تحقیق رایگان درباره تاریخ بیهقی

تحقیق رایگان درباره تاریخ بیهقی

دانلود پایان نامه

به طور کلی می توان نتیجه گرفت که فردوسی با آن روح لطیف و سرشار از عاطفه اش که با یکایک قهرمانان خود زندگی می کند ، رشد می کند و می بالد و با سقوط آنان می میرد ، عفو و گذشت را بر انتقام و کینه جویی ترجیح می دهد و جانب مدارا و مسالمت را در زندگی فردی و اجتماعی می ستاید .  

پیشنهاد این که همین موضوع را می توان بر روی دیگر آثار زبان فارسی مانند تاریخ بیهقی و … بررسی نمود .
« پیوست 1 »
تـحـلیل ابـیات
در این فصل ، سخنان فردوسی در شاهنامه مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفته است . ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد ، که ناگزیر برای تحلیل ابیات می بایست قسمت هایی از داستان نیز بیان می شد ، لذا برای جلوگیری از تکرار داستان ها ، تمام بیت ها بدون در نظر گرفتن موضوع بیت ، یک مرتبه از ابتدای پادشاهی کیومرث تا پایان شاهنامه بررسی شده اند.
فردوسی بزرگ چنین شاهنامه را آغاز می کند :
سخنگوی دهقان چه گوید نخست که تاج بزرگی به گیتی که جست
که بود آن که دیهیم بر سرنهاد ندارد کس آن روزگاران به یاد
مگر کز پدر یاد دارد پسر بگوید تو را یک به یک در به در
که : نام بزرگی که آورد پیش که را بود از آن برتران پایه بیش
چنین گفت : کآیین تخت و کلاه کیومرث آورد و او بود شاه
ج1ب217-213
نخستین داستان در شاهنامه ، داستان زندگی و مرگ کیومرث ، است . بنابر سروده ی فردوسی، هنگامی که آفتاب به برج حمل می آید کیومرث بر جهان کدخدای می شود . وی نخست در کوه جای می سازد و پای می گیرد و پلنگینه می پوشد او سی سال پادشاه بود و جانوران از دد و دام در کنارش آرام می گیرند . تنها دشمن او اهرمن بدسگال است که دیوبچّه یی دارد مانند گرگ سترگ به نام خروزان . این دیو بچّه بر سیامک پسر کیومرث که پس از مرگ پدر بر تخت شاهی خواهد نشست ، رشک می برد و از این رو برای به چنگ آوردن دیهیم کیومرث سپاهی از دیوان گرد می آورد آن گاه است که سروش به صورت زنی پریوار و پلنگینه پوش نزد کیومرث می آید و او را از کار دیوبچه آگاه می کند . سیامک که این سخن را می شنود به جنگ با او بر می خیزد ، اما خروزان او را که برهنه به میدان جنگ آمده است ، بر خاک می افکند و از میان می برد . کیومرث در مرگ پسر خویش یک سال به سختی عزاداری می کند .
هوشنگ پسر سیامک است . این بار کیومرث و هوشنگ هر دو به رزم با خروزان می آیند و هوشنگ در این نبرد خروزان را می کشد و بدین سان کین سیامک از خروزان ستانده میشود.
بر این سان دیری نمی پاید که روزگار بر کیومرث سر می آید و به قول حکیم توس «جهان فریبنده» از او مردری می ماند . این چنین فـردوسـی در مـرگ قهرمان داستانش به ســوگ می نشیند و از همین صفحات آغازین کتاب سترگش به تمام انسان ها و نوع بشر گوشزد می کند که جهان بی وفا و ناپایدار است ، و مرگ ، سرنوشت حتمی همه ی انسان ها است . حتّی اگر کیومرث هم باشی باز خواهی رفت ، کیومرث نخستین مرد ایرانی است که آفریده شده است و در باور شناسی ایرانی نخستین انسان است . نام او را بدین سان نیز می توان گذارد : زندگی در پیکر آدمی به سخنی دیگر ، آنکه زندگی در وی پیکر یافته است و به نمود آمده است. (کزازی،1386 :232 – 231 )
بدین سان فردوسی در مرگ کیومرث سخن می گوید :
برفت و جهان مردری ماند از اوی نگر تا که را نزد او آبروی ؟!
جهان فریبنده را گرد کرد ره سود بنمود و خود مایه خورد
جهان سربه سر چون فسانه است و بس نماند بد و نیک بر هیچ کس
ج1ب285-253
پس از کیومرث ، هوشنگ تاج بر سرگذارده و پادشاه می شود . هوشنگ خود را پادشاه هفت کشور می خواند و هم اوست که به آتش سنگ از آهن جدا می کند . هوشنگ بعد از آن که آتش را پیدا می کند جشنی فرخنده بر پای می دارد که نام آن جشن را جشن سده میگذارد. هوشنگ از آن پس پیشه ی آهنگری در پیش می گیرد و اره و تیشه می سازد . او از دریاها ، رودها و از رودها ، راه های آبی فراهم می آورد ؛ بر زمین تخم می پراکند و در پی کشت و درود ، نان تهیه می کند . او گاو و گوسفند و استر نگه می دارد و می پروراند و از پوست شان بر تن جامه می پوشاند . .
و سرانجام زمانی که برای او روزگار بهی پیش آمده و توانسته است چیزهای زیادی پدید آورد و زندگی را از قبل برای همگان آسان تر نماید ، دیده از جهان فرو می بندد و باز حکیم توس در پی مرگ هوشنگ داد سخن می دهد و در پایان نیز به نوع بشر هشدار می دهد که دنیا همانطور که با هوشنگ مهربان نبود و او را نابود ساخت با تو نیز مهر نخواهد داشت و آشکارا چهره ی خود را روشن نمی نماید :
برنجید و گسترد و خورد و سپرد برفت و جز از نام نیکی نبرد
بسی رنج برد ، اندر آن روزگار به افسون و اندیشه ی بیشمار
چو پیش آمدش روزگار بهی از او مردری ماند گاه مهی

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامه اندیشه اسلامی

بستن منو