تحقیق رایگان درباره تعلیم و تربیت

تحقیق رایگان درباره تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه

راهبردهای محدود کردن تحقیق : مسائل واقعی جهان اغلب راه حلهای ممکن بسیاری دارد، در نتیجه باید به راهبردهایی متوسل شد که تحقیق را محدود کند تا بتوان بدرستی مساله را حل کرد. یکی از این راهبردها “کار وارونه “است که تجزیه و تحلیل “ابزار- هدف”از اشکال مفید آن و شامل مراحل ذیل است:  

الف: تعیین تفاوت وضعیت موجود با هدف نهایی(محاسبه تفاوت وضعیت موجود با وضعیت مطلوب).
ب: تعیین عملیات مربوط به تفاوت.
ج: انجام دادن عملیات به منظور کاهش تفاوت وضعیت موجود با وضعیت مطلوب.
د: تکرارمراحل اول تاسوم تاحل نهایی مساله.
تجزیه و تحلیل ابزار- اهداف مستلزم انتخاب فعالیتهایی برای کاهش تفاوت وضعیت موجود با هدف نهایی است.اگر فردی با این گونه فعالیتها آشنا نداشته باشد نمیتواند دانش خود را فعال و از تحلیل ابزار- هدف استفاده کند. اگر فعالیتهای عملکردی دانش بیانی در یک حیطه نقص و کمبود داشته باشد، در اجرای تجزیه و تحلیل ابزار- اهداف با مشکل مواجه خواهد شد.(گانیه ،1985)
راهبردهای بسط تحقیق : تجزیه و تحلیل ابزار- اهداف راهبردی است که راه حلهای تحقیق و کاوشگری را محدود میکند، اما گاه مساله از طریق بسط تحقیق بهتر حل میشود، بویژه هنگامی که راه حلهای آن ناشناخته و ناکافی باشد(مانندمسائل ملی وجهانی، مسائل فردی پیچیده و مسائل علمی وهنری) . دو روش برای بسط تحقیق وجود دارد: تمثیل و سیال سازی ذهنی .
الف)تمثیل: زمانی که فرد دانش کمی در مورد مساله دارد از تمثیل استفاده میشود. تمثیل شامل معرفی مساله با استفاده از حوزه آشناشدن در دانش مربوط به مساله و در نهایت ارزشیابی سودمندی دانش موجود است، برای مثال ککول زمانی که سعی میکرد ساختار مولکولی بنزن رابشناسد در خواب دید که ماری دمش را میخورد. او از حلقهای شدن مار به حلقهای بودن ساختار مولکول بنزن پی برد. تمثیلهای بسیاری در ادبیات هر جامعه برای رسیدن به پاسخ مسائل خلاق وجود دارد. اگر چه تمثیل راهبردهای حل مساله را شفاف کرده، به فرد در حل درست مسائل کمک میکند، به نظر میرسد مردم از آن کمتر استفاده میکنند. دانش موجود در زمینه حل مسائل و تمثیل بسیار مهم است. اگر تمثیل خوب شناخته نشده باشد به حل مساله منجر نخواهد شد.
ب)سیال سازی ذهنی :راهبرد دیگر برای افزایش راهحلهای کیفی یک مساله، سیال سازی ذهنی نام دارد که شامل مراحل ذیل است:
الف:تشخیص مساله .
ب: به نتیجه رسیدن بدون تجزیه و تحلیل.
ج: تصمیم گرفتن بر اساس معیاری برای حدس زدن راه حلها ی عمومی.
ه:استفاده از این معیار برای انتخاب بهترین راه.
سیال سازی ذهنی هم شامل کار به جلو” است وهم شامل تجزیه و تحلیل “ابزار- اهداف” بنابراین، بر راهبردهای دیگر برتری دارد. از طریق سیال سازی ذهنی بهتر از روش تجزیه و تحلیل ابزار- اهداف میتوان به حلمسائل دست یافت. تحقیقات نشان میدهند که نتایج سیال سازی ذهنی راهحلهای با کیفیت بالایی ارائه میدهد. کیفیت راه حلها در سیال سازی ذهنی، همانند تمثیل ،به دانش بیانی خود فرد بستگی دارد.( شعبانی ،1386 به نقل ازگانیه )
2-3-10-3- الف : کاربرد راهبردهای عمومی حل مساله در فرایند تدریس
الگوهای متعددی در زمینه کاربرد راهبردهای عمومی حل مساله در فرایند تدریس وجود دارد. یکی از برنامه های ارزشیابیشده و توسعه یافته، در این زمینه الگوی IDEAL است که برانس فورد واستین (1984)آن را ارائه کردهاند. در این الگوI ،تشخیص مساله ،D، تعریف مساله ،E، بررسی و کاوش راهبردها ،A، عمل کردن روی اندیشه ها، وl، بررسی نتایج است.
دانشآموزان در مرحله اول مسابقه را زیرکانه به صورت زیرمجموعه ای از فرایند، نه به صورت یک عنوان مشخص شده، تشخیص میدهند. این مرحله تشخیص مسائلی است که گاه در موقعیت معمولی نمیتوان آنها را تشخیص داد. اگر دانشآموزان وجود مساله را تشخیص ندهند، نمیتوان انتظار داشت به جستجوی راه حل بپردازند. در مرحله دوم (d) دانشآموزان به وجود مساله پی میبرند، اما نمیدانند چگونه باید آن راتعریف کنند (برانس فوردواستین،1982). تعریف مساله اهمیت زیادی دارد، زیرا در انتخاب انواع راه حلها تاثیرگذار است. در مرکز ثقل تعریف مساله، معرفی یا بیان یا ارائه مساله قرار دارد. ارائه نوعی برنامهریزی است که مساله بدیع با یک حالت انتزاعی جابهجاشده، حل مساله را تداوم میبخشد یا به عنوان راهنما در حل مساله بدیع به کار گرفته میشود(لارکین،1980). برخی از صاحبنظران بازنمایی تصویری یا گرافیکی را یکی از مراحل مهم فرایند حل مساله میدانند.
E درالگویIDEAL بیانگر کاوش و جستجوی راهبرد مناسب است. در این مرحله برای دستیابی به راه حل مناسب، راهبردهای مختلفی مورد بررسی قرار میگیرد. متخصصان حل مساله عموما وقتی به کاوش راهبردهای مختلف میپردازند از قیاس و استعاره استفاده میکنند(برانس فوردواستین،1982). برانس فوردو استین میگویند: دانشآموزان سه راهبرد اصلی را در خلال کاوش مورد بررسی قرار میدهند. مسائل را به قسمتهای قابل اجرا تبدیل میکنند. موارد خاصی را به کار میگیرند و به صورت بازگشت به عقب کار می کنند. افرادی که در تقسیم مسائل پیچیده به مسائل کوچکتر و قابل اجرا شکست میخورند، اغلب نتیجه می گیرند که مساله غیر قابل حل است. (همان،ص،394)
دو مرحله آخرالگوی IDEAL،یعنی کارکردن روی ایده ها و بررسی نتایج با هم ارتباط تنگاتنگ دارند. نیوئل و سایمون(1972) این مراحل را به تجزیه وتحلیل ابزار _ اهداف مربوط ساختهاند. فعالیتهایی که در آن حل کنندگان مسائل به طور مکرر موقعیت موجود را با اهداف و وظایف منظور شده مقایسه میکنند. آنها همواره از خود می پرسند میان آنچه هستیم و آنچه باید باشیم چه تفاوتهایی وجود دارد؟ آیا این تفاوتها را کاهش داده ایم ؟
مراحل A، L از اجزاء بسیار مهم ارزشیابی است. در این مرحله دانشآموزان باید به طور مرتب بر فرایند فعالیت نظارت کنند و موقعیت خود را نسبت به هدف مورد نظرشان بسنجند. اگر پیشرفت اندکی داشته باشند یا پیشرفتی نداشته باشند، باید راهبرد خود را تغییر دهند و به آزمایش راهبردهای جدید بپردازند و این اعمال تا زمانی که مساله حل نشده است ادامه می یابد(برانس فورد واستین،1982)
متخصصان تعلیم و تربیت، معمولا، اصطلاح حل مساله را به طور ویژه به کار میگیرند. این اصطلاح از نظر آنان به وظایف ویژه دانشآموزان در ریاضیات، علوم و علوم اجتماعی اطلاق میگردد(مارزانووهمکاران ،1988).
فردریک سن(1984) در مشاهدات خود متوجه شد که در آموزش حل مساله، عموما برمسائل خوب سازماندهی شده تاکید میشود، یعنی مسائلی که تمام اطلاعات مورد نیاز و محاسبات آشکار و ارزشمندی را که پاسخ صحیحی رابه دست میدهد، در بردارد. به نظر او این محدویت طاقت فرساست، زیرا بسیاری از مسائلی که دانش آموزان در زندگی واقعیشان با آنها مواجه میشوند (مانندمسائل علمی، اقتصادی، سیاسی واجتماعی) معمولا مبهم و بد سازماندهی شده اند(فردریک سن،1984،سایمون،1974)(شعبانی ،1376)
2-3-11- راهبرد حل مساله، الگوی برتر در تدریس تفکر
همانطور که قبلا اشاره کردیم تفکر انتقادی به مجموعهای از فعالیتهای فکری اطلاق میشود که به تحلیل، ارزشیابی و قضاوت درباره راهبردها و تولیدات فکری می پرازند(مارزانووهمکاران، 1988). همچنین گفتیم که در فرایند حل مساله دست کم سه مرحله اساسی وجود دارد: طرح مساله، انتقال دانش و ارزشیابی و بررسی نتایج (گانیه ،1985). علاوه بر وجوه عامل ارزشیابی و قضاوت، هم درحل مساله وهم در تفکر انتقادی در مرحله طرح و شناسایی مساله، فرد باید چهار جنبه از مساله را خوب بشناسد وضعیت موجود، وضعیت مطلوب، اقدامهای لازم و محدویتها(گلاوروبرونینگ،1375).چنین وظیفهای او ظایف “کنترل اجرایی رفتار”در مباحث فراشناخت و تفکر انتقادی است، به همین دلیل، برخی از صاحبنظران وجوه مشترک فراوانی را بین حل مساله و تفکر انتقادی ذکر کرده و حتی بعضی از آنان این دو را یکی دانسته اند.
کامپیوترز(1985) تفکر انتقادی را “تقویت و تداوم فعالیتهای شناختی برای حل مسائل پیچیده” ذکرکرده، معتقد است دانشآموزان در فرایند حل مساله منابع مختلف اطلاعات را تلفیق میکنند، دیدگاههای متعدد را مورد بررسی قرار میدهند؛ فرضیههای مختلفی میسازند، آنها را آزمایش میکنند و قضاوتهای انتقادی مطرح میسازند .بیر (1985) تفکر انتقادی را تشخیص درستی، دقت یا ارزشیابی دانش مستدل و حقیقی می داند. نیدلر(1985) حلمساله یا استخراج نتایج و قضاوت درباره اطلاعات مربوط به مساله را از مراحل اساسی مهارتهای تفکر تلقی میکند.

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درباره توسعه علوم انسانی

Close Menu