تحقیق درباره راهبردهای یادگیری خود تنظیمی

تحقیق درباره راهبردهای یادگیری خود تنظیمی

دانلود پایان نامه

2-16- نظریه خبرپردازی و راهبردهای یادگیری:  

در نظریه خبرپردازی، یادگیری به عنوان فرآیند دریافت محرکهای محیطی به وسیلهی گیرندههای حسی، گذر این محرکها از حافظه حسی و حافظهی کوتاهمدت، به رمزدرآوردن و معنیدار شدن و نهایتاً قرار گرفتن در حافظه درازمدت تعریف شده است. هر تدبیری که به این فرایند سهولی بخشد، به پردازش اطلاعات یا خبر و به یادگیری و یادآوری کمک میکند. تدابیری که به این منظور و توسط روانشناسان و صاحبنظران روانشناسی خبرپردازی، کشف و ابداع شده با نام مهارتهای یادگیری و مطالعه، یا به اصطلاح فنیتر، راهبردهای شناختی و فراشناختی نامگذاری شدهاند.
راهبردهای فراشناختی عبارتاند از تکنیکهایی که دانشآموزان یاد داده میشود تا ضمن نظارت بر جریان یادگیری، فرایندهای ذهنی خود را در تفکر، یادگیری و یادآوری هدایت کنند. راهبردهای فراشناختی به مجموعه راهبردهای برنامهریزی، کنترل و نظارت و نظمدهی گفته میشود. نه تنها مهارتهای یادگیری و مطالعه در یادگیری و پیشرفت تحصیلی بسیار مؤثر است، بلکه این مهارتها از سوی معلمان و دانشآموزان قابل آموزش و یادگیریاند (سیف، ۱۳۸۶؛ به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸).
۲-16-1- راهبردهای یادگیری شناخت و فراشناخت:
زیمرمن (۱۹۸۶) یکی از نظریهپردازان نظریهی شناختی اجتماعی، راهبردهای یادگیری خود تنظیمی را نوعی از یادگیری تعریف کرد که در آن یادگیرندگان به جای آنکه برای کسب دانش و مهارت بر معلمان، والدین و یا دیگر متولیان آموزشی تکیه کنند، شخصاً کوششهای خود را شروع و هدایت میکنند؛ به عبارت دیگر وی خودتنظیمی در یادگیری را به مشارکت فعال یادگیرنده از نظر رفتاری، انگیزشی، شناختی و فراشناختی در فرایند یادگیری برای بیشینه نمودن یادگیری اطلاق نمود. از این رو به اعتقاد زیمرمن و پونز (۱۹۸۸) راهبردهای یادگیری خودتنظیم در یادگیری دارای زیرمجموعههایی است که میتوان آن‌ها را شامل این زمینهها دانست: خودتنظیمی رفتاری، خودتنظیمی انگیزشی، خودتنظیمی شناختی، خودتنظیمی فراشناختی.
۲-16-1-۱- خودتنظیمی رفتاری:
خودتنظیمی رفتاری به استفادهی بهینه از منابع گوناگون که یادگیری را بیشتر میسازد، گفته میشود. این منابع شامل زمان، مکان، چگونگی کمک گرفتن از منابع در دسترس ازجمله معلم، والدین، دوستان، مواد آموزشی و کمک آموزشی است (زیمرمن و پونز، ۱۹۸۸).
۲-16-1-۲- خودتنظیمی انگیزشی:
به کاربرد فعال راهبردهای انگیزشی که یادگیری را افزایش میدهد، اطلاق میشود. این فراگیران در تمام مراحل یادگیری خود را افرادی لایق، خودکارآمد و مستقل میبینند.
۲-16-1-۳- خودتنظیمی شناختی و فراشناختی:
از نظر شناختی و فراشناختی فراگیران خودتنظیم افرادی هستند که در یادگیری برنامهریزی، سازمان‌دهی، خودآموزی، خودکنترلی و خودارزیابی دارند (چانگ، ۱۹۹۱).
زیمرمن (۱۹۸۶) الگویی از چهارده راهبرد یادگیری خودتنظیم که یادگیرندگان در یادگیری از آن استفاده مینمایند، ارائه نمود. این راهبردها شامل خودارزشیابی، سازماندادن و انتقال، هدفگذاری و برنامهریزی، جستوجوی اطلاعات، ثبت و ضبط و یادداشتبرداری و خودکنترلی، سازمان‌دهی محیط، مرورذهنی و حفظ کردن، جستجوی کمک از همسالان، جستوجوی کمک از مردم، جستوجوی کمک از بزرگسالان، مرور نکتهها، یادداشتها و جزوهها، مرور تکالیف درسی و امتحانها و بالأخره مرور کردن متن کتابهای درسی است (به نقل از نخستین گلدوست و معینیکیا، ۱۳۸۸).
چهارچوب اساسی این نظریه بر این اصل استوار است که دانشآموزان چگونه از نظر شناختی، فراشناختی، رفتاری، یادگیری خود را تنظیم و سازمان‌دهی میکنند (لینبرگ و پینترچ، ۲۰۰۲).
2-16-2- شناخت:
پژوهشگران استراتژیهای یادگیری متعددی را شناسایی کردهاند که یک دسته از آن‌ها به استراتژی شناختی معروفاند. تکرار یا مرور ذهنی، بسط یا گسترش معنایی و سازمان‌دهی ازجمله استراتژیهای شناختی مهم هستند (سیف، ۱۳۸۹؛ به نقل از رضائی و همکاران، ۱۳۹۲). در کل راهبردهای مرور ذهنی برای سطوح عمیقتر یادگیری و فهم، راهبردهای سودمندی نیستند. در مقابل، راهبردهای بسط و سازمان‌دهی پردازش عمیقتر مطالب را تسهیل میسازد و به فهم و یادگیری بهتری از راهبردهای مرور ذهنی منجر میشود. جنبهی دیگر درگیری شناختی شامل نظمدهی شخصی است. وول فولک (۲۰۰۴؛ به نقل از رضائی و همکاران، ۱۳۹۲) نظمدهی شخصی را به عنوان فرایند فعالسازی اندیشهها، رفتارها و هیجانات برای رسیدن به اهداف تعریف کرده است. شواهد بسیاری وجود دارد که پردازش عمیق و نظمدهی شخصی (برنامهریزی، هدفگزینی و نظارتکردن بر فرایندهای یادگیری شخص) از عوامل مهم و مؤثر در یادگیری و پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان هستند (گرین و میلر، ۱۹۹۶؛ پینتریچ و دی گروت، ۱۹۹۰؛ زیمرمن و مارتینز-پونز، ۱۹۹۰).
۲-16-3- فراشناخت:
منظور از فراشناخت، کسب آگاهی و شناخت از نقاط ضعف و قوت فعالیت شناختی خود است که فرد را در جریان فعالیتهای شناختی راهنمایی میکند (وانگ، ۱۹۹۹؛ به نقل از مونتاگو، ۲۰۰۸؛ به نقل از نوری ثمرین و همکاران، ۱۳۸۹). حالت فراشناختی نوعی از فراشناخت است که دارای چهار مؤلفه‌ی آگاهی فراشناختی، راهبرد شناختی، برنامهریزی و خودبازبینی است (ستین کایا و ارکتین، ۲۰۰۲). فراشناخت، یک مفهوم چندوجهی است. این مفهوم دربرگیرندهی دانش، فرایندهها و راهبردهایی است که شناخت را ارزیابی، نظارت یا کنترل میکند (ولز، ۲۰۱۰). اغلب نظریهپردازان بین دو جنبهی فراشناخت، یعنی باورهای فراشناختی و نظارت شناختی تمایز قائل شدهاند (فلاول، ۲۰۰۴). دانش فراشناختی، اطلاعاتی است که شخص در مورد شناخت خود و راهبردهای یادگیری دارد و نظارت شناختی، به دامنهای از کارکردهای اجرایی، نظیر توجه، کنترل، برنامهریزی و تشخیص خطاها در عملکرد اشاره دارد (ولز، ۲۰۱۰).
میلر (۲۰۰۲، به نقل از بیابانگرد، ۱۳۸۴، به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸). فراشناخت را “شناخت دربارهی شناخت” یا دانش دربارهی دانستن، معرفی میکند. بنابراین فراشناخت عبارتاند از دانش فرد دربارهی چگونگی یادگیری خودش (اسلاوین، ۲۰۰۶؛ به نقل از سیف، ۱۳۸۶، به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸). فراشناخت کلیدی است برای توانایی شناختی که به افراد اجازه میدهد تا افکارش را کنترل و بازسازی کنند و نقش اساسی در یادگیری ایفا میکند (گاس و ویلی، ۲۰۰۷؛ به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸). واترمن، پی تر (۱۹۸۲ به نقل از لرنا، ۱۹۹۲؛ به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸) بیان میکنند که افراد موفق کسانی هستند که خوب برنامهریزی می‌کنند اهداف ویژه را تشخیص میدهند و معرفی مینمایند و راهبردها را طرحریزی میکنند. مهم‌ترین امتیاز دانش فراشناختی این است که یادگیرندگان را قادر میسازد تا لحظه به لحظه از فعالیت یادگیری خود و چگونگی پیشرفت کارش آگاه باشد و هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف خودش را تشخیص دهد (سیف،۱۳۸۶؛ به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸). تحقیقات قبلی نشان دادهاند که راهبرد فراشناختی، بیش‌ترین کاربرد را در بین همهی راهبردها دارد (ماگگو و الیور، ۲۰۰۷؛ شمیس، ۲۰۰۳؛ اکسفورد، ۱۹۹۰؛ شعوری، ۱۹۹۸؛ به نقل از زمینی و همکاران، ۱۳۹۰). محققان معتقدند که کاربرد راهبرد خاص توسط دانشآموزان را میتوان به بافت فرهنگی و آموزشی خاص نسبت داد (سودت، ۲۰۱۰؛ به نقل از زمینی و همکاران، ۱۳۹۰).
نقش مهم مؤلفه‌ها و مهارتهای فراشناختی در یادگیری مؤثر در مطالعات متعدد به صراحت نشان داده شده است (هارتمن، ۲۰۰۱؛ هودسون، ۲۰۰۷). نتایج پژوهشها حاکی از این است که فراشناخت با انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی (پرفکت و شوارتز، ۲۰۰۴)، خودتنظیمی (کاپلان، ۲۰۰۸) و خودکارآمدی (میه و میه، ۲۰۱۰) رابطهی مثبت دارد. سطوح بالای فراشناخت، سطوح بالای پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی را در پی دارد (میه و میه، ۲۰۱۰). خودتنظیمی و کنترل فراشناختی با یادگیری رابطهی مثبت دارد و فرآیندهای فراشناختی بازبینی و کنترل با یکدیگر مرتبط هستند (پرفکت و شوارتز، ۲۰۰۴). آموزش خودبازبینی به دانشآموزان، باعث افزایش خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی آن‌ها میشود (پانائورا، گاگاتسیز و دیمیتریو، ۲۰۰۹) و آموزش راهبرد خودارزشیابی فراشناختی، پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی دانشآموزان را به‌طور معناداری افزایش میدهد (پانائورا، گاگاتسیز و دیمیتریو، ۲۰۰۹؛ به نقل از علیلو، موحدی و گورادل، ۱۳۹۲). پینیتریچ (۲۰۰۳) بر اساس پژوهشی که روی دانشآموزان داشتهاند، به این نتیجه رسیدند که فراشناخت با عملکرد یادگیری دانشآموزان رابطهی مثبتی دارد. (به نقل از علیلو، موحدی و علیزاده گورادل، ۱۳۹۲).
یادگیری مهارتهای فراشناختی برای موفقیت در دورههای بعدی زندگی تحصیلی و شغلی بسیار ضروری هستند و چون راهبردها و آگاهیهای فراشناختی برای موفقیت در کل فرایند یادگیری و موفقیت تحصیلی تأثیرگذار است، میتوان با آموزش آگاهیهای فراشناختی زمینه را برای کسب یادگیری بهتر و بیشتر ایجاد کرد. اصطلاح فراشناخت برای اولین بار در ادبیات پردازش اطلاعات توسط فلاول (۱۹۷۶؛ به نقل از فلاول و میلر، ۱۹۹۸؛ به نقل از ساقی، چلبیانلو، فاضل و محمدی، ۱۳۹۰). مطرح گردید که به اعتقاد وی، فراشناخت شامل توانایی فرد در آگاهی از فرایندهای شناختی خود و یا پیامدهای ناشی از این فرایندها و پردازشها میباشد. به نظر وی فراشناخت شامل بازبینی فعال و تنظیمهای متعاقب و هماهنگی در فعالیتهای پردازش اطلاعات است. فلاول و میلر (۱۹۹۸؛ به نقل از ساقی و همکاران، ۱۳۹۰) فراشناخت را به عنوان آگاهی از این که فرد چگونه یادمیگیرد، آگاهی از چگونگی استفاده از اطلاعات موجود برای رسیدن به یک هدف، توانایی قضاوت دربارهی فرایندهای شناختی در یک تکلیف خاص، آگاهی از اینکه چه راهبردهایی برای چه هدفهایی مورداستفاده قرار دهد، ارزیابی پیشرفت خود در حین عملکرد و بعد از اتمام عملکرد، تعریف کردهاند. راهبردهای فراشناختی به فراگیران کمک میکنند تا به اطلاعات توجه کنند و آن‌ها را به صورتی انتخاب، بسط و سازمان‌دهی نمایند که منجر به فهم عمیق شود (پنتریج، ۱۹۹۹؛ به نقل از شیخ السلامی، ۱۳۸۴؛ به نقل از ساقی و همکاران، ۱۳۹۰).
در ارتباط با مهارتهای فراشناختی نظریههای مختلفی مطرح شدهاند که یکی از مهم‌ترین دیدگاههای مطرح شده در این راستا، نظریه آگاهی فراشناختی شراو و دنیسون (۱۹۹۴؛ به نقل از ساقی و همکاران، ۱۳۹۰) میباشد. این نظریه، دو بعد فراشناخت یعنی دانش و تنظیم شناخت و هشت فرایند فرعی فراشناخت را دربر میگیرد. عامل دانش شناختی شامل سه فرایند فرعی دانش بیانی (DK) (به آگاهی فرد در مورد خودش به عنوان یک یادگیرنده، عوامل مؤثر بر یادگیری و حافظهاش، مهارتها و راهبردها و منابعی که برای انجام یک تکلیف مورد نیاز است، اشاره دارد)، دانش روشی (PK)(در بردارندهی آگاهی و دانش دربارهی فعالیتهایی است که هنگام کار بایستی صورت گیرند) و دانش موقعیتی (CK)(به آگاهی از این که چرا و چه موقع فعالیتهای شناختی خاص را باید به کار برد، مربوط میشود) است و تنظیم شناخت، پنج فرایند فرعی را دربرمیگیرد که عبارتاند از: برنامهریزی (P)(انتخاب راهبردهای مناسب و تخصیص منابعی که روی عملکرد تأثیر میگذارد) راهبردهای مدیریت اطلاعات (IM)(شامل مرحلهبندی و دستهبندی مهارتها و راهبردهای که به‌طور پیوسته برای اثر بخشتر شدن پردازش اطلاعات، استفاده میشود)، وارسی ادراک (CM)(به آگاهی مدارم از انجام یک عمل یا تکلیف، اشاره دارد. توانایی خودآزمایی لحظه به لحظه، مثال خوبی برای وارسی است)، راهبردهای عیبزدایی (DS)(راهبردهایی که برای تصحیح خطاهای عملکرد و ادراک، استفاده میشود) و ارزیابی فرایند یادگیری (EL)(ارزیابی فراوردهها و فرایندهای یادگیری در مورد شخص و تکلیف).
۲-17- اضطراب امتحان و راهبردهای یادگیری
اضطراب امتحان یا ادراک هر ارزشیابی تحصیلی، یکی از مهم‌ترین جنبههای انگیزشی منفی است و اثرات نامطلوبی بر عملکرد کلاسی دانشآموزان دارد. دوسک اضطراب امتحان را به عنوان احساس نامطلوب یا حالت هیجانی میداند که افراد در آزمونهای رسمی یا سایر موقعیتهای ارزشیابی تجربه میکنند (هیل و ویگفیلد، ۲۰۰۹؛ به نقل از ترازی و خادمی، ۱۳۹۲). ترازی و خادمی (۱۳۹۲) در پژوهش خود نشان دادند با دورهی آموزش راهبرهای یادگیری و مطالعه، علاوه بر کاهش اضطراب و افزایش خود پنداره‌ی تحصیلی دانشآموزان دارای اضطراب امتحان، زمینهی پذیرش و بهبود روابط با همسالان نیز افزایش یافت و سایر دانشآموزان تمایل بیشتری برای برقراری ارتباط و مشارکت در فعالیتهای غیردرسی ازجمله فعالیتهای ورزشی نشان دادند، این پژوهشگران درنتیجهی پژوهشهای خود درنهایت پیشنهاد دادند، راهبردهای یادگیری را در قالب درس مهارتهای یادگیری و مطالعه در مدارس به دانش آموزان آموخت تا سلامت روان و عملکرد تحصیلی دانشآموزان ارتقاء یابد.
به اعتقاد واینستاین و هیوم (۱۹۹۸) راهبردهای شناختی به فراگیری، سازمان‌دهی، ذخیره سازی دانش و مهارت‌ها و بهره‌برداری و بازیابی مؤثر اطلاعات و راهبردهای فراشناختی به برنامه‌ریزی، کنترل، نظارت و نظم دهی کمک می‌کنند (فرخی، ۱۳۸۹) و ازآنجاکه مؤلفه‌های اصلی راهبردهای شناختی و فراشناختی شامل نگرش مثبت، انگیزش، مدیریت زمان، کنترل اضطراب، تمرکز، پردازش اطلاعات، انتخاب ایده اصلی و خودآزمایی بیشتر است، آموزش این راهبردها و فراگیری آن‌ها توسط فراگیران باعث می‌شود، آن‌ها با آمادگی و اعتمادبه‌نفس بیشتری در جلسات امتحان حاضر شوند و با کاربست این راهبردها به بهترین شیوه از تداخل شناختی و دل‌مشغولی‌های ذهنی منفی ناشی از نقص در حافظه کوتاه مدت و دیگر عوامل حواس‌پرتی جلوگیری به عمل می‌آید که طبیعتاً نتیجه‌ی آن کاهش اضطراب امتحان است (کرمی و تیموری، ۱۳۹۲).

مطلب مرتبط :   نیروهای مسلح

Close Menu