تحقیق رایگان درباره راهبردهای یادگیری

تحقیق رایگان درباره راهبردهای یادگیری

دانلود پایان نامه

پوپر در نظریه”عقلانیت انتقادی” با ارائه معیار عقلانی ابطال پذیری به جای تایید پذیری برای بررسی صحت و سقم دانش یا معرفت علمی معیار تازهای را معرفی میکند. براساس این معیار معرفت علمی همواره ماهیت گمانهای دارد، به همین دلیل، هرگز نمیتوان درباره شناخت و معرفت علمی به شکل قطعی و جزمی با توجه به شواهد تجربی اظهار نظر کرد(به نقل ازمهرمحمدی،1378).  

از مجموع آراء فلسفی در زمینه فلسفه علم چنین استنباط میشود که از نظرساختن گرایان “معرفت ساخته ذهن انسان است”. معرفت مجموعه ای از حقایق؛ مفاهیم یا قوانین مورد انتظار برای کشف نیست و پدیده ای نیست که خارج از فرد و مستقل از او وجود داشته باشد.
انسان سازنده دانش در فرایند تجربه است. معرفت انسان ساخته خود انسان است(زاهوریک، 1995) نظریه پردازان ساختن گرا برای استحکام پایه های نظری خود به روانشناسی شناختی استناد می کنند.
در رویکرد ساختنگرایی موقعیت یادگیری مهمترین عامل موثر در فرایند یادگیری است. طبق این نظریه مجریان برنامه های درسی باید موقعیتی را فراهم آورند که دانشآموزان در آن از طریق مباحثه استدلالی، که عمل تعامل و تحلیل را تسریع و تسهیل میکند، به تفکر انتقادی بپردازند. همچنین راهبردهای یادگیری مشارکتی وحل مساله مطلوبترین روش برای کسب معرفت علمی است. تاکید بر فرایند ساختار دانش به جای تولید مجدد آن، پرورش اعمال متفکرانه، آموزش و یادگیری مشارکتی، توجه به فراشناخت وخود تنظیمی و خود کنترلی دانشآموزان و یادگیری در محیط غنی و معتبر حل مساله همواره در مرکز ثقل رویکرد ساختن گرایی قراردارد.
به طورکلی در میان مجموعه فعالیتهایی که برای تعلیم و تربیت دانشآموزان انجام میشود بیشترین سهم در تدریس معلم در کلاس درس اختصاص مییابد.(شعبانی،1383) معتقدند چهار ویژگی خاصدر تعریف تدریس وجود دارد که عبارتنداز:
وجود تعامل بین معلم و شاگردان .
فعالیت براساس اهداف معین و از پیش تعیین شده .
طراحی منظم با توجه به موقعیت و امکانات.
ایجاد فرصت و تسهیل یادگیری .
بنابراین به فعالیتهای پراکنده و یک جانبه معلم که ممکن است تغییری هم در دانشآموزان ایجاد کند تدریس گفته نمیشود. همچنین آن نوع از فعالیتهای آموزشی که بدون حضور معلم از طریق فیلم و تلویزیون، کتاب و صورت میگیرند تدریس گفته نمیشود زیرا کنش متقابل بین معلم و دانشآموز وجود ندارد. براشتهای مختلف معلمان از مفهوم تدریس میتواند و نگرش آنان نسبت به دانشآموزان و نحوه کارکردن با آنان تاثیر مثبت یا منفی برجای گذارد. متاسفانه مفهوم تدریس، اگر چه در ظاهر و حتی در علوم تربیتی مفهومی آشنا به نظر میرسد .اما اکثر متخصصان برنامهریزی درسی یا ماهیت درست آن آشنایی ندارند در تدریس رابطه معلم و دانشآموز از اهمیت خاصی برخوردار است در گزارش بینالمللی آموزش و پرورش ضمن آمده است. در تمام موارد باید به ارتباطهای دانشآموز معلم تاکید شود چون پیشرفتهترین فناوریها نمیتوانند چیزی برتر از یک پیشتبانی ارتباطی(انتقال،گفتگو ،رویاروی) میان معلم و دانشآموز باشد (گزارش کمیسیون بین المللی آموزش و پرورش برای قرن 21یونسکو ،1375).
د رفرایند تدریس چها ر مرحله بنیادی وجود دارد:
آمادگی : معلم بایستی تکالیف به وظایف و انتظارات مربوط به مشکل خود را به خوبی انجام دهد به مطالب درسی تسلط داشته باشد و روش تدریس و ترتیب ارائه مطالب را از قبل دقیقا و برای تلاش آماده نماید .
ارائه مطلب : پس از این که معلم مناسبترین راه روش را رای کار خود مشخص کرد، باید ارائه و تشریح مطالب مهارتها، دانشها و مفاهیم جدید بپردازد .
کاربرد : در این مرحله دانشآموز باید مطالب و مهارتهایی که آموخته به کلا س و معلم ارائه دهد معلم نیز باید به کمک کند تا اشکلاتش در این زمینه مرتفع شود .
امتحان و سنجش : در این مرحله جریان تدریس مورد ارزیابی رسمی و نهایی قرار میگیرد .
2-3-6- برخی از عوامل موثر در فرایند تدریس :
2-3-6- 1 – معلم: معلم به عنوان مهمترین عاملی است که شرایط مطلوب یادهی _یادگیری را فراهم می کند او از طریق ایجاد ارتباط و پیوند بین دانشآموز، مطالب درسی و ابزار و تجهیزات آموزشی شرایط مناسب را ایجاد میکند اگر هم تفاوتهای فردی و تفاوت سبک های یادگیری دانشآموزان را مورد توجه قرار دهد و سعی در ایجاد نتایج مطلوب از تدریس باید سه نوع شایستگی در معلمان وجود داشته باشد.
الف: شایستگیهای علمی یعنی دیدگاهای شناختی معلم.
ب: شایستگیهای عملکردی یعنی توانایهای معلم در تدریس و موضوع درسی.
ج: شایستگیهای نتیجهای که بر رفتارهای فراگیران که شواهدی برای اثربخشی تدریس است توجه دارد به اعتقادی تعامل این شایستگیها اساس و باید تدریس معلم درکلاس است.(نیکنامی ،1377)
معمولا معلمان به چهاردسته تقسیم می شوند:
شاگرد محور: از نظراین معلمان محوراصلی همه فعالیتهای تعلیم و تربیت شاگرد است و هدف تعلیم و تربیت پرورش استعدادهای شاگردان است با توجه به این شاگردان در کلاس این معلمان فعال هستند، ستون اصلی یادگیری” یادگیری چگونه آنجام دادن” است و عناصراصلی آن به ترتیب اولویت دانشآموز، مطلب منابع، معلم هستند.
مطلب محور: از نظر این همان موضوع درسی بسیار زیادی دارد بنابراین آنها سعی میکند آن را بدون کم و کاست به دانشآموزان انتقال دهنده. ستون اصلی یادگیری “یادگیری چگونه داشتن است و عناصر اصلی یادگیری به ترتیب الویت دانشآموز، مطلب و منابع و معلم هستند .
خودمحور : این گونه معلمان کلاس درس را براساس سبک رهبری خود که ممکن است وظیفه مداری، رابطه مداری، دستوری، مشاورهای، مشارکتی، و تعویضی، سیستمی و اقتضایی باشد اداره میکنند و در فرایند تدریس نیز بر اساس نظرات و تشخیصی خود عمل میکنند. عناصر اصلی یادگیری و ترتیب اولویت معلم، مطلب، منابع دانشآموزان هستند.
تلفیقی محور: معلمانی که در این گروه قرار میگیرند با نگرش سیستمی به الگوهای تدریس و ستونهای یادگیری مینگرند زیرا معتقدند عدم توجه سیستمی به فرایند تدریس و یادگیری باعث عدم اثربخشی آن میشود آنها به چهار ستون اصلی یادگیری مانند یادگیری چگونه دانستن، یادگیری چگونه با دیگران زیستن و یادگیری چگونه انجام دادن و چهار خانواده الگوهای تدریس، یعنی خانواده های اطلاعات پردازی و فردی، اجتماعی، سیستمهای رفتاری توجه میکند. در واقع آنها معتقدند باید تعامل الگوهای تدریس و ستون های یادگیری تاکید شود.

مطلب مرتبط :   رضایتمندی مشتریان، جمع آوری اطلاعات

Close Menu