تحقیق درمورد مقتضیات زمان و مکان

تحقیق درمورد مقتضیات زمان و مکان

دانلود پایان نامه

تحفظ؛ این وضع هنگامی حادث می‌شود که نیاز افراد به محدود ساختن مخابره‌ی اطلاعات مربوط به آن‌ها به دیگران و به ویژه کسانی که روابط شخصی با آن‌ها دارند، مورد حمایت قانون قرار می‌گیرد.  

به اعتقاد ریموند وکس، حریم‌خصوصی هر فرد زمانی معنا دارد که او مشغول فعّالیّت‌هایی باشد که عادتاً خصوصی و شخصی تلقی شوند؛ لذا به نظر وی حمایت‌های قانون از حریم‌خصوصی باید محدود به اطلاعاتی باشد که به فرد مربوط می‌شود و به طور معقول و متعارف بتوان پیش‌بینی کرد که وی آن اطلاعات را کاملاً خصوصی یا حساس تلقی می‌کند و لذا درصدد است جمع‌آوری، استفاده یا به گردش‌افتادن آن اطلاعات را ممنوع یا دست‌کم محدود سازد.
در حقوق آمریکا، قاضی برندایس در سال 1890 تعریفی از حریم‌خصوصی ارائه کرده و آن را «حقّ بهره‌مندی از زندگی و ثمره‌ی زندگی خصوصی بدون مزاحمت دیگران» دانسته است. به سخنی دیگر، حریم‌خصوصی حقِّ تنها یا به حال خود و دور از مزاحمت غیر بودن است.
خانم روت گویسون، حریم‌خصوصی را محدودیت دسترسی دیگران به فرد با وصف سه رکن تعریف می‌کند: رازداری، ناشناسی و خلوت. رازداری یا محرمانه‌بودن شامل محدودیت پخش معلومات درباره‌ی خود است؛ ناشناسی یا بی‌نامی به محفوظ‌بودن از توجّه دیگران اطلاق می‌شود؛ خلوت عبارت است از عدم مجاورت مادی با دیگران.
وارن و براندیس از حقّ خلوت به عنوان یک اصل نام می‌برند که نوشته‌ها و آثار معنوی، افکار و احساسات شخصی را محافظت کرده و حق داشتن یک چارچوب بدون دخالت را به افراد بشر اعطا می‌کند تا اظهارات، گفته‌ها و اعمال آن‌ها در این چارچوب مشخّص، مصون از تعرّض بوده و مورد حمایت قانون واقع شود. تمایل اشخاص به اینکه آزادانه تصمیم بگیرند که تحت چه شرایط و تا چه میزانی خود، وضعیت و رفتارشان را برای دیگران فاش کنند. حق اشخاص دایر بر اینکه در مقابل هر گونه مداخله در زندگی یا امور شخصی یا امور خانوادگی از طریق ابزارهای فیزیکی یا افشای اطلاعات مصون بمانند.
برخی دیگر بر آنند که حریم‌خصوصی متشکل از سه رکن است: محرمانگی، گمنامی و تنهایی. فرهنگ حقوقی کورزان، بدون ترسیم محدوده‌ی حریم‌خصوصی صرفاً مرز فاصل آن را تعیین کرده است. مطابق این تعریف، حریم‌خصوصی، مرزی است که از طریق آن، اطلاعات از شخصی که مالک آن است به دیگری جریان نمی‌یابد. حقوق انگلیس، حقّ حریم‌شخصی را بر مبنای دکترین حاصل از نظام اصناف دایر به تعهد عدم استفاده‌ی اطلاعات محرمانه به زیان صاحب آن به رسمیت شناخته است.
جاستیس لافارست، قاضی دیوان عالی کانادا، حریم‌خصوصی را چنین تعریف می‌کند: « حریم‌خصوصی در قلب آزادی در کشوری مدرن وجود دارد. حریم‌خصوصی براساس آزادی عمل اخلاقی و جسمی انسان و اساساً برای رفاه بنا نهاده می‌شود. تنها به این دلیل شایسته‌ی حمایت اساسی است، امّا در عین‌حال، دارای ماهیتی بنیادی در زمینه‌ی نظم عمومی می‌باشد. محدودیت‌هایی که بر حکومت به منظور اجتناب از تجسّس در زندگی شهروندان اعمال می‌شوند، به ماهیت و اساس یک دولت دمکراتیک برمی‌گردد». تعریف مزبور، حریم‌خصوصی و آزادی را به عنوان شاخص‌های یک جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد تلقی می‌کند؛ البته عبارات فوق با تسامح باید آن را به عنوان تعریف پذیرفت، چون این عبارت درواقع تعریف نیستند، بلکه نوعی بیان بسترها، مبانی، اهداف و ضرورت حمایت از حریم‌خصوصی هستند و بیشتر شاخص‌های دمکراسی به شمار می‌آیند.
در حقوق استرالیا این تعریف از حریم‌خصوصی ارائه شده است: «قلمروی از زندگی اشخاص که تصمیم راجع به انتقال یا عدم‌انتقال اطلاعات درباره‌ی خود، زمان، نحوه و اندازه‌ی این انتقال، عرفاً با آن شخص است؛ نظیر حق اشخاص نسبت به برنامه، تصویر، صوت، عقاید، خلقیات، حریم منازل و امّاکن خصوصی، حق بر اطلاعات و ارتباطات خصوصی». جان‌لاک، فیلسوف انگلیسی بر این عقیده است: «هر انسانی در درون خود یک قلمرو شخصی دارد و هیچ‌کس غیر از خود شخص، هیچ حقی برای ورود به این قلمرو را ندارد». ناگفته نماند، ماده‌ی 1 لایحه‌ی حمایت از حریم‌خصوصی، در تعریف حریم‌خصوصی مقرّر می‌دارد: « حریم‌خصوصی، قلمروی از زندگی هر شخص است که آن شخص عرفاً یا با اعلان قبلی در چهارچوب قانون، انتظار دارد تا دیگران بدون رضایت وی به اطلاعات راجع به آن دسترسی نداشته یا به آن وارد نشوند یا بر آن نگاه یا نظارت نکنند و یا در آن قلمرو وی را مورد تعرّض قرار ندهند؛ جسم، البسه و اشیاء همراه افراد، اماکن خصوصی و منازل، محل‌های کار، اطلاعات شخصی و ارتباطات خصوصی با دیگران، حریم‌خصوصی محسوب می‌شوند».
در اینجا بدون آنکه قصد داوری و ارزیابی یکایک تعاریف را داشته باشیم، به طور خلاصه باید اشاره کرد که تعریف‌هایی که صاحب‌نظران ارائه کرده‌اند هر کدام جنبه‌ای از حریم‌خصوصی را مدنظر قرار داده و از زاویه‌ای بدان نگریسته‌اند؛ مواردی که از آن یاد شد، هر کدام به نوعی از جمله مصادیق حریم‌خصوصی محسوب شده است. حمایت از آن جزو وظایف دولت در ایجاد بسترهای مناسب و تدوین ضمانت اجراهای ویژه و تعقیب ناقضین آن می‌باشد؛ همچنانکه دیگر افراد جدا از دولت را موظف می‌دارد که حرمت حوزه‌‌ی خصوصی خود و دیگران را مصون بدارند. به نظر می‌رسد، از تمام تعریف‌های مذکور می‌توان دو رکن و عنصر اساسی را برشمرد و جزو ارکان مشترک تعاریف تلقی نمود، که عبارت از اختیار و آزادی انسان‌ها در تصمیم‌گیری درخصوص حق بر خلوت خود و کنترل و تحدید مداخله‌ی دیگران نسبت به زندگی شخصی ایشان است؛ البته محدوده‌ی حریم‌خصوصی بنا به مقتضیات زمان و مکان قابل تغییر بوده و هرگونه تعرّض نسبت به آن حکم قانون و شرع مقدّس اسلام ممنوع و حرام است.
بند سوّم: مفهوم حریم‌خصوصی در روان‌شناسی اجتماعی
روان‌شناسی اجتماعی، یکی از رشته‌های فرعی روان‌شناسی است که رفتارهای اجتماعی را مورد مطالعه قرار می‌دهد. روان‌شناسی اجتماعی جدای از جامعه‌شناسی می‌باشد. بدون شک همواره رفتارها، افکار و هیجان‌های ما تحت تأثیر رفتارها، افکار و هیجان‌های دیگران قرار می‌گیرد. خواه آن‌ها حضور داشته باشند، خواه حضور نداشته باشند. بر همین اساس است که، گوردون آلپورت (1968)، روان‌شناسی اجتماعی را چنین تعریف کرده است: علم درک و تبیین چگونگی نفوذناپذیری افکار، احساسات و رفتارهای افراد از حضور واقعی، خیالی یا ضمنی دیگران. این تعریف آشکارا نشان می‌دهد که موضوع مطالعه‌ی روان‌شناسی اجتماعی، اثر اجتماعی یا نفوذ اجتماعی است. همچنین، این تعریف یادآور می‌شود که نفوذ اجتماعی می‌تواند از طرف اشخاص غایب یا حتّی اشخاصی که وجود خارجی ندارند، باشد. چون نفوذ اجتماعی حضور دائمی دارد.
روان‌شناسی اجتماعی دامنه‌ی بسیار وسیعی از رفتارها را شامل می‌شود. همچنین می‌توان حضور دایمی و همه‌جایی نفوذ اجتماعی را به این صورت نیز نشان داد که موقعیت‌های متعدّد زندگی روزمره، از بی‌معناترین تا برجسته‌ترین آن‌ها، بدون درنظر گرفتن نفوذ اجتماعی قابل تفسیر نیست. امّا روان‌شناسی عمومی، که باز نوعی تخصص در روان‌شناسی است، به مطالعه‌ی رفتارهایی می‌پردازد که با نفوذ اجتماعی ارتباط ندارد.
در سال‌های 1960 بود که روان‌شناسان اجتماعی، به مطالعه‌ی روابط بین انسان و حریم فیزیکی او علاقه‌مند شدند. انسان‌ها نیز مثل حیوانات از حریم یا فضایی که در آن به سر می‌برند حفاظت می‌کنند. آن‌ها کاری انجام می‌دهند که پژوهشگران آن را رفتارهای قلمروی می‌نامند. در مورد انسان، مسائل پیچیده‌تر می‌شود، زیرا انسان به حریم شخصی نیز نیاز دارد. در حال حاضر، آنچه ذهن ساکنان شهر را بیشتر مشغول می‌کند، داشتن قلمرو فردی و شخصی است، نه فضای بزرگ و مشترک. البته محیط‌های تجمع کم نیست، امّا ارتباط در آن‌ها همیشه آسان صورت نمی‌گیرد و زندگی در روی یکدیگر (زندگی آپارتمانی) تضمین‌کننده‌‌ی تفاهم و ارتباط سالم نیست. تحقیقات روان‌شناسان اجتماعی درباره‌ی قلمرو، همه‌ی این مسائل را دربر می‌گیرد.
آلتمن (1975)، رفتار قلمروی را عبارت از مکانیسمی می‌داند که حریم بین خود و دیگران را تنظیم می‌کند. اگر اتاق شخصی داشته باشید یا اصلاً اتاقی برای خود نداشته باشید، در هر دو صورت متوجّه خواهید شد که داشتن قلمرو تا چه اندازه اهمیّت دارد. نوجوانان، نسبت به قلمرو خود خیلی حساس‌اند و کمترین تجاوز به آن را تحمّل نمی‌کنند. به مرزهای قابل رؤیت قلمرو، علایم بینایی دیگری نیز اضافه می‌شود. قلمروهایی وجود دارد که دوست داریم یا مجبوریم با دیگران تقسیم کنیم؛ امّا در همان زمان، احساس می‌کنیم که به حریم شخصی نیاز داریم. اگر زودتر از دوستتان به سینما بروید و بخواهید که صندلی پهلو دستی شما را افراد بیگانه اشغال نکنند؛ بدون تردید از علایم بینایی کمک خواهید گرفت تا منظورتان را به دیگران بفهمانید؛ مثلاً، کیف، کتاب، روزنامه یا هر چیز دیگری را که به خودتان تعلق دارد، روی صندلی خواهید گذاشت تا آشکارا نشان دهید که صندلی خالی نیست. در اتاق‌های مشترک خانه یا خوابگاه دانشجویی، حریم شخصی هر فرد، با گذاشتن اشیای شخصی، علامتگذاری می‌شود. همچنین، اطراف تختخواب هر عضو خانه یا هر دانشجو، با اشیایی که در روی آن یا در کنار آن قرار می‌گیرد، شناخته می‌شود. بنابراین، علایم بینایی، مرزهای قلمرو را به راحتی مشخّص می‌کنند، امّا زمانی ارزش پیدا می‌کنند که اطرافیان معنای آن‌ها را بفهمند و به آن‌ها احترام بگذارند.
مفهوم حریم شخصی و مفهوم قلمرو مکمل یکدیگرند. قلمرو اوّلیه را دقیقاً به این منظور ترتیب می‌دهند که فاصله بین خود و دیگران، بر حسب موقعیت‌ها، قابل کم و زیادشدن باشد. سامر (1969)، حریم شخصی را چنین تعریف می‌کند: فاصله‌ای که بین خود و دیگران حفظ می‌کنیم. به عبارت دیگر، حریم شخصی عبارت از یک حباب فرضی است که به دور خود می‌کشیم و با آن فاصله خود از دیگران را محافظت می‌کنیم. بنابراین، مرزهای حریم شخصی، نامرئی است و مستقیماً به برداشتی که از روابط خود با دیگران داریم، وابسته است. بزرگی حریم شخصی، بر حسب افراد نیز تغییر می‌کند، زیرا نیازهای آن‌ها به حریم شخصی متفاوت است. تفاوت در حریم شخصی می‌تواند منبع عدم تفاهم باشد، همچنانکه اغلب در روابط بین مردان و زنان مشاهده می‌شود. زنان، در مقایسه با مردان، بیشتر تمایل دارند که به مخاطب خود نزدیک شوند. آن‌ها، به علت همین تمایل، به حریمی که معمولاً مردان برای خود نگه می‌دارند، تجاوز می‌کنند. بنابراین، احتمال دارد که ارتباط کاملاً ساده و بدون منظور زنان از طرف مردان، بد تفسیر شود؛ خیال کنند که به آن‌ها تمایل دارند.
بند چهارم: مفهوم حریم‌خصوصی در فقه اسلامی
از منظر دین اسلام، مؤمن کسی است که همه‌ی ابعاد زندگی خود را با ضوابط الهی سازگار می‌کند. بر این اساس تفاوتی بین حوزه‌ی عمومی و خصوصی نیست. خداوند از زندگی خصوصی اشخاص مطلع است، نه تنها جسم بلکه نهانی‌های درون را نیز می‌داند و اگر زنی را مأمور می‌کند که هنگام نمازخواندن، پوشش را – جز دو کف دست و صورت – رعایت کند، او را درواقع، برای بیرون و جامعه تربیت می‌کند، تا اینکه به گونه‌ای خود را از دید و نگاه افراد نامحرم بپوشاند اندام او را نبیند.
از منظر دین اسلام، مؤمنان، آزادانه و با اختیار در تدبیر زندگی خصوصی و عمومی خود، ضوابط الهی را لحاظ می‌کنند. اگر شخصی مرتکب حرامی می‌شود یا واجبی را ترک می‌کند، تنها به او و انتخاب او بستگی دارد. مؤمن موظف نیست گناهانی که در زندگی خصوصی خود مرتکب شده و حتّی اگر مجازات دنیوی نیز داشته باشد، به احدی ابراز کند، به شرطی که در آن پایمال‌کردن حقوق دیگر مردم نباشد. همین که توبه کند کافی است و هیچ‌کس هم حق ندارد خود را نماینده‌ی خدا در زمین بداند و مردم را جهت توبه به نزد خود دعوت کند؛ رابطه‌ی انسان و خداوند در اسلام مستقیم است و نه تنها برای انسان گناهکار، حتّی برای رهبر گناهکاران یعنی خود ابلیس نیز محدودیتی نیست.
حریم زندگی خصوصی در اسلام به رسمیت شناخته شده هر چند که تحت این عنوان مطرح نگردیده است ولی مقولات و مسائل آن، با مبانی متعدّد و محکم مورد حمایت قرار گرفته است. بنابراین اطلاعات خصوصی و احوال شخصی تنها به خود شخص مربوط است و احدی حتّی دولت حق ندارد از آن کنجکاوی و تجسّس کند و بر فرض اطلاع، حق ندارد اسرار خصوصی فرد را منتشر کند. اگر شخص در حریم‌خصوصی خود معصیت کرده، لازم نیست آن را نزد احدی حتّی دولت و قاضی اقرار کند، بلکه بهتر است توبه کند و آن را بپوشاند. در شریعت اسلام تجاوز به حریم زندگی خصوصی مردم، تجسّس و کنجکاوی در آن و اشاعه و انتشار اسرار آن، گناه محسوب می‌شود و علاوه بر مجازات دنیوی، عقاب اخروی نیز دارد؛ لذا ضمانت حریم زندگی خصوصی در یک جامعه‌ی اسلامی، از یک جامعه‌‌ی سکولار و غیردینی بیشتر است.
یکی از مختصات حوزه‌ی خصوصی این است که انسان می‌تواند آن را از دید دیگران بپوشاند، به نحوی که هیچ شاهدی او را نبیند و هیچ ناظری بر او نظارت نداشته باشد؛ حال اگر کسی به این حریم تجاوز کند و بدون اطلاع و اذن شخص به مشاهده‌ی زندگی خصوصی او بپردازد، مثلاً به زنان و دختران در حریم‌خصوصی‌شان نظر کند، علاوه بر عقاب اخروی، در دنیا نیز به سختی مجازات می‌شود؛ مجازاتی که گاه به از دست‌دادن نعمت بینایی منجر می‌شود.
در زمینه‌ی اعمال شخصی و خصوصی افراد تا جایی که به خود شخص مربوط می‌شود، حتّی اگر مرتکب عمل ممنوع و گناهی شود، تا انعکاس اجتماعی پیدا نکرده و جامعه در معرض آسیب ناشی از آن قرار نگرفته است، حکومت وظیفه‌ای در افشا و اثبات و مجازات عامل آن ندارد، بلکه باید از تجسّس و کشف موضوع خودداری کند؛ بنابراین اگر کسی در منزل خود، اعمال شرک‌آمیز انجام دهد و یا واجبات دینی را ترک کند و نیز مرتکب محرمات شود، از دید حکومت اسلامی، نباید مورد تعقیب قرار گیرد و در مقام تفتیش و جستجو برای اثبات آن برآید.
داستان زیر که در کتاب‌های متعدّدی نقل شده، نشانگر فهم و برداشت صحیح مسلمانان صدر اسلام از این طرز تفکر است که تجسّس در امور داخلی مردم حتّی از سوی رئیس حکومت ممنوع است و مردم باید از این حیث احساس امنیّت کامل داشته باشند.
شبی خلیفه‌ی دوم 2 در مدینه بنا به عادت همیشگی خود، به گشت‌زنی مشغول بود، برای ایشان معلوم شد که گروهی از جوانان در خانه‌ی یکی از آنان جمع شده‌اند و شراب می‌نوشند. خلیفه به آن خانه نزدیک و از دیوار خانه بر آنان وارد شد و آنان را در حال شرب‌خمر مشاهده کرد؛ او خواست که آنان را بازداشت کند؛ آنان گفتند: ای امیرمؤمنان ما در یک مورد خدا را نافرمانی کردیم امّا تو مرتکب سه نافرمانی شدی؛ خداوند می‌فرماید: (وَ لَا تَجَسَّسُوا) و تو تجسّس کردی؛ خداوند می‌فرماید: (لَا تَدخُلُوا بَیُوتًا غَیر بُیُوتِکُم حتّی تَستَأنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلَی أَهلِهَا) و تو چنین کردی؛ خداوند می‌فرماید: (وأتوا البُیُوتَ مِن أَبوَبِهَا) و تو از دیوار بالا آمدی و از پشت‌بام وارد شدی، عمر2 سخن آنان را تأیید کرد.
این رویکرد دین مبین اسلام از سویی، دلالت بر میزان آزادی مردم در آن زمان دارد و از سویی دیگر، حریم زندگی خصوصی را به زیبایی ترسیم می‌کند. گناه در زندگی خصوصی به حکومت‌ها ربطی ندارد. اگر بر گناه – به شرط عدم توبه – عقاب است، در سرای دیگر و توسط خداوند است نه در این دنیا و توسط حکّام. این داستان همچنان دال بر آن است که ورود به منازل مسکونی بدون اذن ساکنان آن برای هیچ‌کس، حتّی اهل حکومت جایز نیست، مگر اینکه قتلی درحال وقوع باشد و این موضوع به یقین حاصل شود نه به ظن و از صاحب‌خانه اذن طلبیده شود امّا اجازه‌ی ورود ندهد؛ زیرا ورود به خانه‌ها و کشف عورت‌های داخل آن و اطلاع حاصل‌کردن از اسرار آن، تجاوز به کرامت انسانی است و هر تجاوزی بر کرامت انسان، از جمله تجاوز به نفس به شمار می‌رود و جز تجاوزی بزرگ‌تر همانند قتل یا جرح، چیزی توجیه‌گر چنین ورودی نیست؛ البته این در صورتی که ورود به خانه تنها راه جلوگیری از آن جنایت باشد و هیچ راه دیگری ممکن نباشد.
البته قابل ذکر است که در منابع فقه اسلام مبحث مستقلی به موضوع حریم‌خصوصی اختصاص نیافته؛ بلکه با ذکر مصادیقی از جمله ممنوعیت ورود به منازل بدون استیذان- همان‌گونه که بدان اشاره شد – ممنوعیّت استراق‌سمع و بصر، ممنوعیّت تعرّض به اموال شخصی افراد به بیان مطلب پرداخته شده است که در ادامه به تفصیل به آن‌ها خواهیم پرداخت.

مطلب مرتبط :   منبع مقاله با موضوع رسول خدا (ص)

Close Menu