تحقیق رایگان درباره مشروعیت بخشی

تحقیق رایگان درباره مشروعیت بخشی

دانلود پایان نامه

 

اگرچه تصرف بابل ، کورش را به دریای مدیترانه کشانید و موضوع فتح کشور مصر را ، که یکی از رقبای دول آسیایی بود ، سرلوحه اقدامات بعدی وی قرار داد در عین حال برای حفظ قدرت و حکومت خود در ایران می بایستی باکتریا(بلخ) را در تحت نفوذ خویش نگه دارد .
کورش در کشورگشائی ها و نبردها، تصمیم گرفت بر دشمن پیشی جوید ، و او را خارج از دروازه ایران ملاقات نماید و بدین طریق جنگ را به خاک دشمن بکشاند . برای این منظور سربازان پارسی و مادی را بسیج کرد و به پیشوار دشمن که اینک از رود تالیس گذشته و کاپادوکیه را به باد یغما گرفته بود شتافت . دو سپاه در ناحیه پتریوم ، که از سخت ترین نواحی کاپادوکیه بود به هم رسیدند و به جنگ ایستادند اما از این نبرد ، با تلفات سنگینی که دو طرف دادند نتیجه ای حاصل نیامند و کرزوس که دشمن را زورمند دید به سوی سارد عقب نشست .
پادشاه لیدی ، تصور می کرد کورش به مناسبت زمستان سخت و ناخوشایند بودن وضع داخلی کشورش ، و نیز به خاطر آنکه دشمن بزرگی چون بابل را در پشت دارد فعلاً به سارد حمله نخواهند کرد . اما کورش این بار نیز برتری و نبوغ نظامی خویش را نشان داد ، چه فوراً با بابل داخل مذاکره شد و به نبونید پیشنهاد مصالحه کرد ، و نبونید که پادشاهی تن پرور و از جنگ بیزار بود ، پیشنهاد او را پذیرفت و بدین طریق کورش از جانب بابل خیالش راحت شد . آنگاه ، بی درنگ با همه سختی زمستان ، به لیدی درآمد و به سوی سارد ، شهری که در طلا و تجمل غرق بود پیش راند و کرزوس که بی خبر از همه جا به عیش و عشرت نشسته بود ، ناگاه دشمن را در نزدیکی پایتخت خود یافت ، چاره ای جز جنگ نبود . کرزوس با سپاه گران و سواره نظام بی نظیر خود آماده نبرد گردید . در میان سپاهیان او ، عده ای پیاده نظام دلیر مصری که از حیث اسلحه و ارزش جنگی بر دیگران برتری داشتند و نیز عده زیادی سرباطان اجیر وجود داشت . عده لشگریان او بر روی هم سیصد هزار نفر بود ، در مقابل کورش فقط صد و دو هزار سپاهی از خودی و بیگانه، سوار و پیاده داشت پس مسئله ای که کورش می بایست حل کند غلبه یافتن بر دشمنی بود که سه برابر او نیرو داشت . برای جبران کمی عده خویش کورش به تدابیر زیر متوسل شد :
ارزش جنگی ، نیروی روحی افسران و افراد خود را بالا برد .
صورت بندی ها و حرکات واحدها را ساده و روان کرد .
در اسلحه نفرات پیاده تغییراتی داد و بیشتر آنان را برای رزم تن به تن مسلح کرد .
عده سواره نظام پارسی را افزایش داد .
به امر او سیصد ارابه داسدار جدید ساختند که چرخ های آنها محکم تر و محورشان درازتر از ارابه های قدیمی بود ، و از خطر واژگون شدن بیشتر مصون بودند ، داس هائی که در این ارابه ها به کار گذاشته شده بود ، چنان بود که در موقع حرکت به هر چه برخورد می کرد آن را می درانید .
یکصد گردونه چوبی با برج متحرک تهیه کرد که هر یک به وسیله هشت جفت گاومیش کشیده می شد و در هر برجی بیست کماندار قرار داد .
به علاوه کورش با فرستادن مامورین مخصوص برای جاسوسی ، از نیات و طرح عملیات جنگی دشمن آگاه شد و فهمید که خصم در آرایش جنگی خویش ، جبهه ای به طول چهل استاد اشغال کرده و عده های خود را ، اعم از پیاده و سواره به عمق سی صف قرار داده است ، سوای مصری ها که در قلب آرایش او واقعند و تیپ های خویش را در عمق یکصد صف قرار داده اند . سواره نظام های ممتاز لیدی هم در جناح راست قرار گرفته است .
ماموریت شترسواران حرکت در پیشاپیش عده حمله بود ، بدین ترتیب اسب های سواره نظام دشمن رم می کردند و باعث اختلال صفوف خود می شدند .
با این نقشه دقیق جنگی و تقویت روحیه افسران و سربازان خویش و آشنا ساختن فرماندهان دسته ها به عملیات و وظایف خود ، کورش در حالیکه پست فرماندهی خویش را در انتهای جناح راست که می بایست حمله از آنجا آغاز شود ، قرار داده بود ، به سوی میدان جنگ فرمان حرکت داد . لشکر دشمن نیز از دور نمودار گردید . دشمن مطابق اطلاعاتی هم که به کورش رسیده بود پیش می آمد : جناحین مانند نیم دایره ای ، از دو طرف به ارتش کورش نزدیک شدند و چون کورش جناحین خود را عقب کشیده بود آنان مجبور به بسط و گسترش بی اندازه ای شده و از قلب آرایش به دور افتادند . گرچه کرزوس بدین امر پی برد و فرمان توقف به جناحین خود داد اما دیگر دیر شده بود .
سربازان دلیر پارسی که هماهنگ با هم سرود رزم می خواندند ، به دو جناح دشمن حمله ور شدند و آنها را از هم شکافتند ؛ و ابرادات فرمانده سلحشور ارابه های داسدار به قلب دشمن زد و گرچه خودکشته شدند اما صفوف مقدم پیاده نظام مصری را عقب راند . بیشتر ارابه ها بر اثر برخورد با اجساد کشتگان واژگون شدند و پیاده نظام صفوف عقب مصری ها با نیزه های بلند خود در مقابل پارسیان به مقاومت پرداختند . رزم صورت خونین و وحشت آوری به خود گرفت اما در همین گیر و دار کوروش با سواره نظام خود از پشت سر به مصریان حمله برد . کریزاسب و گشتاسب نیز که دشمن را در جلو راه خود مغلوب ساخته بودند ، در این اثنا به کمک کورش رسیدند و مصریان را که هنوز هم دست از مقاومت برنداشته ، محاصره و سپس امر به تسلیم شدن کردند . در گیرودار معرکه نبرد کرزوس که سپاه خود را پراکنده و پریشان و دشمن را پیروز یافت ، به حصار محکم شهر سارد پناه برد و در آنجا به مقاومت با سپاه دشمن پرداخت ، کورش شهر را محاصره کرد و پس از چندی به گشودن حصار محکم آن موفق شد .
کورش در برخورد با تمدن بابل از حالت ابتدایی قبیله ای آریایی خارج شد . تصاحب یک امپراطوری تحمیل قانون اقتدار خویش بر ملل بی شمار تسلط بر بابل و استقرار پسر و ولیعهد خود به پادشاهی یک ملت چند هزار ساله اما در عین پذیرش این حق برای هر کس که هویت ملی و کیش خویش را حفظ کند تشکیل یک امپراطوری چند ملیتی ، اعطای ساختار یک قلمرو واحد با یک سرنوشت مشترک به مجموع کشورها و انسان های تحت سلطه ایران القای خواست و میل به اطاعت از شاه بزرگ به همگان ، اجبار به پرداخت خراج ، تشکیل سپاه از مناطق امپراطوری ، سپردن قدرت محلی به افراد مطمئن ، دفاع از مرزها و مشروعیت بخشیدن به خود از جمله اقدامات او بود.
باکتریا از لحاظ پیشرفت و قدرت محتملاً از ماد و پرسید عقب تر نبوده است . وجود و بقای باکتریا در غرب دولت هخامنشیان به همان قدر که وابسته به اوضاع و احوال بابل و فینیقی و غیره بود ، به همان میزان هم به نیروی قشون ایران ارتباط داشت . در محدوده ایران ، سرنوشت فرمانروایی هخامنشیان در نتیجه مبارزه جوامع ماد و ایران و باکتریا ، که از لحاظ قدرت تقریباً با یکدیگر یکسان بودند ، تعیین می شد و به طوری که هرودوت می گوید برای کورش ، تسخیر باکتریا یکی از اقدامات مهم به شمار می رفت .
موقعیت خوارزم ، واقع در قسمت سفلای اُکس ، با وضع باکتریا شباهت داشت عده ای از محققین چنین تصور می کنند که در اینجا هم اتحادیه ای از نخستین حکومت ها یا قبایل به وجود آمد و ایالت مجاور را هم در برگرفت .
طبق روایت کتزیاس ، که از مولفین حامی و طرف دار ماد به شمار می رود ، کورش بدواً نتوانست بر باکتریا استیلا یابد و فقط پس از آنکه ساکنین باکتریا دانستند که آستیاگ کورش را به عنوان وارث قانونی خود تعیین کرده ، با میل و رغبت مطیع و منقاد ایرانیان شدند . گزنفون در کورش نامه خود ، به وجود یک پادشاه باکتریا در آن زمان اشاره می کند . از طرف دیگر هرودوت بابل و باکتریا و مصر و هم چنین سکا ها را بعد از استیلا بر لیدی از مهمترین رقبای کورش می داند . احتمال می رود که تبعیت دولت مقتدر باکتریا از کورش پس از شکست آستیاگ امری صوری و ظاهری بوده و در حقیقت دولت مذکور هنوز یکی از همسایگان خطرناک ایران به شمار می رفته است . درباره فتح باکتریا و هم چنین سغدیان و خوارزم به دست کورش ما چیزی نمی دانیم ولی آنچه مسلم است در زمان جانشین کورش این ایالات جزو قلمرو حکومت هخامنشیان محسوب می شد ولی حفظ و نگاه داری این ایالات در صورتی مقدور بود که امنیت آنها در برابر کوچ نشینان آسیای میانه از قبیل : سکا ها ، ماساژت ها و غیره تضمین و تامین می شد .
همان قدر که توجه به امر آبیاری در امور زندگانی تاثیر داشت به همان نسبت هم حفظ و حراست ساکنین باکتریا و سغد و خوارزم در برابر حمله و هجوم کوچ نشینان برای رفاه و آسایش آنان اهمیت به سزایی داشت و بنابراین نظر هرودوت که می گوید موضوع مطیع ساختن کوچ نشینان یکی از مسائل حیاتی بود و می بایستی کورش در حل و فصل آن اقدام نماید ، کاملاً نظر صحیح و منطقی است .
کورش در آسیای میانه در نبرد با کوچ نشینان از پا در آمد و کشته شد . البته نوع این قبایل معلوم نیست و مولفان یونانی قبایل مختلفی را نام می برند از جمله بروس از داهی ها ، که جزو قبایل پارت بوده و در ترکمنستان کنونی اقامت داشته اند ، نام می برد و کتزیاس از دربیک ها که طبق گفته اِسترابون در کنار هیرکانی ، ظاهراً در شمال آن یعنی در ترکمنستان در نزدیکی کراسنودسک کنونی می زیستند ، یاد می کند . ضمنانً کتزیاس اقامتگاه دربیک ها را در نقطه مرزی هندوستان می داند و این موضوع امکان دارد ؛ زیرا سایر قبایل کوچ نشین مانند داهی ها و ماردها و ساگارتی ها در نقاط مختلف آسیای میانه و ایران دیده شده اند .
هرودوت ماساژت ها را آخرین دشمنان کورش می داند و محل اقامت آنان را در ماورای ارس ( سیحون ) ذکر می کند . به احتمال قوی در زمان هرودوت کوچ نشینان قسمت شمالی آسیای میانه یک چنین نام مبهم و غیر معینی را داشته اند و از این رو پومپی تروگ آنها را به عنوانی مبهم تر به نام« سکاییان » نام می برد ؛ یعنی به همان نام و نشانی که یونانی ها و رومی ها از انواع کوچ نشینان شمال یاد می کردند . طبق گفته اِسترابون ، ماساژت ها مانند سکا ها در قسمت های شرقی صحراهای آسیای میانه می زیستند و با ساکنین خوارزم قرابت و خویشاوندی داشتند . آنها در ماورای سیحون و هم چنین در کوه ها و دشت ها و جزیره ها و باتلاق های قسمت سفلای سیحون سکونت اختیار کرده بودند .
بنا به روایت هرودوت ماساژت ها ، کورش و سپاهیان او را با حیله و نیرنگ به داخل سرزمین خویش کشاندند و در همان موقعی که اردوی ماساژت ها به تصرف کورش درآمده ، و ارتش وی از این پیروزی دل شاد بود ، کلیه آنها را محاصره کرده و مورد هجوم قرار دادند . در این نبرد کورش با سپاهیان زیادی که همراه داشت کشته شد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع اطلاعات مربوط به مشتریان

Close Menu