این نوع تابو، به شعر او جلب شود. ودر پی بروز مخالفان و سیل انتقادات، طعنهها و اتهامات آنان، فروغ در واکنش به آنان، شعر خود را به سلاح اعتراض میآراید.
آیا شما که صورتتان را
در سایهی نقاب غمانگیز زندگی
مخفی نمودهاید

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره سازمان کنفرانس اسلامی

بستن منو