تحقیق درباره ظاهر و باطن

تحقیق درباره ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه

الف-استعاذه:  

در آیه 98 از سوره نحل آمده استفَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ ؛ پس چون قرآن مى‏خوانى از شیطانِ مطرود به خدا پناه بر.»
آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر این آیه می فرمایند: منظور تنها ذکر جمله” اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم” نیست،بلکه تخلّق به آن شرط است یعنى ذکر این جمله مقدمه تحقق حالتى در نفس و جان انسان گردد، حالت توجه به خدا، حالت جدایى از هوى و هوسهاى سرکشى که مانع فهم و درک صحیح انسان است، حالت بیگانگى از تعصبها و غرورها و خودخواهیها و خودمحورى‏هایى که انسان را وادار مى‏کند که از همه چیز، حتى از سخنان خدا به نفع خواسته‏هاى انحرافیش استفاده کند.و تا چنین حالتى در روح و جان انسان پیدا نشود، درک حقایق قرآن براى او ممکن نیست، بلکه به عکس ممکن است قرآن را با توسل به” تفسیر به راى” وسیله‏اى قرار دهد براى توجیه خواسته‏هاى شرک‏آلودش.
ایشان در ادامه در پاسخ به این سوال که « چرا از شیطان رجیم به خدا پناه مى بریم؟»می فرمایند: «رجیم» از ماده «رجم» به معنى طرد کردن است، و در اصل به معنى زدن با سنگ آمده و سپس به معنى طرد کردن استعمال شده است.در اینجا از میان تمام صفات شیطان، مطرود بودن او مطرح شده، و این ما را به یاد استکبارش در مقابل دعوت خداوند به سجود و خضوع در مقابل آدم مى‏افکند، این استکبار، سبب شد که میان شیطان و درک حقایق حجابى، برقرار گردد، تا آنجا که خود را برتر از آدم بپندارد و بگوید: من از او بهترم، مرا از آتش و او را از خاک آفریده‏اى و حتى این سرکشى و غرور سبب شد که به فرمان خدا نیز اعتراض کند، اعتراضى که مایه کفر و طرد او گردد.
قرآن گویا با تعبیر” رجیم” مى‏خواهد این واقعیت را تفهیم کند که به هنگام تلاوت قرآن، استکبار و غرور و تعصب را از خود دور کنید تا سرنوشتى همچون شیطان رجیم پیدا نکنید، و به جاى درک حقیقت در پرتگاه کفر و بى‏ایمانى سقوط ننمائید.(مکارم شیرازی،پیشین، ج‏11، اقتباس ازصص 399-400)
امام خمینی(ره)نیز در مورد حقیقت استعاذه می فرمایند:
«حقیقت «استعاذه» عبارت است از حالت و کیفیّت نفسانیّه‏اى که از علم‏ کامل‏ برهانى‏ به مقام توحید فعلى حق و ایمان به این مقام حاصل شود، یعنى، پس از آن که به طریق عقل منوّر با برهان متین حکمى و شواهد نقلیّه مستفاده از نصوص قرآنیّه و اشارات و بدایع کتاب الهى و احادیث شریفه فهمید که سلطنت ایجادیّه و استقلال در تأثیر، بلکه اصل تأثیر، منحصر است به ذات مقدس الهى و دیگر موجودات را شرکت در آن نیست- چنانچه در محل خود مقرر است- باید دل را از آن آگاه کند و با قلم عقل به لوح قلب حقیقت لا اله الاّ اللّه و لا مؤثّر فی الوجود الاّ اللّه را بنویسد. و چون قلب به این لطیفه ایمانیّه و حقیقت برهانیّه ایمان آورد، در آن حالت انقطاع و التجائى حاصل شود، و چون شیطان را قاطع طریق انسانیّت و دشمن قوى خود یافت، حالت اضطرارى حاصل شود که این حالت قلبى حقیقت استعاذه است. و چون زبان ترجمان قلب است، آن حالت قلبیّه را با کمال اضطرار و احتیاج به زبان آورد و اعوذ باللّه من الشّیطان الرّجیم را از روى حقیقت گوید. و اگر در قلب از این حقایق اثرى نباشد و شیطان متصرّف قلب و سایر مملکت وجودیّه او باشد، استعاذه نیز از روى تصرّف و تدبیر شیطان‏واقع شود، و در لفظ استعاذه باللّه من الشّیطان گوید، و در حقیقت چون تصرّف شیطانى است، استعاذه بشیطان من اللّه واقع شود، و خود استعاذه عکس مطلوب را محقّق کند، و شیطان گوینده استعاذه را مسخره کند، و این سخریّه نتیجه‏اش پس از کشف غطا و بر چیده شدن پرده طبیعت معلوم شود. و مثل چنین شخصى که استعاذه‏اش فقط لفظیّه است مثل کسى است که از شرّ دشمن جرّارى بخواهد به قلعه محکمى پناه ببرد، ولى خود به طرف دشمن برود و از قلعه رو برگرداند و لفظا بگوید از شر این دشمن به این قلعه پناه مى‏برم. چنین شخصى علاوه بر آنکه به شرّ دشمن گرفتار شود به سخریّه او نیز دچار گردد.» (خمینی، 1388 الف ، ص 228)
بنا بر سخنان امام خمینی(ره) استعاذه و پناه بردن حقیقی به درگاه خداوند، که سبب نجات انسان می گردد ؛نه تنها لقلقه زبان وبی روح وبی تاثیر نیست بلکه سبب آثار ارزشمند آخرتی از جمله اصلاح ایمان ،اخلاق واعمال می گردد. (همان، اقتباس ازصص: 221-220)
در بیان ایشان استعاذه خود دارای آدابی است که به شرح زیر می باشند:
الف1-اخلاص:
بر اساس نظر ایشان،یکى از مهمّات آداب استعاذه، «خلوص» است، چنانچه خداى تعالى از شیطان نقل فرماید که گفت: فَبِعِزَّتِک لاغْوِیَنَّهُمْ اجْمَعینَ الاّ عِبادَکَ مِنْهُمُ المُخْلَصین‏.و این «اخلاص»، به حسب آنچه از کریمه شریفه ظاهر شود، بالاتر از اخلاص عملى است، چه عمل جوانحى یا جوارحى، زیرا که به صیغه مفعول است، و اگر منظور اخلاص اعمالى بود، به صیغه فاعل تعبیر مى‏شد. پس، مقصود از این اخلاص، خالص شدن هویت انسانیه به جمیع شئون غیبیّه و ظاهریّه است که اخلاص عملى از رشحات آن است. »(همان،ص 222)
بر اساس دیدگاه ایشان اخلاص عملی باعث خلوص قلب می گردد ،به این نحو که در ابتدا اخلاص عمل سبب اخلاص قلب می گردد؛پس از آن که این جلوه و اثر در قلب پدید آمد سبب اثرگذاری در ظاهر ملک بدن می گردد.بنابر این بین اخلاص عمل وقلب رابطه ای دوسویه وجود دارد .ایشان چنین خلوصی را موجب نجات از تحت سلطنت شیطانیه وخالص شدن هویت روح وباطن قلب انسان برای خدای تعالی می دانند.(همان،اقتباس از ص 223)
الف2-ایمان:
امام خمینی(ره) یکى دیگر از آداب و شرائط استعاذه را «ایمان»می دانند؛و ایمان را «حظّ قلب، که با شدّت تذکّر و تفکّر و انس و خلوت با حق حاصل شود.»بیان می دارند.
ایشان تاکید می کنند که این ایمان که سبب قرار گرفتن در پناه خداوند می گردد،غیر از علم برهانی است؛زیرا اگر چنین می بود کسانی که این علم را دارند ،از تصرف شیطان دور می شدند.( همان، ص226)
سپس ایشان در توضیح ایمان مورد نظر خود می فرمایند:
« اگر بخواهیم از تصرف شیطان خارج شویم و در تحت پناه حق تعالى واقع شویم، باید با شدّت ارتیاض قلبى و دوام توجّه یا کثرت آن و شدّت مراوده و خلوت، حقایق ایمانیّه را به قلب رسانده تا قلب الهى شود، و چون قلب الهى شد، از تصرّف شیطان تهى گردد، چنانچه خداى تعالى فرماید: اللَّه وَلِىُّ الَّذینَ آمَنوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُلُماتِ الىَ النّوُر. پس مؤمنین را، که حق تعالى متصرّف و متولّى ظاهر و باطن و سرّ و علن است، از تصرّفات شیطان خالص و در سلطنت رحمن داخلند، و از همه مراتب ظلمات به نور مطلق آنها را خارج کند: از ظلمت معصیت و طغیان، و ظلمت کدورات اخلاق رذیله، و ظلمت جهل و کفر و شرک و خودبینى و خود خواهى و خود پسندى، به نور طاعت و عبادت و انوار اخلاق فاضله، و نور علم و کمال ایمان و توحید و خدا بینى و خدا خواهى و خدا دوستى منتقل شود.»( همان(
الف 3-توکل:
در ادامه آداب استعاذه ،سومین مورد از دیدگاه امام خمینی(ره)«توکّل» است، ایشان توکل را از شعب ایمان و انوار حقیقى لطیفه ایمانیّه است. و آن را چنین تعریف می کنند که:« واگذار نمودن امور است به حق، که از ایمان قلب به توحید فعلى حاصل شود. »ایشان در توصیف این حالت می فرمایند:
« چون بنده سالک غیر حق تعالى مفزع و پناهى ندید و تصرّف در امور را منحصر به ذات مقدّسش دانست، حالت انقطاع و الجاء و توکّل در قلب پیدا شود و استعاذه او حقیقت پیدا کند. و چون از روى حقیقت به حصن حصین ربوبیت و الوهیت پناه برد، ناچار او را پناه دهد با فضل واسع و رحمت کریمانه.»( همان، ص 227)
ب-تجوید وتحسین
رعایت تجوید وتحسین در قرائت قرآن،امری پسندیده وضروری می باشد،اما آنچه همواره مورد مذمت بزرگان دین بوده وهست،این است که قاری قرآن در این مرتبه از انس با قرآن متوقف شود وپرداختن به این امور ظاهری او را از درک ودریافت مراتب بالاتر باز دارد.به همین جهت است که امام خمینی(ره)در مذمت این امرفرموده اند:

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع دانشگاه تهران

بستن منو