تحقیق درباره دوران کودکی

تحقیق درباره دوران کودکی

دانلود پایان نامه

 

مهم است که بدانیم انرژی به کار رفته در هیجان خشم همان انرژی است که برای انجام کارهایی که ما را به اهدافمان می رساند به کار می بریم. اگر از این انرژی به طور صحیح استفاده شود میتواند در ابراز وجود و بیان افکار و به دست آوردن آنچه در زندگی میخواهیم، به ما کمک کند. اما باید با دقت به کار برده شود.
تمرین
اگر میبینید دارید به خودتان پیام منفی میدهید: دست نگه دارید. از خود بپرسید آیا گفتن این پیام برایم مفید است؟ آیا در زندگی به من کمک میکند که به آنچه میخواهم برسم؟ اگر مفید نیست، پیام دیگری که سازنده باشد کدام است؟
جلسه پنجم
آموزشگر بعد از بحث در مورد موضوع جلسه قبل و جمعآوری تمرینها تدریس را شروع میکند.
خشم میتواند یک هیجان بسیار مخرب باشد
1- خشم میتواند منجر به تعارض قدرت جدی شود، اگر هر دو طرف بخواهند بر صحت نقطه نظرات خود تأکید نمایند.
2- وقتی خشم ابراز می شود، احتمال بروز خشم باقی ماندۀ گذشته یا ابراز نشده و در نتیجه، عصبانیت شدید بیشتر می شود.
3- از نکات بالا نتیجه میگیریم که گیرنده (فرد مقابل) ممکن است اشتباه برداشت کند و سردرگمی ایجاد شود.
4- خشم می تواند به افکار غیرمنطقی و آشفته منجر شود. امکان دارد در «تصحیح نارواییهایی» که در گذشته در مورد ما انجام گرفته است حالت وسواس پیدا کنیم و بیش از اندازه بر بی عدالتی های گذشته تکیه کنیم، تا به زمان حال بپردازیم.
برخی از علایم خشم پنهانی
قبول کردن خشم یا هر احساس دیگری، اگر آن را تجربه می کنید، حاکی از ابراز وجود است. اما گاهی اوقات واقعاً تشخیص نمی دهید که آنچه احساس می کنید خشم است. می دانید «اشکالی وجود دارد» ولی نمیدانید آن چیست. برخی از این علایم عبارت اند از:
1- پرخوری، نوشیدن خیلی زیاد یا دردهای جسمی غیرقابل توضیح میتوانند علایم خشم و یا این که شما خشم را درونریزی کردهاید باشند.
2- اگر به راحتی عصبانی میشوید، برای مثال در حال رانندگی یا فعالیت عادی روزانه؛ هنگامی که برای ایجاد تعارض دلیلی پیدا میکنید؛ یا به جای گفتن چیزی به طور مستقیم به فرد دیگر به شیوه ظریفی از او روی برگردانید، ممکن است خشم دخالت داشته باشد.
3- اگر متوجه شوید که دیگران را خیلی سرزنش میکنید یا احساس میکنید که باید از همه چیز فرار کنید، یا احساس فریب خوردگی و جریحه دار شدن احساسات خود را دارید در واقع ممکن است از چیز خاصی که به آن موقعیت بی ربط است، خشمگین باشید.
4- خشم درونی شده میتواند به افسردگی (شدید) منجر شود. نادیده گرفتن این حقیقت که خیلی خشمگین هستید می تواند شما را بیمار کند.
در خصوص خشم خودتان
چیزهای دیگری در مورد خشم وجود دارد که دانستن آن ها مفید است و می تواند به شما کمک کند تا تصمیم بگیرید چگونه با آن کنار بیایید.
نخست، در دوران کودکی چگونه با خشم کنار میآمدید؟ آیا از آن می ترسیدید؟ به هیجان میآمدید یا آن را ابراز یا سرکوب می کردید؟ واکنش شما چه بود؟ آیا تشویق میشدید آن را ابراز کنید یا نه؟
اگر در کودکی اجازه نداشتید خشم خود را ابراز کنید یا اگر خشم شما پذیرفته نمی شد ممکن است حالا ندانید چه وقت خشمگین می شوید. ما از توجه به سر نخ هایی برای پی بردن به این که چه وقت واقعاً خشمگین می شویم، صحبت کردیم. اگر خانواده در کودکی واکنشهای شما را شدیداً کنترل می کرد، هر خشمی که حالا ممکن است تجربه کنید، در سطح ناخودآگاه است و ممکن است بدون اطلاع فوران کند.
از طرف دیگر، در کودکی ممکن است به شما اجازه داده شده باشد تا که هرچه دلتان خواست بکنید؛ شاید به اندازه کافی از راهنمایی و انضباط بهره مند نشدهاید. در این مورد هم اگر آرزوهای شما برآورده نشود، باز ممکن است مانند یک کودک رفتار کنید و عصبانی و دلخور شوید. در اینجا میتوانید از خود سؤال کنید حالا که بزرگ شدهام آیا چنین رفتاری به دردم می خورد؟
دوم، به طور کلی آیا احساس می کنید در زندگی با شما با خشونت رفتار شده است؟ آیا احساس می کنید که بالنسبه ناتوان هستید و اغلب قربانی می شوید؟ فکر می کنید اغلب نیازهایتان برآورده نمی شود؟ این خشمی که باید به فرد خاصی ابراز شود بلکه بیشتر ناکامی در مورد موقعیت خاصی در زندگی خودتان است. اگر پا پیش گذاشته و بپذیرید که مسؤول موقعیت خود هستید شانس بیشتری برای تغییر آن دارید.
مثلاً ممکن است از زندگی خود لذت کافی نبرید: با خود قرار بگذارید که کارهایی که بیشتر از آن ها لذت میبرید انجام دهید. ممکن است احساس کنید به اندازه کافی پیشرفت نمیکنید: بیشتر خطر کنید. ممکن است احساس کنید از شما قدردانی نمیشود: بیشتر از خود تقدیر کنید. همه چیز باید از شما شروع شود.
توجه کنید و ببینید چه چیزی باعث عصبانیت یا ناراحتی شما میشود و آیا میتوانید در جهت انجام آنچه ضروری است تا به شما کمک کند تا در آن قسمت از زندگی خود احساس کامیابی بکنید، گامهایی بردارید؟ انرژی موجود در خشم همان انرژی است که برای ابراز وجود در زندگی به کار می بریم، یعنی کامروایی خود. هر چه بیشتر بتوانیم خشم خود را در راه این هدف متمرکز کنیم کمتر احتمال دارد که آن را صرف ناکامی ها و عصبانیتهای جزئی کنیم.
سوم، آیا در روانتان خشم حل نشده از گذشته وجود دارد؟ اگر چنین است احتمالا شرایط یا رویدادهای خاصی این خشم را آشکار می کنند و باعث میشوند که شما بیش از حد واکنش نشان دهید. نقاط حساس خود را بشناسید. ممکن است به راحتی نسبت به فرد یا افراد خاصی خشمگین شوید. اگر به این طریق از الگوهای واکنش خود آگاه شوید، بیشتر می توانید خشم خود را کنترل و با آن کنترل بیایید.

مطلب مرتبط :   روش کتابخانه ای

بستن منو