تحقیق رایگان درباره شمایل نگاری

تحقیق رایگان درباره شمایل نگاری

دانلود پایان نامه

 

ریختن سنگ ریزه و آماده شدن خشت خام ، به وسیله ملت بابل صورت گرفت . چوبی که «سدر» نامیده می شود ، کوهی هست در لبنان ، به این اسم ، از آنجا این چوب را آوردند . ملت آشور آن را تا بابل حمل کرد . کاریان اهل ایونیه از بابل آن را به شوش آوردند . چوب یاک را از گندار و کرمانی وارد کردند . طلا را از لیدی و باکتریا آوردند و آن را در اینجا ساختند . سنگ کاپائوتاک (سنگ ارمنی یا سنگ بخارایی ) و سینکابرو ( عقیق جگری ) که در اینجا مورد استفاده قرار گرفت از سغدیان آورده شده بود . سنگ آخشاینا ( فیروزه ؟) از خوارزم آورده شده بود . نقره و چوب سیاه از مصر و تزیینات دیوارها از یونان قدیم و عاجی که مورد استفاده قرار می گرفت از حبشه و هندوستان و آراخوسیا وارد می شد . ستون های سنگی که در اینجا مورد استفاده واقع شد از شهری به نام آبی رادوش ، واقع در شوش ، حمل می شد . سنگ تراشانی که در روی سنگ ها کار می کردند اهل ایونیه یا اهل لیدی بودند . استادان زرگر یا اهل ماد بودند یا اهل مصر . کارگرانی که در کارهای مربوط به چوب کار می کردند یا اهل لیدی یا اهل مصر بودند و کسانی که آجر می پختند از اهل بابل . افرادی که دیوارهای بنا را تزیین می کردند از اهل ماد یا مصر بودند .
3-3-1 تاثیر پذیری از زیور آلات :
در سراسر امپراتوری هخامنشی مردان و زنان از انواع فراوان زیورآلات شخصی استفاده میکردند .
گوشواره ها و دستبندها که معمولاً مورد استفاده شاه و اشراف بودند ، در میان مادها و سکاها (اسکیت ها) در شمار سنت های کهن مردم ایران محسوب می شدند . محبوبیت و عمومیت استفاده از آنها براستی در میان مردم آنقدر زیاد بود که مغان استفاده شخصی از این زیورآلات و به ویژه طلا را ممنوع کردند .
در تخت جمشید در اوایل قرن پنجم ، مادها ، لیدیایی ها ، اسکیت ها دستبندهایی که انتهای آنها به موجوداتی جانور شکل ختم می شود آورده اند . نمونه های باقی مانده آراسته به بدن ها یا فقط سر حیواناتی نظیر شیر ، بز ، آهو ، قوچ و گاو نشان می دهد که این زیورآلات در میان مردم عمومیت داشته اند .
دستبند طلای محکم از جیحون که انتهای آنها به شیردال هایی بالدار یا شاخدار می شود ، در شمار استادانه ترین کارهایی هستند که در هنر جواهر سازی کشف شد . هم شکل امگا گونه حلقه های آن در این دوره و هم نشاط و سروری وحشیانه آنها نمایانگر نفوذ آسیایی در هنر هخامنشی است .
در پاسارگاد حاشیه کاری با فلز مناسب ، مانند یونان ، انجام می گرفت ، پیکر تراش های معبد آفایا در اجینا ، که در آنجا چین تندیس اله آتنا با آنچه در پاسارگاد دیده می شود از لحاظ حالت طبیعی ، تاثیر عمیق و ترتیب چین های طولی در جلو و چین های مورب در اطراف مورد مقایسه قرار گرفته است . این عقیده که گروه های گوناگونی از هنرمندان یونان شرقی توسط شاهان هخامنشی داریوش و خشایارشا دعوت شده اند که خدمات مورد نیاز آنها را انجام دهند ، با توجه به وجود سبک های گوناگون در هنر کلاسیک هخامنشی در قیاس با مراحل مختلف توسعه هنر یونان ، دور از راستی نیست .
3-3-2 تاثیر پذیری از مقابر :
داریوش « فضای با ابهت و هولناک » دره نقش رستم را برای مقبره خود انتخاب کرد که در درون آن دهلیزی وجود دارد که طاق های قوسی تقریباً مستطیل گونه تا داخل صخره ادامه می یابند . محل های تدفین کنونی حفره های مستطیلی در کف تاق های قوسی هستند .
شاید داریوش اندیشه احداث چنین گورهای صخره ای را از اورارتوها کسب کرده باشد . با این حال چیزی که جدید بود شکل نمای گور بود : یک تقاطع صلیب گونه غول آسا که روی بخش میانی آن نمای یک کاخ هخامنشی حجاری شده ، که شاید به معنای کاخ داریوش باشد . در قسمت بالای آن تصویر شاه روی یک سکو یا صفه ای به سوی یک آتشگاه که آن نیز بر یک پاسنگ یا سکو قرار گرفته است و یادآور پاسنگ های محوطه مقدس پاسارگاد می باشد . میان شاه و آتشگاه در آسمان تصویری ریش دار و تاج بر سر با بالهای گسترده قرار دارد که معمولاً آن را خدای بزرگ و متعال زرتشتی یعنی اهورامزدا دانسته اند ، تصویری که در واقع فرنه [فر] یا بخت شاهی است .
سایر برجسته کاری ها ورود و خروج معمول شاه را به آپارتمان خصوصی او و به شیوه نقاشی های گور مصری نشان می دهند .
شاید بتوان مضمون تصاویری قهرمان شاهی که بر غول یا جانور خطرناکی پیروز می شود را نمادی تفسیر کرد که از شمایل نگاری آشوری به ارث رسیده است . در این شمایل ها شاه در حال کشتن شیری است که نقش آن سنتی بود مربوط به زمان شلمنصر سوم تا زمان آشوربانیپال . با وجود این باید متذکر شد که شاه آشور فقط با شیرهایی مبارزه می کرد که مانند انسان ها بر روی دو پای خود ایستاده بودند ، حال آنکه قهرمان سلطنتی ایرانی با غول های فوق طبیعی نبرد می کرد .
3-3-3تأثیر پذیری از فلز کاری :
در عصر مفرغ و آهن ، نواحی قفقاز و ماوراء قفقاز به صورت مراکز پیشرفته فلزکاری در آمدند . در هزاره دوم و اول ، فلز کاران کولخیس ، در غرب گرجستان و دامنه های جنوبی و شمالی سلسله جبال قفقاز در ساخت تندیس ها و طرح های جانوری تبحر یافتند ، ولی به سبک واقع گرایانه و ثابت مایکوپ کار نمی کردند ، بلکه شکل های مشخص و اساساً متحرک را نشان می دادند . نقوش جانوران تخیلی به اندازه جانوران واقعی و بومی منطقه مورد علاقه بودند . مخلوقات افسانه ای بدون تردید از نظر آنها دارای خواص سحرآمیز بود . بعضی از آنها شبیه جانوران متداول در میان سکاهاست ، هر چند قدمت آنها بیشتر است و بدین ترتیب انسان ممکن است استفاده از آنها را به نفوذ کیمری ها نسبت دهد که طلایه دار سکاها بودند و هنر آنها هنوز ناشناخته مانده است .
تبرهایی که آنها را برای استفاده روزانه می ساختند نسبتاً زمخت بودند ولی تبرهای ظریف به منظورهای نمادین به کار می رفت . تبرهای ظریف مزین به طرح هایی هندسی و نمادهای ستاره ای و شکل های جانوری کاملاً شکل گرفته بودند . بیشتر آنها مربوط به دوره میان سده دوزادهم و دهم پیش از میلاد است . اندکی بعد ، یعنی سده دهم تا حدود سده پنجم پیش از میلاد کالاهای فراوانی به صورت اشیای شخصی تزیینی و تندیس های نذری از مفرغ و آهن در همان ناحیه ساخته می شد . تزییناتی به شکل پرنده و گاو نر نیز به ویژه متداول بود .
اگرچه نشان دادن سگ را می توان نمونه ای از هنر بومی دانست ، به کار بردن گوزن می بایستی به طور مسلم به نفوذ سکاها نسبت داده شود .
هنگامی که سکاها به جنوب روسیه روی نهادند ، در هنر معمول گرجستان ، اسب جای گوزن را گرفت .
قالب گیری استادانه و تناسب های عالی اسبان زین و یراق دار می بایستی تحت نفوذ مجسمه سازی عالی هخامنشی قرار گرفته باشد ، ولی در پایانه ها ، از ساخت اسبان ، سرزندگی بیشتری که اساساً گرجی است و نه ثابت و نه در حرکت است ( همچنان که در هنر هخامنشی معمول است ) به چشم می خورد . به نظر می رسد که این اسب ها آماده برای تاختن هستند و احساس حرکتی که در بیننده ایجاد می کنند شاید حاکی از پیوندی با هنر سکایی باشد .
اشیای فلزی مربوط به لرها غالباً شباهتی سطحی به اشیای سکایی دارد ، اساساً از لحاظ سبک متفاوت اند و شامل کالاهای گوناگونی هستند ولی در ساختن ظروف ، اسلحه و زین و یراق اسب است که هنرمندان آنها بهترین جنبه هنری خود را نشان می دهند .
بیابانگردان آلتایی که از لحاظ زندگی و نظرات خود شبیه سکاها بودند هنری بسیار مشابه هنر آنها از سده های پنجم تا دوم پیش از میلاد داشتند .
همه اشیایی که در گورهای آلتایی قرار داده شده بود در وضع بسیار خوبی به دست آمدند . شاید این امر از آن لحاظ بوده باشد که گورهای آلتایی بر اثر لایه ای از یخ که به طور تصادفی بر روی آنها تشکیل یافته بود از مجاورت با هوا محفوظ مانده و هر گوری را به صورت نوعی یخچال عمیق درآورده باشد .

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درمورد ضمانت اجرای قانونی

بستن منو